جنگ ذات العیون و اسلام

10:53 - 1398/06/13

در نبرد انبار، چون سپاهیان ایرانی زره‌پوش بودند، مسلمانان به چشم هایشان تیر زدند.

فتوحات

شبهه: سپاه اسلام در منطقه انبار، چشم هزاران ایرانی را در آورد، این رفتار برخواسته از آموزهای اسلام است.

پاسخ: این حادثه در زمان فتوحات انجام گرفت و این افراد سپاهیان ایران بوده‌اند، نه مردم عادی؛ از سوی دیگر این کار مورد تأیید تعالیم اسلام نبوده است.

شبهه: جنگ ذات العیون مشهور به فتح انبار، یکی از جنگ‌های منجر به اشغال ایران توسط سپاه مسلمین بود که در سال ۱۲ هجری روی داد؛ در این جنگ، مسلمین چشم‌ هزار نفر از انسان ‌های بی‌گناه ایرانی را کور کردند، تفاوت داعش با سپاه صدر اسلام در چیست؟ آیا می‌توان پذیرفت که دین اسلام، دین صلح، صفا و انسانیت باشد!؟

پاسخ:
در کتال «الکامل» ابن کثیر این گونه آمده است: لشكر خالد با همان نظم و نسقى كه هنگام خروج از حيره داشت، سوى انبار رهسپار شد. علت اينكه آن محل را انبار مى‌‏ناميدند اين است كه ذخاير و مواد لازمه سپاه در آن‌جا انبار مى‏‌شد، فرمانده طلایه داران لشكر «اقرع بن حابس» بود. چون او به انبار رسيد، آن را محاصره کرد و  به تيراندازان خود دستور داد فقط چشم‌هاى دشمن را هدف قرار دهند. آنها هم به فرمان او عمل كرده هزار چشم كور كردند، بدين سبب آن جنگ واقعه چشم(ذات العیون) ناميدند.(چراكه ايرانيان زره پوشیده و فقط چشم‌هایشان پيدا بود) فرمانده سپاهيان انبار «شيرزاد» بود... كه خردمندترين ايرانيان آن زمان بود. چون وضعیت را این گونه دید، گروهی را به سمت خالد فرستاد که با وی صلح کند، ولى خالد شروط صلح را نپذيرفت. خالد نمايندگان شيرزاد را نااميد برگرداند، سپس دستور داد كه هر چه شتر خسته و لاغر و ضعيف دارند را كشته و در خندق بیافکنند تا خندق را پر كرده عبور کنند. سپاه مسلمانان این‌گونه عمل کرده و از خندق گذشتند و با كفار در همان خندق پر شده نبرد كردند، شيرزاد ناگزير شروط صلح خالد را قبول كرد و هر چه خواسته بود داد و شرط كرد كه خودش با سوارانش بدون حمل كالا به محل امن رهسپار شوند و خالد پس از عقد صلح اجازه داد ... سپس خالد با مردمى كه در پيرامون انبار و در كلواذى (محل) زيست مى‏‌كردند، صلح نمود.»[1]

این متن نشان می‌دهد که شبهه کننده، در ادعای خویش مغالطه‌ای کرده و به نحوی جمله را بیان کرده که مخاطب گمان کند افرادی که کور شده‌اند، غیر نظامی بوده‌اند؛ در حالی که همان گونه از متن فهمیده می‌شود افرادی که مورد اصابت تیرها قرار گرفته اند، سپاهیان ایران بوده‌اند که در حال جنگ دچار این حادثه شده‌اند، به همین خاطر زمانی که تحت فشار قرار می‌گیرند با سپاهیان اسلام صلح می‌کنند، اما بعد از رفتن سپاهیان ایران از منطقه، مسلمانان  با مردم انبار صلح می‌کنند، بدون اینکه کشتار یا غارتی از سوی ایشان انجام شود. لذا جنگ، جنگ است، اگر تو او را نکشی، او تو را می‌کشد، لذا خیلی عادی است که مسلمین از خود دفاع کرده و دشمن را کشته باشند و چون سپاه ایران زره پوش بوده اند، چشمان را هدف قرار داده اند، آن هم در معرکه جنگ، بنابراین اگر این نقل هم صحیح باشد، چیز غیر عادی رخ نداده که دال بر جنایت و ظلم مسلمین باشد.

اما نکته مهمی که وجود دارد این است که آیا این فتوحات و این جنگ‌ها را می‌توان به دین اسلام منسوب کرد و ملاکی برای معرفی اسلام قرار داد!؟ آنچنان که شبهه کننده تلاش دارد این گونه به مخاطب خویش القا کند.

واقعیت آن است که زمانی می‌توان این رفتارها را به اسلام منسوب کرد که از سوی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یا جانشیان بر حقش ائمه اطهار(علیهم‌السلام) صورت گرفته باشد. در حالی که شواهد و قرائن متعددی وجود دارد که نشان دهنده آن است که چنین فتوحاتی نه تنها به دستورات ایشان نبوده، بلکه بر خلاف میل ایشان انجام گرفته است[2] به همین خاطر از سوی ایشان نهی‌های متعددی در شرکت در این جنگ‌ها وجود دارد که به عنوان نمونه می‌توان به این حدیث امیرالمومنین(علیه‌السلام) اشاره کرد که می‌فرماید: «مسلمانان نبايد در ركاب كسى كه به حكم خدا ايمان ندارد و فرمان خداى‌(عزوجل‌ّ) را درباره غنايم جنگى اجرا نمى كند، به جهاد بروند كه اگر (بروند و) كشته‌شوند، مرگش‌، هم‌چون مرگ دوران جاهليت است‌.»[3]

در واقع همان‌گونه که حرکت داعش، برخواسته از فرامین اسلام نیست، حرکت افرادی مانند «خالد بن ولید» نیز ارتباطی به اسلام ندارد، در حقیقت رفتار کسانی را می‌توان نشانه اسلام برشمرد که برخواسته از متن قرآن و دستورات پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) باشد، در حالی که در این حادثه هیچ گونه رفتاری مطابق با قرآن انجام نگرفته است، زیرا  همان‌گونه که اسلام شناسانی مانند علامه طباطبایی بیان کرده‌اند[4]، جهاد یا برای دفاع از کیان اسلام است یا جهاد ابتدائی است که برای رساندن پیام اسلام انجام می‌پذیرد، که در ظاهر این نقل این گونه فهیمده می‌شود که رفتار خالد جهاد ابتدائی بوده است، ولی همان‌گونه که گفته شده در جهاد ابتدائی زمانی می‌توان جنگ را آغاز کرد که ابتدا حجت و پیام اسلام به صورت آشکار به ایشان برسد و در صورت مخالفت فرمانده‌هان طاغوت از رسیدن پیام به مردم مملکت‌شان، مسلمانان حق جنگ با ایشان را دارند در حالی که از ظاهر نقل الکامل این‌گونه فهمیده می‌شود که فرمانده سپاه خالد بدون دادن پیام، بلکه فی البداهه اقدام به جنگ کرده است، در واقع این جنگ بیشتر از آنکه حکایت از آموزه‌های اسلام باشد، برخواسته از تفکرات کشورگشایی پادشاهان است.

_________________________________
پی‌نوشت
[1]. عز الدين أبو الحسن على بن ابى الكرم المعروف بابن الأثير (م 630)، الكامل في التاريخ ، بيروت، دار صادر - دار بيروت، 1385/1965، ج‏2، ص 394.
[2]. ر.ک: نظر اهل بیت در مورد فتوحات خلفاء ؛ نظر اهل بیت در مورد فتوحات امویان و عباسیان.
[3]. صدوق‌؛ ابو جعفر محمد على بن الحسين بن بابويه‌، الخصال‌، ترجمه و تصحيح‌: سيد احمد فهرى زنجانى‌، تهران‌، اسلاميه‌،[بى‌ت]. ص‌76.
[4]. ر.ک: طباطبايى، محمد حسين‏، دفتر انتشارات اسلامي‏، پنجم‏، 1374ش، ترجمه تفسير الميزان، ج‏2، ص 94.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.