فضیلت تراشی برای خلفا با جعل حدیث

18:47 - 1393/08/20
چکیده: فضایل مولای متقیان علي(علیه‌السلام) به اندازه‌ای است که دوست و دشمن به افضلیّت او اعتراف کرده‌اند؛ از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) در اين زمينه روايات فراواني وارد شده است... امّا مخالفان آن حضرت، با احادیث ساختگی سعی در فضیلت‌تراشی برای خلفا کرده‌اند.
كتاب

رهروان ولایت ـ فضایل مولای متقیان علي(علیه‌السلام) به اندازه‌ای است که دوست و دشمن به افضلیّت او اعتراف کرده‌اند؛ از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) در اين زمينه روايات فراواني وارد شده است؛ به عنوان نمونه ايشان می‌فرماید «أنَّ لِاَخِی عَلِیٍّ فَضَائِلٌ لَا تُحْصَی کَثْرَةً؛ برای برادرم علی فضایل بسیاری است که قابل شمارش نیستند»[1]
امّا مخالفان آن حضرت، با احادیث ساختگی سعی در فضیلت‌تراشی برای خلفا کرده‌اند. گاهی آن‌چنان این فضیلت‌تراشی‌ها و جعل احادیث ناشیانه صورت گرفته است که با اندک دقتی تشخیص داده می‌شود و حتّی با دیگر بافته‌های آنها ناساگار است؛ یکی از این  احادیث ساختگی حدیث عکرمه از ابن عباس «لَوْ كُنْتُ مُتَّخِذاً خَلِيلاً مِنْ أمَّتِي لَاتَّخَذْتُ أبَابَكْرَ خَلِيلاً» است این حدیث در دوران معاویه ساخته شد، زیرا وی دستور داد تا هر فضیلتی برای مولای متقیان است شبیه آن را برای خلفا جعل کنند. برای اثبات ساختگی بودن  این حدیث، دلایل و  شواهد بسیاری وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌گردد:
1- اگر این حدیث صحّت داشت، می‌بایست خليفه اول در مواردی از جمله در سقیفه بنی‌ساعده به آن استناد کرده باشد؛ زیرا هنگامی که در سقیفه بنی‌ساعده بحث بالا گرفت، او به «الائمه من قریش» استناد کرد. اگر واقعاً این حدیث درست بود، چرا ابوبکر و طرفداران او حتّی یک بار به آن استناد نکردند؟ چرا عایشه که همواره به دنبال فضیلتی برای پدرش بود، به آن استناد نکرده است؟
2- بسیاری از علما به جعلي بودن این حدیث در برابر فضایل حضرت علی (علیه‌السلام) تصریح دارند: از جمله ابن‌ابی‌الحدید معتزلی در ساختگی بودن این حدیث مي‌گويد: «... بکريه براي ابوبکر به جعل روايات روي آوردند و در برابر «حديث اخوّت» که در شان اميرالمومنين (عليه‌السلام) است، «لَوْ كُنْتُ مُتَّخِذاً خَلِيلاً» را در شان ابوبکر ساختند...».[2]
3- از مفاد این روایت برداشت می‌شود که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هیچ‌کس را به عنوان دوست برنگزیده‌ است، در حالیکه تصریح روایات بی‌شماری (مانند روایت طیر، رایة، إخاء، غدیر و…) پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله‌وسلم)، علی(علیه‌السلام) را دوست و یاور خویش خوانده است.
4ـ این روایت، با روایات دیگری از اهل‌سنّت که در آن، پیامبر افرادی مانند عثمان[3] و سعدبن‌معاذ[4] را دوست خویش معرفی کرده است، معارض است.
5- علاوه بر اشکالات بالا بر این حدیث، در  سند آن عکرمه وجود دارد که از نظر خود اهل سنّت فردی کذّاب بوده[5] و حتّی نماز را بلد نبوده است.[6] و خود آنها نسبت‌هایي به او داده‌اند از جمله: سعيد بن مسيّب به خدمتكارش گفت: «يَا بَردُ، إيَّاكَ أنْ تَكْذِبُ عَلَيَّ كَمَا يَكْذِبُ عَكْرَمَةُ عَلَى ابْنِ عَبَّاسٍ؛ اى برد، مبادا بر من دروغ ببندى چنان كه عكرمه بر ابن عباس دروغ مى ‏بست».[7] 

جای بسی تأسف دارد که آن همه روایات متواتر در وصف مولای متقیان(علیه‌السلام) را انکار می‌کنند امّا به روایت افراد کذّابی چون عکرمه تمسک می‌جویند.

 

_______________________________

پی نوشت:
[1] بحارالانوار، ج22، ص229.
[2]فلما رأت البكرية ما صنعت الشيعة وضعت لصاحبها أحاديث في مقابلة هذه الأحاديث نحو ( لو كنت متخذا خليلا ) فإنهم وضعوه في مقابله حديث الإخاء ونحو سد الأبواب فإنه كان لعلى عليه السلام فقلبته البكرية إلى أبى بكر ونحو ( ائتوني بدواة وبياض اكتب فيه لأبي بكر كتابا لا يختلف عليه اثنان ) ثم قال ( يأبى الله تعالى والمسلمون الا أبا بكر ) فإنهم وضعوه في مقابلة الحديث المروى عنه في مرضه ( ائتوني بدواة و بیاض اكتب لكم ما لا تضلون بعده ابدا ) فاختلفوا عنده وقال قوم منهم لقد غلبه الوجع حسبنا كتاب الله ونحو حديث (‌انا راض عنك فهل أنت عنى راض‌). شرح ابن ابي الحديد،ج11، ص48 .
[3] «إن لکل نبیٍ خلیلاً من أمته و إن خلیلی عثمان» ذهبی، ميزان الاعتدال، تحقيق: علي محمد البجاوي، الأولى، دارالمعرفة للطباعة والنشر، بیروت، 1382ق - 1963م،ج1، ص201. البته ذهبی در همبن جا تصریح می‌کند این باطل است.
[4]  «لکل نبی خلیل و خلیلی سعدبن‌معاذ؛ هر پیامبری دوستی دارد و دوست من سعدبن‌معاذ است.» الحلبي، السيرة الحلبية، دارالمعرفه، بیروت، 1400ق، ج3، ص458.
[5]  ابن عساکر، تاريخ مدينة دمشق، تحقيق علي شيري، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، بيروت، 1415ق، ج41، ص114. ابن سیرین می‌گوید « : ما يسؤني أن يكون من أهل الجنّة ولكنّه كذّاب؛ «ضررى به من نمى ‏رسد از اين كه عكرمه اهل بهشت باشد و ليكن او كذّاب است»
[6]ذهبی، میزان الاعتدال، همان، ج3، ص95. «يحيى بن سعيد يقول: حدّثوني- واللَّه- عن أيوب أنه ذكر له أن عكرمة لا يحسن الصلاة، قال أيوب: وكان يصلّي؟!»؛ «يحيى بن سعيد مى‌‏گويد: سوگند به خدا! براى من نقل شد كه در نزد ايوب سخن از عكرمه به ميان آمد و اين كه او نماز خواندن را بلد نبود! [سپس‏] ايوب [با تعجب‏] گفت: مگر عكرمه نماز مى‌‏خواند؟!»
[7] ابن حبان، الثقات، بحيدر آباد الدكن،  مؤسسة الكتب الثقافية، الأولى، 1393ق، ج5، ص230؛ احمد حنبل، العلل، تحقيق: الدكتور وصي الله بن محمود عباس، مکتب الاسلامی، بيروت، دار الخاني - الرياض،  الأولى، 1408ق. ج2، ص71.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.