رابطه اختیار و قدرت در خداوند متعال

10:00 - 1398/06/08

بین علم خداوند متعال و قدرتش تعارضی وجود ندارد.

قدرت

شبهه: اگر موجودی به همه چیز علم داشته باشد، همیشه یک راه را انتخاب می‌کند، از این‌رو هیچگاه قدرت بر انجام فعل اختیاری را ندارد و موجودی که اختیار نداشته باشد موهوم است.

پاسخ: این شبهه از آن جهت شکل گرفته است که گوینده به معنای دقیق قادر توجه نکرده است، «قادر» به معنای فردی است که اگر بخواهد فعل را انجام می‌دهد و اگر نخواهد آن را ترک می‌کند. بر این اساس خداوند متعال که به نظام احسن علم دارد، همیشه چیزی را می‌خواهد که با مصلحت هستی هم‌خوانی داشته باشد، پس مختار است و بر اساس مصلحت کل هستی انتخاب می‌کند.

 

یکی از صفات مهم خداوند متعال، علیم بودن است، به این معنا که خداوند متعال به همه چیز علم و آگاهی دارد؛ این موضوع توسط براهین متعدد عقلی اثبات شده است؛ ولی متأسفانه برخی افراد از این مطلب سوء استفاده کرده و مدعی شده‌اند که اگر خداوند متعال به همه چیز علم دارد، پس هیچگاه شک نمی‌کند، به همین خاطر او می‌داند که در آینده چه عملی را انجام خواهد داد، از این‌رو او قدرت تغییر دادن تصمیم نهایی یا اساساً عدم انتخاب خود را ندارد، بنابراین از خود اختیاری ندارد و مختار نیست. و از آنجا که یک موجود غیر مختار دارای شخصیت نیست، موجود علیم مطلق نمی‌تواند وجود داشته باشد.

این شبهه از آن جهت شکل گرفته است که گوینده شبهه، معنای دقیق قادر را نفهمیده است، «قادر» به معنای فردی است که اگر بخواهد فعل را انجام می‌دهد و اگر نخواهد آن را ترک می‌کند.[1] بر این اساس خداوند متعال قادر مطلق است و همیشه کار نیک و خیر را انتخاب می‌کند، پس خداوند متعال نیز همیشه انتخاب می‌کند، ولی هر کاری که خیر است و به صلاح انسان و مطابق با مصلحت کل هستی. به عبارت دیگر خداوند متعال به نظام احسن علم دارد، تمام مصالح و مفاسد انسان و جهان هستی را می‌داند و بر اساس همین علم به نظام احسن، عمل می‌کند، یعنی همیشه خوبی و مصلحت را بر می‌گزیند، لذا اینکه خدا بر اساس علمش عمل می‌کند به معنای قادر نبودن او نیست. 

بر این اساس خداوند متعال که آگاهی مطلق، به نظام احسن دارد، همیشه چیزی را می‌خواهد که با مصلحت جهان هستی هم‌خوانی داشته باشد، این نکته اصلاً به معنای مختار نبودن خداوند نیست، در واقع خدا می‌خواهد که فعل ناصحیح را ترک کند و این کار عین قدرت است. برای درک صحیح این مطلب می‌توان از این مثال بهره برد که پدر و مادر همیشه می‌توانند درخواست‌های فرزند خویش را پاسخ دهند، ولی گاهی به خاطر مصالحی این کار را انجام نمی‌دهند، چون می‌دانند که این عمل به فرزندشان آسیب می‌زند، به عنوان نمونه کودک خردسال از پدرش درخواست چاقوی تیز را می‌کند و پدر به خاطر خطرناک بودن چاقو، از دادن آن به کودک خردسال خودداری می‌کند و این ندادن از سوی پدر اصلاً به معنای قدرت نداشتن وی به شمار نمی‌آید.

در این قسمت برای درک صحیح رابطه بین قدرت و اختیار لازم است به این مطلب اشاره کنیم که اساساً اضطرار یا جبر در فعل، آنگاه متصور است که فاعل، مسخر و مقهور موجودی برتر از خود باشد. در این صورت می‌توان فاعل را موجب و مضطر دانست، یعنی آن موجود برتر، فعل را بر فاعل تحمیل کرده و او را بدون آن که خود بخواهد به انجام فعلی وادار کند. با توجه به اینکه خداوند برترین موجود است و مقهور و مغلوب هیچ موجودی نیست، اضطرار و جبر در فعل در حق او متصور نیست. بنابراین، خداوند جهان را با قدرت و اختیار آفریده است آنچنان که خداوند متعال در این زمینه می‌فرماید: «اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّار[رعد/16] خالق همه چيز خداست، و او يگانه و مقتدر است‏.»

_______________________________
پی‌نوشت
[1]. ر.ک. عقاید استدلالی، ربانی گلپایگانی علی، مرکز مدیریت خواهران،درس چهاردهم، ص119.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.