درباره اسماء الحسناي خدا كه در دعاي شب عرفه ذكر شده‌اند، توضيح دهید؟

09:39 - 1393/11/24
چکیده: هدف اصلي انسان بايد كسب لياقت و استعداد باشد، چرا كه مقصد و هدف اصلي انبياء الهي هم نشان دادن راه به دست آوردن اين لياقت و استعداد بود و خود آن حضرات و ائمه اطهار (ع) به عنوان انسان كامل، مظهر اسماء حسناي الهي بوده اند. بايد گفت زندگي الهي و انساني ما در گرو كسب معرفت به اين اسماء الهي است به طوري كه بدون اين معرفت در گمراهي هستيم...

بحث اسماء حسناي الهي يكي از مباحث مهم و مطرح شده در قرآن و ادعيه و روايات مي باشد كه در عرفان هم به بحث هايي در اين باره پرداخته شده است. در آيات قرآني در 4 آيه بحث اسماي حسناي الهي مطرح شده است.(1) و در روايات هم، ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ خود را به عنوان اسماء حسناي الهي معرفي نموده اند. در حديثي امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «نحن و الله الأسماء الحسني. به خدا قسم ما اسمايء حسناي الهي هستيم».(2) پس مي توان گفت اسماء حسناي الهي فراتر از الفاظ هستند بلكه يك حقيقت عيني و خارجي هستند. اما اين اسم هايي كه در ادعيه مخصوصاً در دعاي شب عرفه آمده گوشه اي از اسماء و صفات الهي است. زيرا اسماء و صفات الهي نامحدود و داراي مراتب هستند، بلكه مي توان گفت هر صفت نيكي كه شايستگي پروردگار را دارد در بالاترين درجه اش در خداوند وجود دارد و خداوند همان طور كه مبرّا و منزّه از همه نقص ها و بدي ها است دارنده و دهنده همه خوبي ها و كمالات است. اما نكته حائز اهميت اين است كه آيا راهي براي رسيدن و كسب معرفت به اين اسماء الهي وجود دارد يا خير؟ آنچه مسلم است اين است كه الفاظ نمي تواند بيانگر تمام حقيقت اين اسماء باشد، بلكه حقيقت اين اوصاف نزد پروردگار است و اوست كه به هر كس كه بخواهد به مقدار قابليتي كه دارد از اين اسماء مي دهند. بنابراين هدف اصلي انسان بايد كسب اين لياقت و استعداد باشد، چرا كه مقصد و هدف اصلي انبياء الهي هم نشان دادن راه به دست آوردن اين لياقت و استعداد بود و خود آن حضرات و ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ به عنوان انسان كامل، مظهر اسماء حسناي الهي بوده اند. در واقع بايد گفت زندگي الهي و انساني ما در گرو كسب معرفت به اين اسماء الهي است به طوري كه بدون اين معرفت در گمراهي و ضلالت هستيم. بنابراين بايد گفت تمام باورهاي فكري و اعتقادي ما و همچنين وظايف كرداري و عمل ما از شناخت اين اسامي و صفات الهي سرچشمه مي گيرد. مخصوصاً در دعا كه انسان بايد مخاطب خود را بشناسد و در هر حال هر مقدار شناخت و معرفت بيشتري داشته باشيم دعاي مستجاب تر و حقيقي تري خواهيم داشت.(3) و مهم ترين راه كسب اين معرفت عمل به دستورات شرع و در پي آن تهذيب و تزكيه نفس از پليدي ها و حجاب هايي است كه مانع شكوفايي حقيقت آن اسماء در وجود انسان مي شود. حال با ذكر اين مقدمه وارد بحث درباره اسماء حسناي الهي در دعاي شب عرفه مي شويم و مختصري درباره هر كدام توضيح مي دهيم. دعاي شب عرفه، يكي از ادعيه اي است كه داراي مضامين بسيار بلند عرفاني است و در آن اسماء حسناي الهي ذكر شده است كه به ترتيب شماره به بررسي مختصر هر كدام مي پردازيم:1. شاهد: خداوند شاهد است يعني هيچ چيزي بر ذات اقدس الهي مخفي نيست. حقيقت شهادت عبارت است از كشف و رفع حجاب بين شاهد و آن چه مشهود اوست. و احضار شاهد آن مشهود را و احاطه شاهد بر مشهود(4) شاهد و شهيد يعني گواه حاضر و بيننده بسيار دقيق و موشكاف. ناظر و مشاهده كننده همه چيز و جزئي ترين امور مخفي براي او آشكار و روشن است. خدا شاهد هر نجوي و بيننده و خواننده هر فكري است كه ما مي كنيم.(5)2. موضع كل شكوي: يعني هر كسي هر مشكل و گرفتاري دارد مرجع و محل حلّ آن خداوند است همه امور به خدا بر مي گردد.3. عالم كل خفيّة: خداوند به هر نهاني عالم است. عالم يعني بسيار دانا، هميشه آگاه، داناي همه چيز و عين مطلق دانايي، علم خدا عين ذات اوست. و علم خدا بدون كم و كاستي و بدون تغيير و ازلي و ابدي مي باشد و ژرفاي خالق عليم از فهم و درك محدود آدمي فراتر است.(6) آيات بسياري در قرآن كريم حاوي اسم عالم يا يكي از مشتقّات آن از ريشه علم مي باشد. امام خميني(ره) مي فرمايد: «علم خدا به اشياء علم حضوري است و معناي علم حضوري آن است كه معلوم با وجود خود در نزد عالم حاضر باشد نه با مفهوم و ماهيت پس آن چه از اشياء در محضر حق تعالي حاضرند حقيقت وجود ايشان است. علم حق به وجود تعلق مي گيرد و كاشف از وجود است و وجود در همه جا مساوي و مساوق با خير و كمال است».(7)4. منتهي كلّ حاجت: خداوند به عنوان اين كه خير و كمال مطلق است و قادر و توانا بر برآوردن نيازهاي همه مخلوقات است لذا نهايت هر حاجتي مي باشد و همه حوائج به سوي خدا مي باشد.5. مبتدئاً بالنعم علي العباد: سرچشمه همه نعمت ها از خداوند است و اوست كه به بندگان نعمت هايي داده كه بسياري از آن نعمت ها براي ما شناخته شده نيست. بسياري از نعمت ها را خدا در بدن انسان قرار داده كه ما از آنها بي خبريم و اوست كه آغازگر نعمت ها بر بندگان است.6. كريم: يعني تام بودن چيزي به حسب مرتبه اي كه دارد. و اين براي غير خدا هم به عنوان صفت آمده است. مثل رسولٌ كريم و زوج كريم و كتاب كريم و... و چون خدا در الوهيت ذاتاً و فعلاً تمام است به او كريم مي گويند.(8)7. جواد: يعني بسيار بخشنده عطاي خدا بهترين عطا مي باشد. زيرا بي منت و بلاعوض عطا مي كند. قبل از خواستن عطا مي كند و عطايش دائمي است.(9)8. غافر: چون خدا گناهان را مي بخشد به او غافر مي گويند.(10) خدا غفّار الذنوب است. تنها موجود مقتدر و شايسته و بزرگواري كه در صورت توبه بنده هر گونه گناه و بي توجهي و سركشي و حيوان صفتي را مي بخشد. پناهگاه تمام رانده شدگان نادم و طاغيان بي پناه و انسان هاي درمانده از گناه مي باشد.(11) 9. سبّوح: بسيار مهربان و منزّه از هر گونه آلودگي و ناخالصي و تركيب سبحان، پاكيزه و بي غلّ و غش اشاره است به اوج صافي صفا، شفافيت و زلالي محض و درخشاني فوق تصور. فساد و تباهي در او راه ندارد و عمل ناروا و ناشايست از ساحت مقدسش به دور است. و فروتني بيش از حدّ نوابغ و نخبگان و تسليم بودن در برابر خالق عليم و حكيم و... و اظهار عجز و ناتواني نمودن نشانه اين پاكي است.(12)10. قُدّوس: قدّوس مشتقّ از قدس است به معناي طهارت. غزالي مي گويد: قدوس يعني خدا منزه است از هر صفتي از اوصاف كمال كه مردم آن را گمان مي كنند چرا كه خلق بر خويشتن مي نگرند و صفات خويش را مي شناسند و صفات كمال و نقصان را بدان مي سنجند. از جمله صفات كمالي براي خلق، علم و قدرت و... است. و نهايت تسبيح خلق براي خدا، توصيف كردن خداست به اين صفات. در حالي كه خدا منزّه است از اوصاف كمالي خلق بلكه از هر صفتي كه بنده بتواند آن را تصوّر نمايد.(13) علامه ابن فناري، قدّوس را به معني منزه دانستن خدا از هر گونه صفت نكوهيده مثل دروغ و... معني نموده است.(14) و ديگران قدّوس را اين گونه معني كرده اند، طاهر است از محدوديت صفات و متّصف به صفات است به نحو كمال(15) قدّوس يعني در نهايت كمال و پاكي و صفا، خدا قدوس است يعني ذات كامل پاكيزه و به دور از هر گونه آلودگي است. يعني بسيار پاكيزه و مطلق پاكي و پاك كننده انسان از شرك و گناه و انحراف.(16)11. وهّاب: چون خدا عطايش بدون عوض است و اين يك امر ذاتي براي خداست. به او وهّاب مي گويند.(17) يعني بسيار بخشنده نعمت ها به بندگان.12. رازق: چون رزق همه موجودات را خدا مي دهد به او رازق مي گويند.(18)13. ديّان: خدا ديّان است يعني جزا دهنده معطي و عاصي است.(19) يعني جزا دهنده و ادا كننده ديون به جاي بندگان، بسيار ادا كننده قرض ها، حسابدار بسيار دقيق در همه چيز و در تمامي شرايط و زمان ها.(20)14. قادر و قدير: حقيقت قدرت عبارت است از خلق اول به اعتبار احاطه به حدود تمام موجودات.(21) يعني آن چه را بخواهد مطابق مقتضاي حكمت انجام مي دهد، بدون كم و زيادي. لذا صحيح نيست غير خدا به اين كلمه توصيف شود(22).در توحيد صدوق آمده قدير و قادر هر دو به يك معني است يعني اشياء نمي توانند از او دور باشند و نمي توانند مانند او باشند(23) قدير يعني قادر متعال و مقتدر توانمندي كه در اوج هيچ گونه ضعف و درماندگي و ناتواني نيست. تواناي مطلق خدايي است كه تماي عالم وجود در برابر قدرتش تسليم هستند.(24)15. سامع: سامع يعني شنونده، سميع يعني بسيار شنوا، شنواي دقيق هر گونه صوت و صدا و فكر و نيّت و ايماء و اشاره، و شنواي دعاي مردمان. امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد كسي كه به راستي مي داند خداوند بيننده او را مي بيند و خداوند سميع آن چه را مي گويد مي شنود و خداوند حكيم همه آن چه را شخص از خوبي و بدي انجام مي دهد مي داند. اين توجه شخص را از انجام گناه و بدي باز مي دارد.(25) اسم سميع از اسماي حسناي الهي است كه 47 بار در قرآن آمده و جزو صفات ذات خداست چرا كه خدا به ذاته شنوا مي باشد. امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: خدا شنواست نه با گوش و بيناست نه با چشم.(26) ابن اثير در نهايه مي گويد: سميع آن است كه از درك او هيچ مسموعي و لو مخفي هم باشد فوت نشود. و سميع يعني دانا بودن خدا به مسموعات.(27)16. واحد: از اسماي حاكم بر مظاهر اخروي هنگام قيامت كبري اسم مبارك واحد است. اسم أحد و واحد مضاف است به ذات الهي از جهت اطلاق و ازليت آن. حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: خداوند واحد است اما نه واحدي كه انسان با آن واحد است. زيرا انسان در حالي كه دست و پا و اعضاء و جوارح دارد نمي تواند واحد باشد. خون او با گوشت و رگ و ديگر اجزائش اختلاف دارد. در حالي كه خدا در معني واحد است و غير از او كسي واحد نيست. در خدا اختلاف و تفاوت و زيادي و نقصان راه ندارد.(28) ابن عربي هم واحد را مخصوص خدا مي داند(29) اينكه همه سفراي الهي از يك خدا گفته اند و مردم جهان را به سوي يك خداي واحد دعوت كرده اند، دليل بر واحد بودن خداست.(30) در دعاي شب عرفه اسم هاي ديگري از اسماء حسناي الهي وجود دارد كه به نحوي تجلي خاصي است براي انبياء الهي مانند اسمي كه حضرت موسي(ع) با آن خدا را خواند و يا اسمي كه حضرت عيسي(ع) با آن مرده زنده مي كرد يا اسمي كه با آن رود نيل براي حضرت موسي(ع) و پيروانش شكافته شد و يا اسمي كه حضرت يونس(ع) با آن خدا را خواند و نجات يافت يا اسمي كه حضرت داود(ع) با آن خدا را مي خواند و يا اسمي كه حضرت ايّوب(ع) با آن خدا را خواند و از گرفتاري ها نجات يافت يا اسمي كه با آن به سليمان نبي(ع) سلطنت و ملكيّت داده شد و بسياري از اسم هاي ديگر. اما نكته قابل توجه اين است كه ما حقيقت اين اسماء را نمي فهميم و اينگونه نيست كه هر كسي به راحتي بتواند به آنها دست پيدا كند. پس مي توان نتيجه گرفت كه اسماي حسناي الهي بسيار زياد است. اگر چه در مواردي تعداد آنها ذكر شده است. اما امّهات آنها همان هايي مي باشد كه در آيات شريفه قرآن و ادعيه مخصوصاً دعاي جوشن كبير كه هزار و يك اسم از اسماي حسناي الهي را دارد، ذكر شده است.

پاورقی:

1. اعراف : 80. طه : 8. اسراء : 110. حشر : 24.
2. کليني، محمد بن يعقوب، اصول کافي، مؤسسه دارالکتاب الاسلاميه، ج1، ص143.
3. فراهاني منش، عليرضا، دعاشناسي موضوعي (مقدمه)، دفتر انتشارت اسلامي، 1376.
4. همداني درود آبادي، سيد حسين، شرح الاسماء الحسني، نشر بيدار، ص120.
5. کارآمد کرماني، غدير، اسماء حسناي الهي، نشر گوهر منظوم، 1379، ص90.
6. همان، ص98.
7. امام خميني، سيد روح الله، رساله طلب و اراده، ص90.
8. همداني، همان، ص154.
9. همان، ص73.
10. همان، ص140.
11. کارآمد کرماني، همان، ص100.
12. همان، ص84.
13. فخر رازي، محمد بن عمر، لوامع البينات معروف به شرح اسماء حسناي الهي، بخش 5، چاپ قديم.
14. حسن زاده آملي، حسن، کلمه عليا في توقيفية الاسماء. ص7.
15. همداني همان، ص147.
16. کارآمد کرماني، همان، ص103.
17. همداني، همان، ص183.
18. همان، ص101.
19. همان، ص92.
20. کارآمد کرماني، همان، ص79.
21. همداني، همان، ص148.
22. شنکايي، مرضيه، بررسي تطبيقي اسماي الهي، انتشارات سروش، ص98.
23. شيخ صدوق، کتاب التوحيد، به نقل از بررسي تطبيقي اسماء الهي. ص198.
24. کارآمد کرماني، همان، ص105.
25. همان، ص78.
26. نهج البلاغه، خطبه 150.
27. قرشي، سيد علي اکبر، قاموس قرآن، ج3، ص326.
28. نهج البلاغه، خطبه 186.
29. ابن عربي، محيي الدين، فتوحات مکيّه، ج4، ص376.
30. کارآمد کرماني، همان، ص115.

منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

با عضویت در خبرنامه مطالب ویژه، روزانه به ایمیل شما ارسال خواهد شد. .

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.