امام باقر (عليه‌السلام) و نظریه امر بین الامرین

22:27 - 1393/02/24
چکیده: هنگامی که آدمی کاری را انجام می‌دهد مثلا ساختمانی می‌سازد؟ اینکه چه کسی این را انجام داده، سوالی است که ذهن بسیاری را مشغول کرده است.
انتخاب

رهروان ولایت ـ هنگامی که آدمی  کاری را انجام می‌دهد مثلا ساختمانی  می‌سازد؟ اینکه چه کسی این را انجام داده، سوالی است که ذهن بسیاری را مشغول کرده است.  آیا انسان  خودش به تنهایی این کار انجام داده یا اینکه او نقشی نداشته و تنها خدا آن را انجام داده است یا اینکه انسان و خدا هر دو با هم آن را انجام داده‌اند؟

اگر گفته شود خدا این کار را انجام داده و انسان در آن نقشی نداشته است به این معناست که انسان مانند سنگ و چوب بوده و از خود هیچ اختیار و قدرتی ندارد.
و اگر گفته شود انسان کار را انجام داده است معنایش این است که خدا قادر مطلق نیست و برخی کارها از قلمرو قدرت او بیرون است و این با «إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ همانا خداوند بر هر چيز توانا است». [بقره-20]  سازگار نیست.

اینجاست که معتزله نظریۀ تفویض را پذیرفته و می‌گویند که خدا انسان را خلق کرد و  سپس او را به خود واگذارد. یعنی انسان خودش فاعل و ایجاد کننده افعالش است و خدا در ایجاد آنها نقشی ندارد. [1]
معتزله قدرت خدا را محدود می‌کنند و می‌گویند برخی کارها مثل افعال انسانی از دایره قدرت الهی خارج است.

در مقابل، اشاعره، نظریه جبر را مطرح کرده و می‌گویند انسان در ایجاد افعالش هیچ نقشی ندارد و این خداست که فاعل و همه کاره است و هر کاری که از انسان سر می‌زند، خواست و اراده او در آن نقشی ندارد بلکه خدا آن را انجام داده است. مشکل این نظریه این است که با عدل الهی سازگار نیست و نتیجه آن انتساب بسیاری از کارهای ناشایست بندگان به خداست. [2]

شیعه به پیروی از امامان معصوم نظریه امر بین الامرین را  پذیرفته؛ «لَا جَبْرٌ وَ لَا تَفْوِيضٌ وَ لَكِن أمْرٌ بَيْنَ الْأمْرَينِ؛ [3] به این معنا، که انسان در انجام کارهایش مجبور نیست بلکه از خود اراده و اختیار دارد  و البته انسان به حال خود هم واگذار  نشده است.
بنابراین امر بین الامرین نه جبر است و نه اختیار. یعنی خدا فاعل افعال است استقلالاً. خداوند خود بدون اینکه به کسی وابسته باشد و کسی قدرت و اختیار را به  او بدهد. به تنهایی افعال را ایجاد می‌کند. امّا انسان فاعل افعال است به صورت غیر استقلالی، یعنی قدرت و اراده انسان وابسته به قدرت الهی و در طول آن است، به این معنا که انسان قدرت و اختیار دارد  لکن این قدرت و اختیار را خدا به او داده است و خدا  او را مختار آفریده است. در حالیکه قدرت خدا از خود اوست و کسی آن را به او نداده است، مانند شوری نمک که از خود نمک است و از چیز دیگری گرفته نشده است.

برای روشن شدن مسئله امر بین الامرین مثال‌های گوناگونی زده شده است: مثلاً امام خمینی مثال آفتاب و آینه را مطرح می‌کند و می‌گوید نوری که از آینه به جایی تابیده می‌شود را می‌توان به آینه نسبت داد و می‌توان به خورشید.[4]

علامه طباطبایی از مثال کتابت و نویسندگی استفاده می‌کند؛ وی می‌گوید نويسندگي‌ كه فعل‌ اختياري‌ انسان‌ است‌، مي‌توان‌ آن‌ را به‌ دست‌ انسان‌ نسبت‌ داد و گفت‌: دست‌ مي‌نويسد و مي‌توان‌ به‌ نفس‌ انسان‌ نسبت‌ داد و گفت‌: انسان‌ مي‌نويسد، بدون‌ آنكه‌ يكي‌ از اين‌ دو نسبت‌، نسبت‌ ديگر را باطل‌ كند.[5] و معنای «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللّهَ رَمَى»  و چون [ريگ به سوى آنان] افكندى تو نيفكندى بلكه خدا افكند [انفال -8]همین است که قدرت و اختیار انسان وابسته به قدرت و اختیار الهی است.

کمال الدین بیاضی از علمای ماتریدیۀ اهل سنت با استناد به روایت امام باقر(عليه‌السلام) به پذیرش نظریۀ امر بین الامرین تصریح می‌کند  وی می‌گوید:
محققاني از اهل سنت بر نفي جبر و قدر و اثبات امر بين الامرين اند، و آن اين است که مؤثر در فعل عبد، مجموع خلق الاهي و اختيار انسان است نه اول فقط تا جبر باشد و نه دوم تا فقط قدر باشد... و اين قولي ميانه و جامع است که مقتضي همه ادله است چنانکه محمد بن علي بن الحسين رضي الله تعالي عنهم فرمود «بر بندگان نه جبر است و نه تفويض و نه تسليط...» [6]

--------------------------------------------------

پي‌نوشت:

1- قاضی عبدالجبار، المغني في أبواب التوحيد و العدل‏، تحقيق: جورج قنواتى، الدارالمصرية، قاهره‏، 1965- 1962 م، ج8، ص3.
2-اشعري، ابوالحسن، مقالات­الإسلاميين و اختلاف المصلين‏، فرانس­شتاينر، آلمان‏، 1400ق‏، ج1، ص291.
3- ابن ابى جمهور احسائى، عوالي اللآلي، 4 جلد، انتشارات سيد الشهداء (ع) قم، 1405 هجرى قمرى‏، ج4، ص110
4-امام خميني، الطلب و الإرادة‏، مؤسسة نشر آثار الإمام الخميني‏، 1421ق، ص40-41.
5-علامه طباطبايى سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1417 ق، ج1، ص100.
6-بياضي الحنفي، کمال الدين احمد، اشارات المرام من عبارات الامام، تحقيق و تعليق، يوسف عبدالرزاق، شرکت المصطفي الباني، مصر 1368ق، ص258.

نظرات

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

انسان به همان مقدار که مجبوره به همان مقدار هم مختاره

تصویر همسایه بی بی جان

این که گویی این کنم یا آن کنم@این خود دلیل اختیار است ای صنم. متشکر به وبلاگ بنده هم سر بزنید التماس دعای خیر شما

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.