رد الشمس‌های تاریخ اسلام و شبهاتی که در این زمینه مطرح است

15:54 - 1399/03/19

رد الشمس دوبار در تاریخ اسلام اتفاق افتاده است، یکبار در زمان رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و بار دیگر در زمان خلافت امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام)

ردالشمس

یکی از وقایع مهم تاریخ صدر اسلام که از معجزات رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و از فضایل امیرالمؤمنین امام علی(علیه‌السلام) به شمار می‌آید، حادثه رد الشمس است. این واقعه در کتاب‌های حدیثی این گونه نقل شده است که: «روزی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، امام علی(علیه‌السلام) را در پی انجام کاری فرستاد. زمانی که وی بازگشت، وقت نماز عصر بود. رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که اطلاع نداشت ایشان نماز عصر خود را نخوانده است، سر خود را بر روی پای وی قرار داد. در همان هنگام، وحی الهی نازل شد و پیامبر مشغول دریافت وحی شد. این امر تا زمانی که نزدیک بود خورشید غروب کند ادامه داشت. زمانی که دریافت وحی به اتمام رسید، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از ایشان پرسید که آیا نماز عصر خوانده است؟ وقتی علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) در پاسخ گفت که به خاطر اینکه سر شما بر روی پای من بود و من نتوانستم شما را بیدار کنم، پیامبر نیز از خداوند خواست که آفتاب را برگرداند تا امام علی(علیه‌السلام) نماز عصر خود را بخواند. در این هنگام، خورشید به‌اندازه‌ای به عقب برگشت که وقت فضیلت نماز عصر شد و حضرت نماز خود را خواند.»[1]

این فضیلت از سوی برخی افراد مورد انکار قرار گرفته است، به گونه‌ای که برخی این روایت را از جهت سندی مورد نقد قرار داده‌اند و مدعی شده‌اند که این حادثه تنها در کتاب‌های شیعه نقل شده است و کسی از اهل تسنن به آن توجه نکرده است، این موضوع در حالی از سوی این افراد مطرح می‌شود که علمای متعددی در کتاب‌های روایی خویش به این موضوع اشاره کرده و آن را از جهت سندی تأیید کرده‌اند که به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1 . «ابو المؤيد الموفق بن احمد أخطب خوارزم» در کتاب المناقب، ص242، چاپ تبريز.
2 . «سبط بن جوزی» در کتاب التذكره، ص55،  چاپ الغرى.
3. «گنجى الشافعی» در کتاب كفايه الطالب، ص240، چاپ الغرى.
4. «محب الدين طبری» در کتاب الرياض النضره، ج2، ص179، چاپ محمّد أمين الخانجى، مصر.
5. «شیخ احمد بن عبد الوهاب نويرى مصری» در کتاب نهاية الارب، ج18، ص310، چاپ قاهره.
6. «شمس الدين ذهبی» در کتاب ميزان الاعتدال، ج2، ص244، چاپ قاهره.
7. «نور الدين على بن ابى‌بكر هيتمى» در کتاب مجمع الزوائد، ج8، ص 297 چاپ مكتبة القدسی قاهره.
8. «ابن كثير» در کتاب البدايه و النهايه، ج6، ص282، چاپ سعاده مصر.
9. «على بن محمد قوشجی» در کتاب شرح التجريد، چاپ شده در حاشیه شرح مواقف، ج4، ص330، چاپ اسلامبول.
10. «شمس الدين سخاوی» در کتاب المقاصد الحسنه، ص226، چاپ مكتبه الخانجى مصر.
11. «جلال الدين عبد الرحمن سيوطی» در کتاب خصائص الكبرى، ج2، ص82، چاپ حيدرآباد الدكن.
12. ....

حتی برخی از علمای اهل تسنن کتاب مستقلی در این موضوع نگاشته‌اند که می‌توان به کتاب «ردّالشمس» خوارزمی، «تصحیح خبر ردّالشمس» حسکانی حنفی از اعلام قرن پنجم هجری، «مذيل اللفظ عن حديث ردّ الشمس» نوشته صالحی شامی از علمای اهل سنت،  «كشف اللبس عن حدیث رد الشمس» نوشته جلال الدین سیوطی در این زمینه اشاره کرد.[2]

برخی افراد دیگر، با طرح این ادعا که لازمه وقوع این حادثه تغییر در حرکت کرات و سیاره‌هاست، آن را محال بر شمرده‌اند. در پاسخ به این ادعا نیز لازم است به چند نکته توجه کنیم، اول اینکه، محال بودن یک حادثه تنها در صورتی معنا پیدا می‌کند که محذور عقلی وجود داشته باشد، حال آنکه این حادثه از جهت عقلی محال نیست، ثانیا: همان گونه که در ابتدا سخن به آن اشاره کردیم، این حادثه به عنوان یک معجزه مطرح است، و معجزه نیز برخواسته از قدرت الهی است که بر تمام ممکنات عقلی سیطره دارد، همان‌گونه که در مورد معجزه‌های دیگر پیامبران الهی نیز این موضوع مشاهده می‌شود. البته این احتمال نیز وجود دارد که در تعبیر رد الشمس تسامحه شده باشد به این معنا که خورشید به عقب باز نگشته است بلکه حرکت نور خورشید که به زمین می‌رسد دچار تغییر شده باشد و از آن رو که نور خورشید با تأخیر به کره زمین می‌رسد، این حادثه این گونه به نظر رسیده است که خورشید به عقب بازگشته است.

در پایان لازم است به این نکته اشاره کنیم که واقعه رد الشمس بنا بر برخی از نقل‌ها در زمان خلافت امیرالمؤمنین امام علی(علیه‌السلام)نیز واقع شده است، به گونه‌ای که نقل می‌کنند: وقتی حضرت علی(علیه‌السلام) با اصحابش قصد حرکت به سمت بابل از مسیر فرات را داشتند، نماز عصر را با بعضی از اصحابش خواند؛ اما شماری از لشکریان که مشغول رد کردن اسب‌های خود از فرات بودند، نتوانستند نماز را در وقت خودش بخوانند، از این‌رو امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) از خدای متعال درخواست کرد که خورشید به عقب بازگردد تا این افراد بتوانند نماز خویش را بخوانند. و این واقعه محقق شد.[3] این حادثه نیز از سوی برخی از بزرگان اهل تسنن نقل شده است و مورد تأیید قرار گرفته است که از آن جمله می‌توان از طحاوی، قاضی عیاض و ابن حجر عسقلانی نام برد[4]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی‌نوشت
[1]. شیخ مفید، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق،ج۱، ص۳۴۶.
[2]. امینی، عبد الحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، ۱۴۱۶ق،ج۳، ص۱۸۳-۱۸۸.
[3]. الإرشاد، ج۱، ص۳۴۷.
[4]. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، بیروت، دارالمعرفة، بی تا،ج۶، ص۲۲۱و ۲۲۲.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.