صدّیق اکبر کیست؟

14:35 - 1393/10/26
چکیده: حضرت علی(علیه‌السلام) «صدیق اکبر» و «فارق اعظم» است، این دو لقب اختصاصی آن حضرت بوده است، هر چند مخالفان آن حضرت تلاش کرده‌اند انها را به دیگران نسبت دهند اما شواهد همه نشانگر آن است که، این دو لقب اختصاصی امیرالمومنین(علیه‌السلام) بوده و برای دیگران جعل شده است.
صدیّق اکبر

رهروان ولایت ـ حضرت علی‌(علیه‌السلام) تربیت یافته رسول خدا(صلی‌الله‌عیه‌وآله) است؛ او همواره با گفتار و عمل خود آن حضرت را تصدیق می‌کرد، از این‌رو به «صدیق اکبر» لقب گرفت؛ مواردی چون خوابیدن در رختخواب آن حضرت در لیلة‌المبیت از مصادیق تصدیق عملی، و ایمان آوردن به رسول خدا(صلی‌الله‌عیه‌وآله) از مصادیق تصدیق زبانی آن حضرت نسبت به پیامبر اکرم(صلی‌الله‌عیه‌وآله) به شمار می‌رود.

در روایات، فضایل بسیاری برای آن حضرت نقل شده است؛ به گونه‌ای که رسول خدا(صلی‌الله‌عیه‌وآله) فرمود: فضایل حضرت علی(علیه‌السلام) قابل شمارش نیستند.[1] از این‌رو، در کنار عالمان شیعی، بسیاری از عالمان اهل‌سنت نیز در فضایل آن حضرت، کتاب‌هایی نوشته و به افضلیّتش اعتراف کرده‌اند. اما همواره در کنار پیروان و محبان آن حضرت، کسانی به دشمنی با او  پرداخته‌اند؛ از حسادت‌هایی که در زمان رسول خدا(صلی‌الله‌عیه‌وآله) از سوی برخی صحابه و برخی همسران پیامبر(صلی‌الله‌عیه‌وآله) نسبت به او صورت می‌گرفت، گرفته، تا وهابیتی که امروزه تمام تلاش خود را در منهدم کردن نام و آثار آن حضرت بکار گرفته است. آنها می‌خواهند نور خدا را خاموش کنند، اما خدای متعال می‌فرماید: «يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ؛ می‌خواهند نور خدا را به دهان‌هايشان خاموش کنند ولی خدا کامل‌کننده، نورخويش است، اگر چه کافران را ناخوش آيد»[صف/8]

یکی از فضایل آن حضرت، لقب «صدیق اکبر» است، آن حضرت خود در این باره می‌فرماید: «من بنده خدا، برادر رسول خدا(صلی‌الله‌عیه‌وآله) و صدیق اکبر هستم، هیچ‌کس پس از من چنین سخن نگوید، جز آن‌که دروغ‌گو باشد».[2] اما دشمنان آن حضرت به ویژه معاویه(لعنه‌الله‌علیه) سعی در کتمان و مخفی کردن فضایل آن حضرت داشتند، از این‌رو دستور داد که هر فضیلتی آن حضرت دارد شبیه آن را برای خلفا جعل کنند. بر همین اساس فضایل آن حضرت برای شیخین کپی‌برداری شد، لذا دو لقب اختصاصی حضرت، «صدیق اکبر» را به خلیفه اول و «فارق اعظم» را به خلیفه دوم نسبت دادند.[3] ما در اینجا لقب «فارق اعظم» را بررسی کردیم و اینک به بررسی لقب «صدیق اکبر» می‌پردازیم:

در رابطه با صدیق بودن خليفه اول تنها دو سند وارد شده است: نخست، روایتی که مربوط به شب معراج است و در آن، ابوبکر، «صدیق» معرفی شده است. در رابطه با این روایت باید گفت: بسیاری از علمای اهل سنت این حدیث را ساخته‌گی دانسته‌‌اند؛ شاهد آن این است که آن را در کتب موضوعات(روایات جعلی) خود آورده‌اند.[4] برخی از کتب اهل سنت که این روایت را ساخته‌گی دانسته‌اند عبارتند از:

1. کتاب «الموضوعات» ابن جوزی حنبلی[5]
2. کتاب «اللئالی المصنوعه فی الاحادیث الموضوعه».[6]
3. کتاب «تنزیه الشریعه المرفوعه عن الاخبار الشنیعه الموضوعه».[7]
4. کتاب «الفوائد المجموعه فی الاحادیث الموضوعه».[8]

دومین مستند کسانی که خليفه اول را صدّیق می‌دانند، روایتی است که او را نخستین مسلمان دانسته است. در حالی‌که منابع مهم اهل سنت، اسلام او را پس از 50 نفر ذکر کرده‌اند.[9] در سند این روایت «هشام بن عمار» است که علمای اهل سنّت او را به دلیل نقل احادیث شاذ و بی‌اعتبار، جعل حدیث و حدیث فروشی تضعیف کرده‌اند؛ «ابوداود» می‌گوید: بیش از 400 حدیث که اصل و اعتبار ندارد، را نقل کرده است؛ «ابن حجر» می‌گوید: ««هشام بن عمار» شخصیت مشهوری است که مورد اعتماد نیست»؛ «ذهبی» نیز می‌گوید: «علما، روایات هشام را ترک کرده‌اند، زیرا متهم به جعل حدیث است».[10]

افزون بر ضعف سندی این دو روایت، روایات بسیاری با این دو روایت که خليفه اول را صدّیق ناميده است، در تعارض است و در هیچ کدام به صدیق بودن او اشاره نشده است، در این‌جا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

«ابن ابی‌لیلا» و «ابن عباس» از رسول اکرم(صلی‌الله‌عیه‌وآله) نقل می‌کنند: «صديقان سه نفر هستند: «حبيب نجار»، «مؤمن آل ياسين»، «حزقيل مؤمن آل فرعون»؛ اما علی‌بن‌أبی‌طالب(علیه‌السلام) برتر از همه آن‌هاست».[11]

در روایت دیگری امام علی(علیه‌السلام) می‌فرماید: «من صديق اكبر هستم، ايمان آوردم قبل از آن كه ابوبكر ايمان بياورد، اسلام آوردم قبل از آن كه ابوبكر اسلام بياورد».[12]

بنابراین «صدیق اکبر» لقب امیرالمومنین(علیه‌السلام) است، زيرا در غير اين صورت، چرا در سقیفه بنی‌ساعده به آن استناد نشد؟ در حالی‌که آن‌روز، هر کسی تلاش می‌کرد فضائل بیشتری برای خود بگوید تا خلیفه شود؛ خليفه اول هیچ‌گاه صدّیق را در مورد خود به کار نبرد و در صحاح ستّه اهل سنت نیز چنین چیزی یافت نمی‌شود. بنابراین این لقب اختصاصی حضرت علی(علیه‌السلام) بوده که بعدها از سوی مخالفان آن حضرت برای دیگران جعل شد. 

 

_______________________________
پی نوشت‌ها:
[1] «أنَّ لِاَخِی عَلِیٍّ فَضَائِلٌ لَا تُحْصَی کَثْرَةً»؛ بحارالانوار، ج22، ص229.
[2] سنن ابن ماجه، ج1، ص44؛ احمد حنبل، فضائل الصحابه، ج2، ص586؛  ابن ابی شیبه، ج7، ص498؛ حاکم نیشابوری،  المستدرک، ج3، ص151و می‌گوید «هذا الحدیث صحیح الاسناد»؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج9، ص102، این روایت را صحیح می‌داند؛ بصیری، الزوائد فی شرح سنن ابن ماجه، ج1، ص85. «انا عبدالله و اخو رسوله و انا الصدّیق الاکبر لا یقولها بعدی الا کاذب مفتر»
[3] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج1، ص358-361، ج3، ص156-160. ج11، ص44-47.
[4] کتاب‌های موضوعات، کتاب‌هایی هستند که به معرفی احادیث ساختگی و جعلی می‌پردازند.
[5] ابن جوزی، الموضوعات، ج‌1، ص303-337.
[6] سیوطی، اللئالی المصنوعه فی الاحادیث الموضوعه، ج‌1، ص262. 
[7] ابن اعراق کنانی شافعی، کتاب تنزیه الشریعه المرفوعه عن الاخبار الشنیعه الموضوعه، ج1، ص341.
[8] شوکانی، کتاب الفوائد المجموعه فی الاحادیث الموضوعه، ص333.
[9] تاریخ طبری، ج1، ص540؛ سیوطی، تاریخ خلفا، ص47.
[10] ذهبی سیرالاعلام النبلا، ج11، ص424-425.
[11] ابونعیم اصفهانی، معرفه الصحابه، ج‌1، ص302؛  ابن حجر هیثمی، الصواعق المحُرِقه، ج2، ص365-351؛ قرطبی، الجامع لاحکام القران، ج15، ص306؛ کنزالعمال، ج11، ص601. «الصدیقون ثلاثه: حبیب بن نجار مومن آل یس؛ و علی بن ابیطالب و هو افضلهم»
[12] کنز العمال، ج13، ص164؛ تاریخ دمشق، ج46، ص456؛ ابن قتیبه، المعارف، ص169.«انا الصدیق الاکبر آمنت قبل ان یومن ابوبکر و اسلمت قبل ان یسلم ابوبکر»

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.