آیا دعای «وال من والاه» قرینه‌ای بر معنای دوستی کلمه مولا است؟

02:22 - 1398/11/05

جمله «وال من والاه» نه تنها به معنای دعای در دوستی نیست، بلکه خود قرینه‌ای بر معنای ولایت است.

معنای ولی

شبهه: اهل سنت می‌گویند: پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پس از عبارت «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» بلافاصله فرمود: «اللهم وال من والاه و عادِ من عاداه». عبارت «وال من والاه» قرینه‌ای است بر اینکه کلمه «مولا» به معنای دوست است. 

پاسخ: اولا: کلمه «مولا» به معنای «اولی بالتصرف» است چون جمله «من کنت مولاه...» با عبارات پیش از خود بیشتر مناسبت دارد تا با عبارات پس از خود چراکه متفرع بر آن شده است. ثانیا: «وال من والاه» به معنای ولایت و اولویت در تصرف است، چون پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در ادامه دعاهای برای امیرالمومنین(علیه‌السلام) فرمود: «و احبّ من احبّه». اگر «وال من والاه» به معنای دعای در دوستی باشد عبارت «و احبّ من احبّه» تکرار و لغو و عبث خواهد شد

شبهه: شیعه برای تبیین معنای عبارت «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» عبارات قبلش را قرینه‌ای برای «اولویت در تصرف» یا همان امامت می‌گیرد. از شیعه می‌پرسیم چرا عبارت بعدش یعنی «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» را قرینه نمی‌گیرید که «والِ من والاه» به معنای دوستی است، زیرا در برابر «عاد من عاداه» آمده که به معنای دشمنی است. بنابراین عبارت «من کنت مولاه ...» و جملات «اللهم وال من والاه ...» هر دو حقیقت دوستی را بیان می‌کنند.

پاسخ:
اهل سنت به هر مغالطه و شبهه‌ای دست می‌آویزد تا اشتباه خود در تبعیت از خلفای غاصب و نپذیرفتن ولایت امیرالمومنین(علیه‌السلام) را توجیه کنند. آن‌ها همواره درصدد توجیه معنای «ولی» در غدیر هستند که بگویند این کلمات هرگز به معنای «اولویت در تصرف» نیست، تا خلافت امیرالمومنین(علیه‌السلام) اثبات نشود. آن‌ها می‌خواهند کلمه «مولا» در «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» را به معنا دوست تفسیر کنند تا بگویند علی(علیه‌السلام) از جانب پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) به خلافت و سرپرستی امت برگزیده نشده است.

در پاسخ می‌گوییم:
اولا: دلالت عبارت پیشینِ «من کنت مولاه» در تعیین معنای «ولی» به «اولویت در تصرف» چنان صراحت دارد که اصلا قابل مناقشه با دلالت عبارات پس از «من کنت مولاه» نیست. پس بهترین قرینه برای تعیین معنای مولا در حدیث غدیر، عبارت: «أیهَا النّاسُ، مَنْ أوْلی بِکُمْ مِنْ أنْفُسِکُمْ؟» است.[1] پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) با این عبارت دقیقا مقصود خود از ولایت را مشخص کرد که همان اولویت در تصرف و امامت است. سپس مردم گفتند: «اللّه‏ُ وَ رَسوُلُهُ» یعنی مردم نیز متوجه شدند که منظور حضرت اولویت در تصرف است؛ سپس بلافاصله و بدون گفتن چیز دیگری فرمود: «ألا فَمَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ». یعنی بدانید این جمله تفریع بر قبل و نتیجه جمله قبلی است، لذا به روشنی دال بر اولویت در تصرف است.

ثانیا: عبارت «اللهم وال من والاه» هم به معنای دوستی نیست، تا قرینه‌ای بر قبل باشد، بلکه این‌جا نیز به همان معنای اولویت در تصرف است. زیرا پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بلافاصله پس از آن‌که با عبارت «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» ولایت امیرمؤمنان(علیه‌السلام) را اعلام کرد، دعا کرد: «اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه و احبّ من احبه و أبغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله»[2]. یکی از شواهدی که نشان می‌دهد دعای «وال من والاه» به معنای دعای در دوستی و محبت و نصرت نیست، عبارت‌های بعد از آن است چون پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) در ادامه فرمایشات خود فرمود: «احب من احبه و أبغض من ابغضه و انصر من نصره» اگر مقصود از ولایت، صرفا محبت و دوستى خالی باشد، دعاى بعدى پیامبر: «و احبّ من احبّه» تکرار و لغو و عبث خواهد شد. بنابراین، وجود هر دو سخن نشان مى‌دهد این‌ها دو موضوع متفاوتند و ولایت چیزى برتر از محبت است؛ هر چند دوستى ولى، از لوازم ولایت به شمار مى‌آید.

پس مراد از «اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ» همان معناى حقيقى ولايت است. و معنايش آن است كه: «بار پروردگارا تو ولايت كسى را بر عهده بگير كه او ولايت على را بر عهده دارد! و از كسى سرپرستى و حمايت كن كه او در تحت سرپرستى و جماعت على درآمده است! و صاحب اختيار كسى باش كه او على را صاحب اختيار گرفته است! زيرا ولايت رفع حجاب است، و نسبت به طرفين، لفظ «مَوْلَى و ولىّ» استعمال مى‌شود؛ و تصريف فعل نيز در هر دو طرف واقع مى‌شود. كلمه «وَالِ» كه امر است يعنى تو ولايت را بر عهده داشته باش، و «وَالاَهُ» كه صيغه‌ی ماضى است يعنى در تحت ولايت او درآمده است. پس اين فقره از دعاى حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مُؤيد و مُسَدِّد معنای اولویت در تصرف است.[3]

ثالثا: اگر فرض را بر آن بگذاریم که اصلا «وال من والاه» دعای در دوستی است و موالات به معنای دوستی صِرف است، بازهم به خاطر اختلاف سیاق دو عبارت «من کنت مولاه» و «وال من والاه» هرگز یکی از آن‌ها، نمی‌تواند قرینه برای تعیین معنای دیگری باشد، چون پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» در صدد تشریع و جعل و تعیین جانشین هستند، اما در عبارات بعدی در صدد دعا هستند. اختلاف سیاق نشان دهنده این است که هر کدام از دیگری مستقل و دارای معنای خاص خود است. لذا اختلاف دو سیاق، خود قرینه‌ای است بر اینکه عبارات دعا نمی‌توان قرینه برای تعیین معنای مولی باشد.
همچنین ظهور جمله‌ی «مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاَهُ» بر ولايت و امامت، خصوصاً با تفريع بر جمله‌ی «ألَسْتُ أوْلَى بِكُمْ مِنْ أنْفُسِكُمْ؟» به جاى خود ثابت است.[4] پس اگر معنای مولا را سرپرست و خلیفه و معنای موالات را دوستی بگیریم، هرگز ناهماهنگی‌ و تشویشی در عبارات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است حاصل نمی‌شود، چون حضرت در عبارات فوق، دو دستور و تکلیف را بر مسلمانان واجب فرموده‌اند: 1. پذیرش و اطاعت از امامت امیرالمومنینن(علیه‌السلام) که با کلمه "مولی" بیان شده است؛ 2. ادای اجر رسالت که همان دوستی و مودت امیرالمومنین(علیه السلام) و امامان معصوم می‌باشد که ضمن دعا و با عبارات "وال"  و "والاه" تکلیف شده است.
ولی اگر مولا را به معنای احق و اولی بالتصرف نگیریم، تشویش و ناهمگونی در عبارات پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به وجود خواهد آمد، چرا که گفتیم: «ألست أولی بکم من أنفسکم» و یا «مَنْ أوْلی بِکُمْ مِنْ أنْفُسِکُمْ؟» صراحت در معنای «اولویت در تصرف و تدبیر» دارد و اگر «فقال الا من کنت مولاه...» که با فاء تفریع بر آن متفرع شده را به این معنا نگیریم، ناهمنگونی و تعارض شدیدی در کلام حضرت پدید خواهد آمد.

_________________________________
پی‌نوشت: 
[1]. البته در اختلاف روایت، برخی عبارت پیشین را چنین نقل کردند: «أَ لستُ أولی بکم من أنفسکم؟ آیا من از شما نسبت به خودتان سزاوارتر نیستم؟».
[2]. مناقب الإمام أمير المؤمنين علي بن أبي طالب(ع) للكوفيی، محمد بن سليمان الكوفی(م بعد 320ق)، قم، مجمع إحياء الثقافة الإسلامية، چاپ اول، 1423ق، ج2، ص452، متن کتاب؛/ و مناقب علي بن أبي طالب(ع)، اِبْن‌ِ مَرْدویه‌ ابوبکر احمد بن‌ موسی‌ بن‌ مردویه‌ ابن‌ فورک‌(م۴۱۰ق‌)، قم، دار الحديث، ۱۴۲۴ق، ص121، متن کتاب؛/ و شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، حاكم عبیدالله بن عبدالله حسکانی(م490ق)، محقق: محمدباقر محمودی، تهران، وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامي، مؤسسة الطبع و النشر، 1411ق-1990م، ج1، ص255، متن کتاب؛/ و کامل بهائی، عمادالدین حسن بن علی طبری(م بعد 553ق)، محقق: محمد شعاع فاخر، المكتبة الحيدرية‌، 1426ق، متن کتاب.
[3]. امام شناسی علامه حسینی طهرانی، مشهد، انتشارات علامه طباطبایی، ج7، ص278.
[4]. همان، ج7، ص279.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.