اجرای حدود وظیفه امام است نه فقیه؟!

09:25 - 1398/07/14

روایات متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد، از سوی ائمه اطهار(علیهم‌السلام) به علمای شیعه، اجازه اجرای حدود و احکام شرعی داده شده است.

ولایت فقیه

شبهه: بر اساس احادیث شیعه، اجرای حدود و احکام شرعی، مختص به امام معصوم است و فقیه صلاحیت آن را ندارد.

پاسخ: این شبهه برخواسته از عدم آگاهی به روایات شیعه است، زیرا روایات متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد ولایت، از سوی ائمه اطهار(علیهم‌السلام) به علما تفویض شده است، و در زمان حضور آنان نیز علما می‌توانند قضاوت و اقامه حدود کنند تا چه برسد به زمان غیبت.

یکی از موضوعاتی که مورد توافق تمام علمای شیعه است بحث ولایت فقیه در دوران غیب امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) است، از سوی اندیشمندان شیعه دلایل متعددی برای این موضوع اقامه شده است.

 یکی از دلایل عقلی ولایت فقیه این است: دین اسلام احکام و دستوراتی دارد که نسخ نشده و تا روز قیامت باقی است، از سوی دیگر برخی از این احکام و دستورات تنها در صورت وجود حکومت در جامعه امکان پذیر است، اجراى احكام اجتماعى، سياسى و نظامى اسلام، مستلزم مجرى است تا هرج‏‌ومرج و بى‏‌نظمى به وجود نيايد. در زمان حضور پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) این وظیفه مهم به ایشان سپرده شده بود، ولی در دوران غیب که جامعه اسلامی از حضور امام محروم است، عقل حکم می‌کند برای تعطیل نماندن این احکام، شبیه‌ترین افراد به ایشان، که فقها هستند در دوران غیبت این وظیفه را بر عهده بگیرند.[1]

به این دلیل عقلی اشکال شده که اجرای حدود و دستورات اسلام وظیفه امام است، آنچنان که امام رضا(علیه‌السلام) در حدیثی این گونه می‌فرماید: «به راستی امامت زمام دین، نظام مسلمین، صلاح دنیا و عزت مؤمنین است. امامت ریشه پاک اسلام و شاخه با برکت آن است. کامل شدن نماز و زکات و روزه و حج و جهاد و جمع‌آوری غنائم و صدقات و اجرای حدود و احکام و نگهداری مرزها و اطراف کشور، به وسیله امام انجام می‌شود. امام است که حلال خدا را حلال و حرام او را حرام می‌کند و حدود الهی را برپا داشته و از دین خدا دفاع می‌کند و با بیان حکمت آمیز و اندرزهای نیکو و دلیل‌های رسا، به سوی پروردگار خویش دعوت می‌کند.»[2] از سوی دیگر این امور به شخص یا فرد دیگری سپرده نشده است، به همین خاطر در دوران غیبت امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) نماز جمعه که یکی از این دستورات است -بنا بر حدیثی که از امام محمد باقر(علیه‌السلام) نقل شده است که می‎فرمایند: «نماز جمعه و اجتماع بر نماز جمعه با وجود امام واجب است.»[3]- در زمان ظهور حضرت واجب است و در زمان غیبت واجب نیست، دیگر دستورات و احکام اسلامی نیز مانند نماز جمعه است.

بدون شک این شبهه یا ناشی از جهل شبهه کننده به سایر روایات شیعه است یا مغرضانه برای منحرف کردن ذهن شیعیان بیان شده است؛ چرا که با نگاهی گذرا به احادیث شیعه خواهیم دید که گرچه اجرای احکام و دستورات اسلام  از شؤون امام معصوم(علیهم‌السلام) است، ولی از سوی ایشان به علمای شیعه واگذار شده است و این موضوع تنها به دوران غیبت امام زمان(علیه‌السلام) محدود نمی‌شود، بلکه حتی در زمان حضور خود ائمه اطهار(علیهم‌السلام) که دسترسی به ایشان برای شیعیان سخت بوده، آن حضرات پیروان خویش را به علمای شیعه ارجاع داده‌اند.
به عنوان نمونه عمر بن حنظله از امام صادق(علیه‌السّلام) می‌پرسد: «دو نفر از ما (شیعیان) که در باب « دین » یا «میراث» نزاع دارند و نزد سلطان یا قاضیان جور می‌روند، آیا این عمل جایز است؟ حضرت فرمود: «هر کس در موارد حق یا باطل به آن‌ها مراجعه کند، در واقع به سوی طاغوت رفته و از طاغوت مطالبه‌ی قضاوت کرده است؛ از این رو آنچه بر اساس حکم او(که خود فاقد مشروعیت است) دریافت می‌کند، به باطل اخذ نموده است؛ هر چند در واقع حق با او باشد، زیرا آن را بر اساس حکم طاغوت گرفته است، در حالی که خداوند امر فرموده است: «يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِه[نساء/60]‏ می‌خواهند برای داوری نزد طاغوت و حکّام باطل بروند؟! با اینکه به آن‌ها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند.» آن گاه عمر بن حنظله می‌پرسد: پس چه کنند؟ حضرت فرمود: باید به کسانی از شما که حدیث و سخنان ما را روایت می‌کنند و در حلال و حرام ما به دقت می‌نگرند و احکام ما را به خوبی می‌دانند، مراجعه کنند و او را به عنوان حاکم بپذیرند. من چنین کسی را بر شما حاکم قرار دادم. پس هر گاه او به حکم ما حکم کند و از او پذیرفته نشود، حکم خدا کوچک شمرده شده و حکم ما را رد کرده و آن که ما را رد کند، خدا را رد کرده است و چنین چیزی در حد شرک به خداوند است.»[4] روایات از این قبیل بسیار زیاد است که ما تنها به یکی از آن‌ها اشاره کردیم که به ولایت علما بر شیعیان تصریح دارد.

اما در مورد احکامی مانند: نماز جمعه، که در دوران غیبت نهی شده است، باید دقت داشت که اولاً: این موضوع اختلافی است و تنها برخی از علما آن را در دوران غیبت حرام اعلام می‌دانند و غالب علمای شیعه آن را واجب عینی یا تخییری می‌دانند.[5] در ثانی قیاس نماز جمعه با حدود الهی، قیاس باطلی است، نماز جمعه اگر هم تعطیل شود، جامعه به هرج و مرج کشیده نمی‌شود، اما حدود الهی مانند حد سرقت، زنا، شراب خواری، قصاص و... تعطیل شود، جامعه به هرج و مرج کشیده شده و نابود می‌شود، لذا نه امام معصوم و نه خداوند متعال هرگز راضی به تعطیلی این حدود نیست و اگر قرار باشد هر کسی بدون حکم حاکم شرع مقدس و با صلاح دید خود به اقامه حدود بپردازد نیز بی‌نظمی ایجاد شده و باز جامعه به سوی هرج و مرج پیش می‌رود.  

___________________________________________
پی‌نوشت
[1].  ر.ک: ولايت فقيه،حكومت اسلامى، امام خمینی، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(س)، 1388 ش‏، ص 50.
[2]. الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب‏، دار الكتب الإسلامية، 1407 ق‏، ج‏1، ص 200 .
[3]. المحاسن، برقى، احمد بن محمد بن خالد، دار الكتب الإسلامية، 1371 ق‏، ج‏1، ص 85.
[4]. الكافی، ج‏1، ص 67.
[5]. ر.ک: به این قسمت.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.