«توسّل» با توحيد منافات ندارد

22:36 - 1393/06/05
چکیده: توسّل به اولیای الهی شرک نیست؛ زیرا کسی که آنها را واسطه قرار می‌دهد؛ هرگز آنان را خدا نمی‌پندارد بلکه به این نکته توجه دارد که آنها هم بنده‌ای بیش نیستند امّا بر اثر اطاعت الهی، نزد او آبرو و جایگاهی به دست آوردند و به سبب همین جایگاه اگر کسی خدا را به حق آنان بخواند مورد توجه قرار می‌گیرد.
توسّل

رهروان ولایت ـ توّسل و واسطه قراردان اولیای الهی در نزد خداوند از مطالبی است که روایات بسیاری بر مشروعیت آن دلالت دارد و سیرۀ پیشینیان آن را تأیید می‌کند؛ روایت ذیل از جمله روایاتی است که در منابع اهل سنت آمده و بر توّسل صحابه به قبر پيامبر اكرم (صلي‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اشاره دارد:
در زمان خلیفه دوم قحطي آمد؛ مردي نزد قبر پيامبر اكرم (صلي‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمد و گفت: يا رسول الله مردم هلاك شدند، براي امت خود باران بفرست. شب رسول خدا (صلي‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را در خواب دید که به او می‌فرماید: نزد عمر برو، و به او خبر بده كه از باران سيراب خواهند  گرديد! آن مرد هم نزد عمر آمد و عمر با شنيدن اين خبر گفت: پروردگارا آنها به چيزي پناه بردند كه من از‌ آن ناتوان بودم. [1]

درستی یا نادرستی این روایت بحثی است که در جای دیگر باید به آن پرداخته شود امّا برخی علمای اهل سنت بر اساس مبنای خود، آن را صحیح دانسته‌اند؛ به هر حال آنچه از این روایت به دست می‌آید این است که درخواست از غیر خدا و واسطه قرار دان او مشروع است، امّا یک شرط دارد و آن این است که آن کسی که به او توسل می‌شود صاحب مقام و دارای آبرو باشد.
این روایت نه تنها مشروعیت توّسل به اولیای الهی در حال حیات را می‌رساند بلکه به خوبی از آن استفاده می‌شود که وسیله قراردان آنها پس از مرگ نیز کارساز و مشروع است چنانکه در این روایت صحابی رسول خدا‌ (صلي‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به قبر آن حضرت متوسل می‌شود.

افزون بر این روایت و روایات دیگر[2] که بر مشروعیت توسل دلالت دارد، توسّل به اولیای الهی شرک نیست؛ زیرا کسی که آنها را واسطه قرار می‌دهد؛ هرگز آنان را خدا نمی‌پندارد بلکه به این نکته توجه دارد که آنها هم بنده‌ای بیش نیستند امّا بر اثر اطاعت الهی،  نزد او  آبرو و جایگاهی به دست آوردند و به سبب همین جایگاه اگر کسی خدا را به حق آنان بخواند مورد توجه قرار می‌گیرد.

-----------------------------------

پی‌نوشت:

[1]تاریخ الاسلام، الذهبی، احمدبن عثمان، دارالکتب العربی، بیروت، 1417ق. عهد خلفاء راشیدین(حوادث 11-40ه،). ؛ کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، الهندی البرهان الفوری، حسام الدین، موسسه الرسالة، بیروت، 1989ه، ج 8، ص 431. ؛ مصنف فی الحادیث و الاخبار، ابن ابی الشیبة الکوفی، دارالفکر، بیروت، 1429ق، باب ما ذکر فی فضل عمر بن خطاب، ج7، ص 482.  الإستیعاب، القرطبی، ارالکتب العلمیه، 1422ه، دوم، ج3، ص 238.
[2] تاريخ مدينه دمشق، علي ابن عبدالله الشافعي، دارالفكر، بيروت، 1995،ج 7، باب من ذكر اسمه ادريس، 437.Y مجمع الزوائد، الهیثمی، دارالکتب العلمیة، بیروت،1408ه، ج9، ص 257.  

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.