هر کسی را در قبر خودش می‌گذارند

08:21 - 1393/08/24
چکیده: به اینجا برسیم که خداوند متعال دنبال تایید اکثریت گرایی بدون دلیل و تایید این مثال غلط «خواهی نشی رسوا همرنگ جماعت شو» نیست و لذا در مواردی اکثریت مردم را با عدم دانایی و دارای جهل بودن و ناشکری بر نعمتهای الهی معرفی کرده است.
امربه معروف

رهروان ولایت ـ خداوند در قران کریم با روشن کردن خط فکری معنوی و برجسته کردن روش زندگی دینی، ملاک خوبی را تقوی معرفی کرده است که در آنجا که می فرماید:««يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ » [حجرات/13]گرامی ترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست، خدا دانا و کاردان است.»

و یا در موارد دیگر با اشاره به ضرورت تفکر هم برای متفکران ارزشی فراوان قائل شده که فرموده: «أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ »[ زمر/9] بگو : آيا آنهايی که می دانند با آنهايی که نمی دانند برابرند، تنها خردمندان پند می پذيرند.»

و در قرآن 18 مرتبه از فکر و مشتقات آن، سخن به میان آمده است و جاهلان به این مسائل و کسانی که قلب بدون فهم دارند را از حیوانات هم پست تر معرفی کرده است: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِّنَ الْجِنِ‌ّ وَالْإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَّا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ ءَاذَانٌ لَّا یَسْمَعُونَ بِهَآ أُوْلَئِکَ کَالْأَنْعَمِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَفِلُونَ ،و همانا بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم[اعراف/179] (که سرانجامشان به آن‌جا می‌کشد، چرا که) آنان دل‌هایی دارند که با آن، حق را درک نمی‌کنند و چشمانی دارند که با آن نمی‌بینند و گوش‌هایی دارند که با آن نمی‌شنوند، آنان همچون چهارپایان، بلکه گمراه‌ترند، آنان همان غافلانند.»

با این مقدمه به اینجا برسیم که خداوند متعال دنبال تایید اکثریت گرایی بدون دلیل و تایید این مثال غلط «خواهی نشی رسوا همرنگ جماعت شو» نیست و لذا در مواردی اکثریت مردم را با عدم دانایی و دارای جهل بودن و ناشکری بر نعمت‌های الهی معرفی کرده است «أَلا إِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَلا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُون[یونس/ 55] وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى‏ وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ قُبُلاً ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُون[انعام/111] وَ ما ظَنُّ الَّذينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَشْكُرُون[یونس/60]اما هنوز با این همه پیشرفت علم و ادعای بشری، هنوز این ندا به گوش می رسد که در یک اجتماع هر شخص می تواند به طور دلخواه زندگی کند و می گویند: (همه مردم این کار را انجام می‌دهند) (موسی به دین خود و عیسی به دین خود) یا (هر کسی را در قبر خودش می‌گذارند) و آیه "لا اکراه فی الدین" مواردی شبیه این جملات که به طور گسترده در حال رد و بدل شدن در محاورات روزانه مردم است و متاسفانه در قشر مذهبی هم این جملات وارد ادبیات روزانه آنها شده است. ابتدا نکته ای درباره استفاده نادرست این آیه بیان کنم و بعد به عواقب فراگیر شدن این ادبیات در جامعه بپردازم.
این آیه "لا اکراه فی الدین" درباره پذیرش اصل اسلام به کار می رود یعنی یهود و مسیحی به عنوان شهروند با ما زندگی می کنند و اصراری به مسلمان شدن آنها نیست ولی وقتی کسی مسلمان شد نمی توانند برای اعمال سلیقه در دین از این آیه استفاده کنند و این درحالی است که بیشترین موارد کاربرد این آیه در مواقعی هست که شخص مسلمان می خواهد با نظر خود دین داری کند و این خلاف آیه است.

عواقب شیوع ادبیات فرافکنانه و هر کس را مسئول اعمال خود دانستن در جامعه:
1- تعطیلی فریضه بزرگ امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی با توجه به اهمیت آن در اسلام، مانند این روایت که امام علی (علیه السلام) می فرماید: «لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم:[1] امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید؛ زیرا بدان بر شما مستولی می‌شوند و آنگاه دعا می‌کنید (برای نجات از آن وضع) ولی دعای شما مستجاب نمی‌شود».
2- از بین رفتن روحیه امر به معروف و حاکم شدن ترس در مؤمنین در اقامه این امر مهم.
3- تبدیل شدن منکر به معروف و معروف به منکر.
4- اشاعه فحشاء در سطح جامعه.
5- سوء استفاده دشمنان در این فضا و بهانه ای برای تضعیف اسلام.
روایاتی نیز در عواقب ترک امر به معروف و نهی از منکر وارد شده است.[2]

اهمیت این مسئله در حدی است که مراجع برای اثرگذاری امر به معروف ونهی از منکر، حتی اجازه ترک رفت و آمد با بستگان و افرادی را داده اند که به این مسئله توجهی ندارند.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی
س: آیا با اشخاصى که افعال و کردار غیر معقولانه و ناشایست دارند و با تذکّر، از افعال خود دست بردار نیستند، مى شود قطع رابطه نمود؟
ج: در صورتى که قطع رابطه موجب خوددارى از منکر شود، لازم است. [3]
س: آیا قطع رابطه با اقوامى که نسبت به امور شرعى بى تفاوتند مثلا (خمس و زکات نمى دهند) و یا امور خلاف شرع انجام مى دهند و امر به معروف و نهى از منکر در آنها تأثیرى ندارد جایز است؟
ج: اگر قطع رابطه موجب بیدار شدن آنها گردد، واجب است و اگر اثر منفى دارد، این کار را نکنید.[4]

-------------------------------------------------

پی نوشت:

[1] مستدرک‌ الوسائل،محدث نوری، ج۱۲، ص۱۷۹.

[2] آثار ترک امر به معروف در روایات

[3] برگرفته از سایت آیت الله مکارم شیرازی

[4] برگرفته از سایت آیت الله مکارم شیرازی

 

امتیاز: 
No votes yet

نظرات

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 178