اثبات «توسّل» با استناد به سيره پيامبران

07:45 - 1393/06/08
چکیده: زمانی که فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی (علیه‌السلام) از دینا رفت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) برای او از درگاه الهی طلب غفران کرد و فرمود: «اِغْفِرْ لِأمِّي فَاطِمَة بِنْتِ أسَدَ وَ وَسِّعْ عَلَيْهَا مَدْخَلَهَا بِحَقِّ نَبِيِّكَ وَ الْأنْبِيَاءِ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِي»
توسل به ائمه

رهروان ولایت ـ هنگامي‌ كه حضرت آدم ابوالبشر مرتكب خطا گشت و از درگاه الهی رانده شد، خدا را به حق حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) قسم داد و خداوند توبه او را پذیرفت و فرمود:  

«إذْ سَألْتَنِي بِحَقِّهِ فَقَدْ غَفَرْتُ لَكَ؛[1]  هر گاه به حق او [محمّد] از من بخواهي تو را مي‌آمرزم».

در زمان آدم ابوالبشر(علیه‌السلام) که خبری از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) نبود خداوند توبه حضرت آدم (علیه‌السلام) را به برکت توسل به ايشان پذیرفت، پس در زمان حیات آن حضرت و پس از درگذشت آن بزرگوار، اگر کسی به او توّسل پیدا کند و خدا را به حق او قسم دهد، حتماً خداوند توجه خواهد کرد.
افزون بر اینکه پیامبران (علیهم‌السلام) معصومند و کار خطایی از آنها سر نمی‌زند و اگر «توسّل» شرک بود، هرگز حضرت آدم (علیه‌السلام) به رسول خدا‌ (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) توّسل نمی‌جست. از این عمل حضرت آدم، مشروعیت توّسل به دست می‌آید.

بر اساس اعتقاد مسلمانان، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) کار لغو و بیهوده انجام نمی‌داد و حتی سخن گفتنش حساب شده بود؛ یعنی این گونه نبود که هر چیزی را به زبان بیاورد؛ قرآن کریم نیز در آیه «وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ؛ و او از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید»[نجم-3] بر این مهم صحه گذاشته است.

بنابراین هر کاری را که پیامبر ا‌كرم(صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) انجام  داده، اگر نگوییم مستحب بوده، دست‌کم در مشروعیت آن، شکی نیست و یکی از کارهای رسول خدا‌(صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) توّسل به خود و سایر پیامبران (علیهم‌السلام) به درگاه الهی برای طلب مغفرت اصحاب و یارانش بود؛ زمانی که فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی(علیه‌السلام) از دینا رفت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) برای او از درگاه الهی طلب غفران کرد و فرمود: «اِغْفِرْ لِأمِّي فَاطِمَة بِنْتِ أسَدَ وَ وَسِّعْ عَلَيْهَا مَدْخَلَهَا بِحَقِّ نَبِيِّكَ وَ الْأنْبِيَاءِ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِي»[2]

بنابراین توسّل به اولیای الهی نه تنها مشروع است، بلکه بسیار نیکو و شایسته نيز هست.

-----------------------------------
پی نوشت:
[1] تاريخ مدينه دمشق، علي ابن عبدالله الشافعي، دارالفكر، بيروت، 1995،ج 7، باب من ذكر اسمه ادريس، 437.
[2] مجمع الزوائد، الهیثمی، دارالکتب العلمیة، بیروت،1408ه، ج9، ص 257.  

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.