برهان نظم دلیلی بر وجود خدا

17:08 - 1398/04/23

عالم منظم است، هر مجموعه منظمی دارای ناظمی خارجی است؛ در نتیجه: عالم دارای ناظمی خارج از خود است.

برهان نظم

این استدلال به طور خلاصه چنین است:
مقدمه اول (صغری): عالم منظم است.
مقدمه دوم (کبری): هر مجموعه منظمی دارای ناظمی خارجی است.
نتیجه: عالم دارای ناظمی خارج از خود است.

برهان نظم از قدیمی‌ترین براهین اثبات وجود خداست. آدمیان از قدیم الایام با مشاهده پدیده‌های منظم و هماهنگ به این فکر می‌افتادند که این نظم و هماهنگی موجودات معلول چیست. آیا خود اجزا با همکاری یکدیگر این نظم را پدید آورده‌اند یا این‌که ناظمی حکیم و با تدبیر، چنین ساختار منظمی را پدید آورده است. این برهان در غرب نیز برای اثبات وجود خدا استفاده شده است. کانت (از بزرگ‌ترین فیلسوفان غربی) معتقد است برهان نظم این شایستگی را دارد که همواره با احترام از آن نام برده شود. این برهان قدیمی‌ترین، روشن‌ترین و شهود متعارف آدمی و مناسب‌ترین برهان است. جهان آن‌چنان نظمی در برابر  ما می‌گشاید که در برابرش حیران می‌شویم و زبان از توصیف این تعداد شگفتی‌های بسیار بزرگ عاجز است.[1]

در این برهان ما می‌خواهیم از نظم موجود در عالم، به ناظمی حکیم، دانا و توانا برسیم، ما نظم موجود در دنیا و پیرامون خود را مشاهده می‌کنیم و می‌گوییم چنین نظم زیبایی هرگز بدون ناظمی صاحب شعور و درایت امکان پذیر نیست.
این استدلال به طور خلاصه چنین است:
مقدمه اول (صغری): عالم منظم است.
مقدمه دوم (کبری): هر مجموعه منظمی دارای ناظمی خارجی است.
نتیجه: عالم دارای ناظمی خارج از خود است.

بیان تفصیلی این استدلال:
مقدمه (1): پدید منظم پدیده ایست که اجزای آن در کنار هم و در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته باشند که در مجموع هدف مشخصی را تعقیب کند. موجودات طبیعی هدف‌مند عمل می‌کنند، یعنی از نظام خاصی تبعیت می‌کنند(چرا که همیشه یا غالباً به شیوه واحد برای رسیدن به هدف عمل می‌کنند). در جای جای جهان نشانه‌های واضحی از نظم وجود دارد. پس جهان مادی منظم است.
مقدمه (2): موجودات فاقد علم(مثل موجودات طبیعی) نمی‌توانند به سوی غایت حرکت کنند، مگر این‌که توسط موجود هوشمند دیگری هدایت شوند.
نتیجه: پس موجود هوشمندی وجود دارد که همه موجودات طبیعی را به سوی غایت‌شان هدایت می‌کند که ما نام آن را خداوند می‌گذاریم. به عبارت دیگر این ‌حقیقت ‌که ‌موجودات ‌طبیعی ‌تقریباً ‌به ‌شیوه‌ای‌ واحد و هماهنگ ‌برای ‌رسیدن ‌به ‌بهترین ‌نتیجه ‌عمل ‌می‌کنند این ‌نکته ‌را آشکار می‌سازد که ‌رسیدن ‌آن‌ها به ‌هدف‌شان ‌نه ‌از راه ‌تصادف، ‌بلکه ‌با طرح ‌و تدبیر بوده ‌است. بنابراین ‌موجودی‌ مدبر و حکیم ‌وجود دارد که ‌همه ‌موجودات ‌طبیعی ‌را به ‌سوی ‌غایت‌شان ‌هدایت‌ می‌کند که ‌آن‌را خداوند می‌نامیم.
امیرالمومنین: «کفی باتقان الصنع لها آی و بمرکب الطبع علیها دلال و بحدوث الفطر علیها قدم و باحکام الصنع لها عبر: در اتقان صنع، نشانه کافی بر خداوند است و در ترکیب طبیعت (اشیاء) دلیل کافی بر او وجود دارد و در حدوث خلقت برهان کافی بر قدیم بودن او و در استحکام صنع مخلوقات عبرتی است کافی برای شناخت او»[2]

اشکال 1:
اگر کسی بگوید این نظم موجود در دل طبیعت، از خود موجودات و در طول میلیاردها سال به وجود آمده و نیازی به خدا ندارد؛
در پاسخ می‌گوییم: هیچ عقل سلیمی چنین فرضیه‌ای را نمی‌پذیرد؛ زیرا نظم موجود در هر مجموعه‌ای دال بر شعور و علم و تدبیر در سازنده آن است، یعنی بدون شک موجودی دارای شعور و علم بوده که این نظم را به وجود آورده است، هرگز نظم و زیبایی، از تصادف و شانس حاصل نمی‌شود و در جهان ماده شعور و علمی وجود ندارد که این نظم را به وجود آورده باشد.
بدون شک ناظم باید خارج از مجموعه منظم باشد، چون اگر داخل مجموعه باشد، خودش یکی از اعضای مجموعه است و هرگز نمی‌تواند نگاهی کلی به مجموعه داشته باشد و برای آن غایت و هدف تعیین کند. بر این اساس ما معتقدیم موجودی خارج از عالم ماده وجود دارد که صاحب علم و شعور و تدبیر است و بر اساس آن علم و تدبیر جهان هستی را ایجاد کرده است.  
کسانی که از این برهان استفاده می کنند غالبا از کشفیات علم جدید برای تایید این برهان استفاده می‌کنند. به همین دلیل در آغاز مدرنیسم که علم با پیشرفت چشم‌گیری به پیش می‌رفت، در فرهنگ غربی این برهان از مقبولیت عام برخوردار شد. به نظر مدافعین این برهان، هر یک از این پیشرفت‌ها نشان‌گر قدرت الهی در عالم طبیعت است. برای مثال دانشمند معروف رابرت بویل می‌گوید: «وقتی‌ با تلسکوپ‌های‌ قوی‌ به‌ ستارگان ‌و سیارات ‌می‌نگرم و ... هنگامی‌ که ‌با میکروسکپ‌های ‌دقیق، ساختار شگفت‌انگیز طبیعت ‌را مشاهده‌ می‌کنم ‌و آن‌ زمان ‌که ‌با چاقوی ‌تشریح ‌به ‌مطالعه ‌کتاب ‌طبیعت ‌می‌پردازم، ‌خود را با سراینده ‌مزامیر همنوا می‌بینم ‌و می‌گویم: خداوندا آثار تو چه‌ متنوع ‌و گوناگون ‌است ‌و تویی ‌که ‌با حکمت ‌و تدبیرت ‌همه ‌را آفریدی».[3]

اشکال 2:
فیزیک جدید با ارائه نظریه «انتخاب طبیعی» می‌گوید این نظم می‌تواند بر اثر تصادف به وجود آمده باشد.
پاسخ: اولا این فقط ادعاست و هنوز اثبات نشده است؛ در ثانی کدام عقل سلیمی می‌پذیرد که مثلا یک صفحه کلید را در اتاقی پر از گربه بگذاریم و آن گربه‌ها روی صفحه کلید بازی کنند و بعد از چند روز کتاب گلستان سعدی نوشته شود؟! کدام آدم عاقلی چنین فرضی را می‌پذیرد؟ آیا این‌که روی صفحه کلید زده شود و بیتی بدین شکل نوشته شود:
توانا بود هر که دانا بود        ز دانش دل پیر برنا بود
امکان عقلی دارد؟ آیا نوشتن کتاب و شعر و ... تدبیر و فکر لازم ندارد، آیا نباید کسی باشد که با تدبیر و شعوری که از قبل داشته، از بین 32 حرف الفبا ابتدا «ت» سپس «و» سپس «ا» سپس «ن» و سپس «ا» را انتخاب کند تا کلمه «توانا» نوشته شود؟!
آیا قوانینی که در فیزیک وجود دارد گویای نظم نیست؟ چرا به صورت تصادفی این قوانین عوض نمی‌شود، چرا قانون اول نیوتن، قانون دوم و سوم نیوتن ثابت مانده‌اند، چرا قوانین کوانتوم و ... ثابت هستند، چرا قوانین شیمی سال‌هاست ثابت هستند، چرا ؟! چرا به صورت تصادف چیز دیگری نمی‌شوند؟ اصلا قاعده و قانون ثابت با تصادف سازگاری ندارد، تصادف یعنی بی‌نظمی، هرگز تصادف، نظم تولید نمی‌کند. لذا ریشه این‌که برخی می‌گویند تصادف عامل نظم در عالم است را باید در جای دیگری جستجو کرد نه در استدلال، زیرا هر عقل سلیمی وجود تدبیر و شعور در خالق عالم ماده را می‌پذیرد.
بسیاری از دانشمندان نیز به این موضوع اعتراف کرده‌اند؛ به طور مثال استاد ویژه توسعه فناوری نانو می‌گوید: «محققان موفق شدند نشان دهند که اطلاعات موجود در کره زمین در ۴ گرم دی ان ای قابل ذخیره‌سازی است. محاسبات نظری نشان می‌‌دهد که تمام اطلاعات این کره خاکی از ایمیل‌ها گرفته تا فیلم‌ها و کتاب‌ها روی چند گرم DNA قابل ذخیره‌سازی است. بنابراین، می‌توان از این ماده زنده برای اهداف دیگری نیز استفاده کرد. پژوهش‌گران نشان داده‌اند یک گرم DNA می‌تواند ۴۵۵ اگزابایت اطلاعات ذخیره کند؛ این درحالی است که براساس تخمین‌های زده شده در سال ۲۰۱۱، اطلاعات موجود در جهان ۱/۸ زتابایت است. بنابراین، تمام اطلاعات این کره خاکی را می‌توان در چهار گرم DNA ذخیره‌سازی کرد. این مقدار DNA درون یک قاشق چای‌خوری جای می‌گیرد. آیا ساخت چنین چیزی تصادفی است؟ آیا سازنده و خالقی هوشمند نمی‌خواهد.[4]

بر این اساس است که بروس آلبرت از آكادمی ملی علوم ایالات متحده می‌گويد: «ما مجبوريم كه طراحی هوشمند خلقت را به برنامه درسی زيست‌شناسی مدارس‌مان اضافه كنيم. همين‌طور در دانشگاه، اگر بخواهيم بفهميم كه اين ماشين‌های مولكولی چطور كار می‌كنند، بنابراين اين سوال، يك‌سره پرسيده می‌شود که مهندس طراح آن كجاست؟ ما به اين نتيجه رسیده‌ایم كه يك طراح در تمام فرآيندهای خلقت وجود دارد».[5] بدون شک هر چه علم پیشرفت می‌کند، بیشتر به عجایب خلقت پی می‌برد، نظم موجود در عالم و در درون انسان را بیشتر می‌شناسد و به خالقی توانا و مدبر با علمی بی‌نهایت، بیشتر اقرار می‌کند.

اشکال سوم:
برهان نظم فقط موجودی خارج از عالم ماده را اثبات می‌کند، ولی واجب الوجود بودن و سایر اوصاف او مانند ازلی و ابدی بودن، جسم نبودن، یکی بودن و ... را اثبات نمی‌کند.
پاسخ: ما نیز در این برهان به دنبال سایر اوصاف نیستیم، بلکه اوصاف آن موجود و آن خالق بیرونی را باید با براهین دیگری اثبات کرد، ما در این برهان فقط به دنبال این هستیم که بگوییم غیر از عالم ماده موجود دیگری وجود دارد که ماده و این عالم را خلق کرده است و صاحب علم شعور و تدبیر است، همین.
_______________________________________
پی‌نوشت
[1]. ایمانوئل کانت، سنجش خرد ناب، تهران (امیرکبیر)، ص 685.
[2]. نهج البلاغه، خطبه 91.
[3].Emerton, Norma. “Arguments for the existence of God from nature and science,” 1994. P. 26
[4]. خبرگزاری مهر
[5]. خبرگزاری مشرق

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.