آقا تقی و نان حلال

22:56 - 1394/02/08

چکیده: نان حلال خيلی خيلی خوب است. من نان حلال را خيلی دوست دارم. ما بايد هميشه دنبال نان حلال باشيم. مثل آقا تقی. آقا تقی يک ماست ‌بندی دارد. او هميشه پول آب مغازه را سر وقت می‌دهد تا آبی كه در شيرها می‌ريزد و ماست می‌بندد حلال باشد. آقا تقی می‌گويد: آدم بايد يک لقمه نان حلال به زن و بچه‌اش بدهد.

نان حلال

رهروان ولایت ـ
«لقمه کاید از طریق مشتبه
خاک خور خاک و بر آن دندان منه
کان تو را در راه دین مغبون کند
نور ایمان از دلت بیرون کند»[1]
مجتبی قرار بود در رابطه با موضوع نان حلال، انشایی بنویسد. او انشاء خود را این‌گونه آغاز کرد: «نان حلال خيلی خيلی خوب است. من نان حلال را خيلی دوست دارم. ما بايد هميشه دنبال نان حلال باشيم. مثل آقا تقی. آقا تقی يک ماست ‌بندی دارد. او هميشه پول آب مغازه را سر وقت می‌دهد تا آبی كه در شيرها می‌ريزد و ماست می‌بندد حلال باشد. آقا تقی می‌گويد: آدم بايد يک لقمه نان حلال به زن و بچه‌اش بدهد تا فردا كه سرش را گذاشت روی زمين و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بی‌راه نباشد. دایی من كارمند يک شركت است. او می‌گويد: تا مطمئن نشوم كه ارباب رجوع از ته دل راضی شده، از او رشوه نمی‌گيرم. آدم بايد دنبال نان حلال باشد. دایی‌ام می‌گويد: من ارباب رجوع را مجبور می‌كنم قسم بخورد كه راضی است و بعد رشوه می‌گيرم!
عموی من يک غذاخوری دارد. عمو هميشه حواسش است كه غذای خوبی به مردم بدهد. او می‌گويد: در غذاخوری ما از گوشت حيوانات پير استفاده نمی‌شود و هر چه ذبح می‌كنيم كره الاغ است كه گوشتش ترد و تازه است و كبابش خوب در می‌آيد. او حتما چک می‌كند كه كره الاغ‌ها سالم باشند و گرنه آن‌ها را ذبح نمی‌كند. عمويم می‌گويد: ارزش يک لقمه نان حلال از همه‌ پول‌های دنيا بيشتر است! آدم بايد حلال و حرام كند. عمو می‌گويد: تا پول آدم حلال نباشد، بركت نمی‌كند. پول حرام بی ‌بركت است. من فكر می‌كنم پدر من پولش حرام است، چون هيچ‌ وقت بركت ندارد و هميشه وسط برج كم می‌آورد. تازه يارانه‌ها را هم خرج می‌كند و پول آب و برق و گاز را نداريم كه بدهيم. ماه قبل گاز ما را قطع كردند چون پولش را نداده بوديم. ديشب می‌خواستم به پدرم بگويم: اگر دنبال يک لقمه نان حلال بودی، پول ما بركت می‌كرد و هميشه پول داشتيم، اما جرات نكردم. ای كاش پدر من هم آدم حلال خوری بود!»[2]
 آری! این حکایت حال کسانی است‌که برای به‌دست آوردن مال دنیا، حلال و حرام را رعایت نمی‌کنند. درست است که در اسلام به کار و کارگر اهمیت داده شده و سفارش‌های فراوانی را در این زمینه داریم. تا جایی‌که در رابطه با کارگر این حدیث نبوی وارد شده است: «الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِي‏ سَبِيلِ‏ اللَّهِ»،[3]؛ «کسی‌که برای اداره زندگی خانواده‌اش تلاش می‌کند، مانند کسی است‌که در راه خدا جهاد می‌کند.»
اما باید توجه داشته باشیم که این تلاش و کوشش نباید به هر قیمتی باشد، حتی به قیمت زیر پا گذاشتن دستورات دین و آوردن لقمه حرام سر سفره زن و فرزندان. که در این صورت نه تنها ارزشی ندارد که علاوه بر حق الله و گناه، حق الناس هم به گردن انسان می‌آید، و مانع انسان در انجام دادن فرامین الهی می‌شود.
 در قرآن کریم حق‌تعالی می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَليمٌ»،[مومون،51]؛ «اى پيامبران! از خوردنى‏‌هاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته انجام دهيد. مسلماً من به آن‌چه انجام مى‏‌دهيد، دانايم» در این آیه شریفه خوردن از غذای پاک و به دست آوردن روزی حلال، بر انجام  دادن عمل صالح مقدم شده، گویا انجام دادن عمل صالح بدون ارتزاق از حلال ممکن نیست.
و یا در دو آیه دیگر داریم:
الف: «وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُون»،[مائده،88]؛ «و از نعمتهاى حلال و پاكيزه‏‌اى كه خدا روزى شما فرموده بخوريد و از خدايى كه به او ايمان داريد، پروا كنيد.»
ب: «فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيم»،[انفال،69]؛ «پس اكنون از هر چه غنيمت گرفتيد بخوريد حلال و گواراى شما باد، و خداترس و پرهيزكار باشيد، كه خدا آمرزنده و مهربان است» در این دو آیه هم، خوردن از روزی حلال، مقدم بر تقوی شده است. گویا تقوی داشتن بدون خوردن از لقمه حلال ممکن نیست.
بنابراین حال که برای به‌دست آوردن رزق و روزی تلاش می‌کنیم، نباید با بی‌ مبالاتی و به طمع بدست آوردن پول بیشتر، به دنبال لقمه حرام برویم و لعن ملائکه را نصیب خود بنماییم، که پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) در این زمینه مى‌فرمایند: «اِذا وَقَعَتِ اللُّقْمَهِ مِنْ حَرام فی جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ کُلَّ مَلِک فی الّسمـواتِ وَالاَْرْضِ»،[4] ؛ «هرگاه کسى لقمه حرام بخورد و جزء بدنش شود تمام ملایکه آسمان و زمین او را لعنت مى‌کنند.»

...............................................
پی‌نوشت:
[1].شیخ بهایی
[2].http://www.tabiatgard.blogfa.com/post/219
[3].الكافي( ط- الإسلامية)، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏،تاریخ وفات مؤلف: 329 ق‏، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج5،ص66
[4].بحار الأنوار( ط- بيروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏،تاريخ وفات مؤلف: 1110 ق‏،محقق / مصحح: جمعى از محققان‏،دار إحياء التراث العربي‏، چاپ بيروت‏، 1403 ق‏،ج63،ص315

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.