معراج پیامبر(ص) و قوانین فیزیک

15:05 - 1399/02/22

معراج پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) حتی با قوانین فیزیک هم سازگار است و ممکن است خداوند وسایل این حرکت را آماده کرده باشد.

معراج

شبهه: با توجه به قوانین فیزیک و وجود جاذبه زمین، معراجی که مسلمان‌ها می‌گویند که پیامبر(ص) با جسم خود به آسمان رفت، امکان پذیر نیست، زیرا نیروی جاذبه همه چیز را به سمت خود می‌کشد.

پاسخ: اطلاعات ما از مساله معراج بسیار کم و محدود است، ممکن است معراج پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) خروج از عالم ماده و رفتن به عالم مثال و عقل بوده باشد که در این‌صورت اصلا این اشکالات وارد نیست، زیرا معراج با این تعبیر انتقال از عالم دنيا به عالم برزخ بوده؛ لذا نمی‌توان گفت حتما پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مانند موشکی که از جو خارج می‌شود به سمت بالا حرکت کرده و از جو خارج شده و بالاتر رفته و در خلا بوده و بعد از آن وارد آسمان دوم شده است، چه بسا اصلا بالا رفتنی در کار نبوده است.

شبهه: با توجه به قوانین فیزیک و وجود جاذبه زمین، معراجی که مسلمان‌ها می‌گویند که پیامبر(ص) با جسم خود به آسمان رفت، امکان پذیر نیست، زیرا نیروی جاذبه همه چیز را به سمت خود می‌کشد.

در پاسخ به این شبهه چند نکته بیان می‌شود:
نکته اول: پیامبران الهی از جانب خداوند متعال آمده و دستورات خداوند متعال را به انسان میرسانند. انسان های عادی برای شناخت انبیا و تشخیص انبیای راستین و دروغین راهی ندارند جز دیدن معجزه، لذا معجزه در کتب کلامی به عملی خارق العاده که بشر از انجام آن عاجز است و همراه با دعوای نبوت باشد، تعریف شده است.[1] از این رو هر پیامبری که آمده باید عملی انجام دهد تا مردم یقین کنند او نماینده خداست و این کار او با نیروی الهی رخ داده است. بنابراین تمام معجزات انبیا خارق العاده بوده و قوانین طبیعی دنیا را نقض کرده است.

لذا این اشکال بر تمام معجزات انبیا وارد است، مثلا چگونه ممکن است که شتر از دل کوه بیرون بیاید، چطور ممکن است مرده‌ی هزار ساله حیات پیدا کند، چطور امکان دارد که چوب‌دستی یک انسان تبدیل به مار شود، همه این امور از حیث طبیعی به ظاهر ناممکن هستند و قوانین فیزیک و شیمی آن‌ها را امکان ناپذیر می‌دانند. اما هرگز ناممکن ذاتی نیستند که خداوند متعال هم از عهده آنان بر نیاید، بلکه امکان ذاتی دارند و شخص پیامبر با انجام دادن این اعمال رابطه بین خود و خداوند متعال را به اثبات می‌رساند.

در توجیه این خوارق عادت باید گفت: خداوند متعال برای دنیا دو جور اسباب قرار داده است، اسباب مادی که همین مواردی است که پیرامون خود می‌بینیم و اسباب غیر مادی که ما دیگر نسبت به آنان بی‌اطلاع هستیم، در واقع معجزات انبیا با اسباب غیر مادی انجام می‌شود و آن قوانین، حاکم بر قوانین ماده هستند؛ لذا معجزات انبیا با قوانین غیر مادی، اما در درون ماده صورت می‌گیرند و برای خود علتی جداگانه دارند.

بنابراین اگر کسی ماوراء را منکر باشد و تنها دید او دید مادی و تجربی باشد و تنها قوانین این عالم را قبول داشته باشد، او نه تنها معراج، بلکه تمام معجزات انبیای الهی را منکر است، چون هیچ کدام از آن‌ها با قوانین شناخته شده عالم سازگاری ندارند و به همین خاطر به آن‌ها خارق العاده می‌گویند، یعنی عادت و قاعده را به هم می‌ریزد.

نکته دوم: طبق دیدگاه شیعه معراج پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با همین جسم خاکی بوده و هفت آسمان را با همین جسم مادی در نوردید و همه عوالم را بالعیان مشاهده کرد. البته شیعه نیز تعبدا این مساله را قبول دارد و تنها راه اثبات آن در حل حاضر قرآن کریم و روایات فراوانی است که در این زمینه وارد شده است. لذا اگر بخواهیم این مساله را با قوانین فیزیک و قوانین عادی حل کنیم، به نظر می‌رسد که امکان‌پذیر نباشد؛ هر چند می‌توان گفت امروزه ثابت شده که چنین چیزی امکان دارد و فضانوردان با سفینه و با لباس مخصوص به کره ماه می‌روند و بر می‌گردند، ما از کجا می‌دانیم که خداوند متعال نیز در همان لحظه لباسی مخصوص و مرکبی مخصوص را برای پیامبرش آماده نکرده که بر آن‌ سوار شده و حرکت کند؟ آیا خداوند متعال چنین قدرتی ندارد؟
حتی در برخی روایات گفته شده که پیامبر سوار بر براق شده و بالا رفته است، حال براق چیست و چگونه است واقعا نمی‌دانیم. لذا دیگر این اشکالات که آن‌جا هوا نبوده، آن‌جا اشعه‌های خورشید بدن را می‌سوزاند و ... وارد نیست، چون ممکن است خداوند وسایل سفر حضرت را فراهم کرده باشد.

نکته سوم: معراج را باید معجزه دانست و معجزه تفسیر کرد، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با قدرت لایزال الهی بالا رفت و سیر کرد و برگشت، خدایی که آسمان و زمین و جو و نیروی گرانش را آفرید، بدون شک می‌داند چگونه هم می‌توان بر این موارد غلبه کرد، بنابراین همان خدایی که به آتش دستور داد که سرد و گلستان شود بر ابراهیم خلیل، همان خدا دستور داده که پیامبرش بالا بیاید و می‌دانیم تمام عالم و جهان ماده مخلوق خدا هستند و محتاج او و امر خدا در همه امور نافذ است.

نکته چهارم: اطلاعات ما از مساله معراج بسیار کم و محدود است، ممکن است معراج پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) خروج از عالم ماده و رفتن به عالم مثال و عقل بوده باشد که در این‌صورت اصلا این اشکالات وارد نیست، زیرا معراج با این تعبیر انتقال از عالم دنيا به عالم برزخ بوده؛ در مورد عالم برزح و قیامت هم نمی‌توان گفت آن‌ها بالای سر ما هستند و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) لزوما بالا رفته است، چه بسا این عوالم در بعد دیگری از هستی باشند و زمان و مکان در آن‌جا یا وجود ندارد یا به نحو دیگری باشد.

لذا نمی‌توان گفت حتما پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مانند موشکی که از جو خارج می‌شود به سمت بالا حرکت کرده و از جو خارج شده و بالاتر رفته و در خلا بوده و بعد از آن وارد آسمان دوم شده است، چه بسا اصلا بالا رفتنی در کار نبوده و سوار بر براق شدن، تعبیری باشد از انتقال ایشان به عالم برزخ، سپس عالم عقل و عالم ملائکه و قیامت و ... و با این تفسیر اصلا آن اشکالات وارد نمی‌شود، خداوند حضرت را از عالمی به عالم دیگر منتقل کرده و همه عوالم هفت گانه را به او نشان داده است.

____________________________
پی‌نوشت
[1]. الميزان فى تفسير القرآن، علامه سيد محمد حسين طباطبايى، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم، ج5، ص 20.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.