رفع اتهام از «زکریای رازی»

21:58 - 1393/09/25
چکیده: نیاز انسان به پیامبران و کتب آسمانی، غیر قابل انکار است و با نسبت دادن سخنان ناروا به دانش‌مندان نمی‌توان این نیاز را انکار کرد.
محمد زکریای رازی

 رهروان ولایت ـ در ابتدا باید بدانیم که آفریننده‌ی انسان‌ها به چگونگی خلقت آن‌ها و نیازهایشان داناتر است و می‌داند که ظرفیت انسان‌ها تا چه اندازه است و به همه‌ی مخلوقات خود داناست، در قرآن کریم فرمود: «خَلَقَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیم[انعام/101] همه چیز را آفریده و او به همه چیز داناست‏»، پس او می‌داند که انسان‌ها برای رسیدن به بهترین هدف خلقت، به چه چیزهایی نیاز دارند.

عقل انسان‌ها به یک اندازه نیست:
خداوند متعال،‌ عقل را برای هدایت انسان‌ها و درک خوبی و بدی آفرید، اما می‌دانست که عقل انسان‌ها به یک اندازه نیست و با هم تفاوت دارد، پس از میان انسان‌ها در هر زمانی شایسته‌ترین آن‌ها را برگزید و وظیفه‌ی پیامبری را به او سپرد چرا که او نیک می‌دانست که پیامبری را در کجا قرار دهد (اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَه‏[انعام/124] خداوند آگاه‌تر است كه رسالت خویش را كجا قرار دهد).

مگر عقل و ادراک انسان، کافی نیست؟
بازگشت سوال مذکور، به این است که با وجود عقل و ادراک بشر، چه نیازی به پیامبران و کتاب‌های آسمانی است؟
پاسخ: شناخت راه صحیح زندگی انسان در همه‌ی ابعاد و جوانبش، به صورتی‌که بتواند سود‌ها و زیان‌ها و مصالح و مفاسدش را تشخیص دهد، و بتواند وظایف میلیارد‌ها انسان را که دارای ویژگی‌های بدنی و روانی متفاوت و شرایط طبیعی و اجتماعی مختلفی هستند را مشخص کند، نه‌ تنها برای یک فرد میسّر نیست، بلکه هزاران گروه متخصص در رشته‌های علوم انسانی هم نمی‌توانند قوانین دقیقی برای همه‌ی مصالح فردی و اجتماعی، مادی و معنوی، دنیوی و اخروی انسان، بیان کنند. قانون‌های بشری همواره در طول زمان؛‌ یا لغو و نسخ شده‌اند و یا با ماده و تبصره‌ی جدیدی اصلاح می‌شوند و نقص خود را نشان داده‌اند.

نکته‌ی دیگر این‌که تمام همّ و تلاش حقوق‌دانان و قانون‌گذاران بشری، صرف مصالح دنیوی می‌شود و هرگز نمی‌توانند به مصالح آخرتی انسان هم دست یابند؛ زیرا مصالح دنیوی تا حدودی به وسیله‌ی تجربه، قابل تشخیص است، ولی مصالح اُخروی، قابل تجربه‌ی حسی نیستند و در صورت تزاحم با مصالح دنیوی و مادّی، نمی‌توان تشخیص داد که کدام‌یک اهمیّت بیشتری دارند. پس راهی جز وحی و وجود پیامبران الهی و کتاب‌های آسمانی نیست[1].

سخن قرآن در مورد فرستادن پیامبران،‌ به همراه کتاب:
قرآن کریم، هدف از فرستادن پیامبران به همراه کتاب‌های آسمانی را در آیه‌ای خلاصه کرده و فرموده است: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ[حدید/25] ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آن‌ها كتاب (آسمانى) و میزان (شناسایى حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل كردیم تا مردم، به عدالت قیام كنند».

«بَیِّناتِ» که در آیه آمده، شامل «معجزات» و «دلائل عقلى» مى‏‌شود كه انبیا و رسولان الهى دارای این‌دو بوده‌اند و منظور از «کتاب» کتب آسمانی هستند که حقیقت همه‌ی آن‌ها یکی است و به همین خاطر به صورت مفرد آمده است، هر چند که با گذشت زمان و تکامل انسان‌‌ها محتوای کتاب‌های آسمانی،‌ کامل‌تر می‌شد (که کامل‌ترین آن‌ها بر آخرین پیامبر الهی نازل شد و تا پایان زندگی انسان‌ها در این جهان کافی است و پاسخ‌گو می‌باشد) و منظور از «میزان» در این‌جا تمام اعمال نیک و بد و ارزش و ضد ارزش انسان‌هاست با آن سنجیده می‌شود[2].

نسبتی نادرست به «زکریای رازی» و پاسخ آن‌:
«محمد زکریای رازی» یکی از دانش‌مندان ایرانی است که بیشترین شهرت و تخصص او در علم طبّ بوده است. به این دانش‌مند ایرانی، انکار نبوّت و بعضی کتاب‌های انحرافی در این زمینه را نسبت داده‌اند، ولی از مجموع قرائنی که می‌توان به دست آورد، رازی؛ منکر نبوت نبوده، بلکه او با مدعیان دروغین نبوّت، مخالفت و ستیز داشته است و چگونه ممکن است که شخصی صریحا نبوت و همه‌ی مذاهب را انکار کند و در نهایت احترام هم زندگی کند.

دو کتاب «نقض الادیان» و «مخاریق الانبیاء» را به دروغ؛ به رازی نسبت داده‌اند در حالی‌که او سخت؛ پای‌بند به توحید، معاد و اصالت و بقاء روح است و این موضوع از کتاب‌هایی که دارد، مشخص است، مانند کتابی از او که می‌گوید: انسان خالقی متقن و حکیم دارد، و کتاب دیگرش که در اثبات معاد نوشته و کتابی دارد با عنوان «فی ان النفس لیس بجسم‏» چگونه ممکن است کسی مبدأ و معاد و روح و نفس را بپذیرد و منکر نبوت و شرایع باشد.

هم‌چنین، کتاب‌هایی دارد با این عناوین: «فی آثار الامام الفاضل المعصوم‏» و «النقض علی الکیال فی الامامة» و «الامام و المأموم المحقین» که نشان می‌دهد به احتمال قوی اندیشه‌ی امامت (که مربوط به عقاید شیعیان است) فکر او را مشغول می‌کرده و کسی که منکر نبوت و شرایع باشد درباره‌ی امامت،‌ حساسیتی ندارد و بعید نیست که به خاطر این‌که رازی تا حدودی طرز تفکر شیعی داشته است، از طرف دشمنان شیعه، متهم به کفر شده باشد.

گذشته از همه‌ی این‌ها استدلالی که از رازی در انکار نبوت نقل شده، آن‌قدر سست و ضعیف است که از مفکّری مانند رازی بسیار بعید است؛ آن‌چه می‏‌توان گفت این است که رازی اشتباهات و انحرافاتی داشته است، ولی نه در حد انکار نبوات و شرایع و این نسبت دشمنان به اوست و اصل سخنان رازی هم در دست نیست[3].

در نتیجه:‌ نیاز انسان به پیامبران و کتب آسمانی، غیر قابل انکار است و دانش و ادراک و اندیشه‌ی بشری قادر به درک صحیح و کامل، نسبت به خوبی‌ها و بدی‌ها و مصالح و مفاسد  خود نیست و نسبت دادن سخنان ناروا به دانش‌مندان، عقاید منکران را توجیه نمی‌کند.

 --------------------------------------
 پی‌نوشت:
 [1]. با استفاده از آموزش عقاید(ناشر: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی)، مصباح یزدی محمد تقی، ج 1 - 2، ص214 - 216
 [2]. با استفاده از:‌ تفسیر نمونه، ج‏23، ص371
 [3]. با استفاده از: مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ‏14، ص 470 - 467 و این صفحات: (1) (2) (3) (4)

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.