آیا خدا را می‌توان شناخت؟

12:45 - 1392/04/03
رهروان ولایت ـ خداوند متعال نامحدود و بی‌نهایت است و ما ممکن هستیم و محدود، و هرگز موجود محدود نمی‌تواند موجود نامحدود را درک کند و بفهمد.
تفکر در ذات خدا

انسان موجودی کنجکاو و جستجوگر است و با هر مساله‌ی جدیدی که روبرو شود، راجع به آن سوالاتی را مطرح می‌کند. یکی از مسائلی که از دیرباز ذهن بسیاری از انسان ها را به خود مشغول کرده است، مساله وجود «خداوند متعال» است. آدمی بعد از این که از راه آثار و نشانه های موجود در عالم، به موجودی فراتر از این عالم و خالق ماده پی برد، لاجرم به سوالاتی راجع به خود او می‌رسد، سوالاتی از قبیل اینکه او خود چگونه موجودی است؟ کجا زندگی می‌کند؟ نحوه حیات او چگونه است؟ و... به این سوالات در اصطلاح «تفکر در ذات» می‌گویند؛ یعنی سوالاتی از ذات و کنه خداوند متعال و تفکر درباره ذات آن موجود متعالی.

اگر به روایاتی که از معصومین (علیهم السلام) رسیده است مراجعه کنیم، خواهیم دید که آن بزرگواران به شدت از این کار نهی کرده اند و ما را از تفکر درباره ذات پروردگار باز داشته اند و فرموده اند که جز بر حیرت و سر گردانی ما افزوده نخواهد شد. به طور مثال امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «درباره خلق خدا سخن بگویید، اما در مورد خود خدا سخن نگویید (تفکر نکنید) زیرا تکلم درباره خداوند متعال جز سرگردانی برای صاحب سخن، چیزی را در بر ندارد»(1). هم چنین امام صادق (علیه السلام) در حدیثی فرمودند: «هر کس درباره خداوند متعال فکر کند که چگونه موجودی است، هلاک می‌شود»(2).
 
اما علت این امر چیست و چرا ما نباید در ذات الهی تفکر کنیم؟ علت این امر این است که خداوند متعال نامحدود و بینهایت است و ما ممکن هستیم و محدود، و هرگز موجود محدود نمی‌تواند موجود نا محدود را درک کند و بفهمد؛ در علم فلسفه و کلام اثبات می شود که خداوند متعال «واجب الوجود» است و چون واجب الوجود است، متکی به خود است و بی نیاز از غیر، و چون بی نیاز از غیر است، پس هرگز نقص و محدودیتی در او راه ندارد، زیرا برای بر طرف کردن نقص، به غیر نیاز خواهد داشت و این امر با واجب بودنش سازگاری ندارد. ما این مساله را به طور مفصل در این پست توضیح داده ایم«اوصاف و ویژگی های خداوند متعال».

دلیل دیگر این امر این است که (البته این دلیل فلسفی است و نیاز به مقدمات فلسفی دارد) خداوند متعال واجب الوجود است، لذا ماهیت ندارد؛ زیرا ماهیت لازمه ممکن است و واجب ماهیت ندارد، و چون ماهیت ندارد، «جنس» و «فصل» ندارد نه خارجا و نه عقلا. و وقتی جنس و فصل نداشته باشد اصلا قابل تعریف کردن و شناخت نیست، و انسان هم برای شناخت موجودات عالم به جنس و فصل نیاز دارد؛ در نتیجه: چون خداوند متعال ماهیت ندارد، جنس و فصل ندارد، و چون جنس و فصل ندارد قابل تعریف نیست، و چون قابل تعریف نیست، قابل شتاخت هم نیست. پس برای بشر و لو انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) قابل شناخت و فهم نیست.(3)

البته این سخن به معنای این نیست که هر سوالی راجع به خداوند متعال باطل است، بلکه به این معناست که سوال از ذات باطل است و ما می توانیم از صفات و ویژگی های خداوند متعال سوال کنیم و از این طریق به شناختی اجمالی راجع به خداوند متعال دست پیدا کنیم. لذا راه برای شناخت صفات و آثار او باز است.

پی نوشت :
(1). شیخ کلینی، اصول کافی، ترجمه آیت الله کوه کمره ای، ج1، ص268.
(2). همان، ج1، ص273.
(3). آیت الله سبحانی، الإلهيات على هدى الكتاب و السنة و العقل، ج‏2، ص: 145.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.