برکات ماه رمضان، عیدی خدا به بندگان مومن

01:29 - 1399/02/25

ماه رمضان، شروع سال در نزد خداست و از همین‌رو خدا در این ماه، برکات معنوی فراوانی را به عنوان عیدی‌های خود به بشر عطا می‌کند.

ماه رمضان

ماه رمضان در میان دیگر ماه‌های سال، نزد خدای متعال، جایگاه ویژه‌ای دارد. برخی علل ویژه شدن این ماه نزد خدا را چنین می‌توان ذکر کرد: وجود شب‌های قدر در این ماه، و نزول همه کتاب‌های آسمانی در این ماه، و شهادت وصی خاتم و وفات برخی انبیاء الهی در این ماه، و نیز پیروزی‌های بزرگ جنگ بدر و فتح مکه در این ماه و هم‌چنین اولین ماه سال بودنِ آن نزد خدا چنانکه امیرالمومنین(علیه‌السلام) اشاره فرمودند که نزد خدای متعال، اولین ماه در گردش دوازده ماه سال، ماه رمضان است یعنی ماه رمضان، به مثابه عید سال نو در تقویم سالانه الهی است و برای همین، خدای متعال برکات عظیم معنوی را در این ماه، به عنوان عیدی و رحمت به بندگانش عطا می‌کند و دربهای جهنمش را بسته و دربهای مغفرت و رحمتش را گشوده‌تر می‌کند و شیطان را در غل و زنجیر کرده و ثواب عبادات را چند برابر می‌کند بلکه حتی به حرکات و سکنات و خواب بنده مومنش در این ماه ثواب می‌بخشد؛ در یک عبارت، بندگان مومنش را مهمان ویژه سفره رنگین مادی و معنویش در این ماه قرار می‌دهد.

سوال اول: فلسفه احکام عبادی چیست ؟
امتیاز انسان از سایر موجودات، به امتیاز عقل است. امتیاز عقل، ویژگی‌هایی را برای انسان ایجاد می‌کند مانند ویژگی اختیار و آزادی و تکلیف. همین امتیاز عقل است که انسان را موجودی ابدی قرار می‌دهد که پس از مرگ نیز بقا داشته و تا ابد، به حیات اخروی خود ادامه دهد. ویژگی دیگر عقل این است که انسان را دارای استعدادها و قوه‌هایی می‌نماید که باعث می‌شود به لحاظ روحانی، حد ایستا و یقفی نداشته باشد، بلکه عقل، او را موجودی پویا و دارای قابلیت کمال و رشد قرار می‌دهد. کیفیت زندگی اخروی انسان، وابسته به کمالاتی است که او در زندگی دنیوی بدست آورده است.
آن استعدادهای روحانی که در سرشت انسان به ودیعت نهاده شده، ذاتا اقتضای شکوفایی دارند و لذا باید ابزاری برای انسان وضع شود تا به وسیله‌ی آن، استعدادهایش را شکوفا کند. استعدادهای روحانی، شکوفا نمی‌شود و کمالی حاصل نمی‌شود، جز با عبادت؛ عبادت تنها راهی است که انسان را به کمال می‌رساند، چون کمالات انسان، از سنخ کمالاتی است که خدا دارد و برای به دست آوردن این کمالات، راهی جز ارتباط با منبع این کمالات نیست. از همین‌روست که خدا فرموده: «ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»(ذاریات/56) یعنی خلقت انسان برای عبادت است، اما نه از آن روی که خدا به این عبادت نیازی داشته باشد، بلکه از آن روی که انسان ذاتا موجودی محتاج به خدا آفریده شده است.
بله همه موجودات محتاجند اما حیوانات و نباتات فقط در سیر حیات دنیوی خود به خدا نیازمندند، ولی انسان که موجودی اخروی است جنس نیازش به خدا با نیاز موجودات دیگر فرق دارد. انسان علاوه بر نیاز دنیوی، نیاز اخروی نیز دارد که نیاز اخروی‌اش هرگز قابل قیاس با نیاز دنیوی‌اش نیست. از همین‌روست که در روایت ما، دنیا برای انسان به مثابه‌ی مزرعه‌ای برای آخرتش تلقی شده است، چون وقتی انسان فطرتاً موجودی اخروی و ابدی باشد، دنیا برای او محل گذر و پلی برای عبور به آخرت و وسیله‌ای برای جمع‌آوری کمال و رشد برای آخرتش است. عبادت کانال ارتباطی انسان با خداست؛ عبادت اظهار نیاز و مذلت در برابر منبع نامتناهی کمالات است، عبادت راهی است برای کامل شدن، و خروج آدمی از شباهت به حیوانات و نائل شدن به مقام انسانیت. و هر چه با عبادت، قرب بیشتری به خدا حاصل شود، شدت این کمالات نیز بیشتر خواهد بود تا جایی که انسان را به جایگاه خلیفةاللهی می‌رساند و انسان را آینه‌ی خدا قرار می‌دهد.  

سوال دوم: به شکل ویژه روزه چه حکمت‌های فردی یا اجتماعی دارد؟
خدا در قرآن می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»(بقره/21) یعنی خدا را عبادت کنید تا اهل تقوا شوید. خدا در این آیه، راه نیل به تقوا را در عبادت اعلام می‌کند. خداوند در مورد عبادت روزه نیز دقیقا همین تعبیر را دارد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»(بقره/183) یعنی خدا روزه را به عنوان عبادتی شاخص و مصداقی بارز برای نیل به تقوا اعلام می‌کند که همین، نشان از تاثیر بسزای روزه در حصول تقوا دارد. پس اولین حکمت فردی روزه، حصول تقوا و قرب به خداست؛ زیرا انسان دارای دو قوه غضبیه و شهویه است که بیشترین گناهان انسان از عدم اعتدال این دو قوه صورت می‌گیرد، و روزه، این دو قوه را اعتدال می‌بخشد و از فوران غریزه‌ی غضب و شهوت می‌کاهد و باعث می‌شود گناه انسان نیز کاسته شود و در پی آن، آرامش روانی انسان افزایش یابد.
حال، وقتی آحاد جامعه با تقوا شوند طبیعتا جامعه نیز با تقوا می‌شود و آسیب‌های اجتماعی نیز کاهش و طبیعتا سطح امنیت در جامعه نیز افزایش می‌یابد، چنان‌که آثار آن را در جامعه می‌بینیم که در ماه رمضان، آمار جرم و گناه کاهش می‌یابد.
یکی از آثار فردی دیگر روزه آن است که وقتی شما با ریاضتِ روزه‌داری از برخی حلال‌های خدا خودداری می‌کنید، هم قناعت انسان و هم صبر و خویشتن‌داری انسان را افزایش می‌دهد و در نتیجه تسلط انسان بر نفسش را تقویت می‌کند.
یکی از حکمت‌های اجتماعی روزه نیز این است که عواطف و حس هم‌دردی انسان را حیات می‌بخشد. انسان سیر تا گرسنگی نکشد، نمی‌تواند گرسنگان را درک کند و وقتی گرسنه و تشنه باشد، طبقات ضعیف معیشتی را بهتر درک می‌کند و از همین‌رو است که روزه منشا خیراتی مانند انفاق و صدقه و کمک به هم‌نوع است و دقیقا آثار روزه را ما در ماه رمضان بیشتر می‌بینیم که سطح کمک‌ها به اقشار ضعیف بیشتر می‌شود.
در ماه رمضان، مستحبی مانند افطاری دادن به روزه‌داران، موجبِ صله رحم و حُسن معاشرت و استحکام پیوندهای خانوادگی و اجتماعی می‌شود.
همه این حکمت‌ها، فارغ از آن فواید پزشکی بسزایی است که روزه برای تندرستی بدن انسان دارد.

سوال سوم: رحمت خداوند بدون وقفه بر مومنان نازل می‌شود، اما علت این‌که این ماه چنین جایگاهی پیدا کرده و درهای رحمت خداوند در این ماه همیشه باز بوده و افراد بیشتری مورد عفو قرار می‌گیرند چیست؟
بله به تعبیر روایتی که شیخ صدوق در کتاب «فضل الأشهر الثلاثة» آورده است، امتیاز و فضیلت این ماه نسبت به ماه‌های دیگر، مانند فضیلت اهل بیت(علیهم‌السلام) بر مردم است: «إِنَّ هَذَا الشَّهْرَ شَهْرٌ فَضَّلَهُ اللَّهُ عَلَى سَائِرِ الشُّهُورِ كَفَضْلِنَا أَهْلَ الْبَیتِ عَلَى سَائِرِ النَّاس‏»(چاپ الآداب نجف، ص108). بین سطح معنویت اهل بیت(علیهم‌السلام) با سایر مردم چقدر تفاوت است، همانند همین تفاوت میان ماه رمضان با سایر ماه‌ها وجود دارد. وجود چند اتفاق بزرگ در این ماه باعث شده این ماه بسیار ممتاز و با برکت باشد تا جایی که ماه خدا لقب گیرد.
کتاب‌های آسمانی قرآن، تورات، انجیل، صحف ابراهیم و زبور داود همگی در ماه رمضان نازل شده‌اند؛ معراج پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز در این ماه اتفاق افتاد؛ وفات برخی پیامبران مانند یوشع بن نون و نیز شهادت وصی رسول خدا در این ماه، در افزایش برکت این ماه بی‌اثر نیست؛ همچنین پیروزی جنگ بدر و فتح مکه در این ماه اتفاق افتاده است.
علت دیگر فضیلت ماه رمضان، وجود لیالی قدر است که سرنوشت همه عالم در سال پیش‌رو در این شب‌ها رقم می‌خورد و هرکس مشیت و اراده الهی را بیشتر جلب کند، تقدیر بهتری برای او رقم خواهد خورد. وجوب روزه در این ماه نیز برکت خاصی به این ماه بخشیده است. همه این موارد سبب شده که ماه رمضان بافضیلت‌ترین و برترین ماه نزد خدا باشد.

سوال چهارم: دلیل جایگاه ویژه ماه رمضان، لیالی قدر و ثواب ویژه عبادات و قرآن خواندن در این ماه چیست؟
به این نکته توجه داشته باشید که گاهی تقویم سالانه را بشر درست می‌کند، مثلا ما ایرانیان ابتدای سال شمسی را روز نوروز و اکثر عرب‌ها ابتدای سال قمری را روز اول محرم قرار می‌دهند، ولی خدای متعال که فرموده: «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِی کتابِ اللهِ یوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ»(توبه/36) اما نکته اینجاست که ابتدای این دوازده ماه را کدام روز قرار داده است؟ امیرالمومنین(علیه‌السلام) در پاسخ به این سوال می‌فرماید: «انّ أوّل كلّ سنة أوّل يوم من شهر رمضان»(اقبال الاعمال، چاپ دفتر تبلیغات، ص193) اولین روز سال، روز اول ماه رمضان است. همان‌طور که ما انسان‌ها برای روزی که ابتدای تقویم سالانه خود قرار می‌دهیم، امتیازات ویژه قائل می‌شویم و آن را عید می‌دانیم خدای متعال نیز برای شروع سال معنوی، به آن ماه و آن روز و شبش برکت ویژه‌ و امتیازات خاص می‌دهد از جمله آن‌که کتاب‌های آسمانی‌اش در این ماه بر پیامبرانش برای هدایت بشر نازل می‌کند و لیالی قدرش را در این ماه قرار می‌دهد و درهای جهنمش را در این ماه می‌بندد و شیطان را که مایه سقوط انسان است، در غل و زنجیر می‌کند و رحمت خود را بر بشر افزون کرده و درهای مغفرتش را می‌گشاید و بشر را مهمان خود می‌کند و ثواب عبادات را چندین برابر می‌کند که همه این‌ها برخی از عیدی‌های خدا به ما انسان‌هاست.

سوال پنجم: دعا و مناجات در این ماه چه امتیازی نسبت به ماه‌های دیگر هستند؟
چنان‌که رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده است: «و وعدکم الاجابة»(دعائم الاسلام مغربی، موسسه آل البیت، ج1، ص286) خدای متعال در این ماه وعده استجابت دعا داده است به همین دلیل، تعداد دعاها در این ماه بیشتر از ماه‌های دیگر است، چراکه دعاهای ما از هر زمان دیگری به استجابت نزدیک‌تر است. ماه رمضان ماه توبه و انابه و اظهار عبودیت و بندگی است و به همین خاطر بسیاری از ادعیه‌ ماه رمضان به این سمت است. به خاطر مقارنت ماه رمضان با شب‌ها و روزهای تعیین سرنوشت و مقدرات، بعضی دعاهای مخصوص در این ماه نیز برای طلب برخی مقدرات و سرنوشت‌ها است.

سوال ششم: اکنون که با بحران کرونا دست به گریبان هستیم، این مسئله چقدر می‌تواند ماه رمضان ما را متفاوت کند چراکه جلسات و مراسم‌های دسته‌جمعی و حضوری نیز در برخی مناطق تعطیل هستند، و برای برطرف کردن این آسیب چه راهکاری پیشنهاد می‌کنید؟
طبیعتا به خاطر این بیماری مسری و رعایت مسائل بهداشتی، ما از عبادت‌های جمعی در مساجد که برکات و ثواب بیشتری دارند، در بعضی مناطق و اماکن مذهبی محروم خواهیم بود و اگر بخواهیم آن میزان ثواب را به دست آوریم، ناچاریم عبادت‌های فردی خود را از نظر کمّی و کیفی افزایش دهیم. بلکه حتی می‌توانیم در منزل نیز عبادت‌های جمعی خانوادگی داشته باشیم. البته محرومیت موقت از عبادت‌های جمعی، نباید موجب عادت به عبادت‌های فردی شود، بلکه باید عطش عبادت‌های جمعی بیش از پیش شود تا پس از اتمام این بیماری و شروع مناسک جمعی، با شدت بیشتری به این عبادتهای جمعی بپردازیم. استفاده از سخنرانی‌های علماء و مراسمات مذهبی که از صدا و سیما پخش می‌شود نیز می‌تواند خلأ جلسات وعظ مساجد و مراسمات مذهبی آن را در ماه رمضان تا حدی پر کند.
لزوم دوری از معاشرت‌های جمعی در ایام کرونا، ما را از عمل مستحبِ افطاری دادن در منازل نیز محروم می‌کند که البته می‌توانیم مبالغی را که برای افطاری دادن صرف می‌کردیم را به بسته‌های معیشتی تبدیل کنیم و آن را به نیازمندان برسانیم که بی‌شک می‌تواند جایگزین مناسبی برای افطاری دادن و نیل به ثواب آن باشد.

سوال هفتم: بزرگان دین همواره بر درک لیالی قدر تاکید می‌کنند، مراد از درک این لیالی چیست؟ برای رسیدن به این درک، باید چه سلوکی را در پیش گرفت؟
درک لیالی قدری که «خیر من الف شهر» هستند، به دو معناست: درک علمی و درک عملی؛ درک علمی شب قدر، یعنی اینکه ما جایگاه و عظمت و ارزش شب‌های قدر را بفهمیم؛ درک عملی لیالی قدر نیز مراتبی دارد. نازل‌ترین مراتبش، تهجد و شب زنده‌داری و انجام اعمالی است که برای این شبها رسیده است. این‌ها همگی اعمال جوارحی و بیرونی هستند، اما وقتی برای یک انسان تغییری به سوی بهتر شدن و رشد حاصل شود، او شب قدر را بیش از دیگران درک نموده است، چون زنده‌ شدن دل، هدف شب زنده‌داری است و اگر کسی به این هدف برسد، پیروز است.
مرتبه دیگر درک شب قدر، ارتباط با باطن انسان کامل و اتصال با عالم قدس است که البته خیلی از انسان‌ها از آن محرومند، اما در این شب که عالم قدس به عالم طبیعت نزدیک‌ می‌شود و به تعبیر قرآن روح و ملائکه تنزل می‌کنند ارتباط با این عالم راحت‌تر و سهل الوصول‌تر خواهد بود.
درک یک امر عظیم، پیش‌نیازهایی دارد و لازم است از پیش آمادگی ایجاد کنیم. شب‌های قدر آن‌قدر عظیمند که لازم است آمادگی کافی برای درکش بیابیم. مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی می‌فرماید: «یک سال مانده به شب قدر به فکر شب قدر باشید.» ایشان در مورد ایجاد آمادگی برای شب قدر توصیه‌هایی دارند، مثلا اینکه از قبل چه دعاهایی را بخواند و چگونه و چه سخنانی را با خدا بگوید و حتی برخی از مستحقان را از قبل شناسایی کند تا به آن‌ها در این شب‌ها صدقه بدهد.
سيد بن طاووس(ره) در اقبال الاعمال روایت می‌کند: «امام سجاد(علیه‌السلام) در هر روز ماه رمضان، يک درهم صدقه می‌داد و می‌فرمود: شايد شب قدر را درک کنم».(اقبال الاعمال، چاپ دفتر تبلیغات، ص150)
توبه را به این شب‌ها تاخیر نیندازد و پیش از شب‌های قدر توبه کند تا با باطنی پاک به این شب‌ها وار شود تا درک بهتری از این شب‌ها داشته باشد.
به توسلات به اولیای الهی و معصومین خصوصا توسل به حضرت زهرا(علیهاالسلام) و حضرت بقیه الله الاعظم(علیه‌السلام) اهتمام ویژه‌ای داشته باشد تا آن قدسیان او را مورد عنایت و کرامت خود قرار دهند و حظ و بهره‌ی او را از شب‌های قدر بیشتر کنند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.