روایات ائمه و عصمت

05:00 - 1398/03/19

در سند روایاتی که از ائمه معصومین(علیهم‌السلام) در زمینه عصمت نقل شده است، هیچ فرد غالی وجود ندارد.

عصمت

سوال: آیا اندیشه عصمت ائمه اطهار(علیهم‌السلام)  توسط افراد غالی وارد اندیشه شیعه شده است!؟

پاسخ: روایات متعددی از ائمه اطهار(علیهم‌السلام) در موضوع محفوظ بودن ایشان از گناه به دست ما رسیده است که بیشتر این روایات توسط افرادی بیان شده‌ که خود ازمبارزین با غالیان به شمار می‌آمده‌اند.

عصمت ائمه اطهار(علیهم‌السلام) یکی از مهم‌ترین، اصول اندیشه شیعه است که دلایل متعددی از عقل و نقل بر آن دلالت می‌کند. در دوران معاصر برخی مدعی شده‌اند که این اندیشه توسط غالیان وارد شیعه شده است و هیچ‌گونه روایت بر آن وجود ندارد، این در حالی است که روایات متعددی از ائمه اطهار(علیهم‌السلام) در این زمینه به ما رسیده است، که در ادامه به بررسی برخی از آنها از جهت سندی می‌پردازیم و اینکه آیا در میان ناقلان این احادیث افراد متهم به غلو وجود دارند یا خیر!؟

1. امیرالمومنین(علیه‌السلام) فرمودند: «اطاعت مکنید کسی را که معصیت خدا می‌کند، همانا فقط اطاعت خدا و رسول به خاطر اینکه ایشان معصوم و پاک هستند و نیز والیان امر، واجب است و سرِّ اینکه خدای عزّ و جل امر به اطاعت اولوالأمر فرموده، این است که ایشان معصوم از گناه و پاکیزه‌اَند و هیچ گاه امر به معصیت نمی‌کنند.»[1]
شیخ صدوق این روایت را با این سند بیان می‌کند: حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِي عَيَّاشٍ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيّاً(علیه‌السلام) يَقُول:

بررسی سند:
نفر اول: ابتداء این سند پدر شیخ صدوق، ‏علی بن حسین بن موسی بن بابویه معروف به ابن بابویه است که از فقها و ثقات شیعه به شمار می‌آید.[2]
نفر دوم: سعد بن عبدالله قمی یکی از بزرگان است که روایات زیادی از وی نقل شده است و رجالیون وی را به ثقه بودن توصیف کرده‌اند.[3] 
نفر سوم: أحمد بن محمّد بن عیسی اشعری، از شاگردان امام جواد (علیه‌السلام) و امام هادی (علیه‌السلام) است. وی را در شمار بزرگان اهل قم شمرده‌اند به گونه‌ای که شیخ طوسی از او با عنوان «‌شیخ القمیین و وجههم و فقیههم» یاد کرده است.[4]
نفر چهارم: محمّد بن عیسی پدر احمد اشعری، شیخ القمیین است که از سوی رجال شناسان مورد توثیق قرار گرفته است.[5]
نفر پنجم: حَمّاد بن عیسی جُهَنی، محدث و فقیه امامیه قرن دوم که مورد وثوق رجالیون شیعه قرار گرفته است.[6]
نفر ششم: عمر بن أُذینه، با اسم کامل عمر بن‌ محمد بن‌ عبدالرحمان‌ بصری، معروف به ابن اُذَینه از محدثان شیعه در قرن دوم قمری و از اصحاب امام صادق(علیه‌السلا) و امام کاظم(علیه‌السلام) است.[7]
نفر هفتم: أبان بن أبی عیّاش از اصحاب امام سجاد(علیه‌السلام)، امام باقر(علیه‌السلام) و امام صادق(علیه‌السلام) است که از سوی رجال‌شناسان شیعه[8] و اهل تسنن[9] ضعیف شمرده شده است.
نفر هشتم: سلیم بن قیس هلالی، از یاران امام علی(علیه‌السلام) است که مورد وثوق است.[10]
سند این روایت در نگاه اول به خاطر وجود ابان بن أبی عیاش ضعیف به شمار می‌آید، و این ضعف نه به خاطر غالی بودن وی بلکه به خاطر ضعف وی در حفظ حدیث[11] و فراموشی در نقل حدیث و راویان آن است[12]، از این رو اگر این حدیث را ضعیف نیز بشماریم باز نیز این ادعا را اثبات نمی‌کند اندیشه عصمت از طریق افراد غالی وارد شیعه شده است.

اما آنچه می‌تواند این روایت را از ضعف خارج کرده و به طور کلی ادعا نقل این روایات توسط غالیان را رد کند نقل این روایت توسط محدثین بزرگ مکتب قم است مخصوصاً أحمد بن محمّد بن عیسی اشعری که یکی از مبارزان اصلی با غالیان به شمار می‌آید به گونه‌ای به صرف اتهام یک شخص به غلو وی را از جامعه طرد می‌کرده است[13]، اکنون چنین فردی روایتی را در زمینه عصمت نقل می‌کند که نشان می‌دهد، نه تنها می‌توان به این روایت اعتماد کرد بلکه عصمت نیز جزء اندیشه غالیان در آن زمان به شمار نمی‌آمده است.

2. پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «ای علی! تو وصیّ و وارث منی. خداوند علم و فهم مرا به تو عنایت فرموده است و خداوند تعالی از صلب حسین، امامان نه‌گانه پاکیزه و معصوم را بیرون می‌آورد و مهدی این امّت از ماست»[14]
این روایت، در کتاب كفاية الأثر مرحوم ابوالقاسم علی بن محمد بن علی خزاز قمی با این سند نقل شده است،  حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنَا هَارُونُ بْنُ مُوسَى قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَعْمَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَعْبَدٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْمُمَتِّعُ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الْكَرِيمِ بْنُ هِلَالٍ عَنْ أَسْلَمَ عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ عَنْ عَمَّار»

بررسی سند روایت:
نویسنده این کتاب علی بن محمد بن علی خزاز قمی رازی از فقها و راویان شیعه در نیمه دوم قرن چهارم هجری است، وی از سوی تمام رجال شناسان مشهور مورد احترام و وثاقت قرار گرفته است.[15] وی در زمینه انگیزه نگارش کفایه الاثر در مقدمه کتاب این گونه بیان می‌کند:«جمعی از ضعفای شیعه را دیده‌ام که تحت تأثیر تبلیغات مخالفین اهل بیت قرار گرفته و می‌‏گویند ما روایتی بر امامت ائمه(علیهم‌السلام) از صحابه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اهل بیت(علیهم‌السلام) آن حضرت نداریم. از این رو تلاش می‌کنم تا با نگارش این کتاب و جمع‌آوری تمام روایاتی که در این‌باره به دستم رسیده، دسیسه مخالفان را نقش بر آب سازم و تمام شبهات را در این‌باره پاسخ‏گو باشم.»[16]

زحمات این عالم بزرگوار مورد تأیید اندیشمندان مسلمان قرار گرفته است به گونه‌ای که از معتبرترین کتاب‌‏های روایی شیعه به شمار می‌آید و از زمان نگارش، همواره مصادر کتاب‌های حدیثی و کلامی بوده است.[17] مجلسی این کتاب را ارزشمند و گران‌بها و اثری بی‌نظیر توصیف می‌کند که تا حال مانند آن درباره امامت نگاشته نشده است.[18]

اکنون با توجه به نکاتی که بیان شد به بررسی سند این روایت می‌پردازیم.

نفر اول: علی بن حسن بن محمّد الطائي الجرمي‏، فقیه و ثقه در حدیث می‌باشد.[19]
نفر دوم: ابومحمد هارون بن موسی بن احمد تَلَّعُکْبَری است که علمای رجال از وی به بزرگی یاد کرده‌اند و به توثیقش اعتراف کرده‌اند.[20]
نفر سوم:  محمّد بن علی بن معمر، وی ثقه، عین و صحیح‌الإعتقاد است.[21]
نفر چهارم: عبدالله بن معبد، مجهول است.[22]
نفر پنجم: موسی بن ابراهیم ممتع: از أبی‌الحسن (ع) در کافی و تهذیب روایت کرده است[23] وی معلّم پسرش بود.[24]
نفر ششم: عبدالکریم بن هلال: وی کوفی، ثقه و عین می‌باشد[25]
نفر هفتم: أسلم از سلف صالح و ثقه می‌باشد.[26]
نفر هشتم: أبی‌الطّفیل: عامر بن واثله، وی از خواصّ علی (ع) می‌باشد[27]
نفر نهم: عمّار بن یاسر: وی از اصفیاء (فوق توثیق) و از اصحاب علی (ع) می‌باشد.[28]

نتیجه گیری: در این سند یک فرد مجهول وجود دارد که توثیقی از وی در مجامع روایی نشده است، ولی نقل روایت از وی توسط محمّد بن علی بن معمر، که به صحیح العتقاد بودن توصیف شده است، می‌تواند بازگو کننده این واقعیت باشد که از دیدگاه وی عصمت امام از گناه، مخالف با اعتقادات شیعه نبوده است، و در آن زمان این اندیشه ارتباطی با غالیان نداشته است زیرا اگر این اندیشه مربوط به غالیان می‌بود هرگز توسط چنین فردی نقل نمی‌شود.

از سوی دیگر، این روایت در کتاب «علی بن محمد خزاز قمی»  نقل شده است که شاگر مکتب قمی‌هاست که به شدت با غالیان در جنگ بوده‌اند، از این‌رو نقل روایت توسط ایشان نشان می‌دهد که عصمت در آن زمان مورد قبول شیعیان بوده است.

در پایان لازم است به این نکته اشاره کنیم که ما در این نوشتار در تلاش بودیم بیشتر به تحلیل این موضوع بپردازیم که آیا عصمت توسط غالیان وارد تفکر شیعه شده است یا خیر!؟ که تحلیل این دو روایت بازگو کننده این واقعیت است که این گونه نیست، و الا موضوع عصمت ائمه اطهار(علیهم‌السلام) با دلایل عقلی و آیات قرآن و روایات معتبر اثبات شده است.[29]

___________________________________________________
پی‌نوشت
[1]. ابن بابويه، محمد بن على‏، الخصال، جامعه مدرسين‏، ج‏1، ص139.
[2]. ابن ندیم‌، الفهرست‌، بیروت‌، ۱۳۹۸ق‌/۱۹۷۸م‌، ص ۲۲۷.
[3]. عليارى تبريزى، على بن عبدالله‏، بهجة الآمال في شرح زبدة المقال، بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور، 1412 ه. ق‏، ج‏4، ص324.
[4]. فهارس الشيعة، خداميان آرانى، مهدى‏، موسسة تراث الشيعة، 1431 ه. ق‏، ج‏1، ص289.
[5]. نجف، محمد مهدى‏، الجامع لرواة أصحاب الإمام الرضا عليه السلام، المؤتمر العالمي للإمام الرضا( عليه السلام)، 1407 ه. ق‏، ج‏2، ص101.
[6]. شوشترى، محمد تقى‏، قاموس الرجال، جماعة المدرسين في الحوزة العلمية، 1410 ه. ق‏، ج‏3، ص655.
[7]. اردبيلى، محمد بن على‏،جامع الرواة و إزاحة الإشتباهات عن الطرق و الأسناد، دار الأضواء،بیروت، 1403 ه. ق‏، ج‏1، ص631.
[8]. خويى، ابوالقاسم‏، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة،،بی‌نا، بی‌جا، 1413 ه. ق‏، ج‏1، ص129.
[9]. نسائی، احمدبن علی، «‌الضعفاء و المتروکون‌» ذیل کتاب فی الضعفاء و المتروکین به کوشش عبدالعزیز عزالدین لسیروان، بیروت، ۱۹۸۵م، ص۴۷.
[10]. معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ج‏9، ص230.
[11]. حافظ مزی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م، ج۲، ص۲۲.
[12]. ذهبی، محمدبن احمد، تاريخ الإسلام و وفيات المشاهير و الأعلام‏، دوم، بیروت، دار الكتاب العربى‏، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۲.
[13]. کشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ۱۳۴۸ش، صص۴۹۶-۴۹۷.
[14]. خزاز رازى، على بن محمد، كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر، بيدار، 1401 ق‏، ص124.
[15]. معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ج‏13، ص166.
[16]. كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر، ص7.
[17]. احمدی، مهدی، تاریخ حدیث شیعه در سده‌های چهارم تا هفتم هجری، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۹ش،ص۲۸۲.
[18]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار، دار إحياء التراث العربي‏، 1403 ق‏، ج‏1، ص29.
[19].معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ج‏12، ص372.
[20]. حر عاملى، محمد بن حسن‏، الرجال (الحر العاملي)، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث‏، 1427 ه. ق‏، ص254.
[21]. نجّاشی، احمد بن علی. الرّجال. قم: مؤسّسة النّشر الإسلامی1365ش،ص385.
[22]. نمازى شاهرودى، على‏، مستدركات علم رجال الحديث، 1414 ه. ق‏، ج‏5، ص113.
[23]. جواهری، محمّد، المفید مِن معجم رجال الحدیث، بیروت: مؤسّسة التّاریخ العربی،1430ق،ص621.
[24]. الرجال نجاشی،ص407.
[25]. حسينى حلى، حسين بن كمال الدين ابرز، زبده الاقوال فى خلاصه الرجال، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث‏، 1428 ه. ق‏، ص213.
[26]. المفید مِن معجم رجال الحدیث ،ص3.
[27]. معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ج‏10، ص220.
[28]. معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ج‏13، ص282.
[29]. برای روایات به بررسی احادیث عصمت ائمه اطهار(علیهم‌السلام)  ؛ عصمت ائمه(علیهم‌السلام) از منظر روایات  مراجعه کنید.

** برای شناخت انواع حدیث از جهت سندی به این قسمت مراجعه کنید.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.