عقل مي‌گويد بايد پيامبر وجود داشته باشد

12:17 - 1392/10/17
رهروان ولایت ـ یکی از سوالاتی که ذهن بشر را به خود مشغول کرده است، بحث ضرورت وجود انبیاء الهی است؛ با این بیان که آیا به راستی آمدن نبی و سفیری از جانب خداوند متعال لازم و ضروری بود؟ آیا انسان به تنهایی نمی‌توانست مسیر کمال را طی کند؟
ضرورت وجود انبیاء

یکی از سوالاتی که ذهن بشر را به خود مشغول کرده است، بحث ضرورت وجود انبیاء الهی است؛ با این بیان که آیا به راستی آمدن نبی و سفیری از جانب خداوند متعال لازم و ضروری بود؟ آیا انسان به تنهایی نمی‌توانست مسیر کمال را طی کند و خود، برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت‌برنامه ریزی و تلاش کند؟

فلاسفه برای ضرورت وجود انبیاء در جامعه به یک دلیل عمده که عبارت است از «حاجت جامعه به یک قانون کامل»، استناد کرده‌اند؛ برای توضیح این دلیل به ذکر چند مقدمه می‌پردازیم:

الف) انسان موجودی اجتماعی و به اصطلاح «مدنی الطبع» است، یعنی هم به لحاظ روحی و هم از حیث تامین حوائج خود، هرگز نمی‌توانست به تنهایی زندگی کند؛ و هر چه که این جامعه گسترده‌تر می‌شد، این نیازها نیز بیشتر به چشم می‌آمد، مثلا او برای ساخت خانه و تامین مایحتاج خود، به هم‌کاری و هم‌یاری هم‌نوعان خود نیاز داشت، لذا به یک زندگی دسته جمعی و گروهی روی آوردند تا ادامه حیات برای آنان ممکن باشد.

ب) انسان برای ادامه این زندگی اجتماعی، قطعا به یک قانون جامع و کامل نیاز داشت تا بتواند از هرج و مرج و درگیری‌های احتمالی جلوگیری کند.

ج) بدون شک وضع قانون توسط خود مردم، زمینه ایجاد اختلاف و نزاع را به وجود می‌آورد؛ زیرا اولا: هر دسته از مردم خود را صاحب رأی دیده و ادعا می‌کرد او باید متصدی نوشتن قانون گردد و طبیعتاً به نفع خود قانون را وضع می‌کرد؛ ثانیا: از ضمانت اجرایی برخوردار نبود و دیگران می‌توانستند از آن سر باز زنند، چرا که آدمی از اطاعت هم‌نوع خود گریزان است.

د) قانون‌گذار باید دارای شرایطی خاص باشد تا بتواند از بروز مشکلات جلوگیری کند؛ این شرایط عبارتند از:

1. باید شناختی کامل از انسان داشته باشد، هم روح آدمی را خوب بشناسد و هم جسم او را و هم  راه‌های سعادت او در نیا و آخرت را خوب بداند.
2. وضع قانون هیچ سودی برای خود او نداشته باشد، چرا که اگر قانونی برای او سود داشته باشد، ممکن است تحت تاثیر آن قرار گرفته و در وضع آن، منفعت خود را دخیل کند.
3. راه‌های رشد و کمال و معنویت انسان را خوب بداند و بتواند برای رشد جنبه روحی او قانون وضع کند.[1]

و) قانون، باید ضمانت اجرایی داشته باشد، و این ضمانت اجرایی باید به نحوی باشد که بتواند شخص را حتی در خلوت‌گاه و مکان‌هایی که کسی او را نمی‌بیند، ملزم به رعایت آن کند؛ و هیچ امری بهتر از وعده عذاب اخروی نمی‌تواند چنین خاصیتی داشته باشد.

ه) با توجه به شرایطی که گفته شد، هیچ کسی جز خداوند متعال، صلاحیت وضع قانون را ندارد، زیرا انسان را خوب می‌شناسد، راه‌های سعادت او را نیک می‌داند و به معنویت و رشد و کمال او نیز می‌پردازد؛ و برای تمام اعمال ثواب یا عذاب را وعده داده که مهم‌ترین شرط اجرا کردن قانون است.

در نتیجه: عقل بشری حکم می‌کند؛ اولا: انسان موجودی اجتماعی است و به اجتماع روی می‌آورد؛ ثانیا: برای ادامه حیات اجتماعی به قانون نیاز دارد؛ ثالثا: قانون‌گذار باید شرایطی داشته باشد که جز در خداوند متعال نمی‌توان آن‌ها را یافت؛ رابعا: باید ضمانت اجرایی داشته باشد که بهترین شکل آن ثواب و عقاب اخروی است. و کسی جز خداوند متعال نمی‌تواند چنین پاداش یا عذابی را قرار دهد. بنابراین تنها کسی که صلاحیت قانون‌گذاری را دارد خداوند متعال است و او نیز این کار را کرده و قانون خود را به وسیله انبیاء خود به بشر ابلاغ کرده است.[2]

-----------------------------------------------------

پی نوشت:

[1] شرح اشارات، ج3، ص371-374.
[2] الإلهيات على هدى الكتاب و السنة و العقل، ج‏3، ص 26.

 

نظرات

تصویر عاطفه سادات

خدایا:
من ایمان دارم…

ایمان دارم به اینکه هر که دلش هوایی تو شود ، تو هوایش را داری

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.