ایرانیان، قوم جایگزین اعراب در تبعیت از اسلام ناب محمدی

07:03 - 1398/03/26

پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اکرم فرمود: «خداوند ایرانیان را قوم جایگزین اعراب در تبعیت از اسلام ناب محمدی قرار می‌دهد». 

آیه 38 سوره محمد

در ذیل آیه 38 سوره محمد، روایاتی از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده که وقتی این آیه نازل شد، حضرت دستش بر ران سلمان فارسی زد و فرمود: این و طایفه‌اش هستند. اگر دین خدا روی ستاره ثریا باشد، حتما مردانی از فارس به آن خواهند رسید». این روایت علاوه بر بیان فضیلت ایرانیان، عصر کنونی را نیز ترسیم می‌کند که خدا قرائت ایرانیان از اسلام و تبیعیت آنان از اسلام ناب محمدی را عزتمندانه بر دیگر قرائت‌های از اسلام تفوق و برتری بخشیده است.

در عصر حاضر تقابل بین دو قوم عرب و عجم(ایرانیان) و به تبعش دو مذهب شیعه و اهل سنت افراطی(وهابی) از هر عصر دیگری شدت بیشتری یافته است. رسانه‌های وهابی با محوریت رسانه‌های عربستان سعودی بر تبل تقابل عرب و عجم بیشتر از هر زمان دیگری می‌کوبند. و ایرانیان را مجوس و رافضی و بی‌دین و قومی پست و حقیر می‌خوانند. این در حالیست که از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در تمجید قوم ایرانی احادیث بسیاری در منابع اهل سنت نقل شده است.

از جمله‌ی آن احادیث، روایاتی است که در ذیل آیه 38 سوره محمد آمده است؛ بسیاری از مفسران و محدثان اهل سنت از جمله:
ابن وهب(م179ق)[1]،
طبرانی(م260ق)[2]، 
ترمذی(م279ق)[3]، 
طبری(م310ق)[4]، 
طحاوی(م321ق)[5]، 
ابن ابی حاتم(م323ق)[6]، 
ابومنصور ماتریدی(م333ق)[7]، 
ابوالقاسم زجاجی(م337ق)[8]، 
ابوجعفر النحاس(م338ق)[9]، 
ابوالطیب حورانی(م341ق)[10]، 
ابن حبان(م354ق)[11]، 
ابو لیث سمرقندی(م373ق)[12]، 
دارقطنی(م385ق)[13]، 
حاکم نیشابوری(م405ق)[14]، 
ابونعیم اصفهانی(م430ق)[15]، 
مکی بن ابی طالب(م437ق)[16]،
بیهقی(م458ق)[17]، 
بغوی(م516ق)[18]، 
جورقانی(م543ق)[19]، 
ابن عساکر(م571ق)[20]، 
ابن خراط اشبیلی(م581ق)[21]، 
ابن اثیر جزری(م606ق)[22]، 
قرطبی(م671ق)[23]، 
بیضاوی(م685ق)[24]، 
ابن زبیر غرناطی(م708ق)[25]، 
نسفی(م710ق)[26]، 
خطیب عمری(م741ق)[27]، 
علاء الدین خازن(م741ق)[28]، 
شمس الدین ذهبی(م748ق)[29]، 
ابن کثیر دمشقی(م774ق)[30]، 
جمال الدین ملطی(م803ق)[31]، 
ثعالیی(م875ق)[32]، 
بقاعی(م885ق)[33]، 
ایجی(م905ق)[34]،
سیوطی(م911ق)[35]، 
ابی السعود(م982ق)[36]
آلوسی(م1270ق)[37]
ودیگران در ذیل آیه «وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ[محمد/38] هرگاه شما اعراب [از اسلام] روی گردانید خداوند گروه ديگری را به جای شما می‌‏آورد كه مانند شما نخواهند بود» گفته‌اند: که آن قوم دیگر، همان قوم سلمان یعنی پارسیان هستند.

ابوهریره نقل می‌کند: «هنگامی که رسول خدا(ص) آیه شریفه «و ان تتولوا» را خواندند، حضار عرض کردند: یا رسول الله، کسانی که اگر ما اعراض نمودیم خدا آن‌ها را جایگزین ما می‌کند و آنان نیز مثل ما نخواهند بود، کیانند؟ رسول خدا(ص) دست بر ران سلمان فارسی زد و فرمود: این و طایفه‌اش هستند. اگر دین خدا روی ستاره ثریا باشد، حتما مردانی از فارس به آن خواهند رسید». مضمون این روایت با الفاظ مختلف و اسناد بسیار متعدد در منابع اهل سنت ذکر شده است، ولی متاسفانه تعصب جاهلی برخی از اهل سنت به آنها اجازه نمی‌دهد تا مضمون این احادیث را بپذیرند.[38]

بررسی صحت حدیث
گفتیم که احادیث زیادی با چنین مضمونی با اسناد متعدد در منابع روایی و تفسیری اهل سنت ذکر شده است که ما در این مقاله مختصر، نمی‌توانیم اسناد همه آن احادیث را مورد بررسی قرار دهیم بلکه قضاوت خود عالمان اهل سنت در مورد این احادیث را نقل می‌کنیم.

برخی در مورد صحت این حدیث شائبه‌هایی ایجاد نمودند. مثلا ابن کثیر گفته است که این حدیث تنها به واسطه‌ی «ابوخالد مسلم بن خالد مکی زنجی» نقل شده است،[39] البته این سخن ابن کثیر سخت اشتباه است، گویی که از عدم اطلاعش این سخن را بیان کرده است؛ زیرا این حدیث به طرق مختلفی در منابع حدیثی اهل سنت وارد شده است چنانکه ابونعیم اصفهانی 7 سند دیگر برای این حدیث ذکر کرده است که مسلم بن خالد در سلسله راویان آن حضور ندارد. و نیز در سند روایت حاکم نیشابوری و بیهقی و ترمذی نیز مسلم بن خالد وجود ندارد بلکه روایان دیگری ذکر شده‌اند.
علاوه بر این، همه آن احادیث به ابوهریره صحابی ختم نمی‌شود، بلکه در برخی از احادیث منقول توسط ابونعیم اصفهانی، روای طبقه اول، جابر بن عبدلله انصاری است.

برخی دیگر[40] نیز به تبع ابن کثیر که گمان می‌کردند این حدیث، تنها از طریق مسلم بن خالد نقل شده است شروع به تخطئه او کردند. و گفتند: "وی شخصی ضعیف است" در حالیکه در مورد وی بین عالمان رجالی اختلاف است. برخی مسلم بن خالد را تضعیف و برخی نیز مانند دارقطنی و ابن حبان و ابن معین و ابن عدی او را توثیق کرده‌اند.[41] و ذهبی و ابن حجر عسقلانی نیز در مجموع، وی را توثیق کرده‌اند.[42]
البته براحتی می‌توان فهمید که شدت تعصب جاهلی و حس ناسیونالیستیِ عربیِ منکرین این احادیث، سبب شده که به هر بهانه‌ و توجیهی چنین مضمونی را رد کنند.

حاکم نیشابوری نیز در المستدرک علی الصحیحین، حدیثی را که با سند خود ذکر کرده است، بنابر شرط بخاری و مسلم، صحیح شمرده است.[43]
جورقانی نیز حدیثی را که خود نقل کرده است صحیح شمرده است.[44]
ذهبی نیز بعد از ذکر این حدیث گفت: اسناده وسط. یعنی این حدیث را به منزله حدیث صالح و حسن می‌شمارد.[45]
آلوسی نیز این حدیث را صحیح شمرده است.[46]

شعیب ارنووط وهابی محقق کتاب صحیح ابن حبان، حدیث مذکور در صحیح ابن حبان را با آن سند صحیح می‌شمارد.[47]
ناصر الدین البانی وهابی نیز حدیث منقول در صحیح ابن حبان را صحیح شمرده است.[48] بلکه برخی اسناد دیگر این حدیث را نیز صحیح دانسته است.[49]
ابراهیم عطوه محقق سنن ترمذی نیز حدیث مذکور در سنن ترمذی را صحیح می‌شمارد.[50] البانی وهابی نیز حدیث منقول در سنن ترمذی را صحیح شمرده است.[51]
صهیب عبد الجبار نیز این حدیث را صحیح شمرده و آن را در کتاب «الجامع الصحیح للسنن و المسانید» آورده است.[52]

قضاوت عالمان اهل سنت در صحیح دانستن این حدیث، هرگونه شائبه ناصحیح بودن مضمون این حدیث را از بین می‌برد. ما شکی نداریم که وهابیت، همان انحراف از اسلام ناب محمدی است که عربستان سعودی محوریت و رهبری این تفکر و ایدئولوژی را عهده‌دار است. عصر کنونی همان عصر تحققِ بیشترِ آن وعده الهی در این آیه است که اگر شما اعراب از تبیعیت اسلام ناب روی‌گردان شوید خداوند ایرانیان را جایگزین شما خواهد کرد. بی شک علت شدت یافتن مخالفت‌های اعراب سعودی نیز بدین خاطرست که ایران قرائت اعراب وهابی را در میان مسلمانان تضعیف کرده و قرائت اسلام ناب شیعی را گسترش و اقتدار بخشیده است بگونه‌ای که اکنون اسلام وهابی کاملا ضعیف و منفعل شده است.

___________________________
پی‌نوشت: 
[1]. «وَأَخْبَرَنِي مُسْلِمُ بْنُ خَالِدٍ، عَنِ الْعَلاءِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَلَى هَذِهِ الآيَةَ: {وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قوماً غيركم ثم لا يكونوا أمثالكم}، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَنْ هَؤُلاءِ الَّذِينَ إِنْ تَوَلَّيْنَا اسْتُبْدِلُوا بِنَا، ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثَالَنَا؛ فَضَرَبَ عَلَى فَخِذِ سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ، ثُمَّ قَالَ: هَذَا وَقَوْمُهُ، لَوْ كَانَ الدِّينُ عِنْدَ الثُّرَيَّا لَتَنَاوَلَهُ رجالٌ مِنْ فَارِسَ». تفسير القرآن من الجامع، أبو محمد عبد الله بن وهب بن مسلم المصری القرشی، المحقق: ميكلوش مورانی، دار الغرب الإسلامی، چاپ اول، 2003م، ج1، ص65، ح145، متن کتاب.
[2]. حَدَّثَنَا مِقْدَامٌ، نا ابْنُ نِزَارٍ، وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الْحَكَمِ، قَالَا: ثَنَا مُسْلِمُ بْنُ خَالِدٍ الزَّنْجِيُّ، عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ هَذِهِ الْآيَةَ: {§وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ} [محمد: 38] ، فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَنْ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ إِنْ تَوَلَّيْنَا اسْتَبْدَلَ بِنَا قَوْمًا غَيْرَنَا ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَنَا؟ فَضَرَبَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى فَخِذِ سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ، ثُمَّ قَالَ: «هَذَا وَقَوْمُهُ، لَوْ كَانَ الدِّينُ مُعَلَّقًا بِالثُّرَيَّا لَنَالَهُ رِجَالٌ مِنَ الْفُرْسِ». المعجم الأوسط، أبو القاسم سليمان بن أحمد بن أيوب بن مطير الطبرانی، المحقق: طارق بن عوض الله بن محمد و عبد المحسن بن إبراهيم الحسينی، قاهره، دار الحرمين، ج8، ص349، ح8838، متن کتاب.
[3]. «حَدَّثَنَا عَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ قَالَ: أَخْبَرَنَا شَيْخٌ، مِنْ أَهْلِ المَدِينَةِ عَنْ العَلَاءِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ: تَلَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَوْمًا هَذِهِ الآيَةَ {وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ} [محمد: 38] قَالُوا: وَمَنْ يُسْتَبْدَلُ بِنَا؟ قَالَ:  فَضَرَبَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى مَنْكِبِ سَلْمَانَ ثُمَّ قَالَ: "هَذَا وَقَوْمُهُ هَذَا وَقَوْمُهُ"». سنن الترمذی، أبو عيسى محمد بن عيسى بن سَوْرة بن موسى بن الضحاك، الترمذی(م279ق)، تحقيق: إبراهيم عطوة، مصر، مكتبة مصطفى البابي الحلبی، چاپ دوم، 1395ق-1975م، ج5، ص383، ح3260، متن کتاب.
[4]. حدیث اول: «ذِكْرُ مَنْ قَالَ ذَلِكَ: حَدَّثَنَا ابْنُ بَزِيعٍ الْبَغْدَادِيُّ أَبُو سَعِيدٍ، قَالَ: ثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ مَنْصُورٍ، عَنْ مُسْلِمِ بْنِ خَالِدٍ، عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ {وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ} [محمد: 38] كَانَ سَلْمَانُ إِلَى جَنْبِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ هَؤُلَاءِ الْقَوْمُ الَّذِينَ إِنْ تَوَلَّيْنَا اسْتُبْدِلُوا بِنَا، قَالَ: فَضَرَبَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى مَنْكِبِ سَلْمَانَ، فَقَالَ: «مِنْ هَذَا وَقَوْمِهِ، وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ أَنَّ الدِّينَ تَعَلَّقَ بِالثُّرَيَّا لَنَالَتْهُ رِجَالٌ مِنْ أَهْلِ فَارِسَ». جامع البيان عن تأويل آی القرآن(تفسير الطبری)، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملی الطبری(م310ق)، تحقيق: الدكتور عبد الله بن عبد المحسن التركی، دار هجر، چاپ اول، 1422ق-2001م، ج21، ص233، متن کتاب.
حدیث دوم: حَدَّثَنِي يُونُسُ، قَالَ: أَخْبَرَنَا ابْنُ وَهْبٍ، قَالَ: أَخْبَرَنِي مُسْلِمُ بْنُ خَالِدٍ، عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ {وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ} [محمد: 38] قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ إِنْ تَوَلَّيْنَا اسْتُبْدِلُوا بِنَا، ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَنَا؟ فَضَرَبَ عَلَى فَخِذِ سَلْمَانَ قَالَ: «هَذَا وَقَوْمُهُ، وَلَوْ كَانَ الدِّينُ عِنْدَ الثُّرَيَّا لَتَنَاوَلَهُ رِجَالٌ مِنَ الْفُرْسِ». همان، ج21، ص234، متن کتاب.
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ التِّرْمِذِيُّ، قَالَ: ثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْوَلِيدِ الْعَدَنِيُّ، قَالَ: ثَنَا مُسْلِمُ بْنُ خَالِدٍ، عَنِ الْعَلَاءِ، عَنْ أَبِيهِ , عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ: نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ وَسَلْمَانُ الْفَارِسِيُّ إِلَى جَنْبِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَحُكُّ رُكْبَتُهُ رُكْبَتَهُ {وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ} [محمد: 38] قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَنِ الَّذِينَ إِنْ تَوَلَّيْنَا اسْتُبْدِلُوا بِنَا ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَنَا؟ قَالَ: فَضَرَبَ فَخِذَ سَلْمَانَ ثُمَّ قَالَ: «هَذَا وَقَوْمُهُ». همان، ج21، ص234، متن کتاب.
حدیث چهارم: «حَدَّثَنِی يُونُسُ، قَالَ: أَخْبَرَنَا ابْنُ وَهْبٍ، قَالَ: قَالَ ابْنُ زَيْدٍ، فِي قَوْلِهِ: {وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ} وَذُكِرَ أَنَّهُ عَنَى بِقَوْلِهِ: {يسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ} الْعَجَمُ مِنْ عَجَمِ فَارِسَ». همان، ج21، ص233، متن کتاب.
و بنگرید: همان، ج7، ص582، متن کتاب.
[5]. شرح مشكل الآثار، أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة بن الأزدی الحجری المصری المعروف بالطحاوی، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1415ق-1494م، ج5، ص379، ح2134، متن کتاب؛ و ج5، ص380، ح2135 و ح2136 متن کتاب.
[6]. تفسير القرآن العظيم، ابن أبی حاتم أبومحمد عبدالرحمن بن محمد بن إدريس بن المنذر التميمی الرازی(م327ق)، المحقق: أسعد محمد الطيب، عربستان، مكتبة نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، 1419ق، ج10، ص3299، ح18592 و ح18593، متن کتاب.
[7]. تفسير الماتريدی (تأويلات أهل السنة)، أبو منصور محمد بن محمد بن محمود الماتريدی(م333ق)، المحقق: د. مجدی باسلوم، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1426ق-2005م، ج9، ص289، متن کتاب.
[8]. مجالس العلماء، أبوالقاسم عبدالرحمن بن إسحاق البغدادی الزجاجی، المحقق: عبد السلام محمد هارون، قاهره، مكتبة الخانجی، و ریاض، دار الرفاعی، چاپ دوم، 1403ق-1983م، ص183، متن کتاب.
[9]. معانی القرآن، أبو جعفر النحاس أحمد بن محمد(م338ق)، المحقق: محمد علي الصابونی، مکه، جامعة أم القرى، چاپ اول، 1409ق، ج6، ص488، متن کتاب.
[10]. الجزء فيه من حديث أبي الطيب الحوراني الدمشقی، أَبُو الطَّيِّبِ مُحَمَّدُ بنُ حُمَيْدِ بنِ مُحَمَّدِالحَوْرَانِيُّ، المحقق: أبي عبد الله حمزة الجزائری، الدار الأثرية، چاپ اول، 2009م، ص119، متن کتاب.
[11]. صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان، أبو حاتم محمد بن حبان بن أحمد التميمی الدارمی(م354ق)، المحقق: شعيب الأرنؤوط، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ دوم، 1414ق-1993م، ج16، ص62، متن کتاب.
[12]. بحر العلوم، أبو الليث نصر بن محمد بن أحمد بن إبراهيم السمرقندی، ج3، ص307، متن کتاب.
[13]. العلل الواردة في الأحاديث النبوية، أبو الحسن علي بن عمر بن أحمد الدارقطنی، تحقيق: محفوظ الرحمن زين الله السلفی، ریاض، دار طيبة، چاپ اول، 1405ق-1985م، ج10، ص257، متن کتاب.
[14]. المستدرك على الصحيحين، أبوعبدالله الحاكم محمد بن عبد الله بن محمد النيسابوري المعروف بابن البيع، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1411ق-1990م، ج2، ص498، ح3709، متن کتاب.
[15]. تاريخ أصبهان(أخبار أصبهان)، أبو نعيم أحمد بن عبد الله بن أحمد الأصبهانی، المحقق: سيد حسن كسروی، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1410ق-1990م، ج1، ص21 و 22 و 23 و 25.
[16]. الهداية إلى بلوغ النهاية في علم معاني القرآن وتفسيره، وأحكامه، وجمل من فنون علومه، أبومحمد مكی بن أبي طالب حَمّوش بن محمد بن مختار القرطبی المالكی، جامعة الشارقة، مجموعة بحوث الكتاب والسنة، چاپ اول، 1429ق-2008م، ج11، ص6923، متن کتاب.
[17]. دلائل النبوة، أحمد بن الحسين بن علي بن موسى الخُسْرَوْجِردي الخراساني، أبو بكر البيهقی(م458ق)، المحقق: د. عبد المعطي قلعجی، دار الكتب العلمية و دار الريان للتراث، چاپ اول، 1408ق-1988م، ج6، ص334، متن کتاب.
[18]. معالم التنزيل فی تفسير القرآن، محيی السنة أبو محمد الحسين بن مسعود البغوی(م516ق)، المحقق: محمد عبد الله النمر و عثمان جمعة ضميرية و سليمان مسلم الحرش، دار طيبة، چاپ چهارم، 1417ق-1997م، ج7، ص291-292، متن کتاب؛/ و همو، شرح السنة، تحقيق: شعيب الأرنؤوط و محمد زهير الشاويش، دمشق - بيروت المكتب الإسلام، چاپ دوم، 1403ق-1983م، ج14، ص200، متن کتاب.
[19]. الأباطيل والمناكير والصحاح والمشاهير، الحسين بن إبراهيم بن الحسين بن جعفر، أبو عبد الله الهمذاني الجورقانی(م543ق)، تحقيق: الدكتور عبد الرحمن بن عبد الجبار الفريوائی، ریاض، دار الصميعی، و هند، مؤسسة دار الدعوة التعليمية الخيرية، چاپ چهارم، 1422ق-2002م، ج2، ص318-319، ح661، متن کتاب.
[20]. تاريخ دمشق، أبوالقاسم علی بن الحسن بن هبة الله المعروف بابن عساكر، المحقق: عمرو بن غرامة العمروی، بیروت، دار الفكر، 1415ق-1995م، ج21، ص416، متن کتاب.
[21]. الأحكام الشرعية الكبرى، عبدالحق بن عبدالرحمن بن عبدالله الأشبيلي، المعروف بابن الخراط، المحقق: أبوعبدالله حسين بن عكاشة، ریاض، مكتبة الرشد، چاپ اول، 1422ق-2001م، ج4، ص206، متن کتاب.
[22]. جامع الأصول في أحاديث الرسول، مجدالدين أبوالسعادات المبارك بن محمد بن محمد الشيبانی الجزری ابن الأثير، تحقيق: عبدالقادر الأرنؤوط، مكتبة الحلوانی - مطبعة الملاح - مكتبة دار البيان، چاپ اول، 1392ق-1972م، ج9، ص78، متن کتاب.
[23]. الجامع لأحكام القرآن، شمس الدين أبوعبدالله محمد بن أحمد بن أبي بكر القرطبی، تحقيق: أحمد البردوني وإبراهيم أطفيش، قاهره، دار الكتب المصرية، چاپ دوم، 1384ق-1964م، ج16، ص258، متن کتاب.
[24]. أنوار التنزيل وأسرار التأويل، ناصرالدين أبوسعيد عبدالله بن عمر بن محمد الشيرازی البيضاوی، المحقق: محمد عبد الرحمن المرعشلی، بیروت، دار إحياء التراث العربی، چاپ اول، 1418ق، ج5، ص125، متن کتاب؛ و ج2، ص102، متن کتاب.
[25]. البرهان فى تناسب سور القرآن، أبو جعفر أحمد بن إبراهيم بن الزبير الثقفي الغرناطی، تحقيق: محمد شعبانی، مغرب، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية، 1410ق-1990م، ص311، متن کتاب.
[26]. تفسير النسفي (مدارك التنزيل وحقائق التأويل)، أبوالبركات عبدالله بن أحمد بن محمود حافظ الدين النسفی، محقق: يوسف علي بديوی، بيروت، دار الكلم الطيب، چاپ اول، 1419ق-1998م، ج3، ص331، متن کتاب.
[27]. مشكاة المصابيح، أبو عبدالله ولی الدين محمد بن عبد الله الخطيب العمری التبريزی، المحقق: محمد ناصر الدين الألبانی، بیروت، المكتب الإسلامی، چاپ سوم، 1985م، ج3، ص1759، متن کتاب.
[28]. لباب التأويل في معاني التنزيل، علاء الدين علي بن محمد بن إبراهيم بن عمر الشيحي أبو الحسن، المعروف بالخازن، محقق: محمد علي شاهين، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1415ق، ج4، ص151، متن کتاب.
[29]. تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، شمس الدين أبوعبدالله محمد بن أحمد الذهبی، المحقق: عمر عبد السلام التدمری، بیروت، دار الكتاب العربی، چاپ دوم، 1413ق-1993م، ج3، ص515، متن کتاب.
[30]. تفسير القرآن العظيم، أبوالفداء إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقی(م774ق)، المحقق: محمد حسين شمس الدين، بیروت، دار الكتب العلمية- منشورات محمد علی بيضون، چاپ اول، 1419ق، ج7، ص299، متن کتاب.
[31]. المعتصر من المختصر من مشكل الآثار، أبو المحاسن جمال الدين يوسف بن موسى بن محمد المَلَطي الحنفی، بیروت، عالم الكتب، ج2، ص194، متن کتاب.
[32]. الجواهر الحسان في تفسير القرآن، أبوزيد عبدالرحمن بن محمد بن مخلوف الثعالبی، المحقق: الشيخ محمد علی معوض والشيخ عادل أحمد عبد الموجود، بیروت، دار إحياء التراث العربی، چاپ اول، 1418ق، ج5، ص515، متن کتاب.
[33]. نظم الدرر في تناسب الآيات والسور، إبراهيم بن عمر بن حسن الرباط البقاعی، قاهره، دار الكتاب الإسلامی، ج18، ص244، متن کتاب.
[34]. جامع البيان في تفسير القرآن، محمد بن عبدالرحمن بن محمد الإِيجی الشافعيّ، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1424ق-2004م، ج4، ص150، متن کتاب.
[35]. الدر المنثور، عبد الرحمن بن أبي بكر، جلال الدين السيوطی، بیروت، دار الفكر، ج7، ص506، متن کتاب؛/ و همو، مفحمات الأقران فی مبهمات القرآن، المحقق: الدكتور مصطفى ديب البغا، دمشق – بيروت، مؤسسة علوم القرآن، چاپ اول، 1403ق-1982م، ص100، متن کتاب.
[36]. تفسير أبي السعود (إرشاد العقل السليم إلى مزايا الكتاب الكريم)، أبوالسعود العمادی محمد بن محمد بن مصطفى، بیروت، دار إحياء التراث العربی، ج2، ص241، متن کتاب.
[37]. روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثانی، شهاب الدين محمود بن عبد الله الحسيني الألوسی، المحقق: علي عبد الباری عطية، بیروت،  دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1415ق، ج13، ص236، متن کتاب، و ج3، ص159، متن کتاب.
[38]. آرشیف ملتقی اهل الحدیث، ج138، ص186، متن کتاب؛ و ج 31، ص368، متن کتاب؛/ و 
مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، أبو الحسن نور الدين علي بن (سلطان) محمد الملا الهروی القاری(م1014ق)، بیروت، دار الفكر، چاپ اول، 1422ق-2002م، ج9، ص4026، متن کتاب.
[39]. «تفرد به مسلم بن خالد الزنجی، ورواه عنه غير واحد، وقد تكلم فيه بعض الأئمة». تفسير القرآن العظيم، ابن کثیر دمشقی، پیشین، ج7، ص300، متن کتاب.
[40]. الأحاديث الضعيفة والموضوعة التي حكم عليها الحافظ ابن كثير في تفسيره، أبو عبد الرحمن محمود بن محمد الملاح، مدینه، مكتبة العلوم والحكم، چاپ اول، 1431ق-2010م، ص361، متن کتاب.
[41]. ر.ک: التفسير النبوی مُقَدِّمَةٌ تَأْصِيْلِيَّةٌ مَعَ دِرَاسَةٍ حَدِيثِيَّةٍ لِأَحَادِيْثِ التَّفْسِيْرِ النَّبَوِيِّ الصَّريح، خالد بن عبد العزيز الباتلی، ریاض، دار كنوز إشبيليا للنشر والتوزيع، چاپ اول، 1432ق-2011م، ج8، ص177، متن کتاب.
[42]. «بعض النقاد يرقی حديث مسلم إلى درجة الحسن». سير أعلام النبلاء، شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، المحقق: الشيخ شعيب الأرناؤوط، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ سوم، 1405ق-1985م، ج8، ص177، متن کتاب؛/ و 
«صدوق یهم». همو، المغنی فی الضعفاء، المحقق: الدكتور نور الدين عتر، ج2، ص655، ش6206، متن کتاب؛/ و 
«فقيه صدوق كثير الأوهام». تقريب التهذيب،  أبوالفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی(م852ق)، المحقق: محمد عوامة، سوريا، دار الرشيد، چاپ اول،، 1406 - 1986، ص529، ش6225، متن کتاب.
[43]. «هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ مُسْلِمٍ وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ». المستدرك على الصحيحين، أبوعبدالله الحاكم محمد بن عبد الله بن محمد النيسابوری، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1411ق-1990م، ج2، ص498، متن کتاب.
[44]. الأباطيل والمناكير والصحاح والمشاهير، پیشین، ج2، ص318-319، متن کتاب.
[45]. سير أعلام النبلاء، شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی(م748ق)، قاهره، دار الحديث، 1427ق-2006م، ج3، ص333، متن کتاب.
[46]. «فقد أخرج عبد الرزاق وعبد بن حميد وابن جرير وابن أبي حاتم والطبراني في الأوسط. والبيهقي في الدلائل والترمذي وهو حديث صحيح على شرط مسلم عن أبي هريرة....». روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثانی، شهاب الدين محمود بن عبد الله الحسينی الألوسی(م1270ق)، المحقق: علي عبد الباری عطية، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1415ق، ج13، 236، متن کتاب.
[47]. صحيح ابن حبان، المحقق: شعيب الأرنؤوط، پیشین، ج16، ص62، متن کتاب.
[48]. التعليقات الحسان على صحيح ابن حبان وتمييز سقيمه من صحيحه، وشاذه من محفوظه، تعلیق: أبوعبدالرحمن محمد ناصر الدين(1420ق)، جده، دار با وزير، چاپ اول، 1424ق-2003م، ج10، ص205، متن کتاب.
[49]. تراجعات الألبانی، أبوالحسن الشيخ، ریاض، دار المعارف، ص6، ش83، متن کتاب.
[50]. سنن الترمذی، أبو عيسى محمد بن عيسى بن سَوْرة بن موسى بن الضحاك، الترمذی(م279ق)، تحقيق: إبراهيم عطوة، مصر، مكتبة مصطفى البابي الحلبی، چاپ دوم، 1395ق-1975م، ج5، ص383، متن کتاب.
[51]. صحيح وضعيف سنن الترمذی، محمد ناصر الدين الألبانی، ج7، ص260، متن کتاب.
[52]. الجامع الصحيح للسنن والمسانيد، صهيب عبد الجبار، 2014م، ج21، ص255، متن کتاب.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.