آیا در زمان کنونی می‌توان یهودی یا مسیحی یا زرتشتی بود؟

18:46 - 1392/10/23
رهروان ولایت ـ به حکم عقل و شرع، در حال حاضر و عصر کنونی تنها یک دین حق است و آن، کامل‌ترین دین و عالی‌ترین دین، یعنی اسلام عزیز است و مابقی ادیان نسخ شده‎اند و از انسان هرگز پذیرفتی نیست. و آدمی چنانچه اسلام را نپذيرد، بدون دین از دنیا رفته است.
اسلام تنها دین حق

امروزه یکی از بحث‌هایی که از سوی دشمنان اسلام و رسانه‌های بیگانه و روشن‌فکران غرب زده داخلی مطرح شده و روی آن بسیار تاکید کرده و مانور می‌دهند و به وسیله این کار می‌خواهند ما را از اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) که بزرگ‌ترین دشمن ظلم و ستم و استعمار آن‌ها است جدا کنند و همراه خود سازند، این است که می‌گویند همه ادیان حق هستند و به اندازه خود بهره‌ای از حق دارند، لذا نیاز نیست آدمی برای رسیدن به سعادت، حتماً مسلمان باشد، بلکه اگر پیرو سایر ادیان مثل مسیحیت یا یهودیت یا زرتشت نیز باشد، اهل نجات است و سعادت‌مند خواهد بود؛ این نظریه که در مجامع علمی به «پلورالیزم دینی» مطرح است امروزه ذهن برخی از اهل علم و جوانان تحصیل کرده ما را به خود مشغول کرده است که ما در این‌جا در قالب چند نکته به پاسخ آن می‌پردازیم.

نکته اول:

چون در بین ادیان و اعتقادات و عمل‌کرد آن‌ها تضاد وجود دارد، بدون شک نمی‌توان گفت همه آنان حق هستند؛ چون عقل بشری حکم می‌کند در بین دو حکم متضاد، تنها یکی درست است و نمی‌تواند هر دو درست باشد؛ این مطلب بدیهی است و از باب «اجتماع نقیضین» است که امکان ندارد و تنها یکی از آن‌ها درست است، مثلاً مسیحیت به سه خدا معتقد هستند و اسلام معتقد است جز یک خدا امکان ندارد.

حال یک یا سه؟ تنها یکی از این دو درست است و یکی باطل، پس نمی‌توان هر دو را حق و درست دانست. یا این‌که قرآن و اسلام می‌فرماید خداوند متعال جسم نیست و هیچ‌گونه زاد و ولدی ندارد، اما یهود «عزیر» که از پیامبران الهی بود را پسر خدا می‌نامند، حال یا خدا پسر دارد یا نه؟ نمی‌توان گفت هر دو درست می‌گویند و هم پسر دارد و هم ندارد. بالاخره یکی صادق است و یکی باطل.

یا آن‌که اسلام می‌گوید تنها یک خدا وجود دارد ولی زرتشتیان معتقد به دو خدا هستند خدای خوبی‌ها و خدای بدی‌ها، حال کدام یک درست می‌گویند؟ پس چون اجتماع نقیضین محال است، نمی‌توان گفت هر دو دین درست می‌گویند و هر دو دین حق هستند؛ خیر یکی حق است و درست، و یکی باطل است و نادرست.

در رابطه با احکام هم این تضاد دیده می‌شود، مثلاً اسلام «شراب» را حرام می‌داند و رأس همه گناهان، اما مسیحیت آن‌را حلال می‌داند؛ حال باید پرسید در زمان کنونی حکم خدا چیست؟ نمی‌شود که هم حلال باشد و هم حرام؟! یک فعل ممکن است در دو زمان دو حکم را داشته باشد، مثلا ممکن است که قبل از اسلام شراب حلال بوده باشد؛ اما در یک زمان هرگز یک فعل دو حکم را ندارد. لذا در حال حاضر مثلا شراب یا حلال است یا حرام.

نکته دوم:

قرآن کریم به عنوان معجزه جاوید پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) 1400 سال و اندی است که ندای «هل من مبارز» سر داده و کل بشریت را به مبارزه طلبیده و از آنان خواسته است، اگر در این قرآن و سخن خدا بودنش شک و تردیدی در دل دارند یک سوره، بلکه یک آیه مانند آن بیاورند؛ اما بعد گذاشت این همه سال و با پیشرفت خیره کننده علم و دانش بشری، هنوز احدی نتوانسته است مانند قرآن را بیاورد. این خود، بهترین گواه بر حقانیت قرآن و آسمانی بودن آن است.

نکته سوم:

قرآن به صراحت بیان می‌کند که بعد از آمدن قرآن و دین مبین اسلام، هیچ دین و آیینی از انسان‌ها پذیرفته نیست و تمام ادیان نسخ شده و باید برای سعادت‌مند شدن حتما مسلمان شد؛ قرآن در این باره می‌فرماید: «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ (آل عمران-85): و هر كس جز دین اسلام، آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد، و او در آخرت، از زيان‌كاران است». این آیه به صراحت بیان می‌کند هر کس اسلام را بشناسد و آن‌را انتخاب نکند، او در آخرت از زیان‌کاران خواهد بود، یعنی جایگاه خوبی ندارد و در آخرت در عذاب خواهد بود.

بنابراین یا قرآن حق است و سخن الهی یا نیست؟ اگر هست که به صراحت دیگر ادیان را در حال حاضر باطل دانسته و تنها اسلام را مورد قبول می‌داند، پس نظریه «پلورالیزم دینی» باطل است و تنها یک دین حق است و درست. و اگر قرآن سخن خدا نیست، پس چرا تا به حال با وجود تمام دشمنان اسلام، احدی نتوانسته است مانند قرآن را بیاورد؟ لذا می‌گوییم اگر قرآن باطل است، بروید و مانند آن، بلکه بهتر از آن را بیاورید!

در نتیجه: به حکم عقل و شرع، در حال حاضر و عصر کنونی تنها یک دین حق است و از انسان پذیرفتنی است و آن، کامل‌ترین دین و عالی‌ترین دین، یعنی اسلام عزیز است و مابقی ادیان نسخ شده و مردودند و از انسان هرگز پذیرفتی نیست و آدمی چنانچه آن را نپذيرد، بدون دین از دنیا رفته است.

نظرات

تصویر تسبیح
نویسنده تسبیح در

سلام علیکم..
استفاده کردیم..ولی می خواستیم بدانیم که در مقابل این استدلال ما دشمنان دین چه می گویند؟
ضمنا قبلا به وبلاگ آقای رضایی به نام بصیرت می رفتیم که اکنون به این آدرس هدایت شدیم آیا ایشان جزء این گروه هستند مطالب ایشان را چگونه پیدا کنیم یعنی به چه نامی می نویسند؟

تصویر محمد فرضی پوریان

سلام علیکم. به نظر حقیر توجیحات واهی که هیچ عقل سلیمی آنها را نمی‌پذیرد. مثلا می‌گویند این اسلام به در اینجا آمده به معنای تسلیم است نه به معنای دین مبین اسلام، و ما نیز در برابر خدا تسلیم هستیم؛ اما این سخن غلط است، چون به قرینه «دینا» که در آیه آمده به معنای دین مبین اسلام است، یعنی تمام ادیان دیگر مورد قبول نیست و فقط این دین مورد قبول است.

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

سلام.
اقا اینکه میگید اون دین اصلا حق نیست و فقط دین ما حقه که خیر غلطه چون بالاخره همه ادیان پیامبر هایی داشتند که از سوی خدا فرستاده شده بودند و دین هم در گذر زمان توسط پیامبر های بعدی تکمیل تر شده حالا کار نداریم مردم یه دین چه نظری دارند مثلا مسیحی ها چندتا خدا دارن در صورتی که حضرت مسیح مگه همچین چیزی فرموده بودند این چیزا رو مردم از خودشون در اوردن ولی مسلما اون چیزی که مهمه اینه که کامل ترین دین اسلامه و عقل هم به همین حکم میکنه.

تصویر محمد فرضی پوریان

با سلام و ممنون از حضورتون در این سایت. دوسن عزیز دقت فرمایید حقیر نوشتم در حال حاضر، بله در زمان خود هر دینی حق بوده ولی زمان انقضا داشته‌اند؛ به این معنا که در زمان آمدن حضرت عیسی(علیه السلام) دین یهود نسخ شد و همه مردم می‌بایست به دین مسیح ایمان بیاوردند. در زمان نزول اسلام هم همین طور یعنی با آمدن اسلام تمام ادیان نسخ شدند و از مردم دیگر قابل قبول نیستند. بنابراین بحث این است که در زمان کنونی آیا من مثلا مسیحی باشم یا یهوردی یا ... قابل قبول هست یا نه؟ جوابش این است که قابل قبول نیست و دین محسوب نمی شوند.

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

خوب اینکه کاملا مشخصه الان هیچ دینی رو خدا جز دین اسلام بهش رضایت نداره قبلا هم گفتم اینو ولی احساس کردم که قلمتون کمی تند بوده.
یا حق.

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

جابر می گوید امام صادق(ع) به من فرمود:
اى اخا جعفر، به راستى ایمان از اسلام برتر است و یقین از ایمان برتر است و چیزى کمیاب تر از یقین نیست.

وشاء، گوید: از ابى الحسن(ع) شنیدم مى‏ فرمود:
ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است، و تقوى‏ یک درجه‏ بالاتر از ایمان است، و یقین یک درجه بالاتر از تقوى‏ است؛ میان مردم چیزى کمتر از یقین پخش نشده است.

حمران بن أعین، گوید: شنیدم امام باقر(ع) مى ‏فرمود:
به راستى خدا ایمان ر
از ابى بصیر است که می گوید: امام صادق(ع) به من فرمود:

اى ابا محمد، اسلام درجه‏ اى است؛ ایمان یک درجه بالاى اسلام است، تقوى‏ یک درجه برتر از ایمان است، یقین یک درجه بالاى تقوى‏ است، به مردم چیزى کمتر از یقین داده نشده و همانا شما به کمترین مقام اسلام چسبیده‏ اید، مبادا از دست شما به در رود.

از یونس که گوید: از امام رضا(ع) از ایمان و اسلام پرسیدم،
در پاسخ فرمود: امام باقر(ع) فرموده است: همانا دین اسلام است و ایمان یک درجه بالاى آن است و تقوى‏ یک درجه بالاى ایمان است و یقین یک درجه بالاى تقوى‏ است، میان مردم چیزى‏ پخش نشده که کمتر از یقین باشد. گوید: گفتم: یقین چه چیز است؟

فرمود: توکل بر خدا و تسلیم شدن به خدا و رضا به قضاى خدا و واگذار شدن به خدا.

از امام رضا(ع) که فرمود:
ایمان یک درجه بالاى اسلام است، و تقوى‏ یک درجه بالاى ایمان است، و یقین یک درجه بالاى تقوى‏ است و میان مردم چیزى کمتر از یقین تقسیم نشده.

منبع:أصول الكافي / ترجمه كمره‏ اى، ج‏۴، ص167تا169.

یقین در بین همه مردم دنیا توزیع شده برای همین مردم دنیا به هر چیزی توکل و یقین کنند ، راهی برای تسکین آلام یا خلاص شدن از مشکل خود پیدا میکنند

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

زرتشتیان معتقد به دو خدا نیستند، گاتها رو مطالعه بفرمایید این حرف رو نمی زنید. در دین الهی زرتشت اهورومزدا در مقابل اهریمن قرار گرفته همانطور که الله که قبل از اسلام نام بت بزرگ مکه بود در مقابل شیطان یک موجود اهریمنی که در ابتدا فرشته ای مقرب بود و بسبب سرپیچی  مطرود درگاه حق گشت قرار گرفته

پس بگوییم مسلمانان هم دوگانه پرست هستند؟

در اینکه اصول تمام این ادیان یکیست شکی نیست چون تمام انها از جانب پروردگار اورده شدن اما به اقتصای زمان و مکان و سنت های مناطقی خاص

تصویر سروش
نویسنده سروش در

شما اگر یک مرتبه متونی که به نام اوستا معروف هست را مطالعه می کردین، دیگه این گونه ادعا نمی کردید.

آنچه از زرتشت امروز موبدان باقی گذاردند شاید ثنوی نباشد، هرچند داخل متن اوستا و قبول آن دیگر بحثی برای ثنویت باقی نمی گذارد، ولی در زمان ساسانیان که آخرین زمانی بود که حکومت دینی زرتشتی برقرار بود، تاریخ تفکر ثنویت آنها را بیان کرده است که می توانید به کتاب ایران در زمان ساسانیان کریستین سن ترجمه رشید یاسمی مراجعه کنید.

تصویر behzadkashaniii

پاسخ به نویسنده ناشناس در 11:55 - 1396/08/16

برادر یا خواهر گرامی، با تشکر از شما که دیدگاه خود را ارائه کردید. در گاتها از دو بُن هن گفته شده که در فکر و رفتار و منطق کاملا با هم تمایز دارند. یکی «سپَنتَه مَینیو» و دیگری «اَنگرَه مَینیو» که این دو روان جاری در کائنات هستند که نشانگر ثنویت (دوگانه باوری) در آفرینش و جهان هستی است.

اما اینکه فرمودید الله نام بت بود، نه خیر. اصلا چنین چیزی نیست و هیچ سندی تاریخی بر این دلالت نمیکند. بلکه قرآن پرستش بت‌ها را نهی کرده است. کمی مطالعه کنید. اگر هم منظورتان به عبدالله پدر پیامبر است که ایشان بت پرست نبودند. بلکه از حُنَفاء (پیروان آیین حنیف ابراهیم) بودند. یعنی این‌ها (حنفاء را میگویم) اقلیتی در مکه بودند که یکتاپرست بودند.

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

درمورد شان نزول ایه ۸۵ سوره ال عمران

اين آيه در همچون ديگر آيات سوره آل عمران در مدينه بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نازل گرديده است. [۱]

شأن نزول:[۲]

«شیخ طوسى» گوید: عكرمة گويد: قومى از يهوديان گفته بودند ما اسلام آورده و مسلمان شده ايم. سپس آيه 97 «وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ» نازل گرديد و به آن‌ها فرمان داد كه به طرف مكه براى انجام مناسك حج بيرون روند كه از واجبات و فرائض اسلامى است اينان تقاعد ورزيدند و نرفتند و با اين كار نافرمانى و مخالفت خود را ابراز داشتند سپس اين آيه نازل گرديد.

این ایات شان نزول دارن و باید به شان نزول آیات قران توجه شود که در مورد چه نوع افرادی کفته شده و درمورد چه مسایلی

یعنی کسانی که اسلام  آورده بودن اما بمیل خودشون رفتار میکردند، مسلمانی یعنی چه؟

چه افرادی مسلمانی میکنند؟ مسلمانی یعنی تسلیم خدا شدن که در مورد ادیان الهی دیگر هم تسلیم وجود دارد

تصویر محمد فرضی پوریان

با سلام خدمت شما.

در پاسخ به شما توجه به دو نکته لازم است:
نکته اول: طبق قاعده های علم اصول، مورد مخصص نیست، یعنی اگر آیه یا روایتی در قضیه ای خاص نازل شده باشد، نمیتوان گفت فقط مربوط به همان قضیه است، بلکه اگر قانونی عام و کلی از آن دست آید، حجیت دارد و به عمومیت آن استناد میشود، لذا اگر هم آیه ای در موردی خاص نازل شده باشد، نمیتوان گفت فقط مربوط به همان قضیه بوده و تمام.

نکته دوم: این شان النزول هیچ منافاتی با سخن ما ندارد، خداوند متعال در این آیه می‌فرماید: من از شما اسلام را می‌خواهم، با همه جوانب و شئون آن، اسلام واقعی و با همه دستورات آن و چیز دیگر و اسلامی که خود می‌تراشید. موید این سخن روایتی از خود پیامبر اکرم(ص) است که فرمود: «روز قيامت اعمال را يك به يك (در دادگاه الهى) مى‌‏آورند هر كدام خود را معرفى مى‌‏كنند، يكى مى‏‌گويد من نمازم، ديگرى مى‏‌گويد من روزه‏‌ام و ... و سپس اسلام را مى‌‏آورند و مى‏‌گويد: پروردگارا! تو سلامى و من اسلام، خداوند مى‌‏فرمايد: ... امروز به واسطه (مخالفت با) تو مؤاخذه مى‌‏كنم و به تو پاداش مى‏‌دهم. خداوند در كتابش مى‌‏فرمايد: «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِين»

این روایت موید این مطلب است که منظور از اسلام در آیه، آیین مقدس اسلام است با تمام احکام و واجبات و محرمات آن.

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

من معتقدم به این جمله از خداوند در قرآن کریم:

 

سوره ابراهیم، آیه 4

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ۖ فَيُضِلُّ اللَّـهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

ما برای هیچ قومی پیغمبری نفرستادیم بغیر از پیغمبری که به زبان آنان سخن بگوید.

سوره النحل (زنبور)، آیه 36

وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ

ما برای هر جامعه ای رسولی فرستاديم، می گفت: "خدا را بپرستيد و از پرستش هرگونه بتی اجتناب کنيد

سوره سجده، آیه 3

أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۚ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ

ای محمد قرآن را برای قوم تو فرستادیم چون پیش از تو رسولی برای آنها نیامده بود تا تو بر آنان رسولت کنی و شاید که هدایت شوند.

سوره انعام (چهارپایان)، آیه 92 

وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا ۚ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ ۖ وَهُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ،

اين نیز كتاب آسمانی مباركی است كه ما نازل كرده‌ايم، تصدیق کنندهٔ كتب آسمانی پيشين. باشد كه به مهم ترين جامعه (مکه) و به مردم حوالی آن هشدار دهی. آنان كه به آخرت ايمان دارند، به اين (كتاب) ايمان می آورند و نمازها (ارتباط با خدا) را به جا می آورند.

این آیات کاملا نشان میدهد که کتابهای الهی دیگر برای اقوام مختلف و فرهنگهای مختلف هم الهی است و مورد تایید پروردگار عالمان

اما این بدان معنا نیست که جبر داشته باشیم زرتشتی ، کلیمی یا مسیحی باقی بمانیم یا مسلمان نشویم

جبری در آیات قران بر دین و اعتقاد قلبی وجود ندارد

باتشکر

تصویر محمد فرضی پوریان

دوست عزیز، این موارد همه، مربوط به قضایای خارجیه است، یعنی تا قبل از آمدن اسلام، هیچ قوم و قبیله ای نبوده الا اینکه برای آنها پیامبری از میان خودشان مبعوث شده است، چون ارتباط بین اقوام نبوده یا خیلی سخت بوده، لذا لازم بوده برای هر قومی پیامبری مبعوث شود، اما با آمدن اسلام و پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) و اینکه بشر توان حفظ دین خود را پیدا کرده بود، خط اختراع شده بود و کتابت انجام می‌شد و... بهترین دین و آیین الهی بر بشر عرضه شد و مردم تمام دنیا موظف شدند که اسلام را بپذیرند، یعنی اسلام ختم تمام ایان شد، لذا می‌فرماید: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (سبا/28) و ما تو را براى همه مردم، جز مژده ‏رسان و بيم دهنده نفرستاديم، ولى بيشتر مردم [به اين واقعيت‏] معرفت و آگاهى ندارند».

عبارت «کافه» را دقت کنید، یعنی همه مردم دنیا، نه تنها برای قریش یا کل عرب، بلکه برای همه مردم دنیا آمده است، لذا در زمان کنونی اسلام تکمیل کننده همه ادیان است و تنها دینی است که مورد قبول خداوند متعال است و همه ادیان دیگر اگر در برابر خداوند متعال تسلیم هستند باید به اسلام گرویده و مسلمان شوند.

لطفا به کتاب خاتمیت شیهد مطهری(ره) مراجعه کنید.

تصویر rezaee
نویسنده rezaee در

با سلام

دوست عزیز جناب تسیبح مطالب حقیر را در لینک ذیل مشاهده فرمائید: http://www.welayatnet.com/fa/user

در مورد این بحث ها که بوی تکثرگرایی دارد باید گفت از نظر ما مسلمانان، پلورالیسم به این دلیل مردود است که دلایل روشن و واضحى بر حقانیت دین مبین اسلام و پیامبر خاتم وجود دارد، به گونه‌اى که همسانى ادیان دیگر که ماموریت پیامبرانشان منقضی شده با اسلام نمی‌تواند صحیح باشد. علاوه بر این؛ عدم تحریف کتاب آسمانى (قرآن) و خاتمیت و جامعیت اسلام، به منزله نسخ ادیان سابق است.

http://www.welayatnet.com/fa/news/64397

تصویر behzadkashaniii

سلام. با تشکر از زحمات شما. پیرامون مقاله نکاتی را به عرض می‌رسانم. اینکه فرمودید: «آدمی چنانچه اسلام را نپذيرد، بدون دین از دنیا رفته است.» به عقیده من این عبارت درست نیست. چون قرآن حتی به کفار بت پرست هم نمی‌گوید "بی‌دین" بلکه میفرماید: «دین شما برای خودتان و دین من برای من» یعنی برای بت‌پرستان هم دین قائل است. منتها دین نادرست. نه اینکه آنان را بی‌دین بنامد.

پیرامون بحث زرتشت هم امروزه زرتشتیان، سر خود بسیاری از احکام دینشان را نسخ کردند. و تفاسیری نوین از دین خود ارائه میکنند (که بسیار شبیه اسلام است) یعنی زرتشتیان در ایران برای زنده نگه داشتن دین خود سعی میکنند زرتشتیگری را اسلامیزه کنند. همین خود دلیلی روشن بر تعالی و برتری اسلام است. با تشکر از شما

تصویر محمد فرضی پوریان

با سلام و تشکر از دقت نظر شما.

منظور ما از دین، دینی الهی و توحیدی است، نه هر دینی؛ لذا اینکه گفته ایم بی دین، منظور بدون دینی الهی است که سودی برای آخرت داشته باشد و الا اگر دین را به معنای روش زندگی بگیریم، بله آنان هم دین داشته اند، مادی گرایان هم دین دارند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.