زینب‏(علیها السلام)، رهبر كاروان اسیران كربلا

02:00 - 1391/10/16
زینب كبری علیها السلام در چند جا توانست جان امام سجّادعلیه السلام را از خطر مرگ نجات دهد...
زینب‏(علیها السلام)

از جمله حوادث خونبار و دردناك اجتماعی - سیاسی تاریخ اسلام، حادثه جانسوز كربلاست كه از سویی نشان دهنده نقطه اوج روح و تعالی انسان است و از سوی دیگر نمایانگر فرود روح آدمی در پَست ترین دَركات. نهضت عاشورا یك نهضت ارزشی بر علیه ضد ارزشها بود كه اگر به وقوع نمی پیوست، با طرحهایی كه بنی امیه ریخته بودند، دیگر اثری از ارزشهای اسلامی و انسانی باقی نمی ماند.
در این رویداد عظیم، همه گونه طبقات اجتماعی از آزاد و بنده، پیر و جوان و كودك، و مرد و زن سهیم بوده و هر كدام نقش به سزایی ایفا كرده اند. در این میان، نقش برخی از زنان به خصوص حضرت زینب علیها السلام بسیار حسّاس و مهم بوده است. زینب علیها السلام از همان ابتدای ورود به كربلا حضوری فعّال و سازنده داشت، امّا آنچه كه به این حضور، جلوه دیگری می بخشد و آن را پُر رنگ تر می سازد نقش ویژه آن حضرت بعد از واقعه عاشورا است كه به همراه زنان دیگر در دو مرحله رهبری كاروان اُسرا و تبلیغ دین و ترویج عاشورا به تصویر كشیده شده است.

رهبری كاروان اُسرا

عصر عاشورا بعد از شهادت سیّد الشهداءعلیه السلام دشمنان به سمت خیمه ها آمده و با قساوت تمام خیمه ها را آتش زدند. زینب كبری علیها السلام به دستور امام سجّادعلیه السلام زنان و كودكان آواره را در خیمه نیم سوخته ای جمع كرد. عُمر سعد دستور داد تا اسیران را راهی كوفه كنند. كارگزاران عُمر سعد دست و پای اسیران، حتّی كودكان را غُل و زنجیر كردند و سرهای بریده شهدا را در جلوی كاروان قرار داده و به سمت كوفه حركت دادند.

بعضی از اخبار حكایت از آن دارد كه اسرای كربلا، در كوفه بیش از 84 زن و بچّه بودند كه 20 نفر زن قریشی و بقیّه زنان اصحاب بودند. زنان اصحاب به شفاعت رؤسای قبیله خود كه در كوفه بودند آزاد شدند و ابن زیاد از آنها گذشت، و اُسرایی كه به شام حركت داده شدند فقط از بنی هاشم بودند.(1)

طبق روایت حضرت سجّادعلیه السلام در میان اُسرایی كه به شام برده شدند، 12 مرد و بقیّه خانمها و آقا زادگان و كنیزكان بودند، كه اسامی بعضی از آنها عبارتست از:
"امام زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام، امام محمّد باقرعلیه السلام كه چهار ساله بود، محمّد بن حسین، عُمر بن حسین، حسن بن حسن، زید بن حسن، عُمر بن حسن، محمّد بن عُمر بن حسن. و حضرت زینب كبری علیها السلام، ام كلثوم علیها السلام، فاطمه، صفیه، رقیّه و ام هانی كه این شش نفر از فرزندان علی علیه السلام بودند. فاطمه و سكینه دختران سیّد الشهداءعلیه السلام، رُباب، قُضاعه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقیل، فضّه نُوَیبه، كنیز خاصّ امام حسین علیه السلام و مادر وهب بن عبد الله."(2)

حضرت صدّیقه صغری، زینب كبری علیها السلام در طول حیات خود، خدمات ارزنده ای به دین اسلام نمود و همراه با خمسه طیّبه در مسائل سیاسی - اجتماعی شركت فعّال داشت. خصوصاً در نهضت حسینی علیه السلام و پس از شهادت آن حضرت كه عمده ترین آنها عبارتند از:

هدایت و رهبری كاروان اسرا،

حفاظت و مراقبت از اسرا،

دلداری دادن به شهید داده ها،

حفاظت از جان امام سجّادعلیه السلام،

رساندن پیام شهدای كربلا به گوش جهانیان،

دفاع از حیثیّت اسلام در هنگام یاوه سُراییهای یزید و یارانش،

ایجاد تحوّل و انقلاب در كوفه و شام و جاهای دیگر.

مرحوم ابراهیم آیتی در این باره می گوید:
"زینب علیها السلام بود كه توانست به راستی در جریان اسیری، جای برادر خود را بگیرد و همان برنامه برادرش را، كه با جمله زنده "هیهات منّا الذِّلّة" تا ساعت شهادت دنبال كرد، از عصر عاشورا تا ورود به مدینه به كار بَرَد و حق تربیتهای مادر خود، فاطمه زهراعلیها السلام را ادا نماید."(3)

هدایت مُدبّرانه

امام حسین علیه السلام در هنگام شهادت یا به دلیل اینكه امام سجادعلیه السلام به بیماری شدیدی مبتلا بودند یا به دلایل دیگر، سیاستش بر این شد تا وصیّتهایی به حضرت زینب علیها السلام نموده و سنگینی بار امانت را مدّتی به او واگذار نماید.

عملكرد زینب علیها السلام به خاطر امتیازاتی از قبیل: وقت شناسی، عقل و تدبیر، فصاحت و بلاغت، شجاعت و شهامت و... تأثیر بسزایی داشت، و تحوّلات عظیمی به وجود آورد.
از جمله كارهای مدبّرانه و توأم با سیاست و كیاست زینب علیها السلام این بود كه، شخصی را فرستاد تا از یزید - لعنة الله علیه - بخواهد اجازه عزاداری و ماتم به آنها بدهد. و این عزاداری اُسرا بود كه توانست كاخ سلطنت یزید را متزلزل سازد.

سرانجام در شام مجلس عزاداری منعقد شد. زینب علیها السلام و دیگران در آن به نوحه سُرایی و گریه و زاری پرداختند. در مدّت یك هفته ای كه در محلّه ای به نام "دار الحجاره" اقامت داشتند، آنچنان عزاداری كردند كه یزید، تاج و تخت خود را در خطر دید. مردم شام كه در هنگام عزاداری اجتماع می كردند تصمیم گرفتند به خانه یزید هجوم برده و او را بكُشند، ولی یزید فهمید و مقدّمات بازگشت اهلبیت علیهم السلام را به مدینه فراهم ساخت.(4)

یكی دیگر از اقدامات حضرت زینب علیها السلام این بود كه دستور داد: "مَحمِلها را سیاه پوش كنید تا مردم بدانند كه ما در حال مصیبت و عزادار قتل فرزندان زهرا هستیم."(5)

شاید این كار از نظر دشمنان بی اهمیت جلوه می كرد، و یقیناً هم همینطور بود، چون اگر از اوّل احساس خطر می كردند جلوگیری می نمودند، امّا همین كار در واقع زمینه ساز قیام و انقلاب مردم، علیه قاتلان امام حسین علیه السلام و تحقّق بخشی از اهداف عالیه سید الشهداءعلیه السلام بود. تا آنجا كه وقتی یزید ملعون شنید مردم بر قاتلان حسین علیه السلام نفرین می كنند، با شِمر و همراهانش با خشونت برخورد كرد و گفت: "واللَّهِ! قَدْ كُنْتُ أرضی مِنْ طاعَتِكُمْ بِدونِ قَتْلِ الْحُسیْنِ لَعَنَ اللَّهُ بْنَ مَرْجانَة!؛ سوگند به خدا! كه از اطاعت شما بدون قتل حسین علیه السلام راضی بودم. لعنت بر پسر مرجانه [كه به چنین امر شنیع اقدام كرد.]"(6) آن گاه اسباب سفر اسرا به مدینه را مهیّا نمود.

حفاظت از اسرا

از مسئولیّتهای بسیار مهم و خطیر زینب علیها السلام محافظت از اسرا بود. زینب علیها السلام در این باره سعی و تلاش فراوانی نمود و لحظه ای كوتاهی نكرد و به همین دلیل ملقّب به لقب "امینةُ الله"(7) بود، چراكه آنها امانتهایی بودند كه به آن حضرت سپرده شده بود و او می بایست به نیابت از امام حسین علیه السلام این امانتها را صحیح و سالم به وطن برساند.

همه اطفال و زنان هنگامی كه نیاز به كمك پیدا می كردند، به زینب علیها السلام پناه می بردند و هركدام كه با خشونت و ضرب و شَتم دشمنان مواجه می شدند، زینب علیها السلام حمایتشان می كرد.

روایت است كه وقتی یزید از كرده خود پشیمان شد و از امام سجّادعلیه السلام خواست تا هر حاجتی كه دارد بازگو نماید تا او آنها را برآورده كند، امام علیه السلام فرمود: "در هر باب با زینب علیها السلام سخن می گویم، چه او پرستار یتیمان و غمگسار اسیران است."(8)

نمونه دیگر، حفاظت و حمایت از "فاطمه دختر امام حسین علیه السلام" در مجلس یزید ملعون است. هنگامی كه یزید اجازه داد اسرای اهلبیت علیهم السلام را وارد مجلس كنند، مردی از شامیان نظرش به فاطمه دختر امام حسین علیه السلام افتاد. رو به یزید كرد و گفت: این كنیزك را به من ببخش. فاطمه رو به زینب كبری علیها السلام (كه پناه اسیران بود) آورد و گفت: "ای عمّه! یتیمی مرا بس نَبود كه به خدمتگزاری در من طمع دارند." زینب كبری علیها السلام به او تسلّی داده فرمود: "عمّه جان! آرام باش، كسی جرات ندارد چنین كاری كند." آن گاه با كمال شهامت رو به مرد شامی كرد و فرمود: "ای بی حیا! ساكت باش، خداوند مقدّر نكرده كه خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله را به كنیزی به كسی ببخشند، نه تو و نه امیرت یزید، قادر نیستید چنین كاری بكنید."

یزید عصبانی شد و گفت: "می توانم همه را ببخشم." زینب علیها السلام فرمود: "به خدا قسم! نمی توانی، مگر آنكه از دین اسلام و از ملّت محمّدصلی الله علیه وآله خارج شوی و به دین و آئین دیگری درآیی."

یزید - لعنة الله علیه - گفت: "پدر و برادرت از دین خارج شدند." زینب علیها السلام فرمود: "ای یزید! تو به دین پدر و برادرم هدایت شدی، جدّت به دست آنها اسلام آورد و آزاد شد. تو آزادشده پدرم هستی!"

یزید گفت: "دروغ می گویی." زینب علیها السلام فرمود: "ما دروغ نمی گوییم، اصحاب رسول خداصلی الله علیه وآله هنوز هستند و فتح مكّه را در نظر دارند كه ابو سفیان جدّ تو اسیر شده بود و جدّم او را آزاد كرد. تو ای یزید! امیر ظالم و بی حیایی هستی."

در این هنگام یزید ساكت شد. مرد شامی دوباره از او پرسید: "آیا این كنیزك را به من می بخشی؟" در این هنگام یزید خشمگین شد و گفت: "برو خدا تو را بكشد!"(9)

در روایت دیگر است: هنگامی كه مرد شامی سخنان زینب علیها السلام را شنید از یزید پرسید: "مگر این كنیزك كیست؟" یزید گفت: "فاطمه دختر حسین است و آن یكی زینب دختر علی بن ابیطالب می باشد." مرد شامی پرسید: "حسین فرزند دختر پیغمبرصلی الله علیه وآله؛ فاطمه زهراعلیها السلام"؟ یزید گفت: "آری!" مرد شامی گفت: "ای یزید! لعنت حق بر تو باد؛ عترت پیغمبرصلی الله علیه وآله را به قتل می رسانی و آنان را اسیر می نمایی!؟ به خدا سوگند كه هیچ خیالی درباره اینان نكردم جز آنكه آنان را اسیران روم پنداشتم." یزید گفت: "تو را نیز به آنان ملحق می كنم." آن گاه دستور داد گردن او را بزنند.(10)

دلداری به شهید داده ها

زینب علیها السلام به همراه سایر بازماندگان اهلبیت علیهم السلام در قتلگاه مرثیه سُرایی و سوگواری عجیبی كردند. و این به خاطر عاطفه و علاقه شدیدی بود كه نسبت به برادرش امام حسین علیه السلام داشت. حتّی ناله و گریه او به حدّی بود كه دشمن هم با دیدن آن صحنه به گریه افتاد. امّا در عین حال زینب علیها السلام به منظور ادای رسالت اصلی خویش كه نگهبانی از كودكان یتیم و رساندن پیام خون شهدابود، هرگز روحیّه مقاومت خویش را از دست نداد، و رسالت خود را به نحو شایسته ای ادامه داد، و به زنان نیز امر كرد كه صبر و تحمّل كنند و بیش از حدّ، گریه و زاری نكنند و زبان به ناسپاسی نگُشایند؛ چرا كه این مسئله جزو توصیه های برادرش امام حسین علیه السلام بود كه در شب عاشورا فرموده بود: "یا اُخْتاه، إذا قَتلتُ فَلا تُشقِقْنَ عَلیّ جَیباً ولاتَخْمَشنَ وَجْهاً ولاتَقُلْنَ هَجْراً؛ خواهرم! پس از من پیراهن چاك مكنید و چهره مَخراشید و زبان به شِكوه و ناسپاسی نگشایید."(11)

نمونه بارز دلداری دادن زینب كبری علیها السلام به خانواده شهدا، دلداری او به امام سجّادعلیه السلام است، كه خود امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: هنگام عبور از قتلگاه، وقتی پیكر چاك چاك و غرقه در خون برادر و عموها و پدر خود را دیدم كه چگونه بی سر افتاده و زیر سُمّ اسبان پایمال شده اند، بسیار منقلب شدم و بغض گلویم را گرفت به حدّی كه نزدیك بود جان خود را از دست بدهم. امّا وقتی عمّه ام زینب علیها السلام متوجّه حال من شد، فرمود:
"ما لی أراكَ تَجودُ بِنَفْسِكَ یا بَقیَّةَ جَدّی وَ أَبی وَ إِخْوَتی ؟ فَقُلتُ: وكَیْفَ لاأجْذَعُ و أَهْلَعُ وَ قَدْ أری سَیِّدی وَ إخْوَتی وعُمومَتی و وَلَد عَمّی وَ أَهْلی مُضَرَّجینَ بِدِمائِهِمْ مُرمَّلینَ بالعَراءِ مُسَلَّبینَ لایُكْفَنُونَ وَلا یُوارُونَ، وَلایَعْرجُ عَلَیْهِمْ اَحَدٌ؛ ای یادگار جد و پدر و برادرانم! چرا با جان خود بازی می كنی و می خواهی جان خود را از دست بدهی؟" گفتم: چگونه با جان خود بازی نكنم و خود را از دست ندهم، در حالی كه مشاهده می كنم مولایم، برادرانم، عموهایم، پسر عموهایم، و همه اعضای خانواده ام! در این بیابان به خاك و خون آغشته اند و بدنهای آنها برهنه و عریان روی زمین افتاده است و كسی آنها را كفن نمی كند و به فكر دفن آنها نیست."(12)

نكته مهمی كه در این قسمت قابل توجّه است این است كه، زینب كبری علیها السلام در انجام رسالت خویش، احساسات و عواطفی را كه مخصوص زنان است، به كلّی كنار گذاشته و همچون مردان صبور، انجام وظیفه نمود. زینبی كه با شنیدن اشعار برادر(13) در شب عاشورا بیهوش می شود، هنگام دیدن پیكر بی سر برادرش، نه تنها عكس العمل غیر عادّی نشان نمی دهد، بلكه امام سجّادعلیه السلام را هم تسلیت می دهد. اینجاست كه می توان به قدرت و قوّت ایمان و عُلوّ مرتبه و مقام زینب علیها السلام پی بُرد.

حمایت از ولایت

یكی دیگر از خدمات ارزنده زینب كبری علیها السلام كه از مهمترین خدمات او محسوب می شود حمایت و محافظت از جان امام سجّاد علیه السلام بود. در روز عاشورا، همه مردان اهلبیت علیهم السلام و یاران امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند بجز حضرت سجّادعلیه السلام كه به خاطر بیماری و ضعف شدیدی كه به مشیّت الهی بر او عارض شده بود تا وارد میدان جنگ نشود و كشته نگردد، كس دیگری از مردان زنده نماند. و زینب كبری علیها السلام به خوبی می دانست كه بعد از سیّد الشهداءعلیه السلام امام سجّادعلیه السلام است كه وظیفه امامت امّت و بار سنگین ولایت بر دوش اوست، پس باید زنده بماند تا زمین از حجّت خدا خالی نماند. از این رو آنحضرت مسئولیّت بزرگی را روی دوش خود احساس می كرد و آن حفظ جان امام سجّادعلیه السلام بود.

زینب كبری علیها السلام در چند جا توانست جان امام سجّادعلیه السلام را از خطر مرگ نجات دهد.

اوّل: زمانی كه لشكر عُمر سعد به خیمه ها حمله كردند، شِمر خواست كه امام سجّادعلیه السلام را به قتل برساند، امّا زینب علیها السلام با شهامت هر چه تمام تر فرمود: "به خدا قسم! نمی گذارم او را بكشید، مگر اینكه اوّل مرا بكشید!"(14) و با این كار از كشته شدن امام سجّاد علیه السلام جلوگیری كرد.

دوّم: هنگام عبور اسرا به طرف قتلگاه كه قبلاً ذكر شد.

سوّم: در كاخ ابن زیاد، هنگامی كه اسرا وارد مجلس شدند، ابن زیاد متوجّه امام سجّادعلیه السلام شد و دستور داد گردن آن حضرت را بزنند. اینجا هم زینب علیها السلام مانع شده و امام را در بغل گرفت و فرمود: "یَابْنَ زیاد! حَسْبُكَ منّا، أما رَوَیْتَ مِنْ دِمائِنا وَ هَلا أبْقَیْتَ منّا أحداً أسأَلُكَ بِاللَّهِ اِنْ كُنْتَ مُؤْمِناً اِنْ قَتلتَهُ لمّا تَقْتُلَنی مَعَهُ؛(15) ای ابن زیاد! از ما دست بردار، مگر از خونهای ما سیر نشده ای؟ مگر كسی از ما به جای گذاشته ای؟ تو را به خدا اگر ایمان داری، اگر او را می كُشی مرا نیز با وی بكُش.!"
راوی كه حُمید بن مسلم بود می گوید: ابن زیاد مدّتی به حضرت زینب علیها السلام و امام سجّادعلیه السلام نگریست، آن گاه به اطرافیان خود گفت: "شگفتا از این خویشاوندی، به خدا می دانم كه خوش دارد او را نیز با وی بكُشم، وی را رها كنید تا همراه زنان و همراهان خود باشد."(16) و بدین ترتیب امام سجّادعلیه السلام از خطر مرگ نجات یافت.

آری! این زینب شجاع است كه با شجاعت و شهامتی وصف ناپذیر، همواره چون كوه استوار مانده و در زیر بار مصائب و سختیها كمر خم نكرده بلكه با صبر و تحمّل خویش همه را به تعجّب واداشته و پیامی والا برای همه زنان در طول تاریخ ارسال نموده است.

پیام او به بانوان، دعوت آنان به شناخت و انجام رسالت سیاسی - اجتماعی خویش و پشتیبانی از مبارزه شهیدان، تلاش اجتماعی همراه با عفاف و پاكدامنی، شهید پروری و تربیت نسلی شهادت طلب، تبلیغ و تبیین مرام و اهداف شهیدان و صبر بر شهادت عزیزان است. و این درسها و پیامها برای همیشه در تاریخ جاودانه خواهد ماند.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی و آموزشی مبلغان (معاونت تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه علمیه قم)
پي نوشت ها:ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1) الكامل فی التاریخ، ابن اثیر، عباس و مهیار خلیلی، مؤسّسه مطبوعاتی علمی، ج 3، ص 302.
2) همان، ج 4، ص 33.
3) محمدابراهیم آیتی، كتابخانه صدوق، بی جا، بی تا، همان، ص 160.
4) زینب كبری، عقیله بنی هاشم، حسن الهی، تهران، مؤسسه فرهنگی آفرینه، چاپ اول، بهار 1375، ص 170.
5) خصائص الزّینبیّه، نور الدّین جزایری، ناصر باقری، قم، مسجد مقدس جمكران، چاپ دوم، 1379، ص 210. "اِجْعَلُوهَا سَوْدَاء حتّی یَعْلَمَ النّاس، أنَّا فی مصیبةٍ وَ عزاءٍ لِقَتْل أولادِ الزَّهراءعلیها السلام."
6) الكامل فی التاریخ؛ ج 5، ص 202.
7) خصائص الزّینبیّه، همان، ص 77.
8) همان، ص 209.
9) مقتل الحسین، المقرّم، بیروت، دار الكتب الاسلامیه، چاپ پنجم، 1399 ه . ق، ص 356 و 357.
10) لُهوف، سیدبن طاووس، محمدطاهر دزفولی، قم، انصاری، چاپ اول، 1378، ص 341.
11) مقتل الحسین، المقرّم، همان، ص 218.
12) همان، ص 308.
13) همان، ص 217.
"یَا دَهرُ افٍّ لَكَ مِن خَلیلٍ
كَمْ لَكَ بِالاِشرَاقِ و الْأصِیلِ
مِن صاحِبٍ أو طالبٍ قَتِیلِ
و الدّهرُ لا یَقْنَعُ بِالْبَدِیلِ
وَ انَّما الْامْرُ إلیَ الجَلِیلِ
و كلُّ حَیٍّ سالكُ السَبِیلِ."
14) نفس المهموم و نفثة المصدور، شیخ عباس قمی، كمره ای، تهران، كتابچی، چاپ چهارم، 1373، ص 176.
15) تاریخ طبری، ج 7، كتابفروشی امامیة، 1879 م. ص 350.
16) همان.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.