امام علی و دفاع از امامت

07:26 - 1398/05/22

-امام علی(ع) بارها به نصبشان خلافت خویش و جریان غدیر احتجاج کرده‌اند، این موضوع به خوبی در کتب اهل سنت منعکش شده است و جای تردیدی در آن وجود ندارد.

عدیر

سوال:
اگر خلافت حضرت علي انتصابي است؛ پس چرا در عصر حكومتش آنجا که مي‌خواهد از حق خود براي خلافت دفاع کند، بر ارزش‌ها و شایستگي‌هاي خودش تأکيد مي‌کند نه انتصاب؟! اين كار و خطبه‌هايي نهج البلاغه نگرش ايشان را نسبت به حکومت بيان مي‌دارد!؟

پاسخ سوال:
در این شبهه گفته شده چون امیرالمؤمنین در بعضی از سخنانشان فضایل و لیاقتشان برای خلافت را ذکر نموده‌اند، پس معتقد به نصب خلیفه از طرف خدا نیستند و انتخاب خلیفه را توسط مردم که با توجه به لیاقت افراد شکل می‌گیرد قبول دارند. در پاسخ می‌گوییم امیرالمؤمنین بارها به نصبشان به خلافت و جریان غدیر احتجاج کرده‌اند: احمد بن حنبل نقل می‎کند که سعيد بن وهب گفت: امیرالمؤمنین در رحبه، حاضران را سوگند داد كه هر كس در روز غديرخم سخنی در حق من از رسول خدا(صلی الله عليه وآله) شنيده است از جا برخيزد. در اين هنگام پنج تن و يا شش تن برخاستند و گواهی دادند كه آنان در آن روز از رسول خدا(صلی الله عليه وآله) در محل غدير شنيدند، خطاب به مردم فرمود: «هر كس من مولای او هستم، اين علی نيز مولای اوست.» هيثمی در مجمع الزوائد پس از نقل این حدیث می‌گويد: اين روايت را احمد بن حنبل نقل كرده و راويان آن، راويان صحيح بخاری هستند، غير از فطر بن خليفه كه او نيز مورد اعتماد است. «حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ حَدَّثَنِي أَبِي حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ قَالَ سَمِعْتُ سَعِيدَ بْنَ وَهْبٍ قَالَ نَشَدَ عَلِيٌّ النَّاسَ فَقَامَ خَمْسَةٌ أَوْ سِتَّةٌ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ -صلي الله عليه وسلم- فَشَهِدُوا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاَهُ.»[1]«رواه أحمد ورجاله رجال الصحيح.»[2]
جواب دیگر این است که مگر خداوند برای انتخاب جانشین بدون ضابطه عمل می‌کند و لیاقت و شایستگی را لحاظ نمی‌کند؟ خداوند در آیه 247 بقره، برای انتخاب طالوت می‌فرماید: خدا فرمانروایی خویش را به هر که خواهد می‌دهد، خداوند طالوت را بر شما امیر قرار داد و او را در قدرت علمی و نیروی جسمی فزونی و بر شما برتری داد، در حالیکه بنی اسرائیل ملاکهای دیگری برای برتری داشته و اگر انتخاب دست آنها می‌بود دیگری را برمی‌گزیدند؛ در مورد امیرالمؤمنین نیز همین‌طور است که ایشان دارای لیاقت و شایستگی‌هایی هستند که به عنوان خلیفه از طرف خدا انتخاب شده‌اند، نه اینکه امیرالمؤمنین معتقد باشند که مردم می‌توانند کسیکه این ویژگیها را دارد، خود انتخاب نمایند، لذا امیرالمؤمنین در بیانی ملاک برای انتخاب حاکم توسط خداوند را ذکر کرده‌اند، در حالیکه خلفایی که مردم انتخاب کرده‌اند (البته فقط خلیفه اول از طرف مردم انتخاب شد) هیچ‌کدام از این ویژگیها را نداشتند. امیرالمؤمنین در نهج البلاغه می‌فرماید: ای مردم! سزاوارترين اشخاص به خلافت، كسی است كه در تحقّق حكومت نيرومندتر و در آگاهی از فرمان خدا داناتراست. (که این ویژگیها در مورد طالوت نیز در قرآن بیان شده است.) «أيها الناس! إن أحق الناس بهذا الأمر أقواهم عليه و أعلمهم (اعملهم) بأمر الله فيه.»[3]البته در این شبهه اعتراف شده است که امیرالمؤمنین از حق خود برای خلافت دفاع کرده‌اند، که خود پاسخی بر شبهه دیگر است.

پی نوشت ها:
[1]. مسند احمد، ج5، ص366.
[2]. مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، هيثمی، ج9، ص104.
[3]. نهج البلاغه، ص165.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.