نقد سخن ملا صالح مازندرانی در مورد تحریف قرآن

09:35 - 1398/08/12

ملا صالح مازندرانی از قول خود برگشته است.

تحریف قرآن

ملا صالح مازندرانی گرچه از عالمان مشهور شیعی است، اما وی در رفتن به سمت نظریه تحریف قرآن، محققانه عمل نکرده است و همین روش او مورد انتقاد علمای محقق قرار گرفته است چراکه وی در مستندات نظریه خویش، روایات ضعیفی را به عنوان سند گفتارش آورده است که هرگز نزد محققان، آن مستندات وزن علمی ندارند.

شبهه: قرآن امروزی، آن قرآن کامل نیست و آیات کثیری از قرآن تحریف شده‌اند، چنانکه مجتهد و فقیه شیعه ملاصالح مازندرانی به تحریف قرآن و اسقاط کثیری از آیات قرآن، اعتراف می‌کند و می‌نویسد: «حذف بعضی از قرآن و تحريف آن در مذهب ما، با تواتر به اثبات رسيده است، و اين چيزی است هر كس از اول تا به آخر در كتب حديث تامل كند، آن را می‌فهمد».

پاسخ:
اولا:
همین ملا صالح مازندرانی که در شرح اصول کافی می‌گوید قرآن تحریف شده است، در شرحی بر کتاب «زبده الاصول» شیخ بهایی قائل می‌شود که قرآن تحریف نشده است.[1] برگشتن از یک قول و نظریه در نزد علما یک امر عادی و متداول است، چراکه پس از مدتی تحقیق و تفحص، پی می‌برند که نظریه سابقشان نادرست بوده و قول صحیح بر خلاف نظریه قبلی اوست و لذا آن نظریه‌ای از یک عالم، معتبر است که آخرین نظریه و نوشته او باشد.

ثانیا: او در قائل شدن به تحریف قرآن، محققانه عمل نکرده است. او در همان صفحه، ذیل این روایت که گفته: تعداد آیات قرآنِ نازل شده بر پیامبر هفده هزار آیه است «ان القرآن الّذی جاء به جبرئيل (ع) الى النبی (ص) سبعة عشر ألف آية» بدون هیچ إن قلت و اشکالی، مهر تایید می‌زند[2] و همین روایت موجب شده که او و برخی مانند وی، به ظاهر این حدیث تمسک کرده و آن را دال بر حذف بیش از دو سوم از آیات قرآن بدانند. اما متاسفانه این افراد، به خاطر عدم تحقیق در نسخه‌ها دچار این اشتباه شده‌اند؛ چون در برخی از نسخه‌های کتاب کافی این حدیث با عبارت «سبعة آلاف» [7000] آمده است. چنانکه فیض کاشانی در «الوافی» این حدیث را به نقل از کتاب کافی با عبارت «سبعة آلاف» آورده است[3] و از نظر بزرگان، نسخه‌هایی از کتاب کافی که نزد فیض کاشانی بودند، از صحت و اتقان بیش‌تری برخوردار بوده‌اند.[4]

محقق جامع و کامل علامه میرزا ابوالحسن شعرانی در تعلیقاتش بر شرح اصول کافیِ ملا صالح مازندارانی، در ذیل همین صفحه می‌نویسد: «کلمه "عشر" در عبارت "سبعة عشر الف آیة" از روایت کافی، قطعا از جانب برخی نسخه‌برداران یا روایان زیاد شده است. و عدد 7000 آیه نیز عدد تقریبی است [نه تعیین دقیق آیات قرآن] چنانکه گاهی به خاطر برخی اغراض و اهداف، ذکر کردن عدد تقریبی به جای بیان عدد واقعی، امری متدوال در شمارش به شمار می‌آید، مثلا در مورد تعداد احادیث موجود در الکافی می‌گویند: احادیث کافی 16000 شانزده هزار روایت است و مقصودشان از بیان عدد تقریبی، بیان کثرت روایات است و بیان حدودی عدد آن است نه بیان عدد حقیقی آن. پس عدد تقریبی آیات قرآن بین 6000 تا 7000 است».[5] پس ملا صالح، بدون تحقیق در نسخ روایات کافی، این برداشت را داشته است.

ثالثا: ملا صالح در قائل شدن به نظریه تحریف قرآن به روایات ضعیفی استناد کرده است. به عنوان نمونه، وی در همان صفحه از کتاب شرح اصول کافی، در تایید روایت 17000 آیه قرآن، به نقل قولی از کتاب سلیم بن قیس هلال کوفی استناد می‌کند که عدد آیات را 18000 برشمرده است. وی با ذکر این نقل قول می‌خواهد بیان کند که آیات تقریبی قرآن، سه برابرِ مقدار کنونی بوده که تقریبا دو سومش را حذف کرده‌اند.[6]
علامه شعرانی در تعلیقاتش بر شرح اصول کافی ملا صالح مازندارانی در ذیل همین صفحه در نقد سخن وی، می‌نویسد: «...اما تعجب از آن قائلی است که آن سخن را از کتاب سلیم بن قیس نقل کرده و نیز تعجب از جماعتی که به این کتابی که اصل صحتش ثابت نشده اعتماد می‌کنند و سپس به کلمات و عباراتی از این کتاب اعتماد می‌کنند که در معرض تغییر و تصحیف (تحریف در استنساخ) بوده است با اینکه خود، اختلاف در عبارات آن را بیش از صد بار مشاهده کردند».[7]

دیدیم که علامه شعرانی از دو جهت سخن ملا صالح مازندرانی را نقد می‌کند: از سوبی به کنایه، او را غیر محقق در نسخه‌شناسی می‌شمارد که بدون تحقیق، بر روایتی که در آن تصحیف صورت گرفته است مهر تایید زده است و از سوی دیگر به شدت به اعتماد و استناد ملا صالح مازندرانی به کتاب ضعیف سلیم بن قیس انتقاد می‌کند و این عمل وی را خلاف تحقیق و عادت نفوس سلیم می‌داند.

قول به تحریف کتاب سلیم بن قیس، اولی‌تر و سزاوارتر است از قول به تحریف قرآنی که تصریحات متواتر و فراوانی از علمای فریقین در مورد عدم تحریفش ذکر شده است. اگر عدد قائلین به تحریف قرآن از فریقین را در برابر عدد قائلین به عدم تحریف قرآن قرار دهیم عدد بسیار ناچیز خواهد بود. و عجب آنکه معاندان بی‌انصاف، این عدد کثیر قائلان به عدم تحریف را نادیده گرفته و آن عدد ناچیز قائلان به تحریف را بزرگ‌نمایی می‌کنند.

بنابراین، اگر بر فرض بپذریم که ملا صالح بر نظریه تحریف قرآن تا آخر عمر باقی مانده است، روشن ساختیم که این نظریه وی غیر محققانه و نشأت گرفته از اعتماد به نقل قول‌ها و روایات ضعیف است که در این‌صورت نمی‌توان نظریه او را ملاکی قوی برای نسبت دادن نظریه تحریف قرآن به عالمان شیعه دانست.

______________________________
پی‌نوشت
[1]. ر.ک: مقاله «روایات فصل الخطاب نوری»، رضا استادی، علوم حدیث، تابستان 1379، شماره 16، ص53، متن کتاب، متن کتاب2؛/ و آشنایی با تفاسیر – عدم تحریف قرآن و چند بحث قرآنی – رضا استادی، تهران، انتشارات قدس، 1383ش، ص19، به نقل از شرح زبدة الاصول، مولف: شیخ بهایی، شارح: مولی محمد صالح مازندرانی، متن نسخه خطی.
[2]. شرح الكافی الاصول و الروضة، مولف: محمد بن یعقوب کلینی، شارح: مولی محمدصالح بن احمد مازندرانی، تعلیقه: علامه میرزا ابوالحسن شعرانی، مصحح: علی اکبر غفاری، تهران، المکتبة الاسلامية، 1342ش-1382ق، ج11، ص76، متن کتاب
[3]. صیانة القرآن عن التحریف، محمد هادی معرفت، ص 264 به نقل از الوافی، ملا محمد محسن فیض کاشانی(م1091ق)، اصفهان، کتابخانه امام امیرالمومنین علی علیه السلام، 1406ق، ج9، ص1780، ح9089، متن کتاب؛/ و ر.ک: الصافی فی تفسیر القرآن، ملا محمد محسن فیض کاشانی، تصحیح شیخ حسین الأعلمی، قم، موسسه الهادی، چاپ دوم، 1416ق-1374ش، ج 1، ص54، زیرنویس ش1، متن کتاب.
[4]. ر. ک: میرزا ابو الحسن شعرانی، مقدمه‌ی الوافی: ج1، ص 2.
[5]. شرح الكافی الاصول و الروضة، پیشین، ج11، ص76، متن کتاب.
[6]. «قوله: (ان القرآن الّذی جاء به جبرئيل (ع) الى النبی (ص) سبعة عشر ألف آية)
قيل فى كتاب سليم بن قيس الهلالى أن أمير المؤمنين (ع) بعد وفات رسول اللّه (ص) لزم بيته و أقبل على القرآن يجمعه و يؤلفه فلم يخرج من بيته حتى جمعه كله و كتب على تنزيله الناسخ و المنسوخ منه و المحكم و المتشابه و الوعد و الوعيد و كان ثمانية عشر ألف آية انتهى، و قال صاحب اكمال الاكمال شارح مسلم نقلا عن الطبرسى ان آي القرآن ستة آلاف و خمسمائة منها خمسة آلاف فى التوحيد و بقيتها فى الاحكام و القصص و المواعظ أقول كان الزائد على ذلك مما فى هذا الحديث سقط بالتحريف و إسقاط بعض القران وتحريفه ثبت من طرقنا بالتواتر كما ظهر لمن تأمل في كتب الحديث من أولها إلى أخره». شرح الكافی الاصول و الروضة، پیشین، ج11، ص76، متن کتاب.
[7]. قوله «قيل فى كتاب سليم» أقول أما كلمة سبعة عشر ألف آية فى هذا الخبر فكلمة «عشر» زيدت قطعا من بعض النساخ أو الرواة و سبعة آلاف تقريب كما هو معروف فى احصاء الامور لغرض آخر غير بيان العدد كما يقال أحاديث الكافى ستة عشر ألف و المقصود بيان الكثرة و التقريب لا تحقيق العدد فان عدد آي القرآن بين الستة و السبعة آلاف، و العجب من هذا القائل الّذي لا اعرفه و من جماعة يعمدون الى كتاب غير ثابت الصحة ثم الى كلمات منه كانت فى معرض التغيير و التصحيف و رأوا الاختلاف فيها أكثر من مائة مرة ثم يطمئن أنفسهم بالمشكوك و يعتمدون عليه و يجعلونه دليلا على ثبوت التغيير فى القرآن العظيم الّذي تداولته آلاف ألوف من النفوس و هل يتصور من عاقل ان يجعل كتاب سليم بن قيس مقدما على القرآن و أليق بالاعتماد و أولى بالقبول منه و قد حكم جل محققى الطائفة بكونه مجعولا و رأوا من اختلاف نسخه ما لا يحصى و اشتماله على ما هو خلاف المعلوم بالتواتر. و لا أدرى ما أقول فيمن يتظاهر بالخروج عن معتاد النفوس السالمة و أما دفع شبهة تواتر التحريف فقد بيناه فى حاشية الوافى تفصيلا فلا نطيل بالتكرار». شرح الكافی الاصول و الروضة، پیشین، ج11، ص76، متن کتاب.

 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.