جریان ملاقات امام محمد باقر علیه السلام

23:11 - 1394/01/29
چکیده:جابر پیرمرد روشن ضمیری بود که به محبت و ارادت به اهل بیت علیهم السلام افتخار می‌کرد. او که سرد و گرم روزگار را چشیده بود و درکهولت سن به‌سر می‌برد،در اواخر عمر خویش در بستر بیماری افتاده بود و با مرگ دست و چنجه نرم می‌کرد. امام محمد باقر علیه السلام به رسم وظیفه اسلامی.....
جریان ملاقات امام باقر علیه السلام

رهروان ولایت ـ
-«گل بود زخم تو و بلبل منم
عندلیب آسا گرفتار گلم
عاشقم من بر تو و کردار تو
جان فدای نور تو و نار تو
هر چه از زیبا رسد زیبا بود
زهر از شیرین لبان حلوا بود»[1]
جابر پیرمرد روشن ضمیری بود که به محبت و ارادت به اهل بیت علیهم السلام افتخار می‌کرد. او که سرد و گرم روزگار را چشیده بود و درکهولت سن به‌سر می‌برد،در اواخر عمر خویش در بستر بیماری افتاده بود و با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد. امام محمد باقر علیه السلام به رسم وظیفه اسلامی و انسانی به عیادت این صحابی مخلص رسول خدا صلی الله علیه السلام آمدند و از احوالات ایشان جویا شدند. جابر بن عبد الله انصاری جملاتی به زبان راند که حکایت از مقام صبر ایشان می‌نمود: «انَا فِى حَال الفَقرُ أَحَبُّ إِلَیَّمِنَ الغِنى ، وَ المَرَضُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الصِّحَةِ ، وَ المَوتُ أَحَبُّ‏  إِلَیَّ مِنَ الحَیَاة» «من در حالتی هستم که فقر و نداری را از توانگری، بیماری را از تندرستی، مرگ را از زندگی بیشتر دوست دارم» امام باقر علیه السلام که درمقامی بالاتر که همان مقام رضا است قرار داشت، در جواب فرمودند: «اَمَّا نَحنُ ـ اَهلُ الَبیت ـ فَما یَرِدُ عَلَینَا مِنَ اللهِ مِنَ الفَقرِ وَ الغِنَى وَ المَرَضِ وَ الصِّحَةِ وَ اَلمَوتِ و اَلحَیَاةِ فَهو أَحَبُّ‏  اِلَینَا»،[2]؛ «امّا ما اهل بیت چنین هستم که اگر خداوند ما را فقیر نماید، فقر را دوست داریم. اگر توانگر نماید، همان را دوست داریم. اگر مریض نماید بیماری را و اگر صحت و تندرستی عنایت کند، سلامتی را دوست داریم. و اگر زندگی دهد زندگی و اگر مرگ دهد همان را دوست داریم.»
به تعبیر بابا طاهر عریان:
«یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آن‌چه را جانان پسندد.»
در توضیح این حدیث شریف که در بیان مقام رضای امام باقر علیه السلام دلالت می‌کند، می‌توان این بیان استاد اخلاق مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمةالله علیه را ضمیمه نمود که فرمودند: «...و اگر اراده خویش را پیرو اراده حق سازد در تمام حرکات و سکناتش و برای وی اراده‌ای مخالف با اراده حق باقی نماند،این مقام رضاست...چنین چیزی با نیروی معرفت ممکن و سهل است. چه اگر بنده عنایت حق را بشناسد و کسی باشد که دارای عقل و اندیشه باشد، از وی اراده‌ای بر خلاف اراده الهی سر نخواهد زد. چون اراده ناشی از علم به صلاح است و چون بداند که صلاحی در غیر آن‌چه خدا اراده کرده وجود ندارد، اراده‌ای نسبت به غیر مراد حق در وی به‌ وجود  نخواهد آمد.»[3]
در واقع کسی‌که راضی به رضای الهی است، اراده خویش را فانی در اراده خدا نموده، و به آن حکیم، عالم، قادر، فیاض علی الاطلاق اعتماد کامل کرده است، و خلاف اراده او اراده‌ای ندارد.
اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست
مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست
اگر قبول کنی ر برانی از بر خویش
خلاف رای تو کردن خلاف مذهب ماست»[4]  
..........................................................................
پی‌نوشت:
[1]. ملا احمد نراقی، دیوان طاقدیس
[2]. ملا محمد مهدی نراقی، جامع السعادات ، ج 3 ، ص 285
[3]. میرزا جواد اقا ملکی تبریزی، رساله لقاء الله صص164،166
[4]. سعدی

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.