فرهنگ اقتصادی؛ پاشنه آشیل اقتصاد ایران

10:59 - 1393/02/23
چکیده: منظور از فرهنگ اذهان و شاکله ذهنی مردم است. رفتارهای مردم در یک جامعه، نحوه نگرش آنها به مسائل و از جمله اقتصاد به عنوان یکی از مهم ترین شئون زندگی در جامعه را نشان می دهد. تمامی رفتار های اقتصادی ما برگرفته شده از فرهنگ و گرایش های ماست.
فرهنگ اقتصادی؛ پاشنه آشیل اقتصاد ایران

رهروان ولایت ـ در سبک زندگی که مقام معظم رهبری اخیرا به آن اشاره کرده اند، می توان بین اقتصاد و فرهنگ رابطه ای برقرار کرد؟
بین اقتصاد و فرهنگ چند رابطه وجود دارد. یک ترکیب مضاف بین اقتصاد و فرهنگ وجود دارد به نام اقتصاد فرهنگ که تاملاتی در باب مسائل اقتصاد در حوزه فرهنگ است. واژه دیگری با این ترکیب اقتصاد فرهنگی است. لازم است تا در استراتژی پیشرفت و توسعه بر بخش خدمات و مشخصا علم فناوری فرهنگ، هنر رسانه و.. که تاکید مقام معظم رهبری بر تولید ثروت از علم است، بر همین نکته اشاره دارد. حوزه اقتصاد فرهنگی هم مربوط به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بوده و در حال حاضر موضوع صحبت ما نیست. اما حوزه سومی در این میان وجود دارد که مبحث ما در ?ین خصوص بوده و آن ترکیبی موصوف بین اقتصاد و فرهنگ است به نام فرهنگ اقتصادی. البته منظور از فرهنگ در این ترکیب، فرهنگ در زبان عامیانه مردم است نه شکل تخصصی آن.

فرهنگ اقتصادی ما چیست؟
منظور از فرهنگ اذهان و شاکله ذهنی مردم است. رفتارهای مردم در یک جامعه، نحوه نگرش آنها به مسائل و از جمله اقتصاد به عنوان یکی از مهم ترین شئون زندگی در جامعه را نشان می دهد. تمامی رفتار های اقتصادی ما برگرفته شده از فرهنگ و گرایش های ماست.

ممکن است مثالی از این تاثیر فرهنگی بر اقتصاد بزنید؟
مثلا در غالب بهره وری بالا، یا در مصرف پایین و بهینه، و حتی نحوه ورود و خروج به بازارها، و به عنوان یک نمونه عینی، اقدام ما در ورود به بازار ارز بارزترین نمونه در تاثیر فرهنگ در اقتصاد است.

چگونه فرهنگ می تواند تاثیری این چنینی بر رفتارهای اقتصادی مردم در جامعه داشته باشد؟
مکانیزم های رسمی فرهنگ، همچون آموزش و پرورش، سینما، رسانه، روزنامه و برخی نیز به صورت غیر رسمی و زیر زمینی ولی بسیار موثر وجود دارند که در حیطه مدیریتی ما نیستند. به این دلیل که در کشور ما، اقتصاد و فرهنگ رسانه تخصصی ندارند بسیار مظلوم و تنها و از این حیث در معرض آسیب هستند.
به عنوان مثال به موضوع جهاد اقتصادی، حمایت از تولید ملی و شعارهای اقتصادی پرداخته نمی شود. پس نمی تواند در مقابل هجمه فرهنگی و رسانه ای دشمنان از خود دفاع کنند. انقلاب اسلامی در طول این ۳۴ سال به موفقیت ها و شاخصه هایی دست یافته است. بر اساس شاخصه های توسعه انسانی که خود غربی ها مطرح نموده اند، اقتصاد ایران به نسبت دارای عملکرد موفق و رشد خوبی بوده است.

پس چرا در جامعه ذهنیت دیگری در خصوص اقتصاد ایران وجود دارد؟
اقتصاد ایران در ذهن اکثر ما از ابعاد ضعیف انقلاب است در حالی که در واقعیت این طور نیست. با یک مقایسه معمولی میان اقتصاد ایران و اقتصاد کشوری مثل ترکیه به راحتی به این نکته پی خواهیم برد. ترکیه اقتصاد پویایی دارد. درآمد ترکیه از توریسم گاهی بیش از درآمد نفتی ایران است. البته مدیریت اقتصادی خوب و عاقلانه ای نیز دارد. در طول ۳ سال گذشته نیز نه جنگی داشته و نه تحریم و نه کارشکنی. از سوی دیگر آمریکا و اروپا نیز از هیچ کمکی در راستای تقویت اقتصاد آن دریغ نمی کنند تا ترکیه را به عنوان الگوی یک کشور اسلامی موفق نشان دهند.

در مقایسه با اقتصاد همسایگان مان چطور؟
اقتصاد ترکیه حتی یک هفته هم نمی تواند تحریم هایی که به بانک مرکزی ما تحمیل شده را تحمل کند. ترکیه در بین سال های ۷۱ تا ۷۶، هزار برابر کاهش ارزش داشت. ما در ۵ سال گذشته چقدر داشتیم؟ ۵ برابر حتی اگر از اول انقلاب که شاه دلار را با نرخ غیر واقعی هفت تومان نگه داشته بود هم مقایسه کنیم باز هزار برابر نشده است. این مقاومت اقتصادی ما است.
اقتصاد ترکیه حتی الان قابل مقایسه با اقتصا ما نیست. اقتصاد ایران مقاوم است ولی در ذهن مردم ضعیف است. در فقر زدایی هیچ یک از کشور های آسیایی شاخص های فقر زدایی به اندازه ما نیست. در مقایسه با آنها، اهداف ۲۰۲۵ بانک جهانی را در فقر زدایی رد کردیم. ما نسبت به ۳۰ سال قبل بسیار وضعمان بهتر شده است ولی از نظر احساس فقر بسیار بدتر شدیم. اینجا مدخل وجود فرهنگ، رسانه و روانشناسی اقتصادی است. رسانه ملی، آموزش و پرورش اصلا ورودی در این موضوع ندارد.

پس مشکل اقتصاد ایران کجاست؟
در سال های گذشته وضع اقتصادی ترکیه از ما خرابتر شده است ولی نه مجلس آنها به جان هم می افتند و نه دولت با مجلس و نه مردم می ترسند که بحران شده است. مثلا در برابر قیمت دلار با پول ملی ما در ۵ سال ۵ برابر ولی ترکیه ۱۰۰۰ برابر کاهش ارزش پول ملی را داشته است. نرخ سود بانکی آنها ۸۰ درصد شده بود. تورم ما که ۳ رقمی نشده؟ چرا ذهن ما اینقدر مشوش شد ولی برای آنها نشد؟ نماینده مجلس هم خودش را گم نکرد. الان نماینده مجلس ما به دلیل بی سوادی در اقتصاد دچار استرس شده و یا در دولت رئیس بانک مرکزی چون اقتصاد نخوانده، خبر ند?رد. الان حتی معاون ارزی بانک مرکزی هم ارز را نمی شناسد. اگر راست می گویند بیایند در یک برنامه زنده برنامه ها را با دو اقتصاددان مطرح کنند.

درباره موضوع اقتصاد مقاومتی هم همین مشکل وجود دارد؟
حضرت آقا می فرمایند اقتصاد مقاومتی همان اقتصاد کارآفرینی است؛ ولی کسی نمی داند کارآفرینی دقیقا یعنی چه؟ در مدارس ما کلاس اول در لوح ها گربه رفت بالا و گربه امد پایین را آموزش می دهند! در حالی که بر اساس روانشانسی رشد، این مفهوم در ۳ سالگی یاد گرفته شده است! این عقب ماندگی آموزش و پرورش ما نیست؟ به همین خاطر است که در مصرف این قدر اوضاع خراب است. ۴۰ برابر هر چینی مصرف انرژی داریم. خیلی وقت ها ما متوجه نیستیم که اسراف می کنیم.
ساده ترین مفاهیم اقتصاد مثل تورم نقطه به نقطه را اساتید ما نمی دانند! در مناظره سال۱۳۸۸ در جمع اساتید از بنده فراوان سوال شده بود که این تورم نقطه به نقط که در مناظر مطرح شده بود، چیست؟!
چون جایی نخوانده است. قسمت های بدتر این است که اشتباه برداشت کنند. یا مثلا تضیف پول ملی بد نیست. خیلی از مردم ما قبطه می خورند و می گویند ای کاش ما می توانستیم مثل چین تولید کنیم. چین در تمام این ۲۰ سال خودش پول خود رو تضعیف کرده تا محصولاتشان ارزان تمام شود. اصلا چین به همین خاطر قید سازمان تجارت جهانی را زده است.

برای بالا رفتن سطح سواد مردم در حوزه اقتصادی چه باید کرد؟
عقلانیت اقتصادی این است که به مردم یاد بدهیم که قیمت نسبی رو ببینند نه قیمت مطلق و اسمی را. مثلا یکی از اساتید از من سئوال می کرد نرخ سود در ژاپن ۰.۲۵ درصد است و برای ما ۱۸ درصد. پس آنها اسلامی کار می کنند. در حالی که آنها نرخ سود واقعی را حساب می کنند. یعنی تورم رو کم می کنند. اگر ما در ایران این کار رو بکنیم، نرخ سود منفی می شود. حتی! مثلا مهریه بانوان واقعی حساب می شود نه به پول مثلا ۳۰ سال قبل. نموداری هست که میزان رضایت مندی از جامعه و درآمد سرانه را نشان می دهد.
مردم مکزیک یک دهم آمریکایی ها درآمد سرانه دارند ولی میزان رضایت مندی آنها بالاتر است، یعنی مردم بیشتر لذت می برند. در ایران هم همین طور است.

پاشنه آشیل اقتصاد ایران همین جاست. حوزه فرهنگ. موسسه ای است در آمریکا که فقط بر روی تحریم اقتصادی کار می کند. چند آمار از آنجا بدهم که هرگز در رسانه ها منتشر نشده است. در ۱۲۰ سال گذشته ۲۰۴ نوع تحریم اقتصادی در میان کشور های مختلف جهان صورت گرفته که حدود ۳۴ درصد از آنها موفق بوده است. آمار دوم اینکه تحریم های نفتی از سال ۱۹۳۴ تا دوران مصدق و... همه ناموفق بوده اند. تا ۱۹۸۵ متوسط دو و نیم درصد در سال در مقیاس تولید ناخالص داخلی هزینه ایجاد کرده اند. از سال ۱۹۸۵ به بعد که خیلی بدتر شده است، یعنی سه و نیم درصد و در عراق پنج و نیم درصد. یعنی کسی که ۱۰۰ هزار تومان درآمد داشته در بدترین شرایط می شده است ۹۴.۵ هزار تومان. طبق همان اطلاعات تحریم، اگه ۴ سال صبر شود، تبدیل به فایده خواهد شد، چون سبب گران شدن کالای خارجی و افزایش تولید ملی می شود.

اگر تحریم ها اینقدر که شما می گویید بی اثر بوده است، پس چرا آمریکایی ها این تحریم ها رو برنمی دارند تا سبب پیشرفت ما نشود؟
اولا دشمن از همه ابزارش استفاده می کند. در ضمن آنها به دنبال همان ضرر چند درصدی که گفتم، هستند. و سوم اینکه آنها دل بسته اند به جنبه روانی تحریم. در دنیا کلی شرکت وجود دارد که کارش تحریم شکنی است. البته قیمت کالاها بالا می رود ولی می توانیم همون کالا رو وارد کنیم. دنیا به سمت جهانی شدن رفته است و ما نسبت به ۲۰سال قبل راه های زیر زمینی بیشتری داریم. تحریم آنقدر داستان های شیرین دارد که گفته نمی شود و نباید گفته شود. در فضای تحریم بالاخره جنگ اقتصادی است. در جنگ یک عده ای برای سود بردن وارد می شوند. ما با هند مراوده نفتی داشتیم مدتی پول نمی دادند. بعد روپیه داد که این خودش برای ما مشکل ایجاد می کرد. بعد طلا داد. جالب اینکه هفته بعد طلا ۲۰درصد در بازار جهانی بالا رفت و ما کلی سود کردیم. بعد هند دوباره پشیمان شد؛ خوب این مشکلات هم هست. بعضی کشورها هم مثل چین به جای نفت به ما کالا می دهند. خوب البته به ما نمی گویند حتما کالای بی کیفیت ببرید. این تاجر خود ماست که بدترین کیفیت را برای سود خودش وارد می کند.

برای مقابله با تحریم ها که به قول شما جنگ اقتصادی است، چه باید کرد؟
جنگ نظامی شد همه ما دوره کامل آموزش نظامی دیدیم. من خودم در ۱۲سالگی آموزش کامل نظامی دیدم. حتی خانوم های محل تو مسجد این آموزش را می دیدند. حالا جنگ اقتصادی شده است. ۵سال است مقام معظم رهبری دارد گوشزد می کند. چرا الان آموزش اقتصادی نداریم؟ اول در حد مفاهیم. حداقل حرفهای حضرت آقا رو بفهمیم. بفهمیم وقتی ایشان می گویند بهره وری یعنی چی؟ ما ۵جلسه صحبت کردیم تا بگوییم حمایت از کار و سرمایه ایرانی یعنی چه؟ حداقل بچه ها باید یک دوره سواد اقتصادی رو ببینند.

ما موظف شدیم که طبق فرمایشات رهبر انقلاب شرکتهای دانش بنیان راه اندازی کنیم و از علم ثروت ایجاد کنیم. این هم سواد و هم مهارت اقتصادی می خواهد. شما ابزارهای مختلف تامین سرمایه را نمی شناسید. مسائل بیمه و شرکت داری را نمی دانیم. وقتی امام (ره) گفت خرمشهر باید آزاد بشود، به جزئیات که نپرداخت. اینکه چند تا توپ ۱۲۵ برود و چند تا تانک که نگفت؟ الان هم حضرت آقا می فرمایند تاسیس شرکت های دانش بنیان. شرکت داری باید یاد بگیریم. ابزار ها فرق دارد، حالا هم دولت و هم بانک و بیمه و هم مردم باید نگرششان را تغییر بدهند.من به بعضی جاها می روم بین نخبگان و وقتی می گویم بیاییم به بچه ها اقتصاد یاد بدهیم، می گویند تو می خواهی بچه های ما رو مادی بار بیاری؟ من معتقدم انقلاب اسلامی چند تا پیچ تاریخی یا تنگه احد مهم دارد. اولین عرصه این انقلاب جنگ فکری است، یعنی فهم آحاد مردم نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی. دوم عرصه اقتصاد است.

حمایت از تولید ملی در این ماجرا چه می شود؟
انقلاب اسلامی حتی در اقتصاد دارد جهش بزرگی می کند. یک خانومی به من می گفت چطوری است که ما واقعا داریم بیشتر از پدرانمان مصرف می کنیم، تورم هم که دارد بالا می رورد؛ من فکر می کردم برکت امام زمان (عج) است. اقتصاد ما خوب شده است. من با مردم عادی هم خیلی برخورد می کنم. دوست دارم نظراتشان را بدانم. چندی پیش سوار اتوبوس بودم، دیدم یک جوانی میگه ای بابا این چه مملکتی داریم. دسته موتور خریده بودم ۵۰ هزار تومان، الان خریدم ۶۰هزار تومان. به این جوان گفتم بابات ماشین داشت وقتی جوان بود؟ گفت نه. گفتم کم کار می کرد؟ گفت نه بیشتر هم کار می کرد. گفتم خوب جمهوری اسلامی به تو یک ماشین بی دسته موتور داده است. این بد است یا خوب؟ ما نسبت به داشته هامان خیلی نا آگاهیم ولی ما مشکل اقتصادی هم داریم. طبقه متوسط شهری دو گروه هستند. یک گروه دارند فقط غر می زنند. الان می گویند رکود شده است. کدام بازار ما الان خلوت است؟ حتی شلوغ تر هم شده است. ولی غر هم می زنند. البته مردم باید این رو هم بدانند که بهره وری مان در بهترین حالت یک چهارم جهانی است. ولی توقع داریم بالاتر از همه جهان رفاه داشته باشیم.

یک کارمند پست آلمان و اسپانیا زندگی و نحوه خریدش و عروسی و سفرش را مستند کند تا کارمند پست ما هم خودش را با آن مقایسه کند. وقتی رفاه دو کشور را می خواهند با هم مقایسه کنند. نرخ تبدیل بازار اینجا به کار نم یاید. اینجا دلار رفاهی به کار می آید. کشورهای درحال توسعه چون در خدمات و بهداشت بسیار ارزان هستند، تغذیه ارزان است، برای همین پول ما قدرت بالایی برای رفاه پیدا می کند. در واقع قدرت خرید واقعی دلار را اینطوری حساب می کنند. یعنی با یک دلار در آمریکا همینقدر می شود به رفاه رسید که با ۶۵۰ تومان در ایران می شود. راه ارتقاء سواد مردم این است. مردم اینطوری بهتر می توانند مشکلات واقعی اقتصادی را متوجه بشوند و از دولت و مجلس مطالبه کنند. نرخ سود بانکی ما باعث تورم می شود نه حجم نقدینگی. الان هنوز در مرکز آمار ما از ضریب جینی استفاده می شود در حالی که ضریب جینی ضریب برابری ولی عدالت به معنی برابری نیست. ما مدل های بهتری داریم برای این کار.

 

امتیاز: 
No votes yet

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 111