سيري كوتاه و تاريخ گونه بر قيام امام حسين (عليه السلام)

09:48 - 1392/08/24
رهروان ولایت ـ به خاطر جایگاه رفیع حضرت در میان مردم، حرکت ایشان حال یا بیعت کنند یا قیام، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود، چرا که حضرت، فرزند پیغمبر و فاطمه زهرا (سلام الله علیهما)، خامس آل عبا و بزرگ و عالم بنی هاشم بود،
امام حسین(علیه السلام) کشتی نجات

برای تحلیل واقعه کربلا لازم است تاریخ آن را با دقت بررسی کنیم؛ با نگاهی گذرا به تاریخ، خواهیم دید «معاویه» چهره‌ای دو رو و منافق دارد و ظاهر دین را به خوبی رعایت می‌کند، بنابراين مردم می‌پنداشتند او انسان مومنی است و حتی در زمان کنونی نیز برخی از فرق اهل سنت از او به عنوان خلیفه‌ای مومن و مخلص یاد می‌کنند.
پس شرایط به گونه‌ای بود که هر گونه حرکت در مقابل او باعث می‌شد که با تبلیغاتی که خود معاویه به راه می‌انداخت، به عنوان یک حرکت ضد اسلام و مسلمین تلقی شود؛ وی در ظاهر به نماز و قرآن و روزه و دین مردم، بسیار اهمیت می‌داد، به تفسیر قرآن و بیان احادیث می‌پرداخت.
اگر چه او در باطن، کمر اسلام را در هم شکست و به جعل احادیث و انحراف در دین و تفسیرهای نادرست از قرآن پرداخت، ولی چون در ظاهر به شریعت عمل می‌کرد، مردم عادی نیز می‌پنداشتند او خلیفه‌ای مومن و شایسته است.
بنابراین هر حرکتی که در برابر او انجام می‌شد، در نظر عرف، محکوم می‌شد و اگر امام حسین (علیه السلام) نیز در مقابل او قیام می‌کرد، هرگز موفق نمی‌شد و حرکت او اصلا سودی نداشت و حرکتی بر خلاف دین و اسلام شمرده می‌شد، به همین خاطر بود که امام حسین (علیه السلام) در زمان خلافت او 10 سال سکوت کردند و قیامی را انجام ندادند.

اما چهره یزید (لعنه الله علیه) بسیار با پدر خود تفاوت داشت، او اصلا به دین و دیانت و حتی ظاهر شریعت اهمیتی نمی‌داد و تنها به فکر شهوت‌رانی و عیش و نوش خود بود؛ او مردی سگ‌باز، میمون‌باز، شراب‌خور، بسیار شهوت‌ران و... بود که اصلا به دین و شریعت اهمیتی نمی‌داد، لذا با وجود او و خلیفه بودن وی، حتی ظواهر دین و اسلام در خطر عظیمی قرار می‌گرفت؛ به همین خاطر است که حضرت بعد از این‌که یزید به خلافت رسید فرمود: «و على الاسلام السّلام اذ قد بليت الامّة براع مثل يزيد: آن‌گاه كه امت گرفتار حاکمی چون يزيد گردد، بايد فاتحه اسلام را خواند»(1).
هم‌چنین حضرت، در نامه‌ای به کوفیان نوشتند: «وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ هَؤُلَاءَ الْقَوْمَ قَدْ لَزِمُوا طَاعَةَ الشَّيْطَانِ وَ تَوَلَّوْا عَنْ طَاعَةِ الرَّحْمَنِ وَ أَظْهَرُوا الْفَسَادَ وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ وَ اسْتَأْثَرُوا بِالْفَيْ‏ءِ وَ أَحَلُّوا حَرَامَ اللَّهِ وَ حَرَّمُوا حَلَالَهُ وَ إِنِّي أَحَقُّ بِهَذَا الْأَمْرِ لِقَرَابَتِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی اله علیه و آله): آگاه باشید همانا این قوم طاعت شیطان را واجب می‌دانند و از اطاعت خداوند رحمان سر باز داده‌اند، به فساد پرداخته و حدود الهی را تعطیل کرده‌اند؛ حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال می‌شمارند، در حالی‌که من به خاطر قرابت و نزدیکی به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به امر حکومت سزاوارترم».(2)

با این اوصاف دیگر درنگ جایز نبود، و حرکت اباعبدالله الحسین (علیه السلام)‏ شروع شد؛ اتفاقا به خاطر جایگاه رفیع حضرت در میان مردم، حرکت ایشان حال یا بیعت کنند یا قیام، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود، چرا که حضرت، فرزند پیغمبر و فاطمه زهرا (سلام الله علیهما)، خامس آل عبا و بزرگ و عالم بنی هاشم بود، بنابراين قیام یا بیعت او بازتاب بسیار گسترده‌ای در میان مردم داشت و به منزله تایید یا عدم تایید تلقی می‌شد. به همین خاطر بود که به محض به خلافت رسیدن یزید، او از والی مدینه خواست که از حضرت بیعت بگیرد، زیرا او نیز از جایگاه حضرت در میان مردم اطلاع داشت. برای این کار نیز حاکم مدینه شبانه حضرت را دعوت و از ایشان بیعت خواست. (3)

حضرت به محض شنیدن این خبر حرکت خود را شروع کردند و برای فرار از بیعت و اعلام انزجار از دولت یزید شبانه از مدینه خارج شدند و به سمت مکه حرکت کردند و در آن‌جا برای چند ماه سکونت گزیدند. حضرت با تدبیری عالی مکه را برای سکونت انتخاب کرد، زیرا ایام حج نزدیک بود و مسلمین از اقشار مختلف و از تمام بلاد اسلامی برای حج می‌آمدند، بهترین فرصت برای رساندن پیام انزجار از دولت، برای حضرت بود؛ لذا حضرت تا لحظات پایانی اعمال حج در مکه ماندند، سپس حج را رها کرده و به سمت کوفه حرکت کردند، همین حرکت حضرت نیز خود نوعی تدبیر عالمانه و زیرکانه بود، زیرا همه منتظر حضور حضرت در اعمال پایانی بودند که به ناگهان متوجه شدند حضرت مکه را ترک کرده و همین امر، باعث کنجکاو شدن مردم و تحریک شدن بیشتر آن‌ها شد.

از این به بعد، حرکت حضرت رنگ و بوی تازه‌ای به خود گرفت، تا آن زمان تنها سخن از این بود که حضرت بیعت نمی‌کند، اما از این به بعد سخن از این است که حضرت قیام کرده و بر علیه یزید فاسد، به پا خواسته و اصل حکومت او را مشروع نمی‌داند؛ لذا حرکت به سمت کوفه بسیار مهم و ارزش‌مند بود و با تمام حرکت‌ها فرق می‌کرد.
حضرت نیز برای رسیدن به این هدف که مردم بدانند حسین (علیه السلام) اصل حکومت یزید (لعنه الله علیه) را مشروع نمی‌داند، در جای جای سفر خود سخن از اصلاح امت جد خود و امر به معروف و نهی از منکر دارند، به طور مثال فرمودند: «أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي (صلی الله علیه و آله) أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ أَبِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام): همانا من به خاطر شرارت و فساد و ظلم کردن قیام نکرده‌ام، بلکه تنها به خاطر اصلاح امّت جدم قیام کرده‌ام؛ من می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و بر طبق سیره جدم و پدرم علی بن ابیطالب (علیه السلام) عمل کنم».‏ (4) لذا امر به معروف و نهی از منکر از بزرگ‌ترین اهداف حضرت برای قیام بود.

در این قیام می‌بینیم که حضرت، تمام هستی خود را قربانی دین خدا کرد و از تمام هستیش براي زنده شدن دین خدا گذشت؛ ایشان نه تنها از جان خود گذشتند، بلکه از جان فرزندان خود نیز گذشتند و فرزند شش ماهه خود را نیز فدای اسلام نمود تا دین حیات دوباره‌ای بگیرد، و حتی حاضر شدند، زن و بچه‌های ایشان به اسارت برده شوند تا پیام عاشورا به گوش مردم برسد. این حرکت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) نشان داد که باید مهم‌ترین چیز برای انسان، دین خدا باشد و اوامر و نواهی الهی، همین انجام واجبات و ترک محرمات که دستورات خدا هستند، باید حفظ شوند و هرگز از بین نروند و لو این‌که منجر به کشته شدن انسان شود.  

مردم ایران اسلامی در 8 سال دفاع مقدس و جنگ تحمیلی، این مدعا را اثبات کردند و با الگو گرفتن از حضرت و سر مشق قرار دادن حضرت برای خود، تمام هستی خود را فدای اسلام و ایران کردند تا دشمنان دین و اسلام نتوانند حتی یک وجب از این خاک را تصرف کنند.
مردم ما ثابت کردند که هر جا لازم باشد و دین خدا در خطر باشد، حاضرند حتی جان خود را فدای اسلام کنند؛ این مردم در 8 سال جنگ نا برابر تمام هستی خود را در کف گرفتند و به جبهه‌های حق علیه باطل رفتند و از دین و تشیع و اسلام دفاع کردند، از پیر و جوان و بچه و زن و مرد همه و همه در جبهه‌ها حاضر شدند تا به مردم دنیا ثابت کنند ما هنوز هم پیرو حسین فاطمه (علیه السلام) هستیم و هرگز رهبر و جانشین امام خود را رها نخواهيم کرد.

پي‌نوشت:
(1). لهوف، ص24.
(2). بحارالأنوار، ج 44، ص381.
(3). لهوف، همان.
(4). بحارالأنوار، ج44،ص 329.

نظرات

تصویر akharinrozaneh

سلام
ممنون که به وبلاگم سر زدید
مطالب خوبی بود استفاده کردم

تصویر پروشات

در کارگه کوزه گری رفتم دوش/

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش/

ناگه یکی کوزه برآورد خروش/

کو کوزه گر کوزه خر کوزه فروش/

از کوزه گری کوزه خریدم باری/

آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری/

شاهی بودم که جام زرینم بود/

اکنون شده ام کوزه هر خماری/

در کارگه کوزه گری کردم رای/

در پایه چرح دیدم استاد به پای/

می کرد سبو کوزه را دسته وسر/

از کله پادشاه واز دست گدای/

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است/

در بند سر زلف نگاری بوده است/

این دسته که بر گردن او می بینی/

دستی است که بر گردن یاری بوده است/

تا چند اسیر عقل هر روزه شویم/

در دهر چه صد ساله چه یک روزه شویم/

در ده قدح باده از پیش که ما/

در کارگه کوزه گران کوزه شویم.

سلام ممنون از حضورتون

تصویر رها شایان

سلام.متشکرم که به وبم اومدین و از نظرتون هم کمال تشکر رو دارم.فرمایش شما متین اما ماهیت وب من طوری نیست که بتونم اون مطالبی رو که فرمودین بزارم یه جور بی احترامی میشه.تو یه وب دیگه در همین خصوص کارکردم.

تصویر دریـــ...ـــا

سلام
ممنونم از اینکه از وبلاگم دیدن کردید .
و خیلی ممنونم که پیشنهاد دادید .

تصویر رها شایان

سلام.ممنون از راهنمائیتون.چشم سعیمو میکنم.

تصویر اشک
نویسنده اشک در

چشم مرسی بابت پیشنهادت

تصویر حمید آدمی/کانون سبحان مسجد جامع

سلام//حاج آقا استفاده بردیم!
تشکر از شما!
ان شا الله در این جهاد مجازی که به گفته رهبر عزیز که می فرمایند جهاد در این عرصه مجازی اهمیتش به اندازه انقلاب اسلامی است، موفق باشید.
مسجد جامع کوهدشت

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.