ملاکهای حضرت خدیجه برای ازدواج با محمد امین

22:15 - 1393/11/20
چکیده: امانت داري، راستگویی، حسن خلق، حسن تدبير، سياست و کارداني پيامبر- صلی الله علیه و آله - و عزت وعظمت و ایمان وی که اين گونه ويژگي ها در آن دوره در کمتر کسي يافت مي شد باعث شد تا حضرت خدیجه به پیامبر صلي الله عليه و آلهبگوید: جداً مايلم با تو ازدواج کنم.
رسول الله

رهروان ولایت ـ پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ قبل از ولادت پدر خود را از دست داد و بعد از تولد تحت سرپرستي جد خويش عبدالمطلب و با تربيت مادرش آمنه رشد يافت. در سنين کودکي که هنوز هشت سال از عمر با برکت آن بزرگوار سپري نشده بود مادر و جد خود را نيز از دست داد و تحت تکفل عمويش ابوطالب قرار گرفت.

پس از مرگ جدش تحت سرپرستي ابوطالب و فاطمه بنت اسد بود. تا اينکه به سنين جواني، حدود بیست و پنج سالگي رسيد. در اين مدت آن حضرت در بين مردم مکه به راستگو راستگویی، امانت داري و خوش خلقي شهرت يافته و اين ویژگی های حضرت زبانزد همگان بود؛ و همين ویژگی های حضرت موجب شد تا حضرت خديجه- علیها السلام -، ثروتمندترين بانوي قريش پيشنهاد همکاري در تجارت را به حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ داد و در حقيقت او را امين مال التجاره و شريک کار خود ساخت.[1]

حضرت خديجه کبري ـ عليها السلام ـ بر همين اساس به حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ که هنوز به رسالت مبعوث نشده بود، گفت: آنچه که مرا شيفته تو نموده است، همان راستگویی، امانتداري و اخلاق پسنديده تو است، من حاضرم دو برابر آنچه به ديگران مي دادم به تو بدهم و دو غلام خود را همراه تو بفرستم که در تمام مراحل فرمانبردار تو باشند.[2]

بنابراين آنچه که در اعتماد طرفين مخصوصا در امور مالي قابل توجه است، امانت، راستگویی و برخورد خوبی است که با توجه به شناختي که حضرت خديجه- علیها السلام - از گذشته آن حضرت داشت، به اين خصوصيات و ويژگي هاي حضرت واقف بود و بر اين اساس به حضرت اعتماد کامل داشت و به خاطر همين اعتماد بود که پيشنهاد همکاري تجاري به پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ را داد. اين در حالي بود که ابوطالب عموي پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ قبلا پيشنهاد همکاري پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ با خديجه- علیها السلام - را مطرح کرده بود و حضرت را به شرکت در کاروان تجاري خديجه- علیها السلام - به شام ترغيب نموده بود.[3] ولي مناعت و بلندي روح پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مانع از آن بود که مستقيما بدون هيچ سابقه و درخواستي، پيش خديجه- علیها السلام - برود و چنين پيشنهادي کند. از اين جهت بود که به عموي خود چنين گفت: شايد خود خديجه دنبال من بفرستد.[4] از قضا همان طور که حضرت پيش بيني کرده بودند، رخ داد. و درخواست اوليه را حضرت خديجه- علیها السلام - مطرح نمودند. پس اولين چيزي که اعتماد خديجه را نسبت به حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ جلب نمود، با وجود اينکه هنوز، پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به نبوت نرسيده بود، دارا بودن صفات اخلاقي پسنديده بود، به طوري که در جامعه مکه، همه پيامبر- صلی الله علیه و آله - را به اين خصوصيات مي شناختند.

پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ قبل از نبوت هم اگر در امري و کاري حاکميت و قضاوت مي کردند همه آن را قبول داشتند. چنانچه در ماجراي تجديد بناي کعبه وقتي که روسای قبايل در نصب حجر الاسود در جاي خود دچار اختلاف شدند و نزديک بود که خونريزي پيش بيايد با حکميت پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به خاطر همان خصوصيت راستگویی، امانتداري و اخلاق پسنديده اي که داشت همه روساي قبايل به دستور آن حضرت تن دادند.[5] و حضرت با تدبير و سياستي که به کار بست هم جلوي نزاع را گرفت و هم همه قبايل در بالا آوردن حجر الاسود شريک شدند و هم اينکه خود حضرت سنگ را در جاي خود گذاشت.
دومين عاملي که در تداوم اعتماد حضرت خديجه- علیها السلام - به پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ نقش داشت اين بود که با راه افتادن کاروان تجاري و رفتن به سوي شام و صورت گرفتن فروش کالا و خريد کالاي مورد نياز و به دست آوردن سود هنگفت و کلان که در سفرهاي پيشين چنين سودي حاصل نشده بود؛ وقتي کهخديجه- علیها السلام - چنين وضعیتی را مشاهده و گزارش فعاليت را حضرت به خديجه داد،[6] اعتماد وي بيشتر شد.

علاوه بر آن غلام خديجه بنام ميسره آنچه را که در اين سفر ديده بود که تمام آن ها بر عظمت و معنويت محمد امين گواهي مي داد براي خديجه مو به مو تعريف کرد و اتفاقي که در مورد برخورد پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ با بصرای راهب صورت گرفت و پيش گوئي نبوت حضرت را از تورات و انجيل نقل نمود و نيز اينکه امين قريش از قسم خوردن به لات و عزي و دو بت مشرکين مکه، امتناع ورزيده بود، همه را براي خديجه تعريف کرد؛ به طوري که کارداني و دلاوري رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مورد اعجاب خديجه قرار گرفت و حاضر شد[7] علاوه بر مبلغ قرار دادي که مقرر شده بود به حضرت بپردازد، مبلغي اضافه بپردازد که حضرت نپذيرفت اين همه موجبات تداوم اعتماد خديجه- علیها السلام - را به آن حضرت فراهم مي کرد. اين اعتماد به حدي رسيد که حتي خديجه- علیها السلام - با آن همه ثروت و مکنت حاضر شد همه روساي قبايل را رد کند و به ازدواج امين مکه رضايت دهد. اين همه معلول و مولود ايمان خديجه- علیها السلام - به تقوي، پاکدامني، عفت و امانت عزيز قريش بود. خديجه پس از شنيدن گزارش ميسره که مملو از کرامات و معنويات محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ بود، همه را براي «ورقة بن نوفل» که داناي عرب بود نقل مي کند، او مي گويد: صاحب اين همه کرامات پيامبر عربي است.[8]

لذا همان طور که مورخين گزارش داده اند اعتماد خديجه- علیها السلام- از حد امور مالي گذشت و به آن حد رسيد که خود پيشنهاد ازدواج به پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ را مطرح نمود؛ همان طور که ابتدا پيشنهاد همکاري تجاري به پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ را نيز خود او داده بود، اين همه چيزي نبود جز شهرت امانت، تقوي و خصوصيات اخلاقي حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ و مديريتي که آن حضرت در مسائل اجتماعي داشتند.

ابن هشام نقل مي کند: خديجه شخصا تمايلات خود را اظهار کرد و چنين گفت: عمو زاده! من بر اثر خويشي که در ميان من و تو برقرار است (هر دو قبيله قريش بودند) و آن عظمت و عزتي که ميان قوم خود داري و امانت و حسن خلق و راستگویی که از تو مشهود است جداً مايلم با تو ازدواج کنم.[9]

بنابراين عواملي که باعث اعتماد حضرت خديجه- علیها السلام - هم در امور مالي و هم در امر ازدواج به حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ شد عبارت بودند از: دارا بودن صفات و خصوصيات فردي ويژه از قبيل امانت داري، راستگویی، حسن خلق، حسن تدبير، سياست و کارداني پيامبر- صلی الله علیه و آله - که اين گونه ويژگي ها در آن دوره در کمتر کسي يافت مي شد؛ چنانچه فقط و فقط محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ به اين صفات مشهور بود. البته خديجه- علیها السلام - نيز بانويي زيرک بود که اين مسائل را به خوبی تشخيص مي داد.

 

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ فروغ ابديت، جعفر سبحاني.
3ـ زندگاني محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ سيد هاشم رسولي محلاتي.

پی نوشتها:
[1]. ابن هشام، عبدالملک، السيرة النبويه، بيروت، دارالمعرفه، بي تا، ج1. ص188.
[2]. ابن اثير جزری، علي بن محمد، الکامل في التاريخ، بيروت، دارصادر، 1385ش، ج2.ص 39.
[3]. مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، بيروت، موسسه الوفاء، 1403ق، ج16، ص22.
[4]. سبحاني، جعفر، فروغ ابديت، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1373ش، ج1، ص190.
[5]. مسعودي،علي بن حسين، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم، دارالهجره، 1409ق، ج2، ص272.
[6]. مجلسی، پیشین ، ج16، ص4.
[7]. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبري، بيروت، دارالکتب، 1410ق، ج1، ص104.
[8]. ابن هشام، پیشین، ج1، ص191.
[9]. همان.

منبع: اندیشه قم

 

نظرات

تصویر عابر
نویسنده عابر در

سلام،
با توجه به ملاکهایی که فرمودید غیر مستقیم به این نکته اشاره کردید که برای ایشان ملاک سن مد نظر نبود! در صورتیکه خیلی از مشاورین ما به غیر این اذان دارن...

تصویر توفیقی

سلام
بله سن جزء ملاکهای ترجیحی ازدواج است و سخن برخی مشاورین هم که توصیه میکنند سن دختر کمتر باشد به خاطر احتمال بروز مشکلات بعدی و بروز ناسازگاریهای احتمالی است و البته بیشتر بودن سن دختر به خودی خود مشکل ساز نیست بلکه با رعایت کردن نکات زیر میتوان در صورت بزرگتر بودن دختر سازگاری را ایجاد کرد:
1-به اختلاف زیاد در درک و فهم و تجربه و اطّلاعات مربوط به مهارت‌های زندگی منجر نشود.
2-دختر، پسر را بچّه نبیند و احساس کند می تواند به او تکیه کند.
3-اختلاف زیادی در علایق و سلایق نداشته باشند.
4-دختر خود را بالاتر نبیند و فکر نکند آن که سنّ بالاتر دارد حرفش درست تر است و در نتیجه قصد تحمیل نظر خود را نداشته باشد.
5-دختر، مدیریّت و اقتدار مرد را قبول کند و نخواهد خودش رییس خانه باشد.
6-پسر نیز طوری رفتار نکند که عملاً بی تجربگی و مدیریّت نداشتن خود را اثبات کند.
7-خانواده‌ی دختر و پسر، طرف مقابل را بپذیرند.
در این صورت بزرگتر بودن سن دختر هیچ مشکلی ایجاد نمیکند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.