نتیجه‌ی جهاد، هدایت است

01:07 - 1393/02/25
چکیده: وقتی نام جهاد برده می‌شود،‌ شاید به ذهن بیشتر مردم؛ جنگ و مبارزه‌ی مسلحانه نقش بسته شود اما جهاد،‌ انواع دیگری هم دارد و هر یک می‌توانند ما را به راه‌های قرب الهی برسانند
جهاد و هدایت

 رهروان ولایت ـ وقتی نام جهاد برده می‌شود،‌ شاید به ذهن بیشتر مردم؛ جنگ و مبارزه‌ی مسلحانه نقش بسته شود اما جهاد،‌ انواع دیگری هم دارد و هر یک می‌توانند ما را به راه‌های قرب الهی برسانند.

 معنای جهاد و موارد استفاده‌ی آن در قرآن کریم:

 کلمه‌‌ی «جهاد» از نظر لغت، یعنی: بکار بردن نهایت توان، در دفاع دشمن [1]
این کلمه و هم‌خانواده‌های آن در موارد مختلفی در قرآن کریم به کار رفته‌اند،‌ که آن موارد را می‌توان با الفاظ: «جاهَدُوا،‌ جاهِدُوا، جاهَدَ، جاهِد، جاهَداك‏َ، جِهادِهِ، جَهْدَ، جِهادٍ، جُهْدَهُم‏، جاهِدْهُمْ» در قرآن کریم یافت، [2]،‌ که همگی از ریشه‌ی «الجَهْدُ و الجُهْدُ» به معنای طاقت [3] و توان هستند.

 برخی از فضیلت‌های جهاد:

 در قرآن کریم، فضیلت جهاد؛ بعد از ایمان به خداوند و پیامبر گرامی او آمده است (چنان‌که در سوره صف آیه‌ی 10 تا 12 ذکر شد) در روایات؛ هم فضائل آن ذکر شده است.
 منصور بن حازم می‌گوید: «خدمت امام صادق(علیه السّلام) عرض كردم: كدامین كارها برتر است؟ حضرت فرمود: «اَلصَّلاةُ لِوَقْتِها، وَبِرُّ الْوالِدَیْنِ، وَالْجِهادُ فى سبیلِ اللّهِ؛ [4] (بپا داشتن) نماز در وقتش، و نیكى به پدر و مادر و جهاد در راه خدا»

 جهاد در اسلام، انواعی دارد که به بعضی اشاره می‌شود:

 جهاد با دشمنان دین:

 هر دینی می‌تواند دشمنانی داشته باشد، اما عاقل کسی است‌که دینی را بپذیرد که از همه‌ی جهات،‌ کامل باشد و او را به سعادت، برساند و با کمی تأمل می‌شود فهمید که چنین دینی از سوی انسان‌ها که نقص نسبی دارند (یعنی در یک زمان‌، نسبت به زمان بعدی ناقص‌ترند) محال است و باید دین از طرف کسی باشد که هیچ‌گونه نقصی نداشته باشد و به مصالح و مفاسد انسان‌ها و سعادت ایشان، آگاهی کامل داشته باشد و او غیر از آفریننده‌ی انسان‌ها و تمام موجودات نیست.

 وقتی چنین دینی را پذیرفتیم و از فهمیدیم که سعادت همیشگی ما در پیروی از این دین است، نیاز است که «به فرمان فرستادگان خداوند»، با دشمنان آگاه و نا‌آگاه آن به مبارزه و جهاد بپردازیم تا دشمنانی که آگاهانه؛ علیه دین الهی و پیروان آن، توطئه و فساد می‌کنند را سرکوب کنیم و دشمنان نا‌آگاه را نیز به این دین سعادت‌ساز دعوت کنیم،‌ و این همان جهاد مسلحانه است که قرآن کریم می‌فرماید:‌ «جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّه‏ [توبه/41] با مال‌ها و جان‌هاى خویش در راه خدا جهاد كنید.»

 اما بهتر و بالاتر از جهاد با دشمنان دین، جهاد با نفس است، ابو‌بصیر می‌گوید: شخصی به امام باقر (علیه‌السلام) عرض کرد: من در عمل، ناتوانم و نماز و روزه؛ كم به جا مى‌‏آورم امّا سعى مى‌‏كنم جز حلال نخورم و جز با حلال نزدیكى نكنم، حضرت فرمود: «وَأَىُّ جِهادٍ أَفضَلُ مِن عِفَّةِ بَطن وَ فَرجٍ؟![5] فرمودند: چه جهادى برتر از پاك نگهداشتن شكم و عورت است؟»

 مناسب است که در مورد جهاد با نفس، بیشتر بدانیم.

 جهاد مهم‌تر، «جهاد با نفس»:‌

 انسان، موجودی است که از جسم و روح؛‌ تشکیل شده است (و به تعبیر دیگر، جنبه‌ی مادّی و معنوی دارد) برخلاف فرشتگان، که فقط بُعد معنوی دارند و برخلاف حیوانات دیگر که فقط جنبه‌ی مادّی دارند، به همین‌خاطر است که ملائکه با وجود عبادت و اطاعتی که دارند و هیچ‌موقع، نافرمانی خداوند را ندارند، تکامل و ترقی ندارند و همچنین حیوانات دیگر، با وجود نظم و تمدنی که در بعضی از حیوانات، مانند مورچه‌ و موریانه‌ و زنبور عسل وجود دارد، همیشه به همین صورت هستند، اما انسان، چنانکه عرض شد دارای هر دو جنبه‌ی مادّی و معنوی است، می‌تواند تکامل و پیشرفت داشته باشد، زیرا جسم و روح، هر کدام دارای تمایلات و لذت‌هایی هستند که برای دیگری موجب درد و ناراحتی می‌شود، مثلا خوردن و آشامیدن و اطفاء شهوت و خوابیدن، برای جسم، خیلی خوب و لذت‌بخش است اما باعث ناراحتی روح است و به عکس، چیزهایی مانند: علم‌جویی، حقیقت‌جویی، گذشت، ایثار، صبر و مانند اینها که مربوط به جنبه‌ی روحی انسان است، باعث سختی و ناراحتی جسم می‌شوند و تکامل واقعی انسان، مربوط به جنبه‌ی روحی و معنوی انسان است.
 
 بُعد جسمانی انسان، می‌خواهد به هر نحو و طریقی؛ به لذت‌های خود برسد و بعضی از این لذت‌ها، نه‌تنها از تکامل روحی، جلوگیری می‌کنند بلکه باعث بیماری روحی نیز می‌شوند و گاهی، این بیماری‌های روحی، مانند بیماری‌های جسمی، به جایی می‌رسند که جبران‌ناپذیر می‌شوند و این بیماری‌های روحی انسان‌، مربوط می‌شود به گناهان و نافرمانی‌هایی که انسان مرتکب می‌شود و از دستورات خداوند، سرپیچی می‌کند مثلا، نافرمانی از دستوراتی مانند: نماز‌خواندن، روزه گرفتن و دیگر واجبات و همچنین، انجام گناهانی مانند:‌ دروغ، غیبت، نگاه حرام، رباخواری و دیگر گناهان؛ ممکن است راحتی و لذت مادّی را به دنبال داشته باشند اما تکرار هر یک از نافرمانی‌ها یک نوع بیماری روحی را هم در پی دارد که ممکن است به جایی برسند که به جای توبه از گناهان، آیات خداوند را هم تکذیب و حتی مسخره کنند، چنانکه قرآن کریم می‌فرماید: «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُن‏ [روم/10] سپس عاقبت كسانى كه كارهاى بد مرتكب شدند، این شد كه آیات خدا را تكذیب كردند و همواره آن را به مسخره مى‏‌گرفتند.»

 و به تعبیری دیگر از کتاب انسان‌ساز خداوند (قرآن)، چنین انسان‌هایی که هدفی جز خور و خواب و شهوت جنسی ندارند و عقل و چشم و گوش معنوی خود را بسته‌اند، چاره‌ای جز جهنم ندارند که قرآن، در این‌مورد می‌فرماید‌: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ [اعراف/179] به طور مسلّم گروه بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم، آنها دلها (عقلها)یى دارند كه با آن (اندیشه نمى‌‏كنند و) نمى‏‌فهمند و چشمانى دارند كه با آن نمى‏‌بینند و گوشهایى دارند كه با آن نمى‏‌شنوند، آنها همچون چهار پایانند، بلكه گمراه‏‌تر اینان همانا غافلانند» [6]
‌ با این توضیح، روشن می‌شود که «جهاد با نفس»؛ یعنی انسان، با گناهان و نافرمانی‌ها بجنگد و مبارزه کند تا بُعد معنوی و روح خود را از بدی‌ها حفظ کند.

 دو نوع، جهاد دیگر که برای کشور ما لازم است:

 کشور اسلامی و عزیز ایران، کشوری است که دشمنان زیادی دارد و از هر طرفی که بتوانند آن را مورد حمله قرار می‌دهند که هم سرمایه‌های مادی آن، که منابع و نیروهای انسانی این کشور است، را از بین ببرند و هم سرمایه‌های معنوی آن را که ایمان و فرهنگ اسلامی است،‌ از این‌رو رهبر دانا و با بصیرت ما، این آسیب‌ها را شناسایی کردند و بحث «جهاد فرهنگی» و «جهاد اقتصادی» را مطرح کردند و شعار امسال را «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی»، قرار دادند تا این دو موضوع مهم،‌ بیشتر مورد توجه قرار گیرد و نقشه‌های شوم دشمنان در این دو زمینه‌ی مهم، نقش بر آب شود و اگر مقداری هم دشمن در این دو زمینه، پیشروی کرده جبران شود و از پیشروی بیشتر آنان جلوگیری شود و این کار جهادی، نیاز به عزم همه‌ی ملت ایران و مدیریت مسئولین دارد.

 یک ظلم، جنایت و بدعتی بزرگ:

 یک گروه گمراه؛ به نام «وهّابیت» که از یک دین ساختگی؛ پیروی می‌کنند [7] و دسته‌ای از این وهابی‌ها به نام وهابیت تکفیری؛ با صدور فتوای «جهاد نکاح» که یک بدعت و نو‌‌آوری دیگر از این گروه منحرف است [8]، با فریب دادن زنان و دختران در بعضی کشور‌ها، آنها را ترغیب به رفتن به کشور سوریه و کمک به تروریست‌های خونریز می‌کردند که بدون رعایت قوانین شرع اسلام، خود را در اختیار این مفسدین قرار دهند و موجب فساد‌های زیادی شدند. [9]

 و در حقیقت، گروه منحرف وهّابیت تکفیری؛‌ با این فتوای خود، ظلم و جنایتی بزرگ به انسان‌ها و بشریت کردند و با سوء استفاده از احکام دین؛ که برای صلاح بشر وضع شده‌اند آن را در جهت فساد انسانیت؛‌ بکار بردند و بدعتی بزرگ در دین به‌ وجود آوردند و انحرافی دیگر از خود نشان دادند.

 عظمت و بزرگی جهاد:

 جهاد در راه خداوند؛‌ امری بزرگ و مقدس است که آیات [10] و بعضی از روایات،‌ گویای این مطلب هستند، امام على (علیه‌السلام) در این مورد فرمودند: «إِنَّ اللّه‏َ فَرَضَ الجِهادَ وَعَظَّمَهُ وَجَعَلَهُ نَصرَهُ وَناصِرَهُ. وَاللّه‏ِ ما صَلُحَت دُنیا وَلادینٌ إِلاّ بِهِ [11] در حقیقت خداوند جهاد را واجب گردانید و آن را بزرگ‌ داشت و مایه‌ی پیروزى و یاور خود قرارش داد. به خدا سوگند كار دنیا و دین جز با جهاد درست نمى‏‌شود.

 و در روایت دیگر می‌فرمایند: «فَرَضَ اللّه‏ُ... الجِهادَ عِزّا لِلاسلامِ [12] خداوند... جهاد را براى عزّت و سربلندى اسلام واجب فرمود.»

 جهاد و ارتباط با ملائکه:

 کم کردن خوراک هم نوعی جهاد با نفس است (البته این می‌تواند در مقابل پر‌خوری باشد و همچنین به حدی هم نباشد که موجب کمبود مواد لازم بدن باشد)،‌ پیامبر (صلی‌‌الله‌علیه‌و‌آله) در این‌باره می‌فرماید: «جَاهِدُوا أَنْفُسَكُمْ بِقِلَّةِ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ تُظِلَّكُمُ الْمَلَائِكَةُ وَ یَفِرَّ عَنْكُمُ الشَّیْطَانُ [13] با كم كردن خوراك جهاد با نفس كنید تا فرشتگان به شما نزدیك و شیاطین از شما فرار کنند.»
 و آن حضرت (صلی‌‌الله‌علیه‌و‌آله) در مورد ثواب جهاد، می‌فرماید: «كُلُّ حَسَنَاتِ بَنِی آدَمَ تُحْصِیهَا الْمَلَائِكَةُ إِلَّا حَسَنَاتِ الْمُجَاهِدِینَ فَإِنَّهُمْ یَعْجِزُونَ عَنْ عِلْمِ ثَوَابِهَا [14] فرشتگان تمام نیكی‌هاى بنى آدم را مى‏‌شمرند مگر نیكی‌هاى مجاهدان را كه حتّى از آگاهى به پاداش آن هم ناتوانند.»

 رهبانیّت در اسلام:

 بعضی از کسانی‌که خود را پیرو حضرت مسیح (علیه‌السلام) می‌دانند؛ نوعی رهبانیّت و زهد را ابداع کردند ولی حق آن را رعایت نکردند [15] اما در دین مقدس اسلام، بنا بر فرمایش پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، راهب مسلمان، آن است که در راه خداوند، جهاد کند، که به ابوذر (رحمة‌الله‌علیه) فرمود: «عَلَیْكَ بِالْجِهَادِ فَإِنَّهُ رَهْبَانِیَّةُ أُمَّتِی [16] جهاد را از یاد مبر، زیرا رهبانیّت امّت من جهاد است.»

 و چنانکه عرض شد، جهاد اقسامی دارد که بهترین نوع جهاد را امام محمد باقر علیه السلام معرفی فرمودند که: «لا فَضیلَةَ کالجِهادِ ، ولا جِهادَ کمُجاهَدَةِ اَلهَوی [17] فضیلتی چون جهاد نیست ، و جهادی مانند مبارزه با هوای نفس نیست.»

 پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله): «جَاهِدُوا أَنْفُسَكُمْ عَلَى شَهَوَاتِكُمْ تَحُلَّ قُلُوبَكُمْ الْحِكْمَةُ [18] بر سر شهوات (و خواسته‌های نابجا) با نفس بجنگید تا حكمت؛ قلبتان را فرا گیرد.»

 هر کدام از این جهاد‌ها را، اگر برای خداوند و از روی اخلاص انجام دهیم؛ گرفتار سرگردانی و گمراهی نمی‌شویم که در قرآن کریم فرمود: «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنین‏ [عنکبوت/ 69] و آنها كه در راه ما (با خلوص نیت) جهاد كنند قطعا به راه‌های خودمان هدایتشان خواهیم كرد و خدا با نیكوكاران است‏» [19]

 نکاتی که از این بحث، استفاده می‌شود این است که:
 اولا:‌ مفهوم حقیقی جهاد اسلامی را بشناسیم
 ثانیا:‌ هر یک از انواع جهاد، وقتی در راه خدا باشند، می‌توانند ما را به راه سعادت حقیقی برسانند

 --------------------------------------------

 پی‌نوشت‌ها:

 [1]. المفردات فی غریب القرآن، ج1، ص208
 [2]. در سوره‌های: توبه/16، 19، 20، 24، 41، 73، 79، 86، 88 - بقرة/218 - آل‌عمران/142 - مائدة/35، 53 - انفال/72، 74، 75 - نحل/38، 110 - حج/78 - عنکبوت/6، 69 - حجرات/45 - تحریم/9 - لقمان/15 - انعام/109 - نور/53 - فاطر/42 - فرقان/52
 [3]. لسان العرب، ج3، ص133
 [4]. وسائل الشیعه، ج 15، ص 19
 [5]. المحاسن،‌ ج1، ص292
 [6]. با استفاده از: این آدرس
 [7]. توضیح در: این‌آدرس
 [8]. توضیح بیشتر: این آدرس
 [9]. بعضی از منابع این موضوع: (1)   (2)    (3)   (4)
 [10]. مانند:‌ «آل‌عمران/142، توبه/16 و 19 و 111، صف/4»
 [11]. اصول‌کافی، ج5، ص8
 [12]. نهج البلاغه، حكمت 252
 [13]. مجموعه ورام، ج2، ص122
 [14]. مستدرک‌الوسائل، ج11، ص13
 [15]. طبق آیه 27 از سوره حدید و تفسیر نمونه ج23، ص381
 [16]. إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص140
 [17]. تحف العقول، ص 286
 [18]. تحریر المواعظ العددیة، ص44
 [19]. شرح این آیه در تفسیر نمونه، ج‏16، ص348 تا 353

امتیاز: 
No votes yet

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 284