آیا امام حسن(ع) مطلاق بوده؟

06:00 - 1398/11/24

اینکه گفته می‌شود امام حسن(علیه‌السلام) بسیار ازدواج می‌کرده، مبنای روایی و تاریخی معتبر و درستی ندارد.

تعدد زوجات امام حسن

شبهه: امام حسن مجتبی(ع) بسیار ازدواج می‌کرده و طلاق می‌داده است و این مطلب در کافی معتبرترین کتاب روایی شیعه آمده است.

پاسخ: روایتی را که شبهه‌انداز به آن استناد کرده است به لحاظ سندی از درجه اعتبار ساقط است و این روایت ضعیف نمی‌تواند شخصیت امام دوم شیعیان را خدشه‌دار کند. 

شبهه: امام حسن(ع) بسیار ازداوج می‌کرده و طلاق می‌داده، به طوری که مورد اعتراض پدرش نیز قرار گرفته است. چرا که در کافی آمده: «علی(ع) در حالى كه بر فراز منبر مشغول سخنرانى بود فرمود: «به فرزندم حسن زن ندهيد او زياد طلاق می‌دهد» مردى از قبيله همدان برخاست و گفت: آرى، به خدا قسم ما به حسن زن می‌دهيم، در حالی که او فرزند پيغمبر و على بن ابی طالب است اگر بخواهد نگه می‌دارد و اگر نخواهد طلاق می‌دهد».[1] علامه مجلسی نیز این حدیث را موثق دانسته است.[2]

پاسخ: 
در این پست، تنها به بررسی سندی این روایت اکتفا می‌کنیم، چراکه با اثبات بی‌اعتباری سند روایت، شبهه دفع خواهد شد. البته بدیهی است که شبهه‌افکن هیچ چیزی از علم درایه و حدیث نمی‌داند چراکه عبارت علامه مجلسی که گفته این حدیث موثق است را به معنای صحیح بودن حدیث دانسته است، در حالیکه حدیث موثق، مانند صحیح نیست، بلکه درجه اعتبارش دو مرتبه پائین‌تر از صحیح است. 

سند روایت از این قرار است: «حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادِ بْنِ عِيسى، عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عن ابی عبدالله الصادق: إِنَّ عَلِيّاً قَالَ وَهُوَ عَلَى الْمِنْبَرِ ....».
در این روایت، «حُمَید بن زیاد» و «حسن بن محمد بن سماعه» واقفی مذهب [یعنی هفت امامی و منکر امامت امام رضا(علیه‌السلام) و امامان پس از ایشان] هستند[3] بنابراین جز مخالفین مذهب شیعه اثنی‌عشری محسوب می‌شوند. در مورد پذیرش روایات واقفیان، دو مبنا و نظر در نزد عالمان شیعه وجود دارد:

1. رد روایات آنان که نظر اکثر علمای شیعه است. چنانکه مامقانی در کتاب مقباس الهدایه می‌نویسد: «شرط چهارم از شروط اعتبار راوی، ایمان است و مقصود از ایمان، 12 امامی بودن وی است که این شرط را جماعتی از عالمان شیعه اعتبار کردند که می‌توان از آنان به فاضلان [یعنی محقق حلّى جعفر بن حسن بن سعيد(۶۷۵ق) و علاّمه حسن بن يوسف بن مطهر حلّى(۷۲۶ق)] و شهید اول و دوم و صاحب معالم و صاحب مدارک را نام برد. مقتضای این شرط آن است که پذیرش و عمل به روایت هیچ یک از مخالفین [اهل سنت] و سایر فرق شیعه جایز نیست».[4] علامه حلی[5] محقق حلی[6] شهید ثانی[7] محقق اردبیلی[8] و فاضل مقداد[9] نیز حسن بن محمد بن سماعه را ضعیف می‌شمارند.
در مورد حمید بن زیاد نیز همین نظر بین علمای شیعه وجود دارد که روایات او را به خاطر واقفی بودنش ضعیف شمردند. محقق حلی[10]، شهید ثانی[11] محقق اردبیلی[12]، صمیری بحرانی[13] فاضل آبی[14] از جمله عالمانی هستند که روایات حمید بن زیاد را ضعیف شمردند.

2. برخی از عالمان شیعه، با وجود شرایطی، اخبار روایان دیگر فرق را پذیرفته‌اند.[15] اینکه علامه مجلسی این روایت را موثق شمرده، بر همین مبناست. اما نمی‌توان سخن علامه درباره وزن اعتبار این حدیث را ملاک قرار داد، زیرا بنا بر نظر دوم، پذیرش روایت راوی واقفی، مشروط است و تنها در صورتی پذیرفته می‌شود که روایتش مخالف اعتقاد شیعه 12 امامی نباشد.

اما روایت نقل شده از او در مورد تعدد ازدواج و طلاق امام حسن(علیه‌السلام) باید در ترازوی سنجش با اعتقاد شیعه و نیز در قیاس با روایات راویان 12 امامی در آید تا بدانیم آیا روایت او در این باره مردود است یا مقبول؟
می‌دانیم اگر این حدیث را آن‌گونه که نقل کرده، بپذیریم با محذور مخالفت با عصمت امام روبرو می‌شویم؛ چراکه چنین عملی، موجب خدشه شخصیت هدایت‌‌گری امام و نیز اتهام شهوت‌پرستی و تنوع‌طلبی و عدم حلم در برابر سوء اخلاق همسر و وهن شخصیت امام می‌شود، همگی این محذورات با عصمت امام در تعارض است. پس بی‌شک، این روایت حمید بن زیاد و حسن بن محمد بن سماعه به خاطر مخالفت صریح با اعتقادات شیعه 12 امامی مردود خواهد بود.

بنابراین، نمی‌توان تنها با تکیه بر گفته‌ علامه مجلسی در مرآة العقول که این حدیث را موثق شمرده، این حدیث را دارای اعتبار بدانیم و اعتقادات اصولی خود را نسبت به ائمه اطهار(علیهم‌السلام) تضعیف نماییم، زیرا در مقابل علامه مجلسی، فقها و رجالیون بزرگی بودند که روایات این دو راوی را نپذیرفتند. 

_____________________________
پی‌نوشت:
[1]. «إِنَّ عَلِيّاً قَالَ ـ وَهُوَ عَلَى الْمِنْبَرِ ـ : لَاتُزَوِّجُوا الْحَسَنَ ؛ فَإِنَّهُ رَجُلٌ مِطْلَاقٌ ، فَقَامَ رَجُلٌ مِنْ هَمْدَانَ، فَقَالَ: بَلى وَاللهِ، لَنُزَوِّجَنَّهُ وَهُوَ ابْنُ رَسُولِ اللهِ صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم وَابْنُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه‌السلام، فَإِنْ شَاءَ أَمْسَكَ، وَإِنْ شَاءَ طَلَّقَ». الكافی، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق الكليني الرازی(م۳۲۸ق)، تهران، اسلاميه‏، چاپ دوم،١٣٦٢ش، ج٦، ص٥٦، متن کتاب.
[2]. مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول،  محمد باقر مجلسی، محقق: سيد هاشم‏ رسولى محلاتى، تهران، دار الكتب الإسلامية، ١٤٠٤ق، ج‏٢١، ص٩٦، متن کتاب.
[3]. ر.ک: تنقيح المقال في علم الرجال، علامه عبدالله مامقانی، محقق: محمد رضا مامقانی و محی الدین مامقانی، قم، موسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، ج20، ص413، متن کتاب؛/ و منتهى المقال في أحوال الرجال، ابو علي محمد بن اسماعيل الحائری، قم، موسسه آل البیت(علیهم‌السلام)، ج2، ص456، متن کتاب.
[4].«الرابع [من الشروط المعتبرة فی الراوی]: الایمان و المراد به كونه إمامیاً إثنی عشریاً و قد اعتبر هذا الشرط جمع، منهم الفاضلان و الشهیدان و صاحب المعالم و المدارک ... و مقتضاه عدم جواز العمل بخبر المخالفین و لا سایر فرق الشیعة». مقباس الهدایة فی علم الدرایة، علامه شیخ عبد الله مامقانی، تحقیق: شیخ محمدرضا مامقانی، قم، دلیل ما، چاپ اول، 1428ق-1485ش، ج1، ص318، متن کتاب.
[5]. ر.ک: «في طريقه الحسن بن محمد بن سماعة، وهو ضعيف». مختلف الشيعة، أبی منصور الحسن بن يوسف بن المطهر الأسدی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ج5، ص255، متن کتاب؛/ و 
«الجواب عن الروايتين: بضعف سندهما، فإن عباد بن صهيب بتري، وفي طريق الثاني الحسن بن محمد بن سماعة وهو واقفي». همان، ج4، ص405، متن کتاب؛/ و 
«فإن في طريقه الحسن بن محمد بن سماعة وهو ضعيف».همان، ج5، ص207، متن کتاب؛/ و 
«فإن في طريق الجميع الحسن بن محمد بن سماعة، وهو واقفي لم يوثقه علماؤنا». همان، ج7، ص26، متن کتاب؛/ و 
«فإن في طريق الرواية الحسن بن محمد بن سماعة وهو ضعيف». همان، ج9، ص104، متن کتاب؛/ و 
«والرواية ضعيفة السند ، لأنّ في طريقها الحسن بن محمد بن سماعة وليس منّا». همو، تذکرة الفقهاء، قم، موسسه آل البیت(علیهم‌السلام)، چاپ اول، 1414ق، ج12، ص258، متن کتاب.
[6]. برخی از نمونه‌های موجود در این کتاب:
«و هذه الرواية ضعيفة، لأن أحد رواتها الحسن بن محمد بن سماعة، و هو واقفي، ضعيف، فهي مطرحة». النهایة و نکتها، علامه محقق جعفر بن حسن حلی(م676ق)،  قم، موسسه نشر اسلامی، ج2، ص209، متن کتاب؛/ و 
«و حميد بن زياد و الحسن بن سماعة و جعفر واقفيون...». همان، ج2، ص274، متن کتاب
«و الرواية التي ذكرناها في طريقها حميد بن زياد و الحسن بن سماعة و جعفر بن سماعة، و هم واقفيون». همان، ج2، ص443، متن کتاب؛/ و 
«و الحسن بن سماعة واقفي معاند...فالرواية ساقطة».  همان، ج2، ص227، متن کتاب؛/ و 
«و الحسن بن محمد بن سماعة واقفي معاند في الوقف. و محمد بن زياد واقفي أيضا... فاذن هذه الطرق ضعيفة». همان، ج2، ص177، متن کتاب؛/ و 
«في طريق هذه الحسن بن سماعة، و هو واقفي معاند في الوقف...فالروايتان إذن قاصرتان عن إفادة العمل». ج3، ص256، متن کتاب.
[7]. برخی از نمونه‌های موجود در این کتاب:
«أما ضعفه فلأن في طريقه الحسن بن محمد بن سماعة، و حاله في الوقف مشهور». مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، الشهيد الثانی زین الدین بن علی، قم، مؤسسة المعارف الاسلامية، ج13، ص205، متن کتاب؛/ و 
«رواية الحلبي- الدالّة على عدم تحريم الاولى على الجاهل- في طريقها ضعف بحميد بن زياد و الحسن بن سماعة». همان، ج7، ص320، متن کتاب؛/ و 
«أما ضعفه فلأن في طريقه الحسن بن محمد بن سماعة، و حاله في الوقف مشهور». همان، ج13، 205، متن کتاب؛/ و 
«و أجيب بضعف سند الرواية، فإن في طريقها الحسن بن سماعة». همان، ج13، 65، متن کتاب؛/ و 
«و أجيب بمنع صلاحيّة ما ذكره للعلّة، و عدم صحّة سند الرواية، فإن في طريقها الحسن بن سماعة، و هو ضعيف». همان، ج13، ص122، متن کتاب.
[8]. برخی از نمونه‌های موجود در این کتاب:
«والخبر ضعيف لانه منقول في التهذيب ، عن الحسن بن محمد بن سماعة بغير واسطة ، ومعلوم وجودها ما بينه وبين الشيخ ، مع عدم ظهورها وكونه واقفيّا». مجمع الفائدة والبرهان في شرح إرشاد الأذهان، الشيخ أحمد بن محمّد الأردبيلی [المقدّس الأردبيلی]، المحقق:الشيخ مجتبى العراقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ج9، ص137، متن کتاب؛/ و
«وهي ضعيفة لعدم صحّة السند الى الحسن بن محمّد بن سماعة، فإنّ فيه حميد بن زياد ، والحسن هو أيضا واقفي». همان، ج10، ص262، متن کتاب؛/ و 
«ورواية أبي بصير ضعيفة ، لقطع الطريق إلى الحسن بن محمّد بن سماعة الواقفي». همان، ج13، ص415، متن کتاب؛/ و 
«فالذي في ضعيفة عبد الله بن سنان ـ لحسن بن سماعة وغيره...». همان، ج11، ص548، متن کتاب.
[9]. «و هما ضعيفتان: أما الاولى فلان عباد بتري، و أما الثانية ففي طريقها الحسن ابن محمد بن سماعة و هو واقفي، و عمل الشيخ بهما في الاستبصار و شنع عليه ابن إدريس». التنقيح الرائع لمختصر الشرائع، جمال‌الدين مقداد بن عبداللّه السّيورى الحلّى، محقق: حسینی کوه‌کمری، سید عبداللطیف، قم، مکتبة آیت‌الله المرعشی النجفی(ره)، چاپ اول، 1404ق، ج2، ص176، متن کتاب.
[10]. «و حميد بن زياد و الحسن بن سماعة و جعفر واقفيون...». نكت النهاية، المحقق الحلی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ج2، ص474، متن کتاب؛/ و 
«و الرواية التي ذكرناها في طريقها حميد بن زياد و الحسن بن سماعة و جعفر بن سماعة، و هم واقفيون». همان، ج2، ص443، متن کتاب.
[11].«رواية الحلبي- الدالّة على عدم تحريم الاولى على الجاهل- في طريقها ضعف بحميد بن زياد و الحسن بن سماعة». مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، الشهيد الثانی، مؤسسة المعارف الاسلامية، ج7، ص320، متن کتاب.
[12]. «وهي ضعيفة لعدم صحّة السند الى الحسن بن محمّد بن سماعة، فإنّ فيه حميد بن زياد ، والحسن هو أيضا واقفی». مجمع الفائدة والبرهان في شرح إرشاد الأذهان، الشيخ أحمد بن محمّد الأردبيلي [المقدّس الأردبيلي]، المحقق: الشيخ مجتبى العراقي، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، ج10، ص262، متن کتاب.
[13]. «...لضعف سندها، لأن في طريقها الحسن بن محمد بن سماعة وجعفر بن سماعة، وهما واقفيان». غاية المرام في شرح شرائع الإسلام، الشيخ مفلح الصّيمری البحرانی، المحقق: الشيخ جعفر الكوثراني العاملی، دار الهادی، ج3، ص28، متن کتاب.
[14]. «...وهما ضعيفتا السند، فإن عباد بن صهيب عامي المذهب، وأبان ضعيف، وسماعة واقفی». كشف الرّموز، الشيخ حسن بن أبي طالب اليوسفی [الفاضل الآبی]، المحقق: الشيخ علی پناه الاشتهاردی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ج1، ص549، متن کتاب.
[15]. «و خالف فی ذلك الشیخ فی محكی العدّه حیث جوّز العمل بخبر المخالفین اذا رووا عن ائمّتنا اذا لم یكن فی روایات الاصحاب ما یخالفه». مقباس الهدایة، پیشین، ج1، ص318، متن کتاب

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.