سفارش معاویه به یزید در مورد امام حسین(ع)؟

08:01 - 1398/04/04

نقل تاریخ طبری در مورد توصیه معاویه به برخوردِ مهربانه با امام حسین(علیه‌السلام) از جهت سندی و محتوایی اعتباری ندارد.

امام حسین

شبهه: رابطه دوستی تنگاتنگ میان معاویه و فرزندان امام علی(علیه‌السلام) وجود داشته است، به گونه‌ای که وی به یزید وصیت می‌کند که با امام حسین(علیه‌السلام) با محبت برخورد کند.

پاسخ: این وصیت تنها در کتاب تاریخ طبری با سند نقل شده که از جهت سندی و محتوایی ضعیف است.

شبهه: برخی افراد مدعی هستند که بین معاویه و امام حسین(علیه‌السلام) رابطه خوبی وجود داشته است، به همین خاطر معاویه در آخرین لحظات زندگی خویش، فرزندش یزید را به محبت به امام حسین(علیه‌السلام) وصیت کرده است.

پاسخ:
ادعای بالا در کتاب‌های تاریخی مختلفی نقل شده، ولی تنها در تاریخ طبری برای آن سندی بیان شده است، به همین خاطر به نظر می‌رسد دیگران از او نقل کرده‌ باشند. طبری در کتاب خویش می‌نویسد: «هشام بن محمد، از ابى مخنف‏ نقل کرده است که  عبد الملك بن نوفل بن مساحق بن عبد الله بن مخرمه، به من گفت: چون هنگام مرگ معاويه فرا رسيد، پسرش يزيد را طلبيد و به او چنين گفت: «ای پسرم، من به راستی سختی‌ها و پستی و بلندی‌ها را برای تو هموار كرده و كارها را برای تو آماده ساخته‌ام و دشمنان را برايت رام، و گروه‌های عرب را برای تو خاضع و آنچه که هيچ كس برای ديگری جمع‌آوری نمی‌كند را گرد آوردم، به راستی كه من از كسی بيمناك نيستم كه با تو در امر خلافت به نزاع برخيزد جز از چهار نفر: حسين بن علی(ع)، عبدالله بن عمر، عبدالله بن زبير، عبدالرحمن بن ابی‌بكر؛ اما عبدالله بن عمر كه او مردی است كه عبادت او را سرگرم و آرام ساخته و چون همه با تو بيعت كنند او نيز با تو بيعت خواهد كرد، و اما حسين بن علی(ع) مردی است سبك‌بار و مردم عراق هيچ گاه او را رها نخواهند كرد تا او را به قيام وا دارند، و اگر قيام كرد و تو بر وی چيره شدی از او درگذر، كه او را رحمی نزديك و حقی بزرگ و خويشی نزديك با محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است، و اما پسر ابوبكر كه او اگر ديد يارانش كاری كردند او هم آن كار را خواهد كرد و اندوهی ندارد، جز در زنان و لهو و لعب، و اما آن كس كه همانند شير برای تو كمين كند و همانند روباه با تو فريبكاری كند كه اگر فرصتی به دست آورد حمله كند، پسر زبير است، و اگر چنين كاری كرد و تو بر وی چيره شدی او را تكه تكه كن و خون او را بريز.»[1]

در سند طبری چند مشکل وجود دارد، اول اینکه طبری متولد 224 هجری قمری است[2] وی بدون واسطه از «هشام‌ بن‌ محمد کلبی‌» روایت می‌کند که در سال 204 یا به نقلی 206 از دنیا رفته است،[3] پس به طور طبیعی حداقل چند واسطه در این نقل تاریخی حذف شده‌اند، از سوی دیگر نفر آخر این نقل تاریخی در کتاب‌های رجالی مورد ستایش و وثاقت قرار نگرفته است. به همین خاطر از جهت سندی این مطلب معتبر نیست.
از سوی دیگر  در این روایت تاریخی، سخن از عبدالرحمن بن ابی‌بكر به میان آمده که بنا بر نقل‌های تاریخی یا در سال 53 قمری فوت کرده است یا سال 55 قمری[4] حال آنکه معاویه در سال 60 قمری مرده است.[5] به همین خاطر صحیح به نظر نمی‌رسد که معاویه برای شخصی که قبلاً مرده است وصیت کرده باشد.

نکته دوم اینکه خود طبری[6] و ابن اثیر[7] نقل کرده‌اند که یزید در زمان مرگ پدرش معاويه، در شام نبود و در جايی به نام «حوارين» به سر می‌برد که خبر بيماری يا مرگ پدرش را شنید، اما در صدر اين وصيت نامه آمده بود كه هنگام مرگ، معاویه، يزيد را طلبيد و اين وصيت را به او كرد؛ به  همين خاطر است که ابن اثير در پايان وصيت نامه گفته: برخی گفته‌اند معاويه اين وصيت نامه را به دو تن از نزديكانش به نام ضحاك بن قيس و مسلم بن عقبه سپرد تا آن را به يزيد برسانند.[8]

نکته بعدی سیره و منش خود معاویه با اهل بیت(علیهم‌السلام) است، وی لعن و دشنام به امام علی(علیه‌السلام) را رایج کرد، به گونه‌ای که تا دوران عمر بن عبدالعزیز این کار ادامه داشت[9]، حتی باعث شهادت امام حسن(علیه‌السلام) شد و ... اکنون کدام انسان بصیری باور می‌کند که چنین فردی، به فرزندش وصیت کرده باشد که با امام حسین(علیه‌السلام) به خاطر قرابت و نزدیکی با رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با گذشت و رحمت برخورد کن.

پس وصیت معاویه به یزید نه از جهت سندی و نه از جهت محتوایی صحیح نیست و حتی با سیره و منش خود معاویه نیز هم‌خوانی ندارد.

_______________________________________________
پی‌نوشت
[1]. تاريخ الأمم و الملوك، أبو جعفر محمد بن جرير الطبري (م 310)، تحقيق محمد أبو الفضل ابراهيم ، بيروت، دار التراث، ط الثانية، 1387/1967، ج‏5، ص322.
[2]. ر.ک. طبری.
[3]. الوافی بالوفيات، الصفدی، بی‌جا، بی‌تا، ج٢٧، ص٢١٢.
[4]. ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، تحقیق محمد علی بجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ ق، چاپ اول، ج۲، ص۸۲۶.
[5]. تاريخ ‏طبری، ج‏5، ص322.
[6]. همان، ج‏5، ص327.
[7]. الكامل في التاريخ، عز الدين أبو الحسن على بن ابى الكرم المعروف بابن الأثير (م 630)، بيروت، دار صادر - دار بيروت، 1385/1965، ج‏4، ص 6.
[8]. همان.
[9]. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، تاریخ الخلفاء، تحقیق ابراهیم صالح، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۷م،ص۲۴۳.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.