ازدواج جوانان

12:33 - 1391/10/11
بهترين سن باروري براي دختران زير سن 30 سالگي است و حداكثر سن مناسبي كه اطبا براي باروري توصيه مي كنند، 35سالگي است و بارداري بالاتر از 35 سالگی را براي مادر و كودك داراي عوارض منفي مي دانند.
حلقه ازدواج

جامعه ما در حال حاضر دو ويژگي بارز دارد: يكي اينكه جامعه اي جوان است و دوم آنكه در حال گذار از زندگي سنتي به زندگي مدرن است. اين دو ويژگي اقتضائات و عوارضي دارد، كه يكي از آنها مسئله اي به نام بالا رفتن سن ازدواج و نيز افزايش ميل به تنها زيستي و زندگي انفرادي جوانان است.
مسئله بالا رفتن سن ازدواج و تمايل به زندگي مجردي، كه دو روي يك سكه اند، هر چند دامن گير پسران و دختران است اما از آنجا كه پسر به لحاظ فيزيولوژيك و نيز فرهنگي هر چقدر سنش بالا برود مشكلي براي ازدواج ندارد (البته اين از ناگواري هاي فرهنگ ماست و حقيقتا بايد جو جامعه طوري باشد كه پسرها نيز مجبور شوند در سنين پايين تر و مناسب تر ازدواج نمايند) بنابراين، اين مسئله و مشكل بيشتر دامن گير دختران است و در واقع معضلي است كه در فرهنگ ما از آن با عنوان ترشيدگي دختران ياد مي شود. (البته اين تعبير هرگز مناسب نيست ولي در جامعه رايج است) البته به نظر مي رسد اين پديده بيشتر بستگي به ويژگي هاي فيزيولوژيك زن داشته باشد تا به شرايط محيطي و فرهنگي و حتي وجه فرهنگي آن را نيز مي توان به نوعي ريشه دار در مسئله فيزيولوژيكي آن قلمداد كرد. چرا كه بهترين سن باروري براي دختران زير سن 30 سالگي است و حداكثر سن مناسبي كه اطبا براي باروري توصيه مي كنند، 35سالگي است و بارداري بالاتر از سن سي و پنج سالگي را براي مادر و كودك داراي عوارض منفي مي دانند.

علل بالا رفتن سن ازدواج

به هر حال آنچه امروز با آن روبه روييم دختراني هستند كه آهسته آهسته و با بالاتر رفتن سنشان، فرصت ازدواج را از دست مي دهند و بيم آن است از اين رهگذر هم خودشان و هم جامعه را در سالهاي آينده دچار مشكلات و مسائل پيچيده اي هم از لحاظ توليد نسل تازه و هم از لحاظ اخلاقي و... نمايند. بالا رفتن سن ازدواج و وارد شدن دختران به سن تجرد قطعي علتهاي متعددي مي تواند داشته باشد كه در ادامه به چند مورد از آنها مي پردازيم.

1- ميل شديد به حضور در دانشگاه

يكي از مهم ترين علتها، ميل شديد دخترها به حضور در دانشگاه است. متأسفانه دختران تمايل دارند تا در دانشگاه حضور پيدا كنند و از رهاورد آن ازدواج موفق تري نيز داشته باشند اين تمايل به حدي شده كه در برخي رشته ها حتي تا 70 و 80 درصد آن را دختران در اختيار گرفته اند. (در سالهاي اخير فضاي بسياري از دانشگاه هاي ما كاملا زنانه و دخترانه شده است.) البته حضور دخترها در دانشگاه اين حسن را دارد كه سطح دانش دختران را بالا مي برد اما اين عيب را نيز درچشم دارد كه موجب مي شود توقع دختران از ازدواج و همسر آينده و ايده آلشان بسيار بالا رود و عده قابل توجهي از آنان فرد ايده آل و مطلوب خود را به سادگي نيابند و در نتيجه تن به ازدواج ندهند و در فرجام كار، به زندگي مجردي و بي همسري روي آورند.

2-حضور گسترده درادارات

از مسايل ديگر حضور بيش از حد و افسار گسيخته دختران و زنان در ادارات است. اين مساله علاوه بر آنكه عرصه را بر مردان كه نان آور اصلي خانواده محسوب مي شوند و مهريه پرداز،تنگ كرده و موجب افزايش نرخ بيكاري پسران نيز گشته است( بيكاري اي كه خود موجب بالا رفتن سن ازدواج در برخي پسران شده است) از سويي ديگر سبب شده سطح انتظار دختران به شدت افزايش يابد. زيرا دخترها برخلاف پسران، البته نه اكثر آنها، كه اگر سر كاري روند و شغلي بيابند يكي از اولين فكرهايي كه به ذهنشان خطور مي كند ازدواج كردن و زن گرفتن است كاملا برعكس هستند و بسياري از آنها پس از كسب شغل درآمد و موقعيت اجتماعي، به فكر مستقل شدن و به قول بسياريشان، آقا بالا سر نداشتن و زندگي مجردي مي افتند و اين غرور و استغنا و احساس بي نيازي از شوهر، عامل ديگري است براي عدم تمايل آنان به ازدواج و اشتياق به زندگي مجردي و بي مزاحم، كه به ويژه در شهرهاي بزرگتر حادتر است.

مجيد اميدي مديركل فرهنگي سازمان ملل جوانان درباره زندگي مجردي جوانان چنين مي گويد:«آمار روي آوردن جوانان به زندگي مجردي در 6 كلانشهر تهران، شيراز، مشهد ، اصفهان، تبريز و اهواز به 30 درصد رسيده است و غم انگيزتر آنكه روز به روز دختران جوان تعداد بيشتري از اين جامعه آماري را تشكيل مي دهند. او روي آوردن جوانان و بچه هاي كشور به اتاقهاي شخصي خود را مقدمه اي براي روي آوردن آنها به زندگي مجردي درسالهاي بعدي زندگي خود دانست و افزود: درحال حاضر زنگ خطر زندگي مجردي دركشور زده شده و متاسفانه درمورد اين مشكل هم سكوت مي شود.»

همچنين ايرج وثوق جامعه شناس و مدرس دانشگاه علامه طباطبايي تهران نيز براين باور است كه «افزايش اشتغال زنان امروز كه از زمينه هاي توسعه و مدرن شدن هرجامعه اي است باعث شده است آنها از نظر مالي به استقلال رسيده و اين عمل باعث مي شود اين استقلال را در ساير زمينه ها نيز خواستار باشند. اولين گام استقلال طلبي اين افراد رها شدن از سلطه خانواده است. او به اشكال متفاوت فرهنگي، قومي و طبقه اجتماعي دختران در روي آوردن به زندگي مجردي اشاره كرد وافزود: درحال حاضر در جامعه ما بيشتر دخترها به بهانه ادامه تحصيل از شهر و خانواده خود جدا مي شوند و اين اولين قدم در روي آوردن آنها به زندگي مجردي در سالهاي بعد است. مدرس دانشگاه علامه در ادامه چنين مي گويد: در حال حاضر در تمام اجزاي جامعه ما تقابل ميان سنت و مدرنيته مشهود است و در اين فضا افراد در يك نوع سرگرداني زندگي مي كنند. در همين راستا تمايل به زندگي مجردي در طبقات پايين و سنتي جامعه به مراتب كمتر بوده و مانند ساير فعاليتهاي اجتماعي متولي اين آزادي زنان و دختراني از طبقه مياني جامعه هستند.»

تمايل به زندگي مجردانه و بي مزاحم

بنابراين همانطور كه همگان مي بينند و مي شنوند و مي دانند، امروز معضل روي آوردن پسران و دختران به زندگي مجردانه و بي مزاحم و بي دردسر، بسيار جدي شده است و مقصر اصلي نيز در اين بين بيشتر مسئولان و خانواده ها و البته خود جوانان هستند و به نظرم تا حدودي هم دختران مقصرترند. تفكرات فمنيستي در ميان دختران به ويژه دختراني كه خود را مدرن و روشنفكر مي پندارند در سالهاي اخير به شدت گسترش يافته و اين خود از عوامل ميل به زندگي مجردي و بي همسري شده زيرا فمنيست ها معتقدند زنان بدون مرد مثل ماهي بدون دوچرخه هستند يعني هيچ احتياجي به مردان ندارند و همچنين معتقدند و عقايدشان را با روش هاي مختلف ترويج مي كنند كه زني كه با مردي ازدواج كند مانند آن ست كه با دشمن دست دوستي دهد، اين عقايد شايد براي عده اي مضحك به نظر آيد اما بايد بپذيريم كه عده زيادي از دختران مدرن و روشنفكر به اين دست عقايد مغرورانه و زن پرستانه هرچند به صورت سربسته باور دارند.

راهكارها

در هر صورت براي مواجهه با اين معضل بايد كارهاي متعددي انجام داد كه مهمترين آنها عبارتند از: تفكيك جنسي دانشگاه ها: اين كار باعث مي شود اشتياق شديد بخشي از دختران به حضور در دانشگاه و تلاش برخي از آنان براي شوهريابي يا خدايي نكرده دوست يابي در چنين محيط هايي، كاسته شود، زيرا اساسا دانشگاه نهادي براي همسريابي نيست كه كسي به اين اميد به دانشگاه رود؛ و اگر كسي حقيقتا قصد همسريافتن دارد بايد از رهگذر خانواده اقدام كند زيرا بي شك مطمئن ترين و باصلاحيت ترين نهاد براي همسريابي هنوز هم خانواده است.
همچنين بايد قوانيني وضع شود كه بومي گرايي در پذيرش دانشجو بيش تر شود و اگر امكانپذير باشد به صددرصد برسد (متاسفانه تعداد زيادي از خانه هاي مجردي و زندگي هاي مجردي از آن دانشجوياني است كه براي تحصيل دل از يار و ديار خود كنده اند و در سنين 18 و 19 سالگي بالاجبار در شهري ديگر ساكن شده اند اين نحو از زيست مجردي، به علت از دست دادن نظارت خانواده و اقوام و آشنايان و نيز تنها ماندن جوانان و احساس غربت و بي كسي ايشان تبعات بسيار منفي هم از لحاظ روحي و روانشناسانه و هم از لحاظ اخلاقي و اجتماعي دارد البته براي دختران اين عارضه مضاعف را نيز دارد كه دربهترين سنين ازدواج، به دليل دوري از خانواده و خويشان وآشنايان، امكان خواستگار داشتن و ازدواج كردن را از دست مي دهند والبته بدتر از آن اين است كه، داشتن زندگي مجردي در دوران دانشجويي، خود درحكم تمرين و تجربه اي مي شود براي زندگي مجردي فارغ البالانه و بي مبالاتانه و ولنگارانه پس از فارغ التحصيلي به ويژه براي پسران. پس اميدواريم كه بومي گرايي چه در دانشگاههاي ملي و چه آزاد در راس امور قرارگيرد زيرا از هركار فرهنگي موثرتر است. از كارهاي ديگري كه بايد براي كاهش خانه زندگي هاي مجردانه كرد، وضع قوانين و مقرراتي است كه امكان نظارت بيشتر بر بنگاههاي مسكن واملاك، به منظور كنترل و محدود كردن و اجاره دادن يا فروختن خانه و مسكن به افراد مجرد را فراهم كند.

البته مهم ترين كاري كه در اين زمينه بايد كرد اقدام به موقع خانواده ها براي ازدواج و همسر دادن به جوانان است (پدر و مادر و حتي خويشان وآشنايان وظيفه دارند تا جوانان مجرد نزديكان خود را همسر دهند و اين فرهنگي قرآني است، زيرا در قرآن جايي كه سخن از عفت و خويشتنداري است، خطاب خدا به خود جوانان است:«وليستعفف الذين لايجدون نكاحا حتي يغنيهم الله من فضله: و آنها كه وسيله ازدواج ندارند بايد عفت پيشه كنند تا خداوند آناني را به فضلش بي نياز سازد 33 نور» وليكن جايي كه سخن از ازدواج است به والدين و اطرافيان و دولت اسلامي امر مي شود كه جوانان خود را به ازدواج درآورند: وانكحوا الايامي منكم والصالحين من عبادكم و امائكم ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله والله واسع عليم: مردان و زنان بي همسر را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را، اگر فقير و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بي نياز مي سازد، خداوند واسع و آگاه است. نور (32).

بنابراين همه وظيفه دارند و مسئوليت دارند كه جوانان مجرد را همسر دهند و حتي جا دارد برخي باورهاي سنتي و عرفي كه ريشه اي در دين و آيين نيز ندارند، مثل ضرورت خواستگاري پسر از دختر، زير پاگذارند و از هر فرصتي براي ازدواج دادن جوانان استفاده كنند. البته دولت اسلامي نيز وظيفه دارد كه هرچه در توان دارد در طبق اخلاص نهد و به امر ازدواج به هنگام جوانان به عنوان يك مساله درجه يك و اساسي جامعه بنگرد و بداند كه هرچه سن ازدواج بالا رود و زندگي هاي مجردي نضج گيرد و قبح آن بريزد، اركان اخلاق و ايمان جامعه متزلزل تر خواهد شد. در واقع هر خانه مجردي درحكم يك انبار باروت است كه امنيت و حيات اخلاقي اجتماع را تهديد مي كند.

يكي ديگر از راههاي مبارزه با خانه زندگي هاي مجردي مساله استخدام در ادارات است؛ در ادارات و نهادها بايد طوري شود كه افراد متاهل داراي اولويت استخدام باشند و حتي در صورت امكان افراد مجرد به شرط متاهل شدن استخدام شوند. (متاسفانه درسالهاي اخير شاهد خيل به كارگيري دختران مجرد در همه نهادها و دستگاهها اعم از دولتي و غير دولتي هستيم، امري كه دليل آن حقيقتا مبهم و غير شفاف مي نمايد) همچنين، اختصاص سهميه به دانشجويان متاهل در مقاطع تحصيلات تكميلي، نيز كوتاه كردن مدت سربازي براي پسران متاهل، از اقدامات بسيار مفيد و تشويق كننده به ازدواج و تشكيل خانواده مي تواند باشد. (البته به نظر مي رسد دوسال سربازي آن هم در زمان صلح كمي طولاني باشد، كساني كه به خدمت مقدس سربازي رفتند تاييد مي كنند كه سربازها و افسران وظيفه كار چنداني براي انجام دادن ندارند و چه بسا نيروي آنها هدر مي رود. به نظر مي رسد كاهش مدت سربازي به يكسال و نيم و يا يك سال مي تواند فوايد و محاسن زيادي داشته باشد گرچه اين كار احتياج به پژوهش و تحقيق بيشتري دارد) كار ديگري كه مي توان انجام داد كوتاه كردن دوران تحصيل در دانشگاه است به نظر مي رسد با حذف برخي دروس عمومي و يا تخصصي زايد، بتوان دوران كارشناسي را به سه سال تقليل داد، اين پيشنهادي است كه جا دارد بيشتر روي آن تتبع شود.

البته جا دارد صدا و سيما نيز از اشاعه و ترويج خانه زندگي هاي مجردي و نشان دادن شخصيت ها و قهرماناني كه درسنين بالا و نسبتا سالخوردگي تازه به فكر ازدواج و تشكيل خانواده مي افتند، در فيلم ها و سريالهاي خود، احتراز كند.

منبع: حجاب ایران

نظرات

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

عجب!! 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.