صبر استراتژیک، پادزهر کرونای سیاسی / تراژدی حکومت‌ها، حاصل بی‌صبری استراتژیک است

12:45 - 1399/01/07
کرونا

در زمینه برجام و خروج ایالات متحده از توافق نامه برجام، شاهد اتخاذ راهبردی تحت عنوان صبر استراتژیک از سوی جمهوری اسلامی بودیم، قبل از اینکه بخواهیم به ابعاد این موضوع در حال حاضر بپردازیم باید به این نکته اشاره داشت، همانطور که از مضمون کلام مقام معظم رهبری در سوم فروردین ماه قابل استنباط است، صبر، شاه کلید و رویکردی است که خداوند، رسولش را، برای مقابله با دشمنان خود به استفاده از آن توصیه کرد. این توصیه پروردگار در قسمت‌های مختلف قرآن نیز قابل مشاهده است. اما اگر بخواهیم راجع به استراتژی صبر یا همان صبر استراتژیک صحبت کنیم، شاید نزدیکترین رخداد، همان بحث خروج ایالات متحده از توافق برجام باشد.
در حالیکه ایالات متحده و هم پیمانانش می‌کوشیدند با فشار بر ایران و وادار کردن جمهوری اسلامی به انجام عمل متقابل، به هدف خویش دست پیدا کنند، اما رفتار سنجیده جمهوری اسلامی در این زمینه مانع تحقق این برنامه ریزی اتاق فکر آمریکایی‌ها شد، چرا که در صورت خروج ایران از برجام، بلافاصله اجماع بین‌المللی مورد نظر واشنگتن علیه ایران شکل می‌گرفت.
اما در این راستا ایالات متحده نیز برای اینکه مقاومت جمهوری اسلامی در این زمینه را از بین ببرد، در چند مرحله اقدام به تشدید فشارها و افزایش پله پله اقدامات، علیه ایران پس از خروج آمریکا از برجام نمود که از جمله این اقدامات تسری دادن تحریم‌ها به تمام ساختارهای اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی توسط واشنگتن بود. این اقدامات تا به مرحله‌ای رسید که برای اولین بار نیروی نظامی یک کشور توسط واشنگتن، یک گروه تروریستی خوانده شد و در فاصله‌ای اندک، قبل از این اقدام، امریکا معافیت‌های اعطا شده به خریداران نفتی ایران را نیز قطع نموده بود تا فشارها بر جمهوری اسلامی دو چندان شود، اما جمهوری اسلامی با اتخاذ یک استراتژی صحیح پس از یک سال صبر، اقدام به کاهش تعهدات برجامی خود به صورت مرحله‌ای در مقابله با خروج آمریکا و رفتار منفعلانه بقیه اعضای 5+1 علی الخصوص سه کشور اروپایی نمود، که به عقیده‌ی من جمهوری اسلامی با اتخاذ آخرین گام خود در زمینه کاهش مرحله به مرحله تعهدات خود، تقریبا تمامی تعهداتی را که طبق مفاد برجام به آن ملزم شده بود را به تعلیق در آورد، در حالیکه کشورهای اروپایی خیلی پیشتر و پس از خروج ایالات متعهده از این توافق نامه، عملا از انجام به مفاد آن سر باز زده بودند، اما اقدام کارشناسی شده ایران و اتخاذ راهبرد صبر استراتژیک و کاهش تعهدات مرحله‌ای عملا همان خروج ایران از برجام را رقم زد، اما با این تفاوت که مانع از شکل گیری اجماع بین المللی و محکومیت ایران توسط افکار عمومی شد.
در حال حاضر افکار عمومی جهان و حتی خیلی از اعضای جامعه بین‌الملل، به پایبندی ایران به تعهدات خویش معترف هستند، گرچه در شرایط کنونی چیزی بیشتر از یک پوسته، از این توافق بجا نمانده است ولی جمهوری اسلامی با سنجش دقیق و اشراف بر حیثیتی بودن این مسئله برای اروپائیان، اقدام به اتخاذ گام‌های سنجیده متکی بر اتخاذ "استراتژی صبر" نمود و مانع از دستیابی دشمن به نتیجه مد نظر شد. از همین‌رو وقتی در صدر اسلام و اتفاقات رخ داده پس از شهادت پیامبر اسلام(ص)، امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) مجبور به خانه نشینی شد.
طبق فرمایشات امام علی(ع) ایشان در مقابل این برخورد دو راه پیش رو داشت راه اول همان راه مقابله و نبرد بود و راه دوم صبر. حضرت به دلایل مختلف از جمله نداشتن همراهان کافی در این زمینه و حفظ مصالح اسلام مجبور به اتخاذ استراتژی صبر شد، به همین دلیل حضرت همواره تحت فشار قرار داشتند تا اینکه با دست کشی حضرت امیر از "سیاست صبر" هدف دشمن حاصل گردد، در همین راه حتی حضرت فاطمه سلام الله علیها به شهادت رسیدند،اما طبق فرموده‌ی امام علی(ع) در حالیکه ایشان خار در چشم و استخوان در گلو داشتند، صبر نمودند و در نهایت بکارگیری همین استراتژی باعث تحقق مصالح جامعه مسلمین شد.
بر این اساس معتقدم ترور سردار شهید سلیمانی و شوک وارده ناشی از آن، را میتوان به عنوان تلاشی در جهت تحت فشار قرار دادن بیشتر ایران به منظور شکست دادن استراتژی اتخاذ شده توسط جمهوری اسلامی، و وادار نمودن ایران به انجام واکنش احساسی نسبت به این مسئله که در نهایت موجب تامین منافع واشنگتن میشود تحلیل کرد. بر این اساس شاهد هستیم در عرصه عملیاتیِ کشور سوریه، در صورتیکه در مدت زمان نسبتا طولانی، تروریست‌ها موفق شده بودند تا اکثر مناطق سوریه را تحت اشغال خود درآورند نیروهای جبهه مقاومت با اتخاذ راهبرد درست که برگرفته از اتاق فکر نیروهای ایرانی بود، با حفظ پایتخت یعنی شهر دمشق و استفاده از "صبر استراتژیک" و بکارگیری عملیات فرسایشی اکثر مناطق سوریه را از وجود تروریست‌ها پاکسازی کنند.
آنچه در حال حاضر توسط نیروهای مقاومت یمنی در یمن اجرا می شود همان استراتژی موفق بکار گرفته شده در سوریه و شهر دمشق است. در حال حاضر نیروهای مقاومت یمنی نیز بدون انجام عملیات‌های احساسی و گسترده و با اولویت حفظ پایتخت یعنی شهر صنعا در حال پیاده سازی همین استراتژی هستند. ما بر این مسئله واقف هستیم که هیچگاه نیروهای یمنی به عنوان نیروهای فقیرترین کشور عربی از لحاظ امکانات مادی و تسلیحاتی حتی قابل قیاس با ارتش متمکن چند ملیتی عربستان سعودی نیستند، اما آنچه معادله را تا کنون بر ضد عربستان سعودی و به نفع نیروهای کم بضاعت یا حتی شاید بهتر باشد بگوئیم بی‌بضاعت یمنی تغییر داده است، همان بهره گیری مقاومت یمن از استراتژی صحیح یعنی "صبر در عین مقاومت" است.
از سوی دیگر نیز شاهد هستیم که کشورهای ثروتمندی از جمله لیبی و عراق به رهبری معمر قذافی و صدام به دلیل مردمی نبودن و عدم بهره‌گیری از استراتژی درست و تن دادن به خواسته‌های ایالات متحده با فشارهای وارد شده بر آنها، کشور را به سمت فروپاشی بردند آنچه اکنون در لیبی چند پارچه و تجزیه شده شاهد آن هستیم عملا ناشی از همان سیاست معمر قذافی و تن دادن به خواسته‌های واشنگتن است که در نهایت منجر به مرگ خودش و فروپاشی لیبی شد. در سال 2003 پس از سرنگونی صدام و ترس حاصله از آن، معمر قذافی حاضر شد، در پی مذاکره با ایالات متحده خواسته‌های واشنگتن را بپذیرد و از برنامه هسته‌ای خود دست بردارد و حتی تجهیزات هسته‌ای خود را به کشوری ثالث منتقل نماید. به تعبیر من لیبی در این زمینه حتی پیچ و مهره‌های صنایع هسته‌ای خود را تحویل داد و با پذیرفتن معاهده منع گسترش سلاح هسته‌ای و پذیرفتن بازرسان آژانس و اجازه دسترسی به مناطق مختلف اطلاعات حساسی در اختیار بازرسان آژانس قرار داد که باعث خروج اطلاعات محرمانه و استراتژیک در زمینه زیر ساخت‌های این کشور شد. این مذاکرات و اقدامات لیبی باعث شد تا بخشی از تحریم‌های این کشور لغو شود و ایالات متحده نیز اقدام به امضای قراردادهای سرمایه گذاری و همکاری نفتی با این کشور نمود و از طرفی انگلستان نیز برای تامین امنیت لیبی قراردادی را با قذافی امضا نمود که بر اساس قراردادِ منعقد شده میان دو طرف در سال 2006 انگلستان موظف بود در صورتی که لیبی مورد حمله قرار گیرد به دفاع از آن بپردازد.اما جالب اینکه همین نیروهای انگلیسی و آمریکایی بودند که در چارچوب نیروهای پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) با حمله به مواضع قذافی در نهایت باعث سرنگونی وی از قدرت شدند.
از طرفی دیگر صدام نیز در عراق راهی را رفته بود که قذافی پس از او تکرار کرد. او نتوانسته بود در برابر فشارهای غرب مقاومت کند و با موافقت با خواسته‌های ایالات متحده در طی دو مرحله اجازه دسترسی به مراکز خود را به بازرسان آژانس داد که مرحله اول در سال 1998 بود که در همان سال نیز شاهد حمله نیروهای آمریکایی به کشور عراق بودیم و در مرحله بعدی که در سال 2002 صورت پذیرفت صدام اجازه بازرسی از مراکز حساس خود را به بازرسان آژانس داد که پس از آن با حمله ایالات متحده به عراق در سال 2003 باعث پایان بخشیدن به حکومت صدام و حزب بعث شد. در این کشور هم به نوعی شاهد عدم یکپارچکی و حتی پیشرفتن تا مرز تجزیه بودیم که مشکلات اقلیم کردستان عراق در همین چارچوب قابل تجزیه و تحلیل است. البته نقش ایران و مرجعیت عراق نیز دو فاکتور کلیدی بود تا آنچه در زمینه تجزیه لیبی به وقوع پیوست در این کشور رخ ندهد.
از همین رو مقام معظم رهبری در سخنان خویش با تاکید بر استراتژی صبر به انتقاد از کسانی می پردازد که بر اثر فشارهای صورت گرفته بی‌صبری نشان دادند و حتی به مرز همکاری و هم زبانی با دشمنان رسیدند، به درستی اگر نبود، حسن تدبیر مقام معظم رهبری و اتخاذ استراتژی برگرفته از آموزه‌های دینی توسط ایشان، همانانی که بلافاصله پس از شهادت سردار سلیمانی صحبت از احتمال مذاکره با آمریکا می‌کردند لیبی و عراقی دیگری را از ایرانمان می ساختند. تاریخ پر از پند است، ولی همانطور که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج البلاغه می فرمایند: زیاد است عبرت‌ها، ولی عبرت گیرنده کم. 

#توطئه‌های کرونایی
#شکست_کرونا

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.