ادعای تناقضات در روایات شیعه!

06:37 - 1398/09/07

دشمنان با تقطیع سخن آیت الله سبحانی، آن را مویدی بر سخن خود گرفته‌اند.

روایات شیعه

شبهه: در کلام امام شیعه تناقضات بسیاری وجود دارد، گاهی چیزی را حلال، گاهی حرام خوانده‌اند، سپس می‌گویند این چه امامانی بوده که نمی‌دانسته‌اند چه بگویند.

پاسخ:
روش دشمنان اسلام همیشه دروغ و دغل‌بازی و تقطیع سخنان علما و بزرگان است تا به مقاصد خود برسند و چون بسیاری از افرادی که در فضای مجازی هستند به دنبال سند مطلب و بررسی اصل کتاب نمی‌روند، در برخی موارد توانسته‌اند مخاطب خود را فریب داده و به هدف شوم خود برسند، یعنی از جهل مخاطب به نفع افکار پلید خود استفاده کرده‌اند.

شبهه: در کلام امام شیعه تناقضات بسیاری وجود دارد، گاهی چیزی را حلال، گاهی حرام خوانده اند، حتی آیت الله سبحانی گفته است هیچ بابی از فقه وجود ندارد، مگر این‌که در آن اختلاف و تناقض زیاد است. سپس می‌گویند این چه امامانی بوده‌اند که نمی‌دانسته‌اند چه بگویند و گاهی یادشان می‌رفته به سائل قبلی چه گفته‌اند و به سائل بعدی خلاف آن را می‌گفتند که نشان از جهل آنان دارد.

پاسخ:
روش دشمنان اسلام همیشه دروغ و دغل بازی و تقطیع سخنان علما و بزرگان است تا به مقاصد خود برسند و چون بعضا کسانی‌که که در فضای مجازی هستند به دنبال سند مطلب و بررسی اصل کتاب نمی‌روند، دشمنان در برخی موارد توانسته‌اند مخاطب خود را فریب داده و به هدف شوم خود برسند، یعنی از جهل مخاطب خاص به نفع افکار پلید خود استفاده کرده‌اند.

در این موضوع نیز با تقطیع سخن آیت الله سبحانی(حفظه‌الله) آن را مویدی بر سخن خود گرفته‌اند و حال آن‌که حضرت آیت الله سبحانی در همین کتاب در ادامه می‌گویند: اولا: این تناقضات در فروع است و این اختلافات جزئی، خللی به اصول و قواعد کلی شیعه نمی‌زند. ثانیا: بسیاری از این تناقضات از ائمه اطهار(علیهم‌السلام) نیست، بلکه از راویان بوده است(بر خلاف شبهه کننده که همه آن‌ها را به امام نسبت داده و خواسته است به مخاطب القا کند که این تناقاضات از جهل امام ناشی شده است) سپس با دلیل و مدرک به اثبات این موضوع می‌پردازد.

 ایشان در ادامه به علل وجود این تناقضات در کتب روایی شیعه می‌پردازد و می‌نویسد: عوامل زیر در ایجاد این تناقضات موثر بوده است:
1. تقطیع روایات، توسط راویان: گاهی راوی برای مختصر کردن روایت، صدر و ذیل روایت را حذف می‌کرده، راوی بعدی که از او می‌شنیده نیز همان مقدار را نقل می‌کرده که در نسل‌های بعدی باعث تناقض می‌شده است. سپس برای این مورد چند مثال ذکر می‌کند.
2. رعایت اصطلاحات مکان سوال کننده: گاهی راوی از شهر خاصی می‌آمده و سوال می‌پرسید، سپس امام با همان اصطلاحاتی که در شهر او رایج بوده پاسخ می‌داده اما نفر دیگری که روایت را آنجا می‌شنیده، چون با آن اصطلاحات یا ابزار آشنایی نداشته است، برداشت دیگری از سخن امام می‌کرده و همین باعث می‌شد که او روایت را به نحو دیگری یادداشت کند. سپس چند مثال نیز برای این مورد ذکر می‌کند.
3. گاهی امام(علیه‌السلام) شخص سائل را در نظر می‌گرفته و چیزی برای مصلحت او می‌فرموده که شخصی بوده و نباید به دیگران سرایت داده می‌شد، اما راوی، ندانسته فکر می‌کرده که این حکم مخصوص همه مکلفین است و آن را به شکل کلی ثبت می‌کرد که درست نبوده و آن مساله تنها مربوط به همان شخص بوده است.
4. جعل روایت توسط دشمنان شیعه: چون در آن زمان کتب روایی را استنساخ می‌کردند(از روی کتاب می‌نوشتند و نسخه برداری می‌کردند) گاهی کتابی دست یکی از دشمنان اهل بیت می‌افتاد، سپس آنان چند روایت از خود جعل می‌کردند و در آن کتاب می‌نوشتند، ممکن بوده چند سال بعد هر دو نسخه از کتب به دست عالمی برسد، او متحیر می‌شد که کدام نسخه از این کتاب درست است؛ لذا بسیاری از روایات متناقض این‌چنین وارد کتب روایی شدند، سپس از «مغيره بن سعيد» به عنوان یکی از مهم‌ترین افرادی که روایات زیادی را جعل کرده نام می‌برد.
5. نقل به معنا: گاهی راوی الفاظی که از امام شنیده بوده را فراموش کرده و معنا را ذکر می‌کند و همین نقل معنا کار را خراب کرده و بعدها باعث اضطراب در حدیث یا تناقض در آن می‌شد، چون ممکن است راوی دیگری با الفاظ دیگری روایت را نقل کند و همین طور راویان بعدی.
6. تقیه: در بسیاری از موارد ائمه اطهار(علیهم‌السلام) برای حفظ جان خود یا شیعیان از حکومت ظالم، یا مفتی آن شهر، یا حفظ جان خود سائل، مسائلی را بر طبق فتوای اهل سنت بیان می‌کردند که با شیعه تعارض دارد که بیشتر موارد تعارض روایات مربوط به همین مورد است.[1]  

لذا همان‌طور که ملاحظه کردید هرگز آیت الله سبحانی معتقد نیست که این تعارضات از امام معصوم بوده و او نمی‌دانسته حکم خدا چیست، بلکه معتقد است تنها در مورد آخر که بحث تقیه بوده، امام عمدا چنین سخن گفته است، اما در موارد دیگر علت این تعارضات را راویان حدیث یا جاعلان حدیث دانسته است.

به طور کلی اگر کسی با مبانی فقهی شیعه آشنا باشد، هرگز تناقض در روایات را دلیلی بر جهل ائمه اطهار(علیهم‌السلام) نمی‌داند، چون هیچ فقیه و عالمی این تناقضات را دلیل بر جهل امام به حکم خدا نمی‌داند، بلکه یا از راویان دانسته یا بر اساس تقیه بوده است. بنابراین فقیه روایات را بررسی کرده و تلاش می‌کند روایات جعلی و کذب را شناسایی کند و این مساله با علم رجال انجام می‌شود و بسیاری از تناقضات با این روش حل می‌شود، سپس گفته شده اگر هر دو روایت متناقض، صحیح السند بودند، آن حدیثی که موافق قرآن است مقدم است، سپس آن حدیثی که مخالف اهل عامّه است مقدم است، یعنی حکم امام همان است، نه این‌که امام معصوم دو حکم صادر کرده باشد.

بنابراین این‌گونه اشکالات از جهالت شبهه کننده و بی‌اطلاعی آنان به مباحث فقهی بر می‌گردد، در حالی‌که خود را عالم دهر و باسواد و روشن‌فکر می‌خوانند، اما از ابتدایی‌ترین قواعد فقه ما اطلاع ندارند. البته ممکن است هم اطلاع داشته باشند، اما از بی‌اطلاعی مخاطبان سوء استفاده کرده و مطالب غلط خود را به خورد مخاطب دهند.

_____________________________
پی‌نوشت
[1]. آیت الله جعفر سبحانی، الرسائل الأربع‏، ص 202 -210، بی‌نا، بی‌جا، بی‌تا.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.