با خدا باش و پادشاهی کن

16:39 - 1399/03/03

-انس با خدا انسان را قوی می‌کند و خواسته‌هایش را متعالی می‌سازد.

با خدا باش

انسانی که در خود ضعف احساس می‌کند وقتی در کنار خدا قرار می‌گیرد شوق به پیشرفت و امید به آینده را در خود افزایش یافته می‌بیند و سطح خواسته‌هایش نیز بلندتر می‌شود؛ چرا که انسان در کنار خدا با تمام ضعف‌هایی که دارد احساس قدرت می‌کند.

انسان وقتی در کنار موجودات قوی قرار می‌گیرد از قوت و قدرتی که آن موجودات دارند بهره می‌برد و در درون خود احساس قوت و قدرت می‌کند. حال اگر این موجود قوی خداوند تبارک و تعالی باشد و انسان به قوت او و دایرة نفوذ او ایمان داشته باشد چه حالی پیدا می‌کند؟
حال بنده‌ای را که به قدرت خدا ایمان دارد، مانند حال انسانی است پر از نشاط، سرخوشی و امید به آینده؛ وقتی بر سر سفرة ادعیه ماه مبارک رمضان می‌نشینیم با حالی خوش از سر این سفره بلند خواهیم شد چرا که برای ما این اتصال در این ادعیة شریفه ایجاد خواهد شد.

با خواندن دعای افتتاح که از جانب حضرت حجت (ارواحنا له الفداء) به دست ما رسیده است حس و حال خوشی را در جای جای این دعا احساس می‌کنیم. وقتی با فرازهای ابتدایی این دعا در همان آغازین کلمات مواجه می‌شویم و با خدای خود این‌گونه نجوا می‌کنیم که: «فَكَمْ يَا إِلهِى مِنْ كُرْبَةٍ قَدْ فَرَّجْتَها ، وَهُمُومٍ قَدْ كَشَفْتَها ، وَعَثْرَةٍ قَدْ أَقَلْتَها، وَرَحْمَةٍ قَدْ نَشَرْتَها ، وَحَلْقَةِ بَلاءٍ قَدْ فَكَكْتَها؛[1] ای خدای من! چه بسیار سختی‌ها که گره گشودی و اندوه‌ها که برطرف کردی و لغزش‌ها که آمرزیدی و رحمتی که گستردی و زنجیر بلایی که باز کردی.» شور و شوقی وصف ناشدنی را در خود احساس می‌کنیم که نیرویی عظیم برای حرکت به ما می‌بخشد. خدایی که در سختی‌ها گره‌گشایی می‌کند و در غم‌ها اندوه را از دل انسان می‌زداید و از لغزش‌های انسان می‌گذرد و رحمتش برای انسان گسترده است و در نهایت پایان دهندة بلاها و گرفتاری‌های دنیوی و اخروی است، خدایی بسیار با عظمت و دارای شکوه و جلال است. در کنار این خدا انسان احساس آرامش می‌کند و در سایة لطف او شوق پرواز دارد.

در کنار این خدای با عظمت و کرامت، نه تنها قدرت حرکت و اشتیاق به پیشرفت در انسان افزایش می‌یابد و آرامش انسان دو چندان می‌شود، بلکه خواسته‌های او نیز جنس دیگری پیدا می‌کند. انسان با خود می‌گوید از این خدای کریم با وسعتی که برای کارسازی و دست‌گیری او از بندگانش تصوری نیست، چیز کم خواستن روا نیست درست است که من محدودم و نواقص زیادی دارم اما خواسته‌ام از خدیی است که برای قدرت و کرم او انتهایی وجود ندارد و دیدن این کرم است که انسان را از محدودیت‌هایش جدا می‌کند و خواسته‌های او را سمت و سویی متعالی می‌بخشد. در دعای افتتاح به این مساله اشاره می‌شود که انسان وقتی با بزرگی و بزرگواری خدا مواجه می‌شود سطح خواسته‌هایش افزایش می‌یابد آنجا که در ادامة این دعای شریف می‌خوانیم: « اللّهُمَّ إِنَّ عَفْوَكَ عَنْ ذَنْبِى، وَتَجاوُزَكَ عَنْ خَطِيئَتِى ، وَصَفْحَكَ عَنْ ظُلْمِى ، وَسِتْرَكَ عَلَى قَبِيحِ عَمَلِى ، وَحِلْمَكَ عَنْ كَثِيرِ جُرْمِى عِنْدَ مَا كانَ مِنْ خَطَإى وَعَمْدِى أَطْمَعَنِى فِى أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَاأَسْتَوْجِبُهُ مِنْكَ الَّذِى رَزَقْتَنِى مِنْ رَحْمَتِكَ ، وَأَرَيْتَنِى مِنْ قُدْرَتِكَ ، وَعَرَّفْتَنِى مِنْ إِجابَتِكَ ، فَصِرْتُ أَدْعُوكَ آمِناً ، وَأَسْأَلُكَ مُسْتَأْنِساً لَاخائِفاً وَلَا وَجِلاً ، مُدِلّاً عَلَيْكَ فِيما قَصَدْتُ فِيهِ إِلَيْكَ؛[1] خدایا، بخششت از گناهم و گذشتت از خطایم و چشم‌پوشی‌ات از تجاوزم و پرده‌افکنی‌ات بر کردار زشتم و بردباری‌ات از فراوانی جرمم از آنچه از خطا و گناه عمدی‌ام بود، مرا به طمع انداخت که از درگاهت چیزی را که شایستة آن از سوی تو نیستم درخواست کنم، آنچه از رحمتت نصیبم نمودی و از قدرتت نشانم دادی و از اجابتت به من شناساندی، پس بر آن شدم که با اطمینان بخوانمت و با انس و میل بدون ترس و هراس از تو درخواست می‌کنم و در آنچه به خاطر آن قصد پیشگاه تو نمودم از تو ناز جویم.»

تعبیر دعا این است که آن میزان بزرگواری را که خدا در برابر خطاهای انسان‌ها دارد اگر شخصی درک کند، آن شخص به طمع خواهد افتاد و چیزی را از خدا درخواست خواهد کرد که خودش بالفعل شایستگی آن را ندارد و این همان نکتة مهمی است که درک درست از آن سطح خواستة انسان را از خدا بالا می‌برد و به خواستة او اعتلا می‌بخشد هرچند در ظاهر خودش شایستگی آن را نداشته باشد.

در ادامة همین فراز به زیبایی به حالت روحی و روانی انسان در کنار اینچنین خدایی که هم عظمت و بزرگی دارد و هم کرامت و بزرگواری اشاره می‌کند و این حالت را برای انسانی که در این فضا قرار گرفته است به حالت امن و بدون ترس و هراس معرفی می‌نماید و این چیزی نیست جز قوی شدن انسان که با تمام کمبودهایش وقتی در کنار خداست احساس آرامش می‌کند و خود را قوی می‌پندارد.

انس با خدا حلقة مفقودة زندگی بشریت است و چون این نکتة حیاتی در زندگیِ غالب انسان‌ها نیست خوف و هراس نیز از آنها جدا نمی‌شود چرا که انس با یک منبع قدرتمند است که ترس را از دل می‌برد و آرامش را جایگزین آن می‌کند. رمزگشایی از این حقیقت را به عنوان یک رفتار عاقلانه می‌توان در حدیث نورانی از امام کاظم (علیه‎‌السلام) دنبال نمود آنجا که بیان می‌فرمایند: « مَنْ عَقَلَ عَنِ اَللَّهِ ... كَانَ اَللَّهُ أَنِيسَهُ فِي اَلْوَحْشَةِ وَ صَاحِبَهُ فِي اَلْوَحْدَةِ وَ غِنَاهُ فِي اَلْعَيْلَةِ وَ مُعِزَّهُ مِنْ غَيْرِ عَشِيرَةٍ؛[3] آن كس كه خداوند به او عقل قوى عنايت فرمايد ... به هنگام وحشت با خداوند انس و الفت دارد و به هنگام تنهائى رفيق و همراه او است و هنگام فقر و تهيدستى ثروت و بى‌نيازيش است و بدون داشتن فاميل عزت بخش او است.»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت:
1.دعای افتتاح در فهرست ادعیه ماه مبارک رمضان، کتاب شریف مفاتیح الجنان.
2.همان.
3.بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، جلد۶۷ ، صفحه۱۱۱، انتشارات دار الاحیاء التراث العربی، لبنان.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.