دوگانگی بین دعا و دارو؟!

09:00 - 1398/08/17

هرگز دعا و دارو هم‌عرض یکدیگر نیستند و با هم منافات ندارند.

دعا یا دارو

هرگز دعا و دارو در عرض‌ِ یکدیگر و مقابل یکدیگر نیستند و با یکدیگر منافات ندارند تا بگوییم: یا دعا یا دارو؛ برای شفای بیماری به هر دو هم‌زمان نیاز است. زیرا در همان زمانی که دارو مصرف می‌کنیم، باید از خدایی که شفابخش است، بخواهیم که شفایش را در این دارو قرار دهد. در بسیاری از مواقع، اگر دعا نباشد، استعمال دارو نیز در درمان بیماری اثری ندارد.

شبهه: واکسن و دارو بدترین اختراع بشر بود؛ مملکتی که دعای جوشن کبیر دارد چه نیازی به واکسن و دارو دارد؟!

پاسخ
شبهه‌کننده با استفاده از عنصر مغالطه، با ایجاد دوگانگی بین دعا و دارو، سعی دارد که تقابل و هم‌عرض بودنِ دعا و دارو را القا کند و بگوید: شما که به دعا اعتقاد دارید، چرا به سراغ دارو می‌روید و به همان دعا اکتفا نمی‌کنید. او با این حرف، می‌خواهد بگوید علت عقب‌ماندگی شما، تکیه بر دعا و توکل و توسل است، ولی غربی‌ها به این مسائل توجه نکردند و به دنبال علم رفتند و قطب پزشکی و دارویی جهان شدند. لذا در پاسخ می‌گوییم:

اولا: نه دارو و نه پزشک و نه دعا، ذاتا و خود به‌ خود شفابخش نیستند، بلکه تنها وسیله‌ای برای شفا هستند؛ زیرا شافی و شفابخشِ تنها خداست. این خداست که آن‌ها را وسیله و ابزار و واسطه شفا قرار داده است و تا اراده الهی نباشد، هیچ‌یک از این ابزار در بهبودی بیماری تاثیری نخواهند داشت. پس مراجعه به پزشک و استفاده از دارو و دعا کردن، هر سه ابزار و اسبابی برای براى شفاى بیماری است. بسیاری از مردم حتی در اروپا و آمریکا با صرف پول های زیاد و با وجود بهترین داروها و پزشکان، باز درمان نشده و جان به جان آفرین تسلیم می‌کنند، لذا تنها دارو و پزشک و پیشرفت در پزشکی نمی‌تواند انسان را نجات داده و درمان کند.

همان خدایِ شافی، شفایش را هم در دارو قرار داده است و هم در دعا و هم در جراحی پزشک. و لزوما این سه عامل در عرض و مقابل یکدیگر نیستند، بلکه همان‌گونه که می‌توانند به صورت جداگانه، با اراده الهى مؤثر واقع شوند، می‌توانند به صورت مجموعه‌اى مرکب، وسیله‌ای برای شفاى مریض گردند؛ یعنى دعا سبب اثر بخشى دارو و یا جراحی پزشک گردد.

دوم: باید به این نکته توجه داشت که خدا حکیم است و عالَم هستی را، عالَمِ أسباب و مُسبَّبات قرار داده است. طبق حدیث امام صادق(علیه‌السلام): «خدا پرهیز دارد که امورات را در غیر از کانال اسباب‌شان، جاری سازد».[1] به عنوان مثال، این خداست که تشنه را سیراب می‌کند و با این‌که می‌تواند بدون وساطت آب، بنده‌اش را سیراب کند، اما پرهیز دارد که او را بدون نوشیدن آب سیراب کند. نقل شده حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) عرض کرد: خدایا بیماری از ناحیه چه کسی است؟ خداوند متعال فرمود: از ناحیه من است. ابراهیم گفت: پس دوا از ناحیه چه کسی است؟ پروردگار فرمود: آن هم از ناحیه من است؛ گفت: پس طبیب چه‌کاره است؟ فرمود: او واسطه‌ای است که دوا به دستش فرستاده می‌شود.[2]
در روایت دیگری آمده است: «حضرت موسی‌بن عمران مریض شد، بنی‌اسرائیل به عیادتش آمدند، بیماری او را تشخیص داده و گفتند: اگر به وسیله فلان گیاه خود را معالجه کنی، بهبودی خواهی یافت. موسی گفت: دارو استعمال نخواهم کرد تا خداوند بدون دوا مرا شفا دهد. مدتی مریضی او ادامه یافت تا اینکه به او وحی شد که به عزت و جلالم سوگند شفایت نمی‌دهم، مگر اینکه خود را به وسیله همان دارویی که بنی‌اسرائیل گفتند مداوا کنی. بعد از این موسی(علیه‌السلام) آنان را خواست و گفت: همان دارو را بیاورید تا استفاده کنم. طولی نکشید که حضرت بهبود یافت. اما از اینکه ابتدا به خداوند چنین گفته بود در دل بیمناک بود. خطاب رسید: موسی خیال داری با توکل خود، حکمت و اسرار خلقت من را از بین ببری؛ به جز من چه کسی در ریشه گیاهان این فواید با ارزش را قرار داده است؟».[3] در این دو حدیث، به خوبی نقش وساطت پزشک و دارو در شفابخشی از جانب خدا را می‌بینیم و خدای مُسبِّب الأسباب خواسته که شفای خود را از کانال طبابت پزشک و استعمال دارو به بنده‌ی بیمارش عنایت کند.

سوم: نقش دعا در شفا
بر اساس توحید افعالى، تنها اثرگذار در عالم خداست، پس اثربخشى دارو و عمل پزشک منوط به إذن الهى است و این دعاست که نقش اساسی در جلب و تحقق اذن الهی دارد. دعا یعنى استمداد از حق تعالى و درخواست اینکه به دارو و عمل پزشک اثر ببخشد و شفای خود را در آن‌ها قرار دهد.
حتی گاهی تنها راه درمان بیماری دعا و خواست خداست؛ زیرا در بیماری‌های لاعلاج که بیماران را جواب کرده‌اند، دیگر دارو و عمل پزشک، هیچ تاثیری ندارد؛ و دعا تنها سببی است که می‌تواند شفای خدا را جلب کند. ما خود نمونه‌های آن را به چشم دیده‌ایم، چه بیمارانی سرطانی زیادی که در حرم ائمه اطهار(علیهم‌السلام) شفا یافتند و بیماری آنان به طور کامل بهبود یافت.

بنابراین هرگز دعا و دارو هم‌عرض یکدیگر نیستند و با هم منافاتی ندارند، بلکه برای شفا یافتن به هر دوی آن‌ها نیاز است؛ اما نیاز به دعا بیشتر است، چون هم در زمانی که دارو وجود دارد باید دعا کرد و هم در زمانی که اسباب عادی اثربخش نیستند، باید به دعا تکیه کرد.

______________________________
پی‌نوشت:
[1]. «عن أبي عبدالله عليه السلام أنه قال: أبى الله أن يجري الاشياء إلا بأسباب». الکافی، شیخ محمد بن یعقوب کلینی، قم، دارالحدیث، چاپ اول، 1387ش، ج1، ص448، ح475، متن کتاب.
[2]. دانشنامه احاديث پزشكی، محمد محمدی ری‌شهری، مترجم: حسین صابری، قم، دارالحدیث، 1385ش، ج1، ص52، متن کتاب.
[3]. «أنَّ موسَى عليه السلام اعتَلَّ بِعِلَّةٍ، فَدَخَلَ عَلَيهِ بَنو إسرائيلَ فَعَرَفوا عِلَّتَهُ . فَقالوا لَهُ : لَو تَداوَيتَ بِكَذا لَبَرَأتَ. فَقالَ: لا أتَداوى حَتّى يُعافِيَني هُوَ مِن غَيرِ دَواءٍ ، فَطالَت عِلَّتُهُ . فَقالوا لَهُ : إنَّ دَواءَ هذِهِ العِلَّةِ مَعروفٌ مُجَرَّبٌ، وإنّا نَتَداوى بِهِ فَنَبرَأُ. فَقالَ: لا أتَداوى، وأقامَت عِلَّتُهُ، فَأَوحَى اللّه تَعالى إلَيهِ: وعِزَّتي وجَلالي  لا أبرَأتُكَ حَتّى تَتَداوى بِما ذَكَروهُ لَكَ. فَقالَ لَهُم : داووني بِما ذَكَرتُم، فَداوَوهُ فَبَرَأَ، فَأَوجَسَ في نَفسِهِ مِن ذلِكَ. فَأَوحَى اللّه تَعالى إلَيهِ: أرَدتَ أن تُبطِلَ حِكمَتي بِتَوَكُّلِكَ عَلَيَّ؛ مَن أودَعَ العَقاقيرَ مَنافِعَ الأَشياءِ غَيري؟». دانشنامه احاديث پزشكی، ج1، ص50، متن کتاب.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.