جایگاه زنان در عاشورا، انقلاب اسلامی و انتظار

00:25 - 1391/10/15
در پژوهش پیرامون مقوله های «عاشورا و انتظار» و مقطع میانی انقلاب اسلامی معیار اصلی «بندگی حق» است که رفتار سنجی زنان و مردان حول همین معیار صورت می گیرد.
عاشورا انتظار

موضوع:
الگوپذیری زنان انقلاب اسلامی از زنان عاشوراست و چگونگی حرکت آن ها در دوران انتظار

روش تحقیق:
کتابخانه ای
بخش های مختلف مقاله به ترتیب زیر است:
بخش نخست، خلاصه ای از تساوی نگری ایمانی،مسئولیت پذیری، تکلیف گرایی قرآن کریم به زنان و مردان است.
بخش دوم، به چگونگی حضور زنان عاشورا با محوریت زینب کبری (س)می پردازد.
بخش سوم، ابعاد تلاش و حضور زن در انقلاب اسلامی را مطرح می کند.
بخش چهارم، به «انتظار و ظهور» می پردازد و برخی از «علایم ظهور و ویژگی های دولت مهدی (عج)» را به اشاره مرور می نماید. دراین بخش گستره ظلم و فساد درانحراف ها،التقاط ها بدعت های فکری و فرهنگی شایان ملاحظه است که در رفتار
آن آدمیان پیاده می شود.
«جهل» ،«پریشانی» و ناسالمی آخرالزمان تنها با ایجاد «دولت مهدوی» به «عقل و عمل» و «آرامش و سلامت و امنیت» بدل خواهد شد. نقش ویژه زنان در مبارزه با جاهلیت مدرن آخرالزمان شایان توجه خواهد بود.

مهم ترین نتایج:
1- تمدن کنونی حاکم بر جهان«تجدد» است که تنگناها و موانع بسیاری را برای ادیان الهی واحکام شریعت در خود دارد، زنان بزرگ ترین ابزار در منظر تمدن جدید هستند.
2- تجدد در عرصه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی زنان را «ابزارکار» قرار داده است. دوران انتظار، دوران امتحان همگان به ویژه زنان مسلمان است تا باورهای مؤمنانه خود را سلاح مبارزه با این ویرانگری نمایند.
3- زنان عاشورا در انقلاب اسامی، الگوی عملی زنان مسلمان ایران بوده اند. در این «الگوپذیری» معرفت شناسی ولایتمدارانه عامل تعیین کننده در رویکرد دینی زنان بود که به تحول الهی در ایران انجامید.
4- انقلاب اسلامی دوران گذرا از عاشورا به ظهور بوده است. مبارزه عملی زنان انقلاب با مذهب ستیزی شاهنشاهی،توانمندی و قابلیت های آنان را در حرکت منتظرانه اثبات نمود.
5- غفلت و غفلت زدگی به عنوان جزئی از ذات تمدن جدید، عامل مهم کژ راهه های آخرالزمان است .«رشد و آگاهی» و بصیرت دینی با نقش آفرینی زنان، راهکار مقاومت و چیرگی بر آن خواهد بود.

فهرست کلید واژه ها:
1-عاشورا
2-انقلاب اسلامی
3-انتظار
4-تکلیفگرایی
5-غفلت و غفلت زدگی
6-جاهلیت
7-سکولاریسم

مقدمه
موضوع مقاله حاضر سه مقطع زمانی را با محوریت «حضور زنان» بررسی می کند. مقاطع سه گانه مورد بحث به لحاظ مبانی اندیشه و باورهای اعتقادی مشترک هستند و در برخی راهکارها و تطبیق مفاهیم دارای تفاوت می باشند.
در پژوهش پیرامون مقوله های «عاشورا و انتظار» و مقطع میانی انقلاب اسلامی معیار اصلی «بندگی حق» است که رفتار سنجی زنان و مردان حول همین معیار صورت می گیرد. این برداشت به معنای نفی مسائل دنیوی و محدود ساختن انسان به جهان آخرت نیست. زیرا اساس عاشورا، الگویی برای چگونگی زیستن بشریت است و حضور زن و مرد و کودک و پیر در آن «جامعیت این الگوی عملی» را برای تمام عصرها و نسل ها، نشان می دهد. ویژگی مهم عاشورا، همراهی زنان و مردان در یک نهضت خونین و مصاف نابرابر حق و باطل است.
به همین دلیل، علاوه بر تشیع، همه دوستداران «عدالت» و «آزادگی» با الگوپذیری از عاشورا،راهبردهای کارآمدی را در رسیدن به اهداف عدالتخواهانه،می توانند کسب نمایند.
«انقلاب اسلامی» از آغاز تا پیروزی و استمرار عرصه اندیشه و اعتقاد و رفتار عملی بهره های کاربردی بسیاری از عاشورا گرفته است. «زنان» در انقلاب اسلامی با ساماندهی ابعاد حضور خود، نماد مهم عاشورایی بودن انقلاب اسلامی را به جهانیان نشان دادند.
«انتظار» مقطع خاص با شرایط و اوضاع ویژه و دشواری های و تنگناهای پیش بینی شده برای مردمان زمان خود «مسئولیت ها » و «تکالیف» ویژه ای را می طلبد که در بررسی تطبیقی وجه اشتراک بسیار آن با عاشورا به خصوص درباره زنان شایان
ملاحظه است.
در بررسی موضوع زنان عاشورا،انقلاب اسلامی و انتظار، ضرورت نخست، پرداختن به منظر قرآن کریم نسبت به «زن» است ؛این کار به منظور روشن شدن جایگاه زن در نگاه قرآنی است.دراین جهت مشخص می شود که آیا زن در مسئولیت پذیری و تکلیف گرایی ایمانی با دید «جنسیتی» نگریسته می شود با اینکه حق سبحان ظرفیت و قابلیت «بندگی» خداوند را برای زنان و مردان به طور مساوی به آن ها مرحمت فرموده است. آیه شریفه «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» پاسخ را در فرضیه دوم متجلی می نماید.

قرآن کریم درباره زنان یا مردان
خطاب های قرآنی «مؤمنانو کافران» را اعم از زن و مرد مشمول خود قرار می دهد. هرچند که احکام ویژه هریک درجای خود تصریح و تأکید می گردد.
سنت معصومان (ع) در فراخوان رفتار و گفتار ایمانی جدایی ناپذیری این دو جنس را می نمایاند. ایمان آوردن حضرت خدیجه (ع)، شرکت زنان در بیعت دوم با پیامبر (ص)، (آیتی، تاریخ اسلام،ص 173) پذیرش داوطلبانه مشقات و مصائب وارده از سوی مشرکان به دست زنان مؤمن، از مصادیق عینی اثبات ادعای فوق است.
حضور 2 زن در میان بیعت کنندگان بیعت دوم(دوانی تاریخ اسلامی، ص 269) تجلی ایمان را در دشوارترین اوضاع، بدون مرزبندی جنسیتی، بیان می کند.
به روشنی پیداست بررسی آیات متعدد، دراین بخش مورد توجه نیست بلکه اشاراتی چند کافی به نظر می رسد.
1-آیه شریفه 24 سوره انفال می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا استجیبوالله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم.
(1)
دراین آیه «حیات» برای مؤمنان فراخوان خدا و پیامبر(ص) است که با اطاعت و بندگی محقق می شود.
این حیات را باید حیات طیبه دانست که آیه 97 سوره نحل به صراحت زنان و مردان را به آن دعوت می کند:
«من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوه طیبه. (2)
یعنی در رسیدن به حیات طیب، فقط دو چیز نقش دارند. یکی حسن فعلی به نام «عمل صالح» و دیگری «حسن فاعلی» به نام مؤمن بودن روح. خواه مؤنث باشد، خواه مذکر( جوادی آملی، زن در آیینه جمال وجلال،چاپ 69، ص 76)
آیه مبارکه 169 سوره آل عمران که برای همه مسلمانان آشناست، می فرماید:
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاه عند ربهم یرزقون. (3)
اما آیه های دیگر با تأکید برزن و مرد «ایمان عملی» آن ها را ملاک «پاداش مساوی » قرار داده است. مانند آیه شریفه 124 سوره نساء: و من یعمل من الصالحات من ذکر او اثنی و هو مؤمن فاولئک یدخلون الجنه و لایظلمون نقیرا. (4)
اما آیاتی مانند آیه 195 سوره آل عمران خداوند سبحان به صراحت بیشتر زنان و مردان را براساس نوع عمل ارزیابی می کند: انی لا اوضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی. (5)
واژه قرآنی «ایمان» که ملاک ارزیابی عمل صالح وپاداش نیک زنان و مردان قرار گرفته، در تبیی امیر مؤمنان (ع) چنین است:
ایمان و عمل دو برابر توأم اند و دو دوست که از یکدیگر جدا نمش وند خدا هیچ یک از آن دو را بدون دوستش نمی پذیرد. (حکیمی، الحیات، 63، ص 270)
امام صادق(ع) نیزعمل را پاره ای از آن دانسته اند و ایمان را جز به عمل برقرار نمی دانند(همان).
دراین گفتار الهی نیز زن و مرد توأمان منظورند، و «عمل مؤمن» جنسیت فاعل را در نظر نمی گیرد.
در بحث این مقاله زنان در مقاطع «عاشورا» و «انقلاب اسلامی» و آنانتظار» مورد ارزیابی قرار می گیرند. به همین دلیل گذری کوتاه بر هریک از مقاطع در جای خود، ضروری است. دراین گذرهاست که می توان نقش آفرینی زنان را به طور ویژه مورد توجه قرار داد.

نهضت عاشورا در نگاهی گذرا
امام باقر(ع) از زبان حضرت ختمی مرتبت (ص) می فرماید: هرکه از جماعت مسلمانان دوری گزیند، بند اسلام را از گردن خود برداشته است. گفتند: ای پیامبر خدا، جماعت مسلمان کدام است؟ فرمود جماعت پیروان حق، هرچند اندک باشند (همان، ص 277)
نهضت عاشورا نماد ناب ترین جماعت مسلمانان، و حقیقی ترین پیروان حق است. اندکی تعداد عاشورائیان با محوریت حقیقت سیدالشهدا که در برابر انبوه باطل، «ایمان راستین» خود را در عمل اجرا کردند،عاشورای جاودانه را در تاریخ رقم زده است.
جالب است «تعداد اندک پیروان حق » را در آخرالزمان منتظران حقیقی را نیز شامل خواهد شد. این وجه اشتراک ویژگی باورهای مؤمنانه در ثبات و بقا و استمرار رفتارهاست.
نهضت عاشورا الگویی برای تاریخ بشریت است که به گفته امام خمینی،«امام حسین بن علی علیه السلام توانست با «عده، و عده کم» بر سلطنت جابر پیروز شود.» «زن » در نهضت عاشورا تجلی ویژه دارد، و ترسیم کننده خطی «با ظرفیت تاریخ» برای همه مؤمنان است.

اساس عاشورا: امر به معروف و نهی از منکر
«عمل به تکلیف» تبلور عبودیت ایمانی عاشورائیان است و زنان دراین میدان،
تعیین کننده پس از عاشورا برای عصرها و نسل ها هستند.
به طور کلی اساس قیام عاشورا در تأکید های سرور آزادگان «قیام برای امر به معروف و نهی از منکر» بوده است. همه عاشورائیان با جمع شدن زیر پرچم امام، انجام این واجب الهی را دنبال کرده اند. امام در خطبه منی دو سال پیش از مرگ معاویه تأکید فرمود: خداوند با امر به معروف ونهی از منکر شروع می کند و نخست آن را واجب می شمارد، زیرا اگر امر به معروف و نه یاز منکر انجام گیرد و در جامعه برقرار شود،همه واجبات از آسان تا مشکل برقرار خواهد شد؛ و آن به این سبب است که امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از دعوت به اسلام به اضافه بازگرداندن حقوق ستمدیدگان به آنها و مخالفت و مبارزه با ستمگران و کوشش برای اینکه ثروت های عمومی و غنایم جنگی طبق قانون عادلانه اسلام توزیع شود و صدقات از موارد صحیح و واجب آن جمع آوری و گرفته شود و همه در مواقع شرعی و صحیح آن به مصرف برسد(نجمی، سخنان حسین بن علی (ع)، ص 322).
ترسیم امام از امر به معروف و نهی از منکر در نشست سیاسی یعنی، سه عرصه فرهنگ و اقتصاد و سیاست را در برنامه سازی و تصمیم گیری و اقدام های عملی شامل می شود. بی تردید این ترسیم برپایی «حکومت قرآنی » است که درآن امام برای اجرای اهداف واحکام الهی دراین مسائل مبسوط الیه باشد:
الف- فرهنگ که با دعوت مردمام به اسلام عملی می گردد.
ب- سیاست که در بازگرداندن حقوق ستمدیدگان و مبارزه با ستمگران متجلی می شود.
ج- اقتصاد که در جمع آوری، مصر فو توزیع ثروت های عمومی در مسیر شرعی و عادلانه سامان دهی خواهد شد.
«تکلیف گرایی» و «مسؤولیت پذیری » مردمان دراین نشست که در سفر حج امام تشکیل شد،زن را در قیام برای امر به معروف و نهی از منکر در کنار مرد، موظف می کند.
به این ترتیب که حضرت سیدالشهداء، در مکه از زنان و مردان بنی هاشم و از گروه انصار، افرادی را که آن حضرت و بنی هاشم را می شناختند،دعوت به عمل
آورد و به همه آنان مأموریت داد تا از افراد ذی صلاح و متعهد از صحابه رسول خدا و از تابعین برای شرکت در جلسه منی دعوت کنند. چون تعداد بالغ بر 1000 نفر بود،جلسه زیر خیمه تشکیل شد. (همان،ص 310)
مأموریت دادن به زنان از سوی امام برای انجام یک امر مهم سیاسی- دینی، ابعاد وظیفه گرایی زن را در منظر قرآنی معصوم(ع) بیان می دارد. از سوی دیگر می توان چنین پنداشت که انتخاب مأموران زن به منظور دعوت از زنان دیگر بوده است. در این صورت فراگیری وجوب شرکت زنان در «قیام الله» شایان تأمل خواهد بود. قیامی که دوسال بعد، عاشورا را ایجاد نمود.
تصریح مکتوب امام (ع) برانگیزه و هدف قیام عاشورا، بار دیگر «امر به معروف و نهی از منکر» را اساس عاشورا ثبت کرده است. در وصیت نامه حضرت آمده است:
من نه از روی خودخواهی یا برای خوش گذرانی، و نه برای فساد و ستمگری (از مدینه) خارج می شوم، بلکه هدفم از این سفر، امر به معروف و نهی از منکر و خواسته ام از این حرکت، اصلاح (مفاسد) امت جدم و احیای سنت و قانون جدم رسول الله (ص) و پدرم علی بن ابی طالب است (همان،ص 33)

زنان عاشورا ؛نقش و جایگاه
آنچه دراین بخش می آید، تاریخ نگاری رفتارها و گفتارها نیست؛ بلکه الویت و محوریت با مسائلی است که زنان عاشورا را الگوهای جاودانه کرد. همچنین کندوکاوی است برای یافتن ارتباط با وجوه اشتراک در تکلیف گرایی زنان عاشورا، انقلاب اسلامی و دوران انتظار، تا با گذر از آن ها، تصویری عملی برای روزگار حاضر که پرده ای از آخرالزمان است، ارائه شود.
نخستین مسئله ای که در حضور زنان عاشورایی از آغاز تا پایان نهضت، جلب نظر می کند «معرفت شناسی ولایتمدارانه» یا «امام شناسی» شیعی است. سخن راندن درباره زنان عاشورا پرداختن به نقش زنانی است که با تصمیم ها و اقدام های خود، تأثیری اساسی برای الگو گرفتن پیروان خود در تاریخ داشته اند.
بدیهی است شأن و جایگاه بی مانند زینت کبری (سلام الله علیها) ، در مرحله اعلایی است که هیچ کس را با آن نمی توان مقایسه کرد. امام این مسئله مانع از آن نیست که «مسئولیت پذیری» و «تکلیف گرایی» دیگر زنان با معرفت شناسی از امام معصوم(ع) در خور توجه و ستایش نباشد. عشق اعتقادی به امام معصوم(ع) که در زنان عاشورا متجلی است، فراتر از پیوند نسبی و سببی و علایق و عواطف است. این عشق به «شناخت و درک و پیروی محض» زنان از امام (ع) باز می گردد.
رفتار فوق بشری حضرت زینب(س) زیبایی حیرت آوری دارد. این زیبایی و شگفت، در تحمل مصیبت ها بیش از پیش می شود. با وجود این «ولایتمداری عملی» آن حضرت، الگوئی بی مانند و تاریخی وی را جاودانه می سازد. رفتار عقیله بنی هاشم پس از عاشورا با امام سجاد (ع) نیز در همین جهت شایان ملاحظه است .آنجا که در مجلس عبیدالله بن زیاد حضرت زینب داوطلب شهادت می شود تا امام چهارم را از شهادت نجات دهد. (شیخ عباس قمی، در کربلا چه گذشت، ص 566) یکی از نمونه های رفتاری اوست. همگامی و همراهی بی نظیر زینب(س) با امام حسین بن علی (ع) ، گذشتن از فرزندان در کربلا، پرچمداری بی بدیل انقلاب عاشورا، و استمرار نهضت عاشورا در مدینه با راهکار سوگواری، همه و همه نشان از «امام شناسی» مومنانه دارد.
ام کلثوم و فاطمه، دختر امام حسین (ع)، که با سخنان خود،قیام کربلا را پاسداری نمودند، هم به دلیل تأثیرگذاری اقدام و همه به علت تبیین «امامت» امام عاشورا، الگوهای مانا می باشند.
«رباب» همسر امام هم با ساز و کاری که دریک سال عمر پس از عاشورا پیشه نمود و سخنانی که در مجلس یزید در مویه بر امام بر زبان راند، در همین جهت قرار دارد. تنها اگر به این نکته توجه شود که سخنان یا مرثیه های رباب درآن مجلس سبب شد، زنان آل ابی سفیان، امام عاشورا را شناخته و با خشم گرفتن بر یزید او را سرزنش کنند، می توان این حرکت را الگوی عملی و سازنده دانست. «رباب» از زنانی نادر در تاریخ شیعی است که «عشق» را با «معرفت» عجین کرده است و بندگی حق را در عشق «عارفانه » دنبال نمود.
شیوه بدیع «ام البنین» در سوگواری بر پسرانش،همه زنان عاشورایی تاریخ را آموزش داده است. این بانو نیز با پذیرش شهادت جانسوز فرزندانش، در تاریخ شیعه، مادران شهیدان را سرمشق بوده است. کافی است اشاره شود که ام البنین با مرثیه های جانگدازی که در ابتکار ویژه خود هر روزه می سرود،حتی جنایتکاری چون مروان حکم را به شنیدن و گریستن وا می داشت(هاشم معروف الحسنی، زندگانی دوازده امام،ج2، ص 107)
آگاهی هدفمند زنان انصار در مدینه هم تأمل برانگیز است. آن ها که با تأثیر پذیری از تشریح و تبیین واقعه کربلا به دست حضرت زینب(س)، با پیش گرفتن سازوکار «لعنت فرستادن دایمی، بر عمر سعه»، وحشت او را از ادامه این حرکت پدید آوردند.
ارسال نامه «عمر سعد» و توجیه زشتکاری ها در کربلا برای این زنان، اهمیت این اقدام را گوشزد می نماید. زنان بنی هاشم در مدینه، دیگر زنان عاشورایی می توانند باشند که مشعل فروزان انقلاب را در مقطعی خاص،پاسداری نمودند. آن ها با برگزاری سوگواری عاشوراییان به مدت یک سال، مانع از فراموشی زود هنگام این حرکت تاریخ ساز درجو اختناق و رعب و وحشت موجود گردیدند.
(حاج شیخ عباس قمی، نفس المهوم، ص 302)
«اسماء» دختر عقیل هم در مدینه پرچمی برافراشت. او با خروج از خانه همراه تعدادی از زنان بنی هاشم، و رفتن بر مزار پیامب راکرم (ص) سوگواری بر سیدالشهدا را دنبال کرد. در واقع وی در حرکت و مرثیه خوانی که معرفی امام معصوم(ع) بود، به احیای «حدیث ثقلین» پرداخت و مردم مدینه را به امر عظیم بی توجهی به وصیت پیامبر(ص) نسبت به عترت هشدار داد و آنان را در روز رستاخیز پاسخگوی خدا و رسولش دانست(در کربلا چه گذشت، ص 538)
نتیجه مقطعی حرکت او آن بود که بنا به ثبت تاریخ، خروش از اهل مدینه بلند شد و صدا ی ناله و زاری از در و دیوار برخاست (حاج شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ج1، ص 321)
همسر «زهیربن قین» که مشوق و ترغیب کننده شوهر در پذیرش دعوت امام بود، و در واقع عامل اصلی همراه شدن وی با کروان کربلا گردید،زنان «بنی اسد» که با غیرت دینی اجساد مطهر عاشوراییان را به خاک سپردند و حتی زنان آل ابی
سفیان که پس از شناختن امام عاشورا در سوگ او شرکت نمودند، در نهضت عظیم و بی مانند و البته مظلوم عاشورا، گام هایی برداشتند و دین خود را ادا کردند. زن پناه دهنده مسلم بن عقیل و زنی دیگر که فرزندان او را در پناه گرفت و یکی دو زن که نامشان در حرکت برای اقدام نظامی آمده بود و مادری که امام شناسانه،سربریده فرزند را به دمشن بازگردانید تا عظمت ایمان را به نمایش درآورد، همگی عاشوراییان تاریخ ساز به شمار می روند. (6)
در نتیجه می توان حضور سازنده زنان در عاشورا را در محورهای ذیل یافت:
- شرکت داوطلبانه در راه انتخابی با ایمان معرفتی به امام معصوم(ع) و حرکت در مسیر او.
- تحمل دشواری ها و آمادگی برای انجام وظیفه پس از عاشورا به منظور پاسداری از نهضت حسینی(ع)
- تبلیغ مبانی و اصول عاشورا و ابلاغ پیام آن و در واقع زنده نگهداشتن قیام خونین کربلا در تاریخ.
- شرکت دفاعی و حماسه سرایی مادرانه با تسلیم محض بندگی در برابر شهادت فرزند.
- برپایی مراسم سوگواری با شکل و محتوایی بیدارگرانه و برانگیزاننده.
-مشارکت اندیشه گرانه و مؤمنانه که در جایی به ترغیب همسر انجامیده و در جای دیگر تجهیز و گسیل فرزند به میدان رزم بوده است.
- تاریخ شاهد آن است که در تمام عرصه ها، زینب کبری(س) سرآمد بود و تا آخرین مسیر، راه «تاریخ ساز» پیموده است.

زن و تاریخ نگاری از عاشورا
برای پژوهشگران نهضت عاشورا، سخنرانی های زنان اهل بیت در کوفه و شام،بزرگ ترین اقدام در زنده نگه داشتن نهضتی است که باکشته شدن تمام مردانش، به
ظاهر تمام شده بود. یک تحلیل برآن است که :
راستی کمتر فصل از تاریخ را می توان یافت که تا این حد بدون تحریف و کم و بیش و به اتفاق مورخان در بیشتر جزئیات به ثبت رسیده باشد و به تحقیق می توان گفت که تاریخ عاشورایا اباعبدالله الحسین (ع) یکی از روشن ترین و بی شبیه ترین فصول تاریخ است و هیچ دستی نتوانسته این واقعه تاریخی را بر خلاف آنچه بود، تحریف کند و بنویسد،اینکه مانند شیخ مفید و ابوالفرج اصفهانی و طبری، جزئیات این فاجعه را چنانکه بوده است به اتفاق کلمه نوشته اند، جهتش این است که دشمن بسیار اشتباه کرد و ندانسته اصرار ورزید جریان این حادثه با اسیران اهل بیت که خود شاهد جریان روز عاشورا بودند، و بیشتر از هرکس می توانستند آن را تشریح و توصیف کنند،در مرکز عراق که کوفه باشد و در مرکز شام (دمشق) و سپس در مرکز حجاز،مدینه گفته شود. (آیتی، بررسی تاریخ عاشورا، 1372، ص 125)
چگونه می توان نقش این تاریخ نگاران تاریخ ساز را که به جز امام سجاد(ع) همگی زن بوده اند، ارزیابی کرد؟ که آیا این تاریخ نگاری که در حقیقت «پیام آوری کرببا» بوده از چنان اهمیت و عظمتی برخوردار نیست که قلم ها و زبان ها از تحلیل و سنجش آن ناتوان باشند؟
$ زنان و کاربرد ادبیات هدفمند
اگر سخنرانی های زنان اهل بیت در مراکز مهم سه منطقه اسلامی عراق و شام و حجاز«ابلاغ پیام عشاورا» است- که هست- بی تردید، ادبیات هدفمند آن نیز راهکاری برگرفته از آموزه حسین بن علی (ع) در صحنه های عاشورا بوده است. به همین دلیل «تندی» یا «تأثیرگذاری» افشاگر و بیدارگر آن نیز درطی تاریخ همپای سخنان آن امام، سازندگی داشته است.
اعلان جسورانه «فقد مشروعیت حکومت اموی» و «عدم مشروعیت حاکمان اموی» و همچنین بازخوانی «پلیدی های اعتقادی و عملی صاحبان قدرت» درهمین ادبیات دنبال شده است. این ادبیات با ریشه یابی جنایت های سلطنت اموی، اسلامی منافقانه وبی ریشه آن ها را در ظریف ترین و گویاترین شکل به گوش جهانیان تا آخر
تاریخ رسانیده است.
آیا برای مسلمانان شام که به گفته دکتر«سید جعفر شهیدی» از اسلام فقط در محدوده عمل «معاویه» اطلاع داشتند، و «کوفیانی» که سست عنصری و پیمان شکنی، مبنای گرایش سیاسی- دینی آن ها بود،غیر از این ادبیات، کدام راهکار چاره ساز بود.
جملات تند و آگاه کننده ام کلثوم خطاب به مرد شامی که نسبت به دختران رسول خدا (ص) اهانت کرد، مصداق عینی این ادعاست. آنجا که فرمود: ای فرومایه، دهانت را ببند،خداوند زبانت را قطع و چشمانت را کور، دست هایت را خشک کند و جایگاهت را در آتش قرار دهد. (پورامینی، کاروان،امام حسین، 1383، ص 168)
و نیز آنگاه که در کوفه خطاب به پیمان شکنان فریاد برمی آورد: ای اهل کوفه،بد ببینید. چرا دست از یاری حسین برداشتید و او را کشتید و اموالش را بردید و خود را وارث آن کردید؟ زنانش را اسیر و او را سرکوب نمودید. ریشه کن و نابود شوید(در کربلا چه گذشت، ص 514) . فاطمه دختر امام با این ادبیات کوفیان سخن می گوید:
ای اهل کوفه، ای اهل نیرنگ و دغل و خودنمایی، دل های شما قساوت گرفته جگرتان آهنین شده، گوش و چشمتان مهر خورده؛ شما را شیطان جادو کرده و آرزوهای دراز را در سرتان پرورانده و چشم شما را بسته است. تا راه به جایی نبرید. نابودی بر شما باد اهل کوفه، چقدر خون از رسول خدا پیش شماست(همان، ص 513)
اما زنیت (سلام اله علیها) اصلی ترین پیام آور کربلاست. از این روی او با ادبیاتی همانند سخنان امیرالمؤمنین(ع) و سید الشهدا(ع) بر دروازه کوفه، همه پیمان شکنان سست ایمان رادر شکستن عهد عشاورایی، نهیب می دهد.
ای اهل کوفه، ای اهل لاف زدن و پیمان شکستن، هلا گریه نیارامد و ناله فرو ننشیند. آری گریه کنید زیرا شما را همان گریه شایسته است. پر بگریید و کم بخندید که چنان آلوده ننگ و رسوایی جنایت هستید که هرگز نتوانید آن را بشویید (همان،ص 527)
علاوه برمردمان کوفه و شام، همه تاریخ تا پایان تاریخ از این ادبیات بیدارگر
می توانند که ماجرای کربلا را دریابند وبه تحلیل و ارزیابی میزان ایمان و بنیان اسلام آن مردم پی ببرند.
مبارزه افشاگرانه با جاهلیت
اگر آن روز امام عاشورا تنها باریختن خون خود،که خون خدا بود، توانست اسلام را بیمه کند،رفتار زنان عاشورا جاهلیت را در اعتقاد حاکمان اموی افشا کرد و مسلمانان را نسبت به آن حکومت نامشروع متوجه نمود. تبلیغ آگاهانه زنان عاشورایی هم به پاسداری خون امام و یارانش همت گماشت، و هم در جنگی تن به تن برای افشای بی بنیادی اسلام تکیه زنندگان بر حکومت اسلامی به جانشینی رسول خدا، پیروز میدان شد. آیا دستگاه سلطنت اموی تصور می کرد پس از عاشورا و شهادت تمام مردان آن، زنان نیز در افشای کفر و شرکت جاهلی این دو دمان پلید توانمند باشند آن هم در کم ترین زمان و مناسب ترین اوضاع برای شنیدن و تأمل مردم و در عین حال دردناک ترین ودشوارترین اوضاع و احوال برای اسیران آل محمد (ص)؟ اما این کار انجام گرفت و عقیله بنی هاشم در پاسخ گستاخی عبیدالله بن زیاد،او را «پسر مرجانه» نامید. با این خطاب مختصر،جامعه اسلامی، به بیدار باشی خوانده شد تا تباهی و فساد دستگاه خلافت را ببیند و بر شومی سرنوشت امت اسلامی چاره اندیشی کند.
در مجلس یزید، که پیروزی در جنگ کربلا، خودکامگی آن عنصر پلید را بیش از پیش کرده بود، و به هنگامی که او اشعار جاهلی سر داد که : ای کاش پدرانم که در جنگ بدر کشته شدند، حضور داشتند و زاری و بی تابی خارجیان را از وقوع نیزه ها می دیدند...«عقیله بنی هاشم» وی را با تازیانه این جملات سرزنش کرد و آموزه ای برای امت اسلامی در تاریخ به یادگار می نهد:
چگونه می توان امید حمایت از کسی داشت که مادرش جگر پاکمردان و آزادگان را جویده و گوشت او از خون شهیدان روییده است؟ چگونه ممکن است در دشمنی ما اهل بیت دریغ کند کسی که جز از در دشمنی و کینه ورزی به ما نمی نگرد؟
در فرازی دیگر زینت (س) مرزهای اسلامی و جاهلیت را در اندیشه و اعتقاد مشخص نمود و فکر شرک آلود و کفر آمیز جاهلی را که بر حکومت اسلامی حاکمتی یافته بود افشا می نماید:
هان! چه شگفت انگیز است که سپاه برگزیده خدا به دست لشگر طلقاء که حزب شیطان اند کشته شوند(در کربلا چه گذشت، ص 570)
این جملات تبیین قرآن است که اینکه صف اسلام راستین و اصیل را از صفوف شیطانی جای گرفته در میان مسلمانان جدا می کند.

ویژگی و معیارهای زنان عاشورا
در سطرهای پیشینی «ولایتمداری » ،«تکلیف گرایی» ،«مسئولیت پذیری» ،«آگاهی توأم با بصیرت» در انجام فریضه الهی «امر به معروف و نهی از منکر» معیارهایی دیده شد که زنان عاشورا را در حرکت هدفمند خود انگیزه دادند. ویژگی های این زنان تاریخ ساز، هم در رفتار آن ها شایان ملاحظه است و هم در توصیه هایی که امام حسین بن علی(ع) به آن ها نموده، در خور تأمل است.
ویژگی هایی چون «موقعیت شناسی» ،«درک صحیح از شرایط زمانی و مکانی» ، «استفاده مناسب از فرصت ها » ،«کاربرد توانایی ها،ظرفیت ها و قابلیت ها» در پرچمداری قیام کربلا، مسائلی است که با مرور تاریخ عاشورا بر صاحبان خرد روشن خواهد شد. اما آنچه در توصیه های امام (ع) تأکید شده، در نهادینه سازی عملی رهروان آینده، در هر زمان و با هر اوضاع آموزه هایی قطعی است. برخی از این توصیه ها را می توان چنین دید:

الف- حجاب و صبر
یقیناً تمام مسلمانان پیرامون«حجاب زینبی» اشتراک نظر دارند و آن را الگوی عملی زنان مسلمان می دانند. حجابی که با نام زینب(س) عجین شده و تاریخ آن را با درازی عمر زینب گره زده است. در نوشته های پیرامون حضرت زینب(س) مشاهده می شود که امیر مؤمنان (ع) برای رفتن زینب به زیارت قبر رسول خدا مقرراتی خاص اجرا می کرد. به این سان که وی همراه دخترش به مسجد می رفت
و حسنین از چپ و راست او را همراهی می کردند. پدر جلو می رفت تا ببیند اگر مردی در مسجد مانده،چراغ های مسجد را خاموش کند تا زینب در حریم تاریکی به مسجد بیاید(هاشم معروف الحسین،پیام انقلاب حسینی،ص 124) حجاب و عفاف زینب کبری(س) در عاشورا هم تجلی یافت. همین معنا سبب گردیده است تا شیعیان سوزناک ترین و در عین حال مفهومی ترین بخش مراثی عاشورا را به زینب و در مخاطره قرار گرفتن حجاب او در اسارت اختصاص دهند.
با وجود این امام باقر می فرماید: سرور آزادگان در آخرین وداع، و البته سخت ترین لحظات فرمود:
ثم انه ودع علیاله وامرهم بالصبر والبس الازر.
در ترجمه و توضیح این فراز از توصیه های امام آمده است: ازر عبارت از معجر و هر لباس است که از روی لباس می پوشند و به قرینه، اینکه بانوان حرم در سفر و حضر دارای معجر بوده اند، و نیز امام برای دومین بار اهل و عیالش را وداع کرد و آنان را به صبر دعوت نمود و به پوشیدن لباس چابک و جمع جور توصیه فرمود(سخنان حسین بن علی (ع)، ص 281)
«صبر هم برای شیعیان» صبر زینب(سلام الله علیها) است. اما امام به صبر و حجاب زنان حرم که زینب(سلام الله علیها) در میان آنهاست، توصیه می کند. چنین بود که محنت ها و مصیبت ها به عقل و صبر و اطمینان به خدا تبدیل شد و هر رخداد ناگواری که بر زینب (س) فرود آمد، از مفاهیم کمال و جلال در جان و خرد او پرده برداشت و با شکوه ترین درجات ایمان و صبر جمیل رابه نمایش گذاشت (پیام انقلاب حسینی،ص 137)

ب- آمادگی و پایداری در برابر ناملایمات
در آخرین وداع امام(ع) این جمله هم وجود دارد: استعدوا للبلاء آماده باشید برای بلاء. (سخنان حسین بن علی (ع) ،ص 279) این هشدار، هم بزرگی بلا و مصیبت را تذکر می دهد وهم آمادگی پایداری بی نظیر را برای زنان بستر سازی می نماید.

ج- اطمینان و توکل به خدا در برابر دشمنان
بلافاصله پس از تأکید هشدار دهنده برآمادگی در برابر مصائب، امام (ع) می فرماید: و اعلموا ان الله حامیکم و حافظکم و سینیجیکم من شرالاعداء(همان)؛ و بدانید که خداوند حامی حافظ شماست و بزودی شما را از شر دشمنان نجات می دهد. چه زیبا(زینب سلام الله علیها) اسطوره ای از عمل به تأکیدها و وصایای امام می شود و دیگر زنان حرم را به دنبال خود دراین مسیر هدایت می کند.

د- برپاداشتن نماز
اقامه نماز عاشورا، نماد مهم الهی بودن این قیام بوده است ونماز شام عاشورای حضرت زینب(سلام الله علیها) سازنده مهم ترین برپا کننده نماز بی مانند در میدانی دردناک، به عنوان مظهر ایمان و عبودیت،دراین عرصه هم شگفتی آفریده است. یک برداشت زیبا در توصیف این نماز نوشته است : نماز زینب در آن شب مانند نماز جدش در کنار مسجدالحرام بود که در آغاز دعوت با انواع آزارها و اهانت ها رو به رو شد، و چون نماز علی (ع) در صفین، در حالی که کشتگان در پیرامونش افتاده بودند و معاویه به ادامه جنگ فرمان می داد و مانند برادرش سالار شهیدان در معرکه روز عاشورا در حالی که تیرهای کوفیان از هر سوی بر بدنش می بارید(پیام انقلاب حسینی، ص 138)

ه- حریم بودن زنان
یکی از تلاش های جانسوز سیدالشهد در لحظاتی است که لشگر دشمن به سوی خیمه های زنان و کودکان هجوم می برد. شعار مشهور و سازنده امام که یا شیعه آل ابی سفیان، ان لم یکن لکم دین و کنتم لاتخافون المعاد فکونوا احرار فی دیناکم - ای پیروان خاندان ابی سفیان، اگر دین ندارید و از روز جزا نمی ترسید، لااقل در زندگی آزاد مرد باشید(سخنان حسین بن علی (ع)، ص 295) ؛بیانگر این است که زنان در شریعت محمدی(ص) حریم و حرمت دارند. شعار امام (س) همه زنان و
مردان تاریخ را فرامی گیرد و به همه نسل ها«حریم بودن » زن را اعلام می دارد.
پس از ذکر این بخش ها درباره عاشورا، به لحاظ مقطع زمانی، به نظر می رسد در بخش دوم، باید به «زنان در انقلاب اسلامی» پرداخت. اما به دلایلی این موضوع در بخش سوم می آید. دلیل اول آن است که انقلاب اسلامی، در بخشی از دوران معاصر و در دوره غیبت کبری رخ داده است و دلیل دوم به ارتباط مطالب و مسائل فرهنگ دوران انتظار، باز می گردد. این دو مسأله سبب می شود تا در بخش سوم و با بهره یگری از مسائل «عاشورا» و «انتظار» بهتر و همه جانبه تر، زنان در انقلاب اسلامی مورد بحث قرار گیرد.

دوران انتظار
نگاهی کلی به دوران انتظار و اوضاع و احوال و ضرورت ها و بایسته های آن مدخلی است براین بحث که زنان مؤمن و شیفته ظهور، چگونه از دشواری ها و تنگناهای آخرالزمان به سلام رهایی یابند، و چه معیارهایی رهاننده زن دراین مرحله پریشانی و بحرانی است ؟
سخن مشهور پیامبر خاتم(ص) من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میته جاهلیه. هرکس بمیرد،بی آنکه امام زمان خود را شناخته باشد، مانند مردم دوران جاهلیت مرده است (حکیمی،خورشید مغرب،1360، ص 177) دلالت برآن دارد که فرهنگ وخوی جاهلیت در دوره های مختلف زمان جریان دارد. همچنین امام شناسی به معنای «پذیرش ولایت امام» است که لازمه آن خروج ازولایت شیطان یعنی هر راهی که به غیر امام معصوم (ع) ختم می شود. با اشاره به حدیث سلسله الذهب با شرط قرار گرفتن در حلقه موحدان در آن، که همانا اعتقاد عملی به وجود امام است، تفسیری روشن تر از سخن حضرت ختمی مرتبت (ص) به دست میآید.
ذکر دو نکته تأمل آمیز ضروری به نظر می رسد:
1- تقسیم تاریخ وسرنوشت زن به دوره جاهلیت قدیم و جاهلیت مدرن که امام خمینی به آن تصریح داشته اند.
2- مشخص شدن حلقه اتصال بشر به خداوند در نگاه فقیهی بزرگوار که می تواند سخن پیامبر (ص) و امام هشتم را تبیین کامل کند. حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی معتقد است استفاده از واسطه فیض خدا که اسم اعظم و مثل اعلای اوست، به دو طریق است: اول به تزکیه فکری و خلقی و عمل یکه اما تعلم ان امرنا هذا لاینال الا بالورع؛ آیا نمی دانی که هرآینه امر ما نیل نمی شود مگر به ورع، و دوم به انقطاع از اسباب مادی و اضطرار و از این طریق بسیار کسانی که بیچالره شدند وکارد به استخوان آنها رسیده و به آن حضرت [حضرت صاحب الامر] استغاثه کردند، نتیجه گرفتند(وحید خراسانی، توضیح المسایل، 1382،ص 165)
بنابراین در جاهلیت مدرن که، آخرالزمان در احاطه آن است مانند دوران جاهلیت قدیم،تنها راه رستگاری اعتصام به ریسمان الهی است که واسطه آن امام غائب می باشد.
برداشتی دیگر برآن است که انسانی که خط حرکت صحیح را در حیات خود نشناسد،حرکات و سکنات و فعالیت های او در زندگی، در جهت تکامل نخواهد بود. حرکت تکاملی انسان،حرکت روی خط صحیح«وجود و تکلیف و غایت» است.شناخت این خط که همان «صراط مستقیم» است، بدون شناخت راهنمای خط ممکن نیست(خورشید مغرب،ص 177)
واقعیت آن است که اگر روزگار انتظار، روزگار فتور بود، و انسان وظایف چندانی نداشت، باید تکلیف برداشته می شد و باید در تعالیم پیشوایان، سخن از چنگ زدن به دین و رعایت پارسایی و حفظ مکتب و رهبری و امامت گفته نمی شد... و گمان ندارم کسی تصور کند که چنگ زدن به دین منفک از عمل به احکام دین تواند بود، و جزء احکام دین، مبارزه با ظلم، امر به معروف و نهی از منکر و حضوردر همه ابعاد و وظایف فردی و اجتماعی است(همان، ص 353)
مطالب بالا، تصویر کلی از «صراط مستقیم» ، «راهنمای صراط» و «چگونگی حرکت درآن» را ارائه نمود وحضور فعالانه با برنامه و هدف اسلامی،خط مسلمان منتظر را در آخر الزمان اعلان داشت. حال باید دید معصومان (ع) اوضاع دوران انتظار یا آخرالزمان را چگونه ترسیم کرده اند.
امام باقر(ع) می فرماید: «چگونه خواهید بود زمانی که زنان شما فاسد و جوانانتان فاسق شوند. نه امر به معروف می کنید و نه نهی از منکر می نمایید.پرسیدند آیا چنین خواهد شد؟ فرمود: آری! از این هم بدتر می شود»(دوانی،مهدی موعود، ص 944)
امام صادق(ع) می فرماید: فساد در همه جا آشکار می شود و کسی از آن جلوگیری نمی کند و مرتکبان آن خود را معذور می دارند. شخص با ایمان لب فروبسته و حرفش پذیرفته نمی شود(همان،ص 320)
در ترسیم هولناکی که گوشه ناچیزی از آن ارائه شد «بارزه های فرهنگی» یا بهتر است گفته شود فرهنگ ستیزی هاست که آخرالزمان را در بر می گیرد. برخی از این بارزه ها را می توان چنین تقسیم بندی کرد:

انحراف و التقاط فکری
امام صادق (ع) فرموده است :هرگاه دیدی حق از میان رفت واهل حق رفتند، و دیدی که دست در قرآن بردند و چیزهایی که درآن نبوده داخل کردند و آنگاه از روی هوای نفس آن را توجیه کردند(همان، ص 1307)

مهجوریت قرآن و عترت
از قول امام صادق(ع) آمده است: [در آخرالزمان] حرام حلال گشته و اموردینی با رأی شخصی عملی می شود. حکام کسانی هستند که به ما اهل بیت ناسزا می گویند و شنیدن تلاوت قرآن بر مردم گران، و استماع سخنان باطل بر مردم آسان است. مردم نماز را سبک شمرده، و جوهات نمی دهند. احکام تعطیل و در مواردی مردم به میل خود عمل می کنند. (همان)

رذیلت های اخلاقی
درهمان روایت اضافه شده است.فاسق دروغ می گوید و دروغ را به رخ او نمی کشند. برخی به عمل فاسد خود فخر می کنند و تمجید می شوند. مرد با شرافت
پیش دشمن که از او و قدرتش وحشت دارد خوار می گردد(همان).

معاملات حرام اقتصادی
گذران مردم از راه کم فروشی، زنا و شرابخواری است. طالب حلال در نظر مردم مذموم و مورد سرزنش، و طالب حرام محترم خواهد بود. کم فروشی و احتکار برای سود بیشتر در جامعه جریان دارد و مردم خوردن ربا را حلال و آسان می شمرند (همان).

چیرگی باطل بر حق
امام باقر(ع) می فرماید: گواهی ناحق پذیرفته شده، و گواهی عادلان رد می گردد . مردم ریختن خون یکدیگر و زنا و خوردن ربا را حلال و آسان می شمرند، و از اشرار به واسطه ترسی که از زبان آن ها دارند،ملاحظه می کنند(دوانی، موعودی که جهان در انتظار اوست، 1349، ص 319)
و امام صادق (ع) می فرماید: هرگاه دیدی مرد[ فرد] سخن حقی می گوید و امر به معروف و نهی از منکر می کند،درآن حال کسی به قصد نصیحت نزد او می رود به وی می گوید: این را از زبان تو ساخته اند یعنی گفتن سخن حق و امر به معروف و نهی از منکر متروک می شود و ارزش خود را زدست می دهد اگر کسی بگوید کاری زشت است او را برحذر می دارند. (مهدی موعود، ص 1043)

دنیا طلبی محض
امام صادق(ع) فرمود: مرد ریاست را بر رسیدن به دنیا طلب می کند. فقیه برای دنیا و غیر دین تحصیل می کند. مردم دور قدرت دوستانند(همان)
آنچه آمد، گوشه هایی کوچک از روایات بسیار درباره اوضاع و احوال دوران انتظار است، در نگاه اجمالی به جوامعی که این اوضاع درآن جریان دارد، اصول، مبانی و ارزش های تمدن و تفکر لیبرالی یا تجدد را در اقتصاد و سیاست و فرهنگ و نظام اجتماعی می توان شاهد بود. به عنوان مثال «احتکار، کم فروشی» و «حرام
خوری» از اصول ثابت «سودآوری» و «اصالت فایده» در اقتصاد نوین است.
«رباخواری» مبنای سیستم بانکداری است، و اختلاط زنان و مردان و پیامدهای حضور بی هدف زنان در جامعه ودر عرصه های مختلف به «تساوی نگری» و «آزادی های فردی» بر می گردد. البته «التقاط»، «انحراف و تفسیر به رأی» در جوامع اسلامی سبب گردیده است تا مبانی، اصول و ارزش های مغایر با دین و شریعت، به سهولت در میان ملت های مسلمان حاکمیت یابد.
در چنین فضایی بیش از هر مسئله برای زمان برنامه های ویرانگری وجود دارد. به همین دلیل در دوران جدید با وجود همه «پیشرفت های علمی و دستاوردهای شگفت آن، زنان و مردان در پریشانی، ناآرامی، عدم سلامت و امنیت به سر می برند. بدیهی است زنان بیش از مردان آسیب پذیرند و آفات تجدد آنها را در معرض خطر قرار می دهد. برای یافتن چرایی این مسئله، ضروری است که دریک نگاه تطبیقی، برخی نکات کالبد شکافی شود.

جهل علم جدید
ره آورد علم جدید دنیای غرب را مادر و بانی «توقیفات»،«ترقیات» و «تمدن بی رقیب» کرده است.احساس نیاز دنیای اسلام به این علم و مصنوعات آن، «مهم ترین آرزوی مصلحان» دراین خطه از جهان بوده است، و در دوره حاضر، صاحبان قدرت در رسیدن به دنیای تمدنی غرب، تلاش بی وقفه داشته اند. اما آیا این راهکار سبب خیر برای دنیای اسلام بوده است؟ تحلیل گری براین ادعاست که هر چه کشوری از کشورهای جهان اسلام در بهره گیری از تکنولوژی جدید، آموزش جدید و علم جدید موفق تر بود، بیشتر در معرض نفوذ مرده ریگ ارزش های غربی قرار می گرفت. نتیجه این انقیاد بیشتر فرهنگی،چیزی جز تهدید بیشتر برای هویت اسلامی و هویت تمدن اسلامی نبود(نصر،جوان مسلمان ودنیای متجدد، ص 176)
با این واقع نگری خردمندانه می توان تصریح امام صادق(ع) بر جهل آخرالزمان را دریافت که هنگامی که قائم ما قیام می کند، با مردم نادانی روبرو می شود که در نفهمی
ازجهال جاهلیت که پیغمبر با آن ها مواجه بود،بدترند، زمان بعثت مردم از چوب و سنگ و صخره بت می تراشیدند و پرستش می کردند، زمان ظهور همه مردمان قرآن را به میل خود تأویل و به آن استدلال می کنند. (مهدی موعود، ص 1128)
نابسامانی اوضاع و بحرانی شدن اوضاع و احوال،تیرگی روزگار مردمان را پیش خواهد آورد. «وقتی اوضاع و احوال این گونه شد واز تمدن (منهای انسانیت) کنونی همه به ستوه آمدند، و تاریکی جهان را فرا گرفت،ظهور یک رجل الهی و پرتو عنایات غیبی با حسن استقبال مواجه می شود. اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها» (صافی، امامت و مهدویت، ص355)

حاکمیت امیال یا عقل
اصالت عقل در تفکر رنسانسی که امت اسلام را نیز محاصره کرده، ره آورد دیگری است که به «انقطاع وحی» منجر شده است. عقلانیت جایگزین وحیانیت گردیده و بی نیازی انسان را از وحی، پدیدار کرده است. اما این عقلانیت درحقیقت، حاکمیت امیال و به تعبیر دقیق تر حاکمیت «نفس اماره انسان» است. چنین است که در اوج عقلانیت بشر، جدید، در ظهور،امام غایب به «عاقل کردن » مردمان می پردازد. امام باقر(ع) می فرماید: هنگامی که قائم ظهور می کند،دست خود را روی سر مردم می گذارد و با آن عقول آنها جمع و افکارشان کامل می گردد(مهدی موعود، ص 1115)
امام صادق (ع) ظهور را مایه جمع شدن عقل ها و کامل شدن اخلاق اعلام می نماید(همان، 1118) ؛و البته این عقل، «خردگرایی» عصر روشنگری نیست که امروز بر دین و آیین و اخلاق انسان ها در سراسر جهان حاکم شده است، بلکه عقلی است که امر الهی را فرمان برد،پس به صورت نفس کلی درآمد تا بتواند ماده را تصویر کند. و اگر او [عقل] نبود، خدای تعالی هرگز پرستش نمی شد و به یکتایی شناخته نمی شد، و فرمانش برده نمی شد؛ و سجده ای در پیشگاهش صورت نمی گرفت. پس عقل بود که خدای تعالی او رابه سوی سالکین همه عوالم به رسالت فرستاد تا آنان را به راه راست رهبری کند. (امام خمینی، مصباح، الهدایه الی الخلافه و الولایه، 1360،
ص 158)

امنیت و علم زن در ظهور
امام باقر(ع) فرمود: خداوند در زمان قائم چنان علمی به مردم می دهد که زن در خانه اش با قرآن و روایت فرمان می دهد(موعودی که جهان در انتظار اوست، ص 239)
امیرالمؤمنین(ع) هم فرمود: [در دوران ظهور] زنی که می خواهد راه عراق و شام را بپیماید،همه جا قدم بر روی سبزه وگیاهان می گذارد و زینت های خود را برسر دارد و کسی به او طمع نمی کند نه درنده ای به او حمله می آورد و نه او از درندگان وحشت دارد(مهدی موعود، ص 1109)
اینکه «امنیت» و «علم» زن درمیان نعمات و مواهب دوران ظهور تصریح گردیده است، نشان از آن دارد که آخرالزمان با ناآرامی ها و نا امنی ها یش، زنان را بیش از مردان به مخاطره می اندازد. تمدن و تفکر جدید درزمان حاضر این امر را به خوبی نشان می دهد. اگرچه زنان ظاهراً با برخورداری از تساوی حقوق، در همه عرصه ها حضور دارند، اما ناامنی و جهلی که ابزارگونگی زن را از دید او مخفی داشته، دردی است که درمان آن مشکل به نظر می رسد.
نگاهی گذرا به شأن و منزلت زن در دوران انتظار از زبان معصوم (ع) بیانگر آن است که «زن» در برنامه سازی های تمدن جدید، از آموزه های دینی و نگرش معصومان(ع) فاصله ای بسیار گرفته، و در مسیری دیگر راه می پیماید. این امر به آن معنا نیست که آخرالزمان را مردان با رفتاری خداپسندانه طی می کنند؛ بلکه به دلیل آنکه مقاله حاضر پیرامون موضوع «زن » نگاشته می شود، این قشر بیشتر مورد تأکید واقع می شود.
پیامبر خاتم(ص) در حجه الوداع فرمود: در آخرالزمان مردان لباس زنان پوشیده و زنان سرپوش حیار را کنار می گذارند(موعودی که جهان در انتظار اوست، ص 322)
امام باقر(ع) نیز فرمود زنان نوازنده آلات طرب به دست می گیرند، و به طورآشکارنوازندگی می کنند. (همان، 137) و فرمود زنان برزین ها سوار می شوند. (7) (همان، 318)
و امام صادق(ع) فرمود: زنان بر حکومت و هر کاری مسلط می شوند و به هر چیزی که هوس می کنند، روی می آورند.(همان، 322)

زنان در انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی در حقیقت پلی برای اتصال عاشورا به ظهور است .ویژگی استراتژیک انقلاب،هم به دلیل موقعیت زمانی آن است که در مقطع میانی عاشورا و ظهور قرار گرفته، و هم براساس محتوا، مبانی و راهکارهای نشئت گرفته از عاشورای حسینی (ع) است.
در واقع انقلاب اسلامی، رستاخیزی بر مبنای «امر به معروف و نهی از منکر» بود که رهبری آن را یکی از «نواب عام» برعهده داشت. برپایی حکومت دینی بر پایه «ولایت فقیه» نیز ارتباط عاشورا و ظهور را در دوران انتظار، طبق اندیشه شیعی تعریف می کند.
نحوه حضور و مشارکت زنان در صحنه های انقلاب اسلامی، دو رویکرد را نشان می دهد.
رویکردی عاشورایی که از آغاز انقلاب در دهه 40 تا پیروزی برقرار بوده، و سپس به تلاش بی وقفه در عرصه های مختلف نظام اسلامی تبدیل گشته است، پذیرش دشواری ها و مصائب از سوی زنان، با هدف بقا و اعتلای انقلاب اسلامی، نماد الگوپذیرانه از عاشورا بوده است.
رویکرد دوم، انتظار گرایانه بوده که به حرکت عاشورایی زنان پس از انقلاب اسلامی، به ویژه دوران جنگ تحمیلی باز می گردد. این حرکت در جهت وظایف منتظرانه پیش رفته و باورهای انتظار گرایانه زنان را در عمل پیاده کرده است.
بنابراین «زن درانقلاب اسلامی» با گفتار و رفتار خود توانست مفاهیم عاشورایی و انتظار گرایی را در حیات بخشی آگاهانه و داوطلبانه متجلی نماید.
تعریف و تبیین رفتارهای زن انقلابی در کلام امام خمینی، بهترین و شفاف ترین کارنامه ایمانی زنان است .نقش تعیین کننده زن در دفاع مقدس، مهم ترین راهبرد برگرفته از زنان عاشورا در تاریخ زن مسلمان ثبت کرد. نمودهای ذیل برخی رفتارهای زنان در انقلاب اسلامی بوده است:
شیفتگی مقلدانه نسبت به پیشوای دینی از آغاز مبارزات امام در دهه 40.
شرکت شهادت طلبانه گروه هایی از زنان مؤمن در صحنه هایی از انقلاب.
وفاداری به مبانی و احکام اسلامی با عملکرد دیندارانه به ویژه صف آرایی حماسه ساز در برابر فرهنگ سوزی پهلوی، که درانقلاب اسلامی نقشی سرنوشت ساز داشت.
تلاش همپا بلکه بیشتر از مردان در جهت اهداف انقلاب اسلامی.
شرکت در سازندگی های پس از انقلاب که اهدای اموال شخصی زنان را هم دربرگرفت.
تحمل شهادت و جانبازی و اسارت فرزند، همسر،پدر و برادر در جنگ تحمیلی.
تشویق و ترغیب فرزندان و برادران و همسران به مجاهدت در راه خدا.
سوگواری زینبی بر شهیدان و اظهارات افتخار آفرین به اهدای قربانی در راه خدا،که موجب تهییج بیشتر شهادت طلبان می گردید.
شکیبایی بر مشقات، با افتخارآگاهانه به الگوهای عاشورایی.
برهم زدن تلاش شوم فرهنگ سازی پهلوی در پشت کردن به دنیا گرایی و رویکرد به مبانی، مفاهیم و ارزش های اصیل اسلامی در زندگی خانوادگی و اجتماعی.
انقلاب اسلامی ایران«مرحله گذار از عاشورا به ظهور» بود. دراین گذار زنان با «تکلیفی گرایی» و «مسئولیت پذیری»دینی در میادین مورد نیاز وارد شدند،گام های زینبی برداشتند و خود را به عنوان «زنان منتظر» استقبال کننده از دشواری ها، معرفی
نمودند. فرهنگ ستیزی پهلوی، «زن» را شی گونه نمود و جاهلیت مدرن آن بنا بر تحلیل دقیق امام خمینی،برای او برنامه های هدفمند اجرا کرده بود. بنابراین،رویکرد «شریعت طلبانه زن» در انقلاب اسلامی بزرگ ترین حرکت برگرفته از آموزه های عاشورا و د رجهت حرکت انتظار گرایانه بود.
«اشرف پهلوی» خواهر شاه معدوم می گوید: از مشاهده تظاهر کنندگان در خیابان های تهران دچار وحشت شدم به ویژه از این واقعیت ترسیدم که زنان آزادی هایی را که پهلوی ها به آنان داده بودند «به دور افکنده» چادر سیاه مادر بزرگ هایشان را بر سر کرده بودند. در نظر من مثل این بود که کودکی را که بزرگ کرده اید، ناگهان بیمار شود و بمیرد(شوکراس، آخرین سفر شاه، ص 346). این حرکت به دلیل تأثیرگذاری وسیع آن به دست امام خمینی بارها مورد تأیید قرار گرفت. ایشان با تقسیم سرنوشت زن به دوره «جاهلیت قدیم» و «جاهلیت مدرن» او را همواره در بند برنامه سازی های جاهلی شرکت آور و کفر آلود دانستند. از سوی دیگر «خروج از ظلمات و ورود به نور» زنان رادر انقلاب اسلامی که در اوج جاهلیت مدرن انجام گرفت، مورد تمجید قرار دادند.
امام خمینی برنامه سازی های فرهنگ سوز پهلوی را برای زنان اینگونه اشاره می نمودند:
هرکس بخواهد شمه ای از آن جنایات مطلع شود، به روزنامه ها و مجله ها و شعرهای اوابش و اراذل زمان رضاخان ؛ از روزگار تباه کشف حجاب الزامی به بعد، مراجعه کند... رویشان سیاه و شکسته باد قلم های روشنفکرانه آن ها. (امام خمینی، صحیفه نور، 1369، ج14، ص 133)
ایشان انقلاب فرهنگی زنان را با مبنا و جهت و هدف اسلامی، به این سان متذکر می شدند: این اسلام که درایران زنده شد، آن خدمتی را که به بانوان کرده و خواهد کرد، ارزشش به اندازه ای است که نمی توانیم توصیف کنیم(همان،ج18، ص 262) و نیز،من در جامعه زنان یک تحول عجیبی می بینم که بیشتر از تحولی است که در مردان پیدا شده، و آنقدر که این جامعه محترم به اسلام خدمت کرده دراین زمان، بیشتر از مقدار خدمت مردهاست(همان، ج11، ص 162)
اما لب نگاه امام خمینی به زن انقلاب اسلامی را باید در این فراز از وصیت نامه سیاسی- الهی ایشان دید: ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری زینب گونه (علیهاالسلام) فریاد می زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز، از همه چیز گذشته و مفتخرند به این امر، و می دانند آنچه به دست آورده اند بالاتر از جنات نعیم است،چه رسد به متاع دنیا. (همان،ج21،ص 172)

زمان کنونی: دوران انتظار
دوران کنونی، زمانه انتظار است و «حاکمیت تجدد» همه آنچه را معصومان (علیهم السلام) پیش بینی کرده بودند، در جوامعه و ملت های مختلف حاکم کرده است. «انقطاع از وحی» با لیبرالیسم فکری و جایگزینی علم و تکنولوژی به جای احکام شریعت، و حاکمیت امیال و اراده بشر در جایگاه خداوند بارزه های قطعی تمدن و تفکر جدید است. «بدعت ها»،«انحراف ها» و «التقاط های» مورد نظر معصوم (ص) در زمان حاضر عالم اسلام را هم فرا گرفته است . تفسیر به رأی اسلام و قرآن را در مدرنیته هضم کرده، و ساز و کارهای آن را مباح اعلام نموده است. زن مسلمان در چنین اوضاع و احوالی چون «راه گم کرده ای» است که نه تنها «عاشورا و انتظار» برایش مفهوم عملی ندارد،بلکه ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی هم ناکارآمد به نظر می رسد. «تغییر» این بلای مدرنیسم زن را به الگوپذیری از تجدد سوق می دهد و ...
پژوهشگر مسلمانی فضای سکولاریزه شده کنونی عالم را اینگونه می نگرد:
انسان جنبه خدایی پیدا کرده است و الوهیت انسانی شده و دنیا تنها مشغله و مورد اشتغال آدمی...
آنچه به نام «تغییر» خوانده می شود در همه جنبه های آن در مغرب زمین عبارت است از نتیجه جستجوی سیری ناپذیر و سفر ابدی ادامه یافته با مهمیز شک و تنش درونی (نقیب العطاس اسلام و دنیوی گری،ص 128)
و دیگری می بیند که: تجدد ماجرایی بود که چند قرن پیش در غرب پیش آمد. مفهوم توسعه مدت زیادی نیست که درغرب پدید آمده و مراد از آن به صورت زندگی و تمدن غرب در همه جهان است (داوری، فرهنگ خرد و آزادی،
78،ص 339)

نتیجه ها
انتظار، آمادگی است و حالت آماده باش داشتن و تهیه مقدمات برای آنچه انتظار داریم، چنانکه در زیارت مخصوص حضرت مهدی (عج) هر صبح وشام می خوانیم و نصرتی معده لکم - من برای یاری شما آمده ام- و اگر در حقیقت ما منتظر انسانی هستیم که برهمه زننده اساس هاست و دگرگون کننده اصول تحریف شده زندگی و باطل کننده اندیشه های شیطانی و برآوردنده طرح های نو برای ساختن زندگی های نو، به جز آنکه مادر زندگی می کردیم،اگر چنین است باید برای آن دوران و آن روش ها، آماده باشیم(محمد حکیمی، مجر ساحل، 1341، ص 51)
آیا اندیشه های شیطانی یا همان سحرهای باطل کننده زندگی در دوران انتظار، چگونه آدمیان را به دام خود می کشد، در سطرهای زیر مشخص می شود:
امر دیگری که موجب اشتباه و خلط مسائل می شود، این اندیشه است که به غرب به عنوان کانون تفکر و علم و عقل و قدرت باید اعتماد کرد و راه غرب را نه فقط راه درست، بلکه از طریق قهری و قطعی تاریخ واحد جهانی دانست. (داوری، ص 334)
امت اسلامی این «ناکجاآباد» و «کژ راهه» را چرا و چگونه دریافت می کند؟ ارزش های تجدد و پیشرفت که ثمره های سلطه غرب محوری است و به دست نخبگان بومی و رسانه های جهانی انتشار می یابد، جامعه صنعتی آن راانتقال می دهد، در نهایت در قشرهای بیش از پیش گسترده تری از مردم رسوخ می یابد. نخبگان بومی به دلیل گرایش به الگوهای توسعه گرایی به عاملان و کارگزاران متعصب غرب تبدیل شده اند. (دو پوشی، فرهنگ وتوسعه، 1347، ص 47) آیا نمی توان دو راهی زمان ظهور را در ولایت شیطانی فرهنگ غرب و ولایت الهی امام شناسانه دید که امام صادق (ع) فرمود:
در آغاز طلوع آفتاب روز ظهور، گوینده ای بانگ می زند: ای مردم عالم، این مهدی آل محمد (ص) است با وی بیعت کنید که رستگار می شوید و مخالفت ننمایید
که گمراه خواهید شد. فرشتگان جن و نقبا دست او را بوسیده و می گویند شنیدیم و اطاعت می کنیم. هنگام غروب آفتاب کسی از سمت مغرب زمین فریاد می زند: ای مردم عالم، شخصی به نام عثمان بن عنبثه اموی از اولاد یزید بن معاویه ظهور کرده، با او بیعت کنید، تا رستگار شوید با وی مخالفت نکنید که گمراه می شوید... نقبا او را رد و تکذیب می کنند. می گویند: شنیدیم و تکذیب می کنیم. اما هرکس شک و تردیدی به دلش راه بیفتد و منافق و کافر با صدای دوم گمراه می شوند (مهدی موعود، ص 1154)
زن در مجادله های پیش رو که برای احکام شریعت پدید آمده است کدام راه را برگزیند؟ و چگونه خود را از آخرالزمان و فتنه های آن برهاند و به عاشورا متصل شود و برای انتظار و فرج آماده گردد؟ گفته شد «انقلاب اسلامی » محک عینی و ملموسی بود که زنان شیعی به دست زنان، در مسیر اسلام خواهی، آن ها را به مشارکتی فراگیر در صحنه های مختلف کشانید. اما «جهت دار» بودن این حضور و مشارکت و دنبال کردن معنادار راه، همان «حیات طیبه» را ترسیم کرد. حال باید دید دانش و مدرک تحصیلی، اشتغال و گرفتن مناصب، اشتیاق واقعی یا کاذب برای حضور در عرصه قدرت و حاکمیت، به ویژه فتنه «تساوی حقوق زنان ومردان» کدام «بهشت» را درهمین دنیا برای زنان آماده می کند؟ اگر آخرت گرایی و زندگی معنادار هم زنان را برنیانگیزاند، به هرحال باید مسیر دنیوی آنان، «هدفمند و نافرجام» باشد.
زنان در ورطه های تمدن جدید که عالم اسلام را هم فرا گرفته است یک راه بیشتر ندارند. همان راهی که در انقلاب اسلامی، پیش رویشان گشوده شد و با ورود به آن، استعداد و توان و قابلیت و ظرفیت خود را نمودار ساختند. جایگزینی «تکلیف گرایی» به جای «طلبکاری» و «مسئولیت پذیری» به جای «ستیزه گری» و «آگاهی» به جای «غفلت و غفلت زدگی» و «انتخاب مؤمنانه» به جای «ابزار کار شدن» نکاتی سرنوشت ساز است که مایه رهایی زنان در دوران انتظار خواهد بود.
نسخه هایی چون کنوانسیون های بین المللی یا سهمیه بندی های مشاغل و مناصب که متأسفانه در قدرت طلبی های جناحی، زنان را در ایران سالامی هم وجه المصالحه
قرار می دهد، کژ راهه هایی است که «عقل ولایت پذیر زن» را به معاوضه می طلبد.
زنان به عنوان تعیین کنندگان اصلی سرنوشت امت ها و ملت ها، و تاریخ سازان واقعی، باید دراین نکته تأمل کنند که انتظار فرج و رسیدن به حیات طیبه در حکومت امام دادگستر، به چنین راهکارو راهبردی نیازمند است.
مجتمع صالحی که عملی نافع و عملی صالح دارد، باید علم و تمدن خو را با تمام نیرو حفظ کند، و افراد این مجتمع اگر فردی را ببیند که از آن علم تخلف کرده، او را به سوی آن علم برگردانند و شخص منحرف از طریق خی رو معروف را به حال خود واگذار نکنند، و نگذارند آن فرد در پرتگاه منکر سقوط نماید و در مهلکه شر و فساد بیفتد، بلکه هریک از افراد آن مجتمع شخص منحرف را دید، او را از انحراف نهی نماید(طباطبایی، المیزان، ج 34،ص 577)
مهم ترین مسئله برای زنان، «خروج از غفلت» تجدد است؛ غفلتی که قرآن کریم آن را به دین شرح تأکید می فرماید: کسانی که باداشتن چشم نمی بینند و با دارا بودن گوش سخن حق را نمی شنوند، امیر مؤمنان (ع) غفلت را از دست دادن فرصت ها و امکانات می داند. (عزرالحکم، سخن 72) و از چهارپایان گمراه ترند و از عاقبت کار خود غافلند (آیه 179، سوره اعراف)
امام سجاد (ع) از خداوند می خواهد که از خواب غفلت بیدارش کند (صحیفه سجادیه، دعای 47) امام صادق(ع) نیز غافلان را غافل شده از خود، و سستی کننده از امر خدا و خوار شده در قیامت ترسیم می نماید(حکیمی، الحیات، ص 224)
بدیهی است در شرارت های آخر الزمانی که حتی «فقیه برای ریاست دنیا تحصیل می کند» آینده تیره تر از حال خواهد بود. مهم آن است که زنان با اطمینان ایمانی و انتخاب دقیق مسیر عاشورایی، شنوندگان ندای منجی باشند. زرق و برق های به اصطلاح فکری دنیوی که بیشتر از مردان، برای زنان، برنامه دارد و به ویژه فرد گرایی لیبرالی و الگوسازی های انحرافی از اصول و ارزش های غربی با تفسیرهای منحرفانه از دین، و سازگار نشان دادن مبانی لیبرالی با اسلام و قرآن، دام هایی است که زنان مسلمان و معتقد را از عاشورا جدا می نماید و انتظار را بر ایشان بی معنا می کند، و ظهور و فرج را در قالب مفاهیم دنیوی و سکولار می گنجاند.
تمسک هرچه بیشتر به مبانی دینی،سیره معصوم (ع) و راهبردهای تئوریک و عملی امام خمینی که دنیای معاصر را به بحث کشیده است، بدون تفسیرهای غرب گرایانه، تنها راهی است که زنان را از عاشورا به انتظار و از انتظار تا ظهور، با اصولی ثابت و مشی زینبی به سلامت عبور خواهد داد.

پی‌نوشت‌ها:

1- ای کسانی که ایمان آورده اید، چون خدا و پیامبرش شما را به چیزی فراخواندند، که به شما حیات می بخشد، آنان را اجابت کنید.
2- هر کس که کار شایسته انجام دهد از مرد و زن ، در حالی که مومن باشد، پس او را زنده نگه می داریم؛ زندگی پاکیزه.
3- و مپندارید که کشته شدگان در راه خدا مردگان اند، بلکه آن ها زنده اند و نزد خداوند روزی دارند.
4- هر کس از زن و مرد کارهای نیک کند و مومن باشد پس به بهشت درآید و به اندازه هسته خرمایی ستم به آن ها نمی شود.
5- به راستی من عمل هیچ عمل کننده ای را از شما از مرد و زن ضایع نمی کنم.
6- تحلیلی نسبتا مبسوط از اقدام ه ای این زنان در کتاب زن در حماسه کربلا اثر نویسنده، آمده است.
7- مؤلف در توضیح این روایت نوشته است: این امر جز سوار شدن بر زین اسب و قاطر اسب و قاطر است. زیرا این کار در همه زمان ها رایج بوده است.
منبع مقاله : نشریه مجموعه مقالات دومین کنگره سراسری عاشورا پژوهی عاشورا، انقلاب، انتظار، جلد 3.
نویسنده: فاطمه رجبی

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.