امر به معروف ضرورت زندگی اجتماعی

07:28 - 1398/06/21

- امر به معروف و نهي از منکر در فرهنگ متعالي اسلام از جايگاه و اهميتي والا برخوردار است، زيرا اين فريضه، وسيله اي راه گشا و نويد بخش است که هم به بقا و تعالي مکتب مي انجامد و هم عطري دل انگيز که حاکي از سعادت و سلامت فرد و جامعه است،

رهبری

در شريعت اسلام فرايضي وجود دارند که مشروط و مبتني بر اموري چند است که در صورت عدم تحقق آن امور يا فرايض به مرز وجوب نمي سرند و اگر به مرز وجوب برسند قابل اجرا نمي باشند. در اين ميان فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر، در مقايسه با موضوع داشتن قدرت، اهميت ويژه اي دارد، زيرا در صورت عدم برخورداري از قدرت لازم، اين فريضه، هم در مقام اثبات با مشکلاتي مواجه مي گردد و هم در مقام ثبوت قابل اجرا نمي باشد و اگر اجرا شود از کارآمدي کم تري برخوردار خواهد شد.
موضوع برخورداري از قدرت لازم در اجراي فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر، با اهميتي که دارد، مغفول مانده است؛ نه صاحب نظران در مباحث نظري آن چنان که شايسته است، به اين موضوع توجه دارند و نه متوليان اجراي اين فريضه، به اين موضوع توجه کافي معطوف کرده و از آن سود جسته اند.
نگارنده در اين جستار با نگاهي دوباره، اين فريضه را مفهوم شناسي کرده و ضرورت و اهميت آن را مورد تأکيد قرار مي دهد و با الهام از آموزه هاي اسلامي، بايستگي برخورداري از قدرت لازم در اجراي اين فريضه را به اثبات مي رساند.
پيامبر رحمت و بيداري (ص)، آمران به معروف و ناهيان از منکر را خليفه ي خود و خدا در اجتماع معرفي کرده است که فرمود: من امر بالمعروف و نهي عن المنکر فهو خليفه الله و خليفه رسول الله.
واژگان کليدي: قرآن، حديث، کسب قدرت، امر به معروف و نهي از منکر.

مقدمه
امر به معروف و نهي از منکر در فرهنگ متعالي اسلام از جايگاه و اهميتي والا برخوردار است، زيرا اين فريضه، وسيله اي راه گشا و نويد بخش است که هم به بقا و تعالي مکتب مي انجامد و هم عطري دل انگيز که حاکي از سعادت و سلامت فرد و جامعه است، در فضاي زندگي بشر مي پراکند. بي گمان، اگر اين فريضه اجرا و احيا شود، هم بهشت را به زمين مي آورد و هم زمينان را به بهشت مي برد. درست به همين دليل است که اين فريضه، در آموزه هاي اسلامي درصدر ديگر فرايض واقع شده و در قرآن، ملاک برتري امت اسلامي بر ديگر ملت ها معرفي شده است. اما بايد دانست که هرچند امر به معروف و نهي از منکر فريضه اي بزرگ است و همگان وظيفه دارند يکديگر را به معروف ها واداشته و از منکرها بازدارند، ولي بي ترديد، جديت و فعاليت يافتن اين فريضه، مبتني بر اصلي اساسي به نام قدرت است.
اين جستار، که نگاهي به ضرورت کسب قدرت در اجراي فريضه اي امر به معروف و نهي از منکر دارد، مي کوشد تا پس از اشاره به مفهوم شناسي و ضرورت اين فريضه در جامعه، به تبيين ضرورت قدرت و کارآمدي آن در اين فريضه بپردازد.

مفهوم شناسي
در عنوان اين فريضه واژگاني مانند «امر»، «نهي»، «معروف» و «منکر» وجود دارند که هرکدام نيازمند توضيحي کوتاه است.

الف- امر
امر دو گونه است، مصدر و اسم مصدر (راغب اصفهاني، بي تا، 24) امر مصدري امري قولي و به معناي دستور، فرمان و طلب ايجاد شيء است و جمع آن «اوامر» است. امر اسم مصدري امري فعلي و به معناي کار، حادثه و شأن است و جمع آن «امور» است. آنچه در عنوان اين فريضه آمده است، امري مصدري و به معناي دستور است.

ب- نهي

نهي به معناي منع و زجر قولي است و يا به معناي منع و زجر عملي است. نهي در صورت اول، امر عدمي و به معناي بازداشتن ديگران از ارتکاب به رفتار ناپسند مي باشد، و در صورت دوم، امري وجود دارد به معناي جلوگيري نفس از انجام فعل (کف النفس) است. آنچه در عنوان اين فريضه آمده است نهي به معناي اول است.

ج- معروف

معروف در لغت به معناي هر عملي است که شايستگي آن در دين يا خرد آدمي محرز گشته و به نيکي شناخته شده است (راغب اصفهاني، ص331)، و در آيات قرآن مانند: «فأمسکوهنّ بمعروف» (بقره، 231)، «عاشروهنّ بالمعروف» (نساء، 19)و «قولوا لهم قولاً معروفا» (نساء، 21) به معناي رفتار و گفتاري است که بالطبع و فطرت آدمي همسو گشته و نزد عقل سليم و شرع مقدس به نيکي شناخته شده باشد (طباطبايي، بي تا، 232/2).

د- منکر
منکر ضد معروف بوده و به معناي عملي است که نزد شرع و عقل به نيکي شناخته نشده است (راغب اصفهاني، ص55). منکر در قرآن مانند آيات «فانّه يأمر بالفحشاء و المنکر» (نور، 21) و «انّهم ليقولون منکراً من القول» (مجادله، 2)، به معناي هر عملي است که به نيکي شناخته نشده باشد که از آن، به حرام يا مکروه تعبير مي شود.

جايگاه و اهميت

فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر از جمله فروعاتي است که هم ضرورت عقلاني دارد و هم از اهميت و جايگاه ويژه و حياني برخوردار است.

الف- ضرورت عقلاني

از آن رو که انسان موجودي اجتماعي است، سرنوشت هر فرد با سرنوشت ديگران گره خورده است، به گونه اي که هر فردي در جامعه، هم از رفتار ديگران متأثر مي شود و هم بر ديگران تأثير مي گذارد؛ از اين رو افزون بر اصلاح نفس، بايد در اصلاح ديگران نيز بکوشد، چرا که بي توجهي به رفتار ديگران، نوعي بي اعتنايي به سرنوشت خويش است؛ اگر فساد و آلودگي فراگير شود و جامعه را به ورطه ي تباهي سوق دهد، او نيز از اين خطر مصون نمانده و آتش فساد، دامن او را خواهد گرفت.
پيامبر اکرم (ص) در اشاره به ضرورت عقلاني اين فريضه، جامعه را به منزله ي يک کشتي مي داند که سرنشينان آن از سرنوشتي واحد برخوردارند، اگر فردي کشتي را سوراخ کند و آب در آن نفوذ کرده و غرق شود، نه تنها فرد خطاکار که تمامي سرنشينان آن غرق خواهند شد (رازي، بي تا، 482/4).

پيامبر اکرم (ص) با ذکر اين مثل، عقلي بودن امر به معروف و نهي از منکر را اثبات کرده است و دنبال آن، نظارت را تکليف همگان مي داند که از پيوند سرنوشت افراد در جامعه نشأت گرفته است.
مطلب ديگري که عقلاني بودن اين فريضه را تأييد مي کند اين است که امر به معروف و نهي از منکر، راه و رسم پيامبران (ع) است (حرعاملي، بي تا، 355/11).
همان طور که بعثت پيامبران ضرورتي عقلي است، ادامه ي راه آنان در قالب امر به معروف و نهي از منکر نيز ضرورتي عقلي است.
توضيح آن که پيامبران (ص)، با تبيين احکام الهي، تابلوهاي نجات بخش در مسير راه بشر نصب کرده اند تا با استفاده از آنها راه خود را بپيمايد و به منزل مقصود نايل آيد، اما طبيعي است که با گذشت زمان و فاصله گرفتن از عصر رسالت و نيز با تبليغ مرام بي ديني، ممکن است گردي بر آن تابلوها نشسته و آنها را کم رنگ سازد.

اين جاست که يا بايد دست روي دست گذاشت و يا بايد به زدودن گرد و غبار از چهره ي آنها پرداخت تا بشر بتواند با استفاده از پيام آنها مسير خود را بپيمايد و به اين سو و آن سو منحرف نگردد.
به همان دلايل عقلي که پيامبران (ص) به رسالت مبعوث گشته و به نصب تابلوها در مسير بشر مأموريت يافتند، زدودن گرد و غبار از آن تابلوها امري لازم و بايسته است. روشن است که امر به معروف و نهي از منکر مهم ترين و بارزترين وسيله در اين باره است که مي توان با اجرا و احياي آن، اين تابلوها را شفاف و گويا نگه داشت (جعفري، 1377، 237/1)

علامه طباطبايي قدس سره در اين باره که امر به معروف و نهي از منکر راه پيامبران (ع) بوده و بايد اين راه زنده نگه داشت مي گويد:
از تجربيات قطعي بشر اين است که با گذشت زمان، اندوخته هاي فکري انسان، رو به فراموشي مي رود مگر آن که پيوسته نسبت به آنها يادآوري شود و در عمل تکرار گردد. از همين جاست که پيوند «علم و عمل» روشن مي گردد. علم، آدمي را به عمل راهنمايي مي کند و عمل به آگاهي و بينش انسان مي افزايد.

در جامعه ي اسلامي همه بايد براي پاسداري از فرهنگ و معرفت خويش بکوشند. نگهباني از حريم مکتب و فرهنگ به آن است که خلاف کاران را از سقوط به ورطه ي هلاکت باز دارند و با امر به معروف و نهي از منکر، زمينه ساز رفتار شايسته و تحقق فرهنگ متعالي اسلام بشوند (طباطبايي، 373/11).

اين مطلب را که مي توان فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر را به مباني عقلي مستند ساخت، در فقه نيز مورد بحث و توجه واقع شده است و بزرگاني مانند شيخ طوسي (قدس سره) (شيخ طوسي، 1400 ه، 147)، علامه حلي، (علامه حلي، 1413 ه، 457/4-456) شهيد اول (قدس سره) (عاملي، بي تا، 47/2)؛ شهيد ثاني (زين الدين بن علي، 1423، ه، 453/1)، کاشف الغطاء )کاشف الغطاء 1380، 426/4)، حمصي رازي قدس سره (حمصي رازي، 1412 ه، 213/2) قطب الدين رواندي قدس سره (راوندي، 1397 ه، 357/1) و امام خميني (ره) (امام خميني، بي تا 204/1) بر اين عقيده اند که با کاوش هاي عقلي نيز مي توان ضرورت اين فريضه را به اثبات رساند.

گزيده ي سخن آن که، آن سان که براساس قاعده ي لطف، بعثت پيامبران (ص) امري بايسته است، امر به معروف و نهي از منکر نيز بر همين اساس لازم و واجب است، زيرا با اين فريضه است که افراد به آيين حق پرستي دعوت مي شوند و با اجراي آن، ديگر فرايض امکان تحقق مي يابند و در پرتو آن، راه ها امن گشته و از ستم پيش گيري مي شود (کليني، بي تا، 55/5).

ب- اهميت و ضرورت وحياني

از مهم ترين و ضرورت ترين واجب در ميان فروعات اسلامي، فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر است. آيات روشن گر قرآن از يک سو و روايات معتبر و متواتر از ديگر سو، هر نوع ترديدي را در اين باره برطرف مي کند.

1) قرآن

آيات قرآن که به طور مستقيم و غير مستقيم بر مطلوبيت و يا ضرورت امر به معروف و نهي از منکر دلالت دارند بسيارند، اما از آن رو که ذکر تمامي اين آيات و تحليل آنها در اين مجال امکان پذير نيست، اين آيات را به دو گروه تقسيم کرده و از هر کدام نمونه هايي را ياد مي کنيم.
گروه نخست آياتي است که با صراحت دستور داده است تا مومنان امر به معروف و نهي از منکر را از زمره ي فرائض دانسته و به عنوان يک وظيفه ي ديني، يکديگر را به معروف ها واداشته و از منکرها باز دارند.

1) و لتکن منکم امه يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون (آل عمران، 104)؛ بايد که از شما، امتي شکل گيرد به نيکي دعوت کنند، به کار شايسته وادارند و از زشتي باز دارند.
اين آيه از دو جهت بر ضرورت فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر دلالت مي کند؛ نخست آن که واژه ي «ولتکن» امر است و در برگردان فارسي به «بايد» ترجمه مي شود. دوم، از آن رو که اين آيه، فلاح و رستگاري امت اسلامي را وامدار فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر دانسته است، امر به معروف و نهي از منکر امري لازم و بايسته است، چرا که اجراي اين فريضه است که رستگاري امت اسلامي را امکان پذير مي کند.

2) کنتم خير امه اخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله (آل عمران، 110)؛ شما بهترين امتي هستيد که براي مردم پديد آمده ايد، به کار پسنديده فرمان مي دهيد و از کار ناپسند باز مي داريد و به خدا ايمان داريد.
اين آيه نيز از دو جهت بر ضرورت اجراي امر به معروف و نهي از منکر در جامعه ي اسلامي دلالت دارد. نخست از آن جهت که اين آيه، ابتدا امت اسلامي را امتي برتر معرفي کرده است و سپس اين برتري را امر به معروف و نهي از منکر دانسته است. بديهي است اين برتري تا زماني حفظ مي شود که سبب اين برتري حفظ شود. جهت دوم آن است که در اين آيه، امر به معروف و نهي از منکر در کنار ايمان به خدا و مقدم بر آن ذکر شده است و اين، نشان از اهميت امر به معروف و نهي از منکر در جامعه ي اسلامي دارد.

3) الذّين ان مکناهم في الارض اقاموالصلاه و آتوالزکاه و امر بالمعروف و نهوا عن المنکر (حج، 41)، آنان، کساني اند که هرگاه به آنان توانايي دهيم نماز برپا مي دارند، زکات مي دهند، به معروف امر مي کنند و از منکر نهي.

4) و المؤمنون و المومنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و يقيمون الصلاه و يؤتون الزکاه و يطيعون الله و رسوله (توبه، 71)؛ مردان و زنان مسلمان بر يکديگر ولايت دارند که يکديگر را به کار شايسته وا مي دارند و از کار ناپسند باز مي دارند، نماز بر پا مي دارند و زکات مي دهند و خدا و رسولش را پيروي مي کنند. [1]
همان طور که روشن است در اين دو آيه، امر به معروف و نهي از منکر مانند نماز و پرداخت زکات از ويژگي هاي اهل ايمان ذکر شده است. يعني امر به معروف و نهي از منکر نيز مانند نماز و زکات امري واجب است.

گروه دوم، آياتي است که نشان از سرزنش، نفرين، مجازات و هلاک افرادي دارد که در خصوص امر به معروف و نهي از منکر کوتاهي کرده و آن گونه که بايد به وظيفه ي خود عمل نمي کنند.

1) لعن الذين کفروا من بني اسرائيل علي لسان داود و عيسي ابن مريم ذلک بما عصوا و کانوا يعتدون کانوا لا يتناهون عن منکر فعلوه لبئس ما کانوا يفعلون (مائده، 78)؛ از ميان فرزندان اسرائيل، آنان که کفر ورزيدند، در زبان داود و عيسي پسر مريم مورد لعنت قرار گرفتند، اين بدان خاطر بود که عصيان ورزيده و (از فرمان خدا) تجاوز مي کردند و از کار زشتي که آن را مرتکب مي شدند، يکديگر را باز نمي داشتند، راستي چه بد بود آن چه که مي کردند.

2) و سئلهم عن القريه الّتي کانت حاضر البحر اذ يعدون في السّبت اذ تأتيهم حيتانهم يوم سبتهم شرعاً و يوم لا يسبتون لا تأتيهم کذلک نبلوهم بما کانوا يفسقون (اعراف، 165-163)؛ از آنها (يهود) درباره ي شهري که در ساحل دريا بود بپرس، آن هنگام که به [حکم] روز شنبه تجاوز مي کردند، همان هنگام که ماهيانشان در روز شنبه روي آب مي آمدند... پس هنگامي که آن چه را بدان تذکر داده شده بودند از ياد بردند، کساني را که از کار بدباز مي داشتند نجات داديم و کساني را که ستم کردند به سزاي آن که نافرماني مي کردند به عذابي شديد گرفتار ساختيم.

3) لولا يناهم الرّبانيّون و الاحبار عن قولهم الاثم و اکلهم السّحت لبئس ما کانوا يصنعون (مائده، 63)؛ چرا دانشمندان مسيحي و علماي يهود، آنها را از گفتار گناه آلود و حرام خوردگي باز نمي دارند؟! راستي چه بد است آن چه را که انجام مي دادند.
آن چه که در يک نگاه کلي از اين آيات مي توان استفاده کرد اين است که اهميت امر به معروف و نهي از منکر تا آن جاست که در افراد در صورت هرگونه کوتاهي در انجام اين وظيفه، نه تنها سرزنش مي شوند (نک: مائده، 63) و مورد لعن قرار مي گيرند (نک: مائده، 78)، که به سخت ترين مجازات ها نيز مجازات خواهند شد (نک: مائده، 165-163)

لازم به يادآوري است، هرچند آيات ياد شده درباره ي کوتاهي پيشينيان و مجازات آنهاست، ولي بديهي است که اين حکم، اختصاص به آنان ندارد و ديگران را نيز در بر مي گيرد، زيرا حکم خدا درباره ي همگان يکسان بوده و استثنا نمي پذيرد. سخن امام (ع) سخني گويا در اين باره است که فرمود:
پيشينيان از آن جهت هلاک گشتند که مرتکب گناه شدند و ديگران آنان را از گناه باز نمي داشتند. در اين هنگام بلاها و کيفرهاي الهي بر آنان فرود آمد، پس شما اي مردم، به معروف ها امر کنيد و از منکرها بازداريد تا به سرنوشت پيشنيان گرفتار نشويد (کليني، بي تا، 17/5).

2) روایات "با یک نگاه کلی به گفتار و رفتار پیشوایان معصوم (ع)، روشن می گردد که آنان در دو بعد علمی و عملی، بر اجرای فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر تأکید بسیار داشتند.

الف- بعد عملی

پیشوایان ما با تبیین جایگاه و اهمیت امر به معروف و نهی از منکر و نیز بیان ضوابط و شرایط آن، از خود گنجینه ای ارزشمند به جای گذاشته و با طرح همه جانبه ی این فریضه، هم راه اجتهاد و استنباط را بر اهل نظر گشودند و هم راه تحریف و سوء برداشت ها را بر تحریف گران و کژاندیشان بستند اگر این مجموعه ی گران سنگ که در طول دوران رسالت و امامت شکل گرفت نبود، از کجا معلوم که برخی خوارج گونه، برخورد تحجرآمیز با فریضه امر به معروف و نهی از منکر داشتند و از کجا معلوم که برخی راحت طلبان، با بی میلی و بی مهری با این فریضه برخورد نمی کردند و با این فریضه از سوی طرفداران آزادی بی حد و حصر مورد هجمه واقع نمی شد.
در اهمیت بخشیدن به بعد علمی این فریضه همین بس که حر عاملی (ع)، تنها در کتاب گران سنگ وسائل الشیعه، حدود هشتاد باب گشوده و در آن بیش از هفتصد روایت آورده است. این در حالی است که، بیش از این مقدار در کتاب های روایی، فقهی، تفسیری، اجتماعی و اخلاقی آمده است.
این روایات، که متواتر، معتبر و مشتمل بر تأکیدات بسیار است، در دو گروه قابل قسمت است. نخست گروهی که بر اصل وجوب، اهمیت و ضرورت این فریضه دلالت دارد و گروه دوم، روایاتی است که مشتمل بر هشدار در کوتاهی از انجام این فریضه است.

برخی از روایات گروه نخست عبارتند از:

۱) و ما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله عندالامر بالمعروف و النهی عن المنکر الاکنفثه فی بحر لجی (فیض الاسلام، ح۳۶۶، ص ۱۲۶۴)؛ تمام کارهای نیکو و جهاد در راه خدا نزد امر به معروف و نهی از منکر چونان آب دهان است بر دریای پهناور.
با آن که جهاد در راه خدا ستون دین (نک: آمدی، بی تا، ۳۵۴/۱)، مایه ی عزت اسلام (همان، ۳۷/۴) و شریف ترین کارها پس از اسلام است (کلینی، بی تا، ۳۷/۵) و نیز با آن که جهاد دری از درهای بهشت است (همان، ۳۷/۵)، امر به معروف و نهی از منکر برتر از جهاد معرفی شده است. این برتری از آن روست که جهاد حرکتی برون مرزی است و این حرکت در صورتی پیروز است که از عقبه ای مستحکم برخوردار باشد و از پشت جبهه تدارک شود و نیازهای آن تأمین گردد. طبیعی است که اگر با کوتاهی در این فریضه، در پشت جبهه اختلالی پیش آید، جهاد نیز مختل می گردد و آن گونه که باید صورت نمی گیرد.

۲) ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضه عظیمه بها تقام الفرائض (کلینی، بی تا، ۵۶/۶، طوسی، ۱۸۱/۶؛ حرعاملی ، بی تا، ۳۹۷/۱۱)؛ امر به معروف و نهی از منکر است که می تواند امنیت و آرامش جامعه را تأمین کند؛ همان طور که امام باقر (ع) در ادامه ی این حدیث فرمود: با این فریضه، راه ها امن می گردد، تجارت و داد و ستد مردم حلال گشته ظلم و ستم از جامعه برچیده می شود و از دشمنان انتقام گرفته می شود.

۳) ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر لخلقان من خلق الله (فیض الاسلام، خ۱۵۵، ص۴۹۰)؛ امر به معروف و نهی از منکر دو صفت از صفات خدا هستند.

۴) من امر بالمعروف و نهی عن المنکر فهو خلیفه الله فی ارضه و خلیفه رسول الله و خلیفه کتابه (طبرسی، ۱۴۰۶ ه، ۱-۸۰۷/۲)؛ هرکس به معروف ها امر کند و از منکرها باز دارد، او خلیفه ی خدا در زمین و خلیفه رسول خدا و کتاب اوست.
اهمیت امر به معروف و نهی از منکر به حدی است که در سخن امام علی (ع)، این فریضه ای صفات و اخلاق خدا به شمار آمده است. درست به همین دلیل است که هرکس به این دوصفت انصاف یافته و با پیروی از خداوند، به معروف ها امر کند و از منکرها نهی نماید به عنوان خلیفه ی خدا تلقی می گردد که مفاد حدیث دوم است.

گروه دوم از روایات نیز مشتمل بر احادیث معتبر و برخوردار از تواتر معنوی است که در خصوص کوتاهی در انجام فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر هشدارهایی کوبنده داده است.

۱) ویل لقوم لا یدینون الله بالامر بالمعروف و النهی عن المنکر (طوسی، ۱۴۰۰ ه، ۱۷۶، کلینی، بی تا، ۵۶/۵ ؛ حرعاملی، بی تا، ۳۹۷/۱۱)؛ وای به حال مردمی که با امر به معروف و نهی از منکر دین خدا را برنمی گزینند.
همان طور که روشن است این سخن، حاکی از آن است که امر به معروف و نهی از منکر، از جمله راه های دین داری است و هرکس در انجام این فریضه کوتاهی کند، این کوتاهی نشان از ضعف و یا فقدان ایمان (ایمان کامل) او است؛ چنان که پیامبر اکرم (ص) فرمود:
خداوند دشمن دارد مومن ضعیفی را که دین ندارد. پرسیده شد: او کدام مومن ضعیفی است که دین ندارد؟! فرمود: او که از بدی ها نهی نمی کند (حرعاملی، بی تا، ۳۹۷)

۲) اذا امتی تواکلت الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فلیأذنوا بوقایع من الله (همان، ۳۹۴)؛ هرگاه امت من، امر به معروف و نهی از منکر را به یکدیگر وانهند (و از پذیرش این مسؤولیت، شانه خالی کنند) حتماً با عذابی از سوی خدا روبرو خواهند شد.

۳) فان الله سبحانه لم یلعن القرن الذی الماضی بین ایدیکم الا لترکهم بالمعروف و النهی عن المنکر فلعن الله السفهاء لرکوب العاصی و الحکماء لترک المتناهی (فیض الاسلام، بی تا، خ ۲۳۴، ص۸۰۸۷)؛ خداوند متعال پیشینیان را از رحمت خود دور نساخت مگر به این دلیل که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند. خداوند سفیهان را به خاطر گناه و دیگران را به سبب ترک نهی از منکر از رحمتش دور ساخت.

۴) لا تزال امتی بخیر ما امروا بالمعروف و نهو عن المنکر و تعاونوا علی البر فاذا لم یفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات (حرعاملی، بی تا، ۳۹۸/۱۱)؛ امت من همواره در خیر و نیکی است تا آن گاه که یکدیگر را به معروف ها امر و از منکرها باز دارند و یکدیگر را در انجام نیکی ها یاری نمایند و اگر چنین نکردند برکت از آنان گرفته می شود.
از احادیث یاد شده، و دیگر احادیث مشابه، می توان نتیجه گرفت که کوتاهی در انجام این فریضه کیفرهای سخت و محرومیت از برکات الهی را در پی دارد و نیز موجب می شود قبح گناه ریخته و سنت ها شکسته شود، جامعه ی خودی تضعیف و دشمن تقویت گردد و برای هجمه ی بیگانگان و سلطه ی اشرار زمینه فراهم گردد.

ب- بعد عملی

پیشوایان معصوم (ع) افزون بر تحلیل علمی و تبیین جایگاه فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر، در رفتار و سیره ی عملی خود نیز اهتمام زیادی به این فریضه داشتند. آنچه در زیارت نامه ی امامان (ع) به ویژه در زیارت جامعه آمده است، گویای این مطلب که همگی شهادت می دهیم: آنان نماز برپا می داشتند، به معروف ها امر از منکرها باز می داشتند.

در این جا به چند مورد که نشان از اهتمام امامان (ع) به بعد عملی این فریضه است، اشاره می شود.

۱) موقعیت مبارزه ی مستقیم به شکل نبرد مسلحانه، در میان امامان (ع) تنها برای امام علی (ع) و امام حسین (ع) پیش آمد و جالب این است که در هر دو مورد، امر به معروف و نهی از منکر، اصلی ترین عامل مبارزه در این نبرد بود.
در جنگ صفین، کسی به امام علی (ع) پیشنهاد صلح با معاویه داد، آن حضرت علی (ع) در دلیل بر رد این پیشنهاد مبارزه با معاویه را اقامه ی امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرد و فرمود:
ان الله تعالی لم یرض من اولیائه ان یعص فی الارض و هم سکوت مذعنون لایأمرون بالمعروف و لا ینهون عن المنکر وجدت القتال أهون علی من معالجه الاغلال فی جهنم (علامه امینی، بی تا، ۴۷/۱۰، ابن ابی الحدید، بی تا، ۲۰۸/۲)؛ خداوند از اولیای خود، رضایت ندارد که در زمین معصیت شود و آنان بدانند و سکوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر نکنند. (به همین جهت است که) من جنگ را برخودم آسان تر از تحمل غلهای جهنم یافتم.
امام حسین (ع) در وصیت نامه ی خود به برادرش محمد حنیفه، در اشاره به فلسفه ی قیام خود، روی امر به معروف و نهی از منکر تأکید کرده، می فرماید.
انی لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظلماً و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی اریدان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر (بحرانی، ۱۴۰۷، ۱۷۹؛ مجلسی ۱۴۰۳، ه۴۱۷/۱۲)؛ من از روی خودخواهی یا برای خوشگذرانی و یا برای فساد و ستم گری قیام نکردم، بلکه برای مصلحت خواهی در امت جدم قیام کردم، می خواهم که با معروف ها امر و از منکر نهی کنم.

۲) روشن است آن چه به تبعید ابوذر انجامید «امر به معروف و نهی از منکر» بود (نک: مجلسی، ۱۴۰۳، ه، ۴۱۷/۱۲)؛ با آن که او مورد خشم دستگاه خلافت واقع شد و به رغم آن که اعلام کرده بودند، کسی حق بدرقه و مشایعت او را ندارد، امام علی (ع) با فرزندان خود به مشایعت او شتافت و در تمجید از او و رفتار خدا پسندانه ی او فرمود:
ای اباذر! تو به خاطر خدا خشم کردی. پس به او که به خاطرش خشم کردی امیدوار باش. این مردم به خاطر دنیاشان از تو در هراس اند، ولی تو به خاطر خود از آنان ترس داری. پس آنچه که آنها به خاطر آن از تو می ترسند به خودشان واگذار و از آنچه که خود از آن بیم داری فرار کن. چه قدر آنها به آنچه که از آن منع شان می کردی محتاج اند و تو چه قدر به آن چه تو را از آن منع می کردند بی نیازی (فیض الاسلام، خ ۱۳۰، ص ۴۰۳).

۳) امامان معصوم (ع) نه تنها خود به معروف ها امر می کردند و از منکرها باز می داشتند بلکه حرکت هایی که به منظور انجام این فریضه صورت می گرفت را نیز تأیید می کردند. قیام زیدبن علی (ع) از جمله این قیام ها بود که مورد تأیید امام باقر (نک: شیخ صدوق، بی تا، ۴۱۵ و مجلسی، ۱۴۰۳ ه، ۴۰۳/۴۶) و امام صادق (نک: مامقانی، بی تا، ۴۶۹/۱ و خوئی، بی تا، ۳۵۸/۷) قرار داشت.
یکی دیگر از این حرکت ها، حرکت یکی از نوادگان امام مجتبی (ع)، معروف به شهید فخ است که مورد تأیید امام کاظم (ع) بود. آن حضرت علیه السلام درباره ی آن شهید فرمود:
انا لله و اناالیه راجعون مضی و لله مسلماً صالحاً صواماً قواماً آمراً بالعروف و ناهیاً عن المنکر (ابولفرج اصفهانی، بی تا، ۳۰۲؛ مجلسی، ۱۴۰۳ ه، ۱۶۵/۴۸)؛ ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم، به خدا سوگند او در حالی از دنیا رفت که مسلمان، صالح، روزه دار، نماز شب خوان، آمر به معروف و ناهی از منکر بود.

امر به معروف و ضرورت کسب قدرت

قدرت از مولفه های بسیار مهم و اساسی است که به گونه های مختلف در عرصه ی زندگی فردی و اجتماعی بشر حضوری جدی دارد. نیروی فیزیکی و جسمانی، استعدادهای هنری، توان علمی و اقتصادی، قدرت نظامی، سیاسی و اجتماعی نمونه های عینی از قدرت بشر است که در شکل های مختلف رخ می نماید.

این مفهوم در علوم انسانی از زوایای مختلفی مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است و در علوم اجتماعی و از جمله علم سیاست و مدیریت در نظام کلان جامعه، نقش محوری دارد. اسلام برخلاف منفی گرایان نسبت به قدرت، که فساد و تباهی را ذاتی قدرت دانسته و ظلم و ستم گری را از قدرت جداناپذیر می دانند (قادری، ۱۳۷۹، ۵، کواکبی، ۱۳۶۴، ۱۵۰، صعب، ۱۹۸۵ م، ۱۷۳/۸)؛ لئویلد،۴۲/۱) قدرت را در زندگی فردی و اجتماعی امری مثبت و ضروری می داند؛ زیرا کسب قدرت برای دفاع از حریم توحید، چیره شدن بر دشمنان، برقراری امنیت و حل مشکلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، امری لازم است.
آیات قرآن (نک: انفال ۱۶۰، اسراء ۸۰، ص ۳۵) احادیث (نک: فیض الاسلام، خ۴۰، ص ۱۲۵) و سیره ی پیشوایان معصوم (ع) (نک: قمی، بی تا ۳۲۱/۲؛ محمدی ری شهری، بی تا، ۱۸۰/۴ و طبری، بی تا، ۱۵۶/۲)، تأیید و تأکیدی بر این مطلب است.
قدرت هر چند موضوعی گسترده است که در عرصه ی زندگی فردی و اجتماعی مورد توجه بوده و از زوایای گوناگون قابل بحث و گفتگو است، اما آن چه در این مجال مورد توجه است، ضرورت فراهم آوردن قدرت و به کارگیری آن در اجرای فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر است، زیرا بدون برخورداری از پشتوانه ی قدرت، اجرای این فریضه ناممکن است و یا عملی است بی حاصل.

به رغم وجود غنای منابع اسلامی در ضرورت استفاده از قدرت در اجرای این فریضه، باید اذعان داشت که نه عوامل فکری – فرهنگی چندان که باید به این اصل توجه دارند و نه عوامل اجرایی از این اصل، چنان که شایسته است سود جسته اند. اما خوشبختانه منابع اسلامی سرشار از سفارش به اصل قدرت در اجرای این فریضه است که در این مجال به بخشی از آن اشاره خواهد شد.

الف- لغت

از جمله راه هایی که ما را به ضرورت برخورداری از قدرت لازم در اجرای امر به معروف و نهی از منکر راهنمایی می کند، توجه به معنا و مفهوم واژه های «امر» و «نهی» است. اگر نیک بیندیشیم، به این واقعیت پی خواهیم برد که قدرت در متن این فریضه نهفته است. همانطور که یاد شد، «امر» در لغت به معنای حکم، فرمان و دستور است، که توأم با نوعی الزام بر انجام کار است (نک: راغب اصفهانی، ص۲۴، قیومی، ۱۹۸۷، م، ۲۱) چنان که واژه ی «نهی» نیز به معنای فرمان، دستور و نوعی الزام به ترک عمل است (راغب اصفهانی، ص ۵۰۷)
بدیهی است واژه های «امر» و «نهی» زمانی بر مفاهیم یاد شده دلالت می کنند که توأم با قدرت بوده و امر و نهی کننده از اقتدار لازم برخوردار باشد. واژه های «امیر»، «امراء» و «امیرالمرئه» شاهدی روشن بر این ادعاست، زیرا اقتدار و برتری آنها زمانی صادق است که از قدرت و برتری لازم برخوردار باشند.
از این جاست که آنچه اصولیان در علم اصول آورده اند روشن می گردد که می گویند: علو و برتری در معنای امر نهفته است (خراسانی، ۱۴۱۳ ه، ۳۰۸/۱-۳۰۵)

ب- قرآن

آن گاه که در آیات مرتبط به امر به معروف و نهی از منکر دقت می کنیم خواهیم یافت که قرآن به روشنی بر ضرورت قدرت و به کارگیری آن در اجرای این فریضه دلالت می کند.

۱) و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر (آل عمران، ۱۰۴)؛ باید از میان شما امتی باشد که به نیکی ها دعوت کند، به معروف ها امر کرده و از زشتی ها باز دارند.
هرچند در این که «من» در این آیه بیانیه است با تبعیضیه اختلاف است، ولی مهم مفاد آیه است که در هر دو صورت بر ضرورت ستادی عمل کردن در فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر دلالت دارد. اگر «من» برای تبعیض باشد، مفاد آیه این خواهد بود که باید از برخی شماها، گرهی پدید آید و این گروه به خوبی ها دعوت کند، و اگر آن طور که شیخ طوسی (نک: شیخ طوسی، بی تا، ۵۴۸/۲) و زجاج (الزجاج، بی تا، ۴۵۲/۱) می گویند «من» نه برای تبعیض که برای تبیین مخاطب است، مفاد آیه یاد شده چنین خواهد بود که: باید از تمامی شماها امتی شکل گیرد و این امت به خوبی ها دعوت کند و به معروف ها امر کند.

در فرض دوم، آیه ی یاد شده نظیر آیه ی «فاجتنبوا الرّجس من الاوثان» (حج، ۳۰) خواهد بود که «من» برای بیان پلیدی است نه برای تبعیض. زیرا مفاد این آیه، ضرورت پرهیز از تمام پلیدی های بتهاست نه پرهیز از برخی پلیدی های آنان (نک: طبرسی، بی تا، ۱-۸۰۶/۱).
نکته ی دیگر قابل توجه این است که باید دید چرا به جای واژه هایی همچون «عده»، «طائفه»، «فرقه»، «جماعت» و مانند آن، از واژه ی «امت» استفاده شده است. این از آن روست که در این واژه، قدرتی نهفته است که در هیچ یک از واژه های یاد شده نیست، زیرا امت به معنای برخورداری جامعه بزرگ اسلامی از هدف و رهبری واحد است (شیخ طوسی، بی تا، ۵۴۹/۲-۵۴۸ و طبرسی، بی تا، ۸۰۶).

نکته ی دیگر قابل توجه این است که باید دید چرا به جای واژه های همچون «عده»، «طائفه»، «فرقه»، «جماعت» و مانند آن، از واژه ی «امت» استفاده شده است. این از آن روست که در این واژه، قدرتی نهفته است که در هیچ یک از واژه های یاد شده نیست، زیرا امت به معنای برخورداری جامعه ی بزرگ اسلامی از هدف و رهبری واحد است (شیخ طوسی، بی تا، ۵۴۹/۲-۵۴۸) و طبرسی، بی تا، ۸۰۶) و روشن است که چنین جامعه ای از قدرت بالایی برخوردار است. درست به همین دلیل است که گفته شده، یکی از معانی «امت» قدرت است (همان).

۲) و اعدّوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوّکم و آخرین من دونهم لا نعلمونهم الله یعلمهم (انفال، ۶۰)؛ هرچه در توان دارید از نیرو و اسب های آماده بسیج کنید تا دشمن خدا، دشمن خود و نیز دیگر دشمنان، که آنان را نمی شناسید، بترسانید.
هرچند این آیه درباره ی جهاد و نبرد علیه دشمنان بیرونی است ولی فراموش نمی کنیم که فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر نیز نوعی جهاد علیه مفسدان و دشمنان تبهکار داخلی است. شاید فراز و «آخرین من دونهم لا تعلمونهم الله یعلمهم» اشاره به این مطلب باشد که هرچند جامعه اسلامی، مفسدان معروف ستیز و سنت شکنان قانون گریز را دشمن نداند، ولی قرآن، آنها را نیز نوعی دشمن معرفی کرده است.
آنچه در برخی آموزه های اسلامی آمده است که در صورت نیاز به حمل سلاح و استفاده از آن در نهی از منکر، می توان از آن استفاده کرد (شیخ طوسی، بی تا، ۵۴۹/۲، امین، بی تا، ۶۴/۳) مویدی بر این مطلب است که از آیه ی یاد شده برداشت می گردد.[2]

-------------------------------------

پی نوشت ها :

[1] در این باره که کسب قدرت در اجرای فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر امری ضروری است. نک: حج، ۱۴۱، حجرات 9

[2] افزون بر آيات ياد شده نک: اعراف 199-157؛ توبه، 112-111) لقمان، 17

منبع :راسخون

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.