نامه امام هادی به مردم اهواز

11:44 - 1394/02/07
چکیده: مهم‌ترین مسائل اعتقادی در دوره حضرت هادی(عليه‌السلام)، رشد اندیشه جبرگرایی و نفی اختیار بود که به شدت در میان فرقه‌ها و مذاهب مختلف، شیوع پیدا کرده بود، از این روی امام هادی(علیه‌السلام) نامه‌ای به مردم اهواز نوشت...
امام هادي

رهروان ولایت- امام علی النقی(علیه‌السلام) دهمین حجت خدا بر روی زمین، هادی و روشنی‌بخش همه قلب‌ها به سمت کانون عشق و محبت الهی بود. ایشان در طول دوران محنت‌بار و شکننده آن زمان، از هر وسیله‌ای برای هدایت و خوش‌بختی تمام انسان‌ها استفاده می‌کردند و با مناظرات و  نامه‌های بسیار، به خصوص با دعا و زیارتی شگرف به نام «جامعه کبیره» سعی در بیدار کردن عقل‌ها و دل‌های خفته‌ی مردم داشتند.

مهم‌ترین مساله‌ی  اعتقادی در دوره حضرت هادی، رشد اندیشه جبرگرایی و نفی اختیار بود که به شدت در میان فرقه‌ها و مذاهب مختلف شیوع پیدا کرده بود، از این روی در پی نامه‌های شیعیان، امام هادی(علیه‌السلام) در جواب آنان و رد دیدگاه جبریون، نامه‌ای به مردم اهواز نوشت که در آن نامه ابتدا به اصلی‌ترین و اساسی‌ترین بحث در هدایت انسان‌ها، یعنی جایگاه قرآن و اهل بیت(علیهم‌السلام) اشاره کردند، سپس با بیانی از جد بزرگوارشان حضرت صادق(علیه‌السلام) به تشریح و نقد دیدگاه جبرگرایان پرداختند. که ما به دلیل طولانی بودن، بخشی از آن را بیان می‌کنیم.

حضرت هادى(علیه‌السلام)  در این نامه فرمودند: «... مساله جبر و تفويض بنا به فرمايش حضرت صادق(عليه‌السلام) در پاسخ به پرسشى كه از آن حضرت شد اين بود كه: «نه جبر است و نه تفويض بلكه امرى ما بين آن دوست». اما جبر عقيده‏‌اى‌ست كه معتقدانش قائل‌اند: «خداى جليل و عزيز بندگان را مجبور به گناه كرده و با اين حال آنان را عذاب مى‏‌كند» و هر كس عقيده‏‌اش اين باشد، خداى را در حكمش به ستم نسبت داده و تكذيب كرده است. [و با اين عقيده‏] كلام خدا را رد نموده كه فرمود: «وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا [کهف/49] و پروردگار تو به هيچ كس ستم نكند» و نيز فرموده: «ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ يَدَاكَ وَأَنَّ اللَّـهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ [حج/10] اين به سزاى آن چيزى است كه دست‌هايت پيش فرستاده و از آن رو كه‏ خدا بر بندگان ستم‌كار نيست»، پس هر كه گمان كند كه مجبور به گناه شده؛ گناه خود را به خدا نسبت داده و او را در عذاب خود ظالم پنداشته است، و كسى كه خدا را ستم‌كار بداند قرآن را دروغ شمرده است، و هر كه قرآن را تكذيب كند، به اجماع امّت كافر شده است».

این استدلال امام تمام و کامل است، چرا که از نظر تمام عقلای عالم، تکلیف کردن و سپس مواخذه و عقاب شخصی که مجبور است، قبیح و ظلم است و خداوند که دارای عدل، حکمت، انصاف و آفریننده عقل است، هیچ‌گاه مرتکب چنین امر قبیح و ظلمی نمی‌شود.

حضرت هادی(علیه‌السلام) در ادامه در مورد عقیده تفویض نیز فرمودند: «و اما تفويض كه امام صادق(علیه‌السلام) آن را باطل ساخته، و معتقدان و پيروانش را خطاكار دانسته اين است كه: «خداوند، اختيار امر و نهى خود را به بندگان سپرده، و رهايشان ساخته است» که خداوند اگر اختيار بندگان را به خودشان سپرده بود، بايد انتخاب آنان را [هر چه باشد] پذيرفته، و به سبب آن مستحق ثواب گردند، و در اين صورت ديگر بر جنايتى كه كنند هيچ عقوبتى نباشد. بنابراين هر كه پندارد كه خداوند پذيرش امر و نهى خود را به بندگان سپرده و تفويض فرموده با اين كار از حضرت حقّ اثبات و تشریع را عجز نموده و پذيرش هر عملى از خير و شرّ را بر او ايجاب كرده و امر و نهى خداوند را باطل كرده است».

سپس وجود مبارك حضرت محمّدبن علىّ هادى(علیه‌السلام) در بیان وجود اختیار و تفسیر امربین الامرین فرمودند: «به تحقيق اعتقاد من اين است كه خداوند مردم را با قدرت خود آفريده، و نيرويى بديشان بخشيده تا با آن او را با رعايت امر و نهى پرستش و اطاعت كنند و خود خداوند اين را براى ايشان پسنديده، و آنان را از معصيت خود باز داشته و گناه‌كاران را نكوهيده و بر آن مجازات مى‏‌كند و اختيار در امر و نهى؛ با خداست، آن‌چه خواهد انتخاب كرده و بدان فرمان دهد، و از هر آن‌چه ناپسند دارد باز داشته و كيفر كند، به جهت همان قدرتى كه به بندگان خود داده تا از دستوراتش پيروى؛ و از نافرمانی‌اش اجتناب كنند، زيرا او خود عدل است و انصاف و حكومت از او است، و حجّت خود را با نماياندن عذر و ترساندن از عواقب كار تمام كرده، و انتخاب با اوست، هر يك از بندگانش را كه بخواهد بر مى‏‌گزيند».[1]

بنابراین خداوند تبارک و تعالی هیچ کس را مجبور به امری نساخته و متناسب با هدف خلقت انسان، به او اختیار عنایت کرده و بسته به توانایی‌ها و استعدادها و نعمت‌هایی که برخوردار بوده، او را مکلف ساخته است. اما این مطلب، به این معنا نیست که انسان در همه امور دارای اختیار کامل باشد و خداوند تمامی امور را به انسان واگذار کرده باشد، بلکه در جریان خلقت مسائل و حوادث بسیاری وجود دارد که از حیطه اختیار انسان خارج است و این همان نظریه امام است که نه جبر است و نه تفويض بلكه امرى ما بين آن دو است.

______________________________________________

پی‌نوشت
[1].  الاحتجاج شیخ طبرسی، ترجمه جعفرى، ج‏2، ص 530.

* برای مطالعه بیشتر به کتاب «جبر و اختیار» نوشته حضرت آیت الله سبحانی مراجعه شود.

 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.