بدون سانسور(اقتصاد پهلوی)

10:22 - 1398/06/02

-دعوای اهالی قلم در دفاع و نقد حکومت ها دعوای تکراری است، اما اگر زبان اهالی یک حکومت بر نقد خود حکومت با مدرک صحیح و معتبر بیان شود، دعوای ژورنالیستی به بحث علمی تغییر میابد. حکومت پهلوی که اولین

اقتصاد پهلوی بدون سانسور

 بانیِ اقتصاد شبه مدرن وابسته به نفت است،آیا برای ایران بهشت اقتصادی آفریده بود؟
چه کسی غیر از رسانه های وابسته خاندان پهلوی، این بهشت را دیده و حس کرده است؟ به چند نمونه اعتراف بسنده میکنیم:
اردشیر زاهدی درباره مدتی از اواخر دهه۲۰ بیان میکند:
در سال1329، وضع اقتصادی و کشاورزی ایران خراب بود. در آذربایجان مردم از بی نانی و قحطی در عذاب بودند. هر روز صبح که ما از خواب بیدار می شدیم، می‌دیدیم که چند نفر از گرسنگی مرده‌اند. در شمال ایران، اغلب بچه‌ها، شکم‌های بزرگ و رنگ پریده داشتند، چون به مالاریا مبتلا بودند. در کرمان و بندرعباس، کیفیت آب اینقدر بد بود که مردم به بیماری به نام پیوک مبتلا بودند.»(۱)
البته مسئله فقط شیوع بیماری یا مثلا مخصوص یک دوره حکومت پهلوی نبوده که آنرا توجیه کرد. 
درباره اوضاع پس از اردشیر زاهدی نیز وضعیت اسفناکی ثبت شده.مثلا فریدون هویدا بیان میکند: علی رغم برکناری زاهدی، اوضاع اقتصادی کشور روز به روز بدتر می‌شد. گرچه که بعد از سقوط مصدق، بهره‌برداری از نفت ایران را کنسرسیومی متشکل از کمپانی‌های غربی به عهده گرفت و درآمد ایران هم از بابت فروش نفت (به صورت دریافت %50 سود)، به مراتب بیشتر از گذشته شد؛ ولی به خاطر فساد گسترده و عدم کارایی در امور کشور، تمام درآمد نفتی به هدر می‌رفت و یک بار دیگر، ایران در معرض تهدید و ورشکستگی قرار گرفته بود.»(۲)
این وضعیت البته برای قبل از انقلاب سفید است. انقلابی که قرار بود این وضعیت را پایان بدهد اما نتیجه اش گسترش حلبی آباد بود و دو گروه سیر شدگان و گرسنگان که حاصل این نابرابری و زندگی اسفناک بودند.

منشی امور بین‌الملل فرح پهلوی در سال‌های پایانی دهه50، وضعیت تهران را اینگونه توصیف می‌کند:
مینو صمیمی یکی از مسئولین دفتر پهلوی نتیجه کار اصلاحات را اینگونه شرح میدهد:
«هجوم روستاییان باعث گسترش حلبی‌آبادهای متعدد در حاشیه شهرها شد و انبوه کارگرانی که در این مناطق فاقد کلیة امکانات، سکنی گزیدند به قدری ناراحت و بی‌تاب بودند که وقتی جرقه انقلاب درخشید همه به انقلاب پیوستند.(۳)البته این یک روی سکه اصلاحات ارضی بود که مربوط به دهقانان می‌شد، اما بخش دیگری نیز وجود داشت که مربوط به زمین‌داران و مالکین می‌شد و آن اینکه مالکین عمده سابق، قسمت اعظم پول‌هایی را که در جریان اصلاحات ارضی، به عنوان غرامت تقسیم املاکشان گرفته بودند، در امور صنعتی یا بانکداری سرمایه‌گذاری کردند و برخی دیگر نیز در امور تجارتی سودآورتر مثل واردات مواد غذایی و کالاهای لوکس و صنایع مختلف سرمایه‌گذاری کردند. نتیجه آنکه در اوایل دهه50 شمسی که یک دهه از دوران اجرای اصلاحات ارضی می‌گذشت، ایران از یک کشور خودکفا در محصولات کشاورزی، به صورت واردکنندة موادغذایی درآمد و همراه با آن به خاطر راکد ماندن کارهای روستایی، کشاورزان به سرعت جذب مجتمع‌های صنعتی و کارخانجاتی شدند که هرروز در اطراف شهرهای بزرگ مثل قارچ سر در می‌آوردند.
این اسناد و مدارک ذکر شده قطره ای از دریای اعترافات است که فقط جهت یک مرور ساده آنرا بیان کردیم. 
بی ریشگی و وضعیت اسفناک پهلوی هرچند از زبان رسانه های مزدور سانسور شود اما حقیقت برای اهل تحقیق با هیچ سانسور، مخفی نخواهد ماند چرا که استفراغی که یک ملت ۴۰سال پیش انجام داد، هرگز دوباره نخواهد خورد جز آنکه سفیه شده باشد.

۱-اردشیر زاهدی، رازهای ناگفته، به کوشش پری اباصلتی و هوشنگ میرهاشم، چاپ اول، انتشارات به آفرین، 1381، ص34
۲-فریدون هویدا، سقوط شاه، ترجمه ح. ا. مهران،انتشارات اطلاعات، تهران، 1365، صص134-133
۳-مینو صمیمی، پشت پرده ی تخت طاووس، ترجمه ی حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، تهران، 1368، صص168-167

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.