خدشه بر عدالت صحابه از نگاه قرآن كريم

10:04 - 1393/11/27
چکیده: اهل سنّت، اصلی دارند به نام «اصل عدالت صحابه» و معتقدند كه افعال و اقوال تمام صحابه طبق عدالت بوده و خدشه‌دار نیست. ولی شيعه معتقد است كه اين اصل طبق دلايل مختلف، مخدوش است و با مراجعه به متن قرآن كريم اين اصل، از اصالت افتاده و هيچ انسان منصفى نمی‌تواند همه آنان را عادل و پارسا معرفى كند.
عدالت صحابه

رهروان ولایت ـ اهل سنّت، اصلی دارند به نام «اصل عدالت صحابه» و معتقدند كه افعال و اقوال تمام صحابه طبق عدالت بوده و خدشه‌دار نیست. ولی شيعه معتقد است كه اين اصل طبق دلايل مختلف، مخدوش است و با مراجعه به متن قرآن كريم اين اصل، از اصالت افتاده و هيچ انسان منصفى نمی‌تواند همه آنان را عادل و پارسا معرفى كند.

قرآن، درباره ياران رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به مناسبت‌های گوناگونى سخن گفته و گروهى را تحسين و تمجيد و گروهى را نيز سرزنش و نكوهش كرده است. در آياتى كه به مذمّت و نكوهش آنان می‌پردازد، آشكارا می‌رساند كه در ميان آنان، منافق ـ شناخته‌شده یا ناشناس ـ بیماردل، دهن‌بين و افرادى كه نيك و بد را به هم آميخته و تا مرز ارتداد پیش‌ رفته‌اند، وجود داشته است.

با توجه به آيات قرآن، اصحاب به دو گروه تقسیم می‌شوند:
1. گروهی که ایمان به خدا و رسولش آورده و خود را تسلیم او نموده و رهبری‌اش را با دل و جان قبول کرده‌اند و در راه خدا و رسولش، از خود گذشته‌گی و ایثار نشان داده‌اند، بدون شک آنان از رست‌گاران خواهند بود و اینان اقلیتی هستند که قرآن آن‌ها را «شاکران» نامیده است.

2. گروهی دیگر، در ظاهر به خدا و رسولش ایمان آورده‌اند، ولی در قلبشان مرض و شک و تردید است و این‌ها فقط دنبال منافع شخصی و دنیوی خویش هستند و در تمام احکام و اوامر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با او مخالفت می‌کنند و در برابر حکم خدا و رسولش، تمرّد می‌کنند؛ این‌ها از زیان‌کاران‌اند، متأسفانه اکثریت اصحاب را تشکیل می‌دهند که قرآن در عبارتی کوتاه آنان را چنین معرفی کرده است: «لَقَدْ جِئْنَاکُم بِالْحَقِّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَکُمْ لِلْحَقِّ کَارِهُونَ [زخرف/78] همانا حق را برای شما آوردیم، ولی بسیاری از شما از حق بیزارید».

انسان پژوهش‌گر، در می‌یابد که این اکثریت، در زمان حیات رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با او می‌زیسته‌اند و پشت سرش نماز می‌خواندند و در هر حال، با او هم‌صحبت بودند و به هر نحوی که می‌توانستند به او نزدیک می‌شدند تا سر درونشان برای مومنین متعهد، کشف نگردد و پیوسته تلاش می‌کردند که با اظهار عبادت و پارسایی، مومنین به حال آنان غبطه بخورند و جلوی دیدگانشان، چهره‌ای حق‌به‌جانب و مقرّب جلوه دهند.[1]

اينك به برخی از اين آيات اشاره می‌کنیم:

1. «وَما مُحَمَّدٌ إِلارَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَئن ماتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ [آل‌عمران/144] و محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیست جز پیامبری که قبل از او نیز پیامبرانی آمدند و در گذشتند، پس اگر او از دنیا برود یا کشته شود، باز شما به جاهلیت و قهقرا بر می‌گردید، پس هر که مرتد شود، به خداوند هیچ ضرر و زیانی نخواهد رساند و همانا خداوند شکرگزاران را جزای خیر خواهد داد».

2. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ، وَتَخُونُواْ أَماناتِکُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ * وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلاَدُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ. [انفال/28] ای گروهی که ایمان آورده‌اید، خیانت به خدا و رسولش نکنید و امانت‌ها را خیانت نکنید، درحالی‌که می‌دانید و بدانید که اموالتان و فرزندانتان برای آزمایش شما است و نزد خداوند، پاداشی بزرگ است».

3. «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ [حدید/16] آیا وقت آن نرسیده است، آنان که ایمان آورده‌اند، دل‌هایشان از ترس عذاب خدا و از حقی که نازل‌شده، خشوع کند و بلرزد.»

4. «یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا، قُل لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلَامَکُم، بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمَانِ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ [حجرات/17] بر تو - ای پیامبر - منّت می‌گذارند که اسلام آورده‌اند؛ بگو: به خاطر اسلامتان بر من منّت نگذارید، بلکه خداوند بر شما منّت نهاد که شما را به‌ سوی ایمان هدایت کرد، اگر راست می‌گویید (و در ایمانتان صادق هستید)».

5. «وَمِنْهُم مَن یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُواْ مِنْها رَضُواْ وَإِن لَّمْ یُعْطَوْاْ مِنهَا إِذا هُمْ یَسْخَطُونَ [توبه/58] و برخی از آنان، در تقسیم صدقات بر تو خرده می‌گیرند، پس اگر مال زیادی به آن‌ها عطا کنی، راضی می‌شوند و اگر پول به آن‌ها داده نشود، سخت خشمگین می‌گردند».

6. «وَ مِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لکُمْ، یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ * وَرَحْمَةٌ للَّذِینَ آمَنُواْ مِنکُمْ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ. [توبه/61] و برخی از آنان هستند که دائماً پیامبر را اذیت می‌کنند و می‌گویند شخص زودباوری است بگو، این زودباوری من به نفع شما است. پیامبر به خدا ایمان آورده و به مؤمنین اطمینان دارد و رحمتی است بر مؤمنین حقیقی و اما آنان که رسول خدا را اذیت و آزار می‌دهند، برایشان عذابی دردناک آماده شده است».[2]

7. «قالَتِ الاَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا اَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الاِيمانُ فِى قُلُوبِكُمْ وَ اِنْ تُطِيعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ اَعْمالِكُمْ شَيْئاً [حجرات/14] بادیه‌نشینان اطراف مدينه، گفتند كه ما ايمان آورده‌ایم، بگو، هنوز ايمان نیاورده‌اید، ليكن بگوييد، به‌ظاهر تسلیم‌شده‌ایم، (زيرا) هنوز ايمان در دل‌های شما وارد نشده است و اگر خدا و پيامبر او را فرمان ببريد، از جزاى اعمال شما، چيزى كم نمی‌کند، حقا كه خدا آمرزنده و مهربان است».

8. «يا اَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الاَدْبارَ وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذ دُبُرَهُ مُتَحَرِّفاً لِقِتال اَوْ مُتَحَيَّزاً اِلى فِئَة فَقَدْ باءَ بِغَضَب مِنَ اللّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ [انفال/15 ـ 16] اى افراد با ايمان، اگر در ميدان نبرد، با دشمن روبرو شديد، به آنان پشت نكنيد؛ و هر كس در آن روز، به دشمن پشت كند، مورد خشم خدا قرارگرفته و جايگاه او دوزخ است و چه سرانجام بدى است; مگر اينكه پشت كردن به دشمن، به خاطر تغيير موضع در ميدان نبرد يا پناه بردن به گروهى از مسلمانان باشد».

اين آيه و آيات مشابه آن‌ها، آن‌گاه نازل شدند كه قسمتى از ياران خدا، در جنگ «احد» از برابر دشمن فرار كردند. مشابه آن نيز در جنگ «حنين» تكرار شد؛ قرآن، كيفيت فرار اسف‌بار آنان و اين‌كه هرگز به نداى پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) توجه نمی‌کردند را چنين ياد می‌کند: «اِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوونَ عَلى اَحَد وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِى اُخْراكُمْ. [آل عمران/153] آن‌گاه‌که از كوه (احد) بالا می‌رفتید و به كسى توجه نمی‌کردید، درحالی‌که پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آخرين افراد باقی‌مانده در ميدان را صدا می‌کرد».

آيا صحيح است افراد فرارى از ميدان نبرد را كه حتى به نداى پيامبر پاسخ مثبت نمی‌گفتند، عادل خواند؟

چيزى كه صحابه را از ديگران جدا می‌سازد، اين است كه آنان نور نبوت را مشاهده كرده و افتخار مصاحبت با پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را پیداکرده‌اند و در ميدان مناظره، معجزات او را با ديدگان خود دیده‌اند و از اين طريق، مسئوليت بزرگى در پيش‌گاه خدا و پيش‌گاه پيامبر او(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و در پيش‌گاه آيندگان را به عهده گرفته‌اند؛ از این‌ جهت لغزش و نافرمانى آنان، مانند لغزش ديگران نيست، چنان‌كه پاداش فرمان‌برداری و پارسايى آنان، بالاتر از افراد ديگر است.[3]

 

--------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
[1]. امام احمد بن حنبل در مسندش – ج 3 – ص 15 و ابن حجر در اصابه‌اش ج 1 – ص 484، در شرح‌حال ذی الثدیه از انس بن مالک نقل می‌کند که گفت: در زمان رسول خدا، شخصی بود که عبادت و ورعش خیلی مایه اعجابمان بود. ما نامش را برای پیامبر ذکر کردیم، حضرت او را نشناخت؛ او را توصیف نمودیم، باز هم نشناخت؛ در همان حال که ناگهان آن شخص پیدا شد. گفتیم: یا رسول الله؛ این خودش است! حضرت فرمود: شما از شخصی خبر می‌دهید که در سیمایش، آثار شیطان دیده می‌شود. این مرد و یارانش قرآن می‌خوانند ولی از گلویشان تجاوز نمی‌کند. این‌ها از دین خارج می‌شوند چنانکه تیر از کمان خارج می‌شود. آن‌ها را بکشید که بدترین مردم‌اند.
[2]. عصمت صحابه (اصحاب) از نگاه قرآن، دکتر محمد تیجانی تونسی مترجم: سید محمد جواد مهری.
[3]. فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى، سبحانی، جعفر، ج 1، صفحه 203.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.