نذر عبد المطلب برای خدا

09:27 - 1398/09/23

صرف قربانی کردن فرزند را نمی‌توان کاری غیر انسانی و غیر عاقلانه و مخالف فطرت دانست.

نذر عبد المطلب

شبهه: اجداد پیامبر و جامعه او خشونت طلب بودند و او نیز بر همان سنت، مردم را می‌کشت، این را از سنت جدش فرا گرفته بود که قصد داشت پسرش را برای بت‌ها قربانی کند.

پاسخ: اولا: صرف قربانی کردن فرزند را نمی‌تواند کاری غیر انسانی و غیر عاقلانه و مخالف فطرت دانست، باید دید این کار با چه نیتی و با چه هدفی صورت گرفته است؛ ثانیا: عبدالمطلب در مرحله ای از ایمان قرار داشت که ايمان وی ابرهه، صاحب فيل را مرعوب خود می‌سازد و بالاخره به مقامی می رسد که مستجاب الدعوه شده بود. چه مانعی دارد که گفته شود: اعتقاد اوليه وی آن بود که چنين تصرفی درباره فرزند خود و چنين نذری، اشکال ندارد؛ چون در شرايع گذشته، حرمت و جايز نبودن چنين نذری هم ثابت نشده بود، داستان حضرت اسماعیل را نیز شنیده بود، لذا پیش خود فکر کرد چنین عملی اشکال ندارد.

شبهه: اجداد پیامبر و جامعه او خشونت طلب بودند و او نیز بر همان سنت، مردم را می‌کشت، این را از سنت جدش فرا گرفته بود که قصد داشت پسرش را برای بت‌ها قربانی کند.

پاسخ:
نکته اول: صرف قربانی کردن فرزند را نمی‌تواند کاری غیر انسانی و غیر عاقلانه و مخالف فطرت دانست، باید دید این کار با چه نیتی و با چه هدفی صورت گرفته است. اگر صرفا قربانی کردن فرزند زشت و غیر انسانی است، پس هیچ پدری نباید اجازه دهد فرزند او به جبهه برود و جان خود را فدای ملت کند، پس چرا ما پدرانی را تقدیس می‌کنیم که یک یا چند فرزند خود را قربانی ملت کرده‌اند، آیا اگر در عملیاتی که پدر و پسری با هم شرکت کنند و پدر به خاطر نجات جان یک گردان، پسر خود را قربانی کند و او را در برابر گلوله دشمن قرار دهد، باز هم کار او غیر انسانی است. یا فرض کنید پسری به کما رفته و پدرش حاضر می‌شود اعضای بدن او را جدا کرده و به دیگران اهدا کند.

بنابراین نمی‌توان گفت فدا کردن و قربانی فرزند به هر طریقی زشت و غیر انسانی است، بلکه باید دید پدر با چه نیتی و با چه هدفی می‌خواهد فرزند خود را قربانی کند. قربانی کردن فرزند برای خدا نیز ستودنی و مقدس است، بدون شک یکی از دلبستگی‌های انسان در زندگی، فرزند است؛ معمولا پدر و مادر برای رفاه فرزندان خود، حاضرند هر کاری انجام دهند، حال اگر پدری از فرزند خود برای رضای خدا بگذرد و حاضر باشد او را برای خدا قربانی کند، نشانه ایمان قوی و بریدن از دنیا و دلبستگی‌های آن است.

نکته دوم: موضوع نذر عبدالمطلب یکی از موضوعات اختلافی است که عده‌ای آن را درست دانسته و عده‌ای هم آن را جعلی دانسته و دلایلی بر این قول اقامه کرده‌اند.
ادله قائلین به صحت نذر عبدالمطلب
عبدالمطلب در مرحله ای از ایمان قرار داشت که ايمان وی ابرهه، صاحب فيل را مرعوب خود می‌سازد و به آن‌جا می‌رسد که سنت‌هایی را مانند: قطع دست دزد، حرمت خمر و زنا، حرمت طواف عريان و وجوب وفای به نذر را بنا می‌نهد و مردم را به مکارم اخلاق ترغيب نموده، از اشتغال به امور پست دنيایی باز می‌دارد. بالاخره به مقامی می‌رسد که مستجاب‌الدعوه می‌شود. لذا نمی‌توان پذیرفت که ایشان بت‌پرست بوده و برای بت بخواهد نذر کند. اما چه مانعی دارد که گفته شود: اعتقاد اوليه وی آن بود که چنين تصرفی درباره فرزند خود و چنين نذری برای خدای واحد، اشکال ندارد؛ چون در شرايع گذشته، حرمت و جايز نبودن چنين نذری هم ثابت نشده بود؛ چنان که در قرآن کريم آمده که همسر عمران در مورد فرزندی که در شکم دارد، نذر می کند که او را به خدمت خانه خدا بسپارد تا خدمت‌کار خانه خدا باشد، يا آن که خدای تعالی پيامبر خود ابراهيم(عليه‌السلام) را به ذبح فرزندش اسماعيل دستور داده بود.

آیت الله سبحانی نيز در کتاب «فروغ ابديت» بدون دغدغه و خدشه و به صورت يک داستان مسلّم و قطعی، داستان مزبور را نقل کرده و در پاورقی آن را نشانه عظمت و قاطعيت جناب عبدالمطلب دانسته و می‌نویسد: «اين داستان فقط از اين جهت قابل تقدير است که بزرگی روح و رسوخ عزم و اراده عبدالمطلب را مجسّم می‌سازد، و درست می‌رساند که تا چه اندازه اين مرد پای‌بند به عقايد و پيمان خود بوده است».[1]

امام رضا(علیه‌السلام) نیز در بخشی از سخن خود در توضیح «أَنَا ابْنُ الذَّبِیحَیْن‏» می‌فرماید: «...عبد المطلب در روزگار خود، رسومى از خود به یادگار نهاد که دین اسلام آن‌ها را پذیرفت...اگر عمل عبدالمطلب حجت نبود و اراده وى بر ذبح فرزندش عبداللَّه مانند اراده ابراهیم بر ذبح اسماعیل نبود، هرگز پیامبر خدا به جهت انتساب به این دو نفر، به عنوان دو ذبیح افتخار نمى‏‌کرد و نمی‌فرمود: من فرزند دو ذبیح هستم، همان سببى که باعث شد خداوند از ذبح اسماعیل صرف نظر کند، به همان سبب از ذبح عبداللَّه صرف نظر کرد و آن سبب عبارت بود از این که پیامبر خدا و ائمه در صلب آن‌ها بودند و به جهت برکتِ پیامبر و ائمه، ذبح را از هر دو نفر برداشت و سنّت قربانى کردن فرزند در میان مردم رایج نشد...».[2] و [3]

ادله قائلین به جعلی بودن نذر عبدالمطلب
در مقابل برخی از محققین هم‌چون مرحوم علی دوانی در کتاب «تاریخ اسلام» صفحه 54، این ماجرا را دروغ و جعلی دانسته و دلایل خود را این‌گونه بیان کرده است:
1. داستان برخورد عبدالمطلب با ابرهه فرمانده حبشى بهترين گواه بر كمال عقل و درايت عبدالمطلب است كه مى‌رساند چنين كار و نذر مضحكى از وى بعيد بوده است.
2. يعقوبى مورخ مشهور مى‌نويسد: «عبدالمطلب در زمان جاهليت‏ سنت‌هایى داشت كه در اسلام نيز تثبيت‏ شد، مانند حرام دانستن شراب، زنا و حد زدن زناكار، بريدن دست دزد، تبعيد زنان بدنام از مكه، جلوگيرى از زنده به گور كردن دختران و ازدواج با محارم و سر زده وارد خانه شدن و عريان طواف كردن، وجوب وفاى به نذر و احترام چهار ماه محترم (رجب، ذى ‏القعده، ذى ‏الحجه و محرم) و مباهله كردن (يعنى براى اثبات حقانيت نفرين كردن در حق يكديگر)». بنابراين شخصى با این اوصاف، هرگز چنین نذرى نمى‏‌كند.[4]
3. چطور ممكن است مردى با اين بزرگوارى به چيزى نذر كند كه در اكثر شرايع آسمانى نهى شده بود و در نزد عقل بسيار زشت و از بزرگ‌ترين جنايات به شمار مى‌رفته است؟
4. نذر كردن و كشتن فرزندان به عنوان نذر براى معبود از سنن بت‌پرستان و ستاره ‏پرستان (صابئين) بوده، و خداوند در قرآن مجيد آن را از جمله اعمال شنيع آن‌ها شمرده و فرموده است: «بدين گونه بسيارى از مشركين خوش داشتند كه اولاد خود را بكشند.[5] اين غير از زنده به گور كردن دختران بوده كه قبيله بنى‌تميم معمول مى‏‌داشتند. زيرا كه «اولاد» در آيه شريفه اعم از پسر و دختر است، و نيز غير از كشتن اولاد به واسطه فقر و بيم از گرسنگى است، بلكه اين‌گونه قتل اولاد كه مشركين معمول مى‏‌داشتند براى تقرب به خدا بوده است.
5. اگر بگويند شايد عبدالمطلب مانند ابراهيم مامور بوده فرزندش را در راه خدا فدا كند، مى‌گویيم اين درست نيست، چون در روايات صريحا مى‌گويد عبدالمطلب نذر كرده بود، مضافا به اين‌كه اگر مامور بود مى‌بايد آن را عملى سازد و ديگر قرعه انداختن معنا نداشت، و اصولا چرا نگفت: من مامور به اين كارم؟
6. در سلسله راويان اين داستان ساختگى و امثال آن مانند «انا ابن الذبيحتين‏» افرادى ضعيف و مجهول و مهمل كه بعضى هم شيعه اماميه نبوده‏‌اند، قرار دارند، و به همين جهت روايات آن ضعيف و مغشوش و بيشتر از طريق عامه روايت ‏شده و از آن‌ها به شيعه سرايت كرده است.
7. علامه مجلسى مى‌گويد: شيعه اعتقاد دارد كه پدران پيغمبر تا آدم، خداپرست ‏بودند، و از فخررازى نقل مى‏ كند كه گفته است: «شيعه عقيده دارد كه هيچ يک از پدران پيغمبر كافر نبوده‌اند».[6] بنابراین، ماجراى نذر عبدالمطلب از اختراعات قصه گويان عامه بوده كه خواسته‌اند على‌رغم شيعه اماميه، عبدالمطلب را مانند ديگر مشركان قلمداد كنند.*

____________________________________
پی‌نوشت
[1]. فروغ ابديت، ج 1، ص 123.
[2]. شیخ صدوق، الخصال، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ج 1، ص 57، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1362ش.
[3]. علامه جعفر مرتضی، الصحيح من السيرة، ج 1، ص 90 -93، ترجمه حسین تاج آبادی.
[4]. تاريخ يعقوبى ج 2 ص 6.
[5]. «وَكَذَلِكَ زَينَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ ...» انعام/ 137.
[6]. ر.ک: پاورقى على اكبر غفارى، ج 3 كتاب «من لا يحضره الفقيه‏» شيخ صدوق چاپ مكتبه صدوق ص 89.

*منبع مطلب: پرسمان قرآنی با اندکی دخل و تصرف و اضافات.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.