تهمتی ناروا به شیعه در برخورد با امام خویش!

18:46 - 1398/03/17

شیعه امام خود را نماینده و خلیفه خدا در روی زمین می‌داند و سخن او را بی‌چون و چرا می‌پذیرد.

امام رضا

شبهه: معاندین با توجه به روایتی در کتاب کافی، می‌گویند: امام جواد(علیه‌السلام) رنگین پوست بوده و حتی نزدیک‌ترین افراد امام رضا(علیه‌السلام) یعنی برادران، خواهران و عموهای ایشان نیز به او شک داشتند و ایشان را متهم کردند که این بچه، فرزند تو نیست، این چه امامی بوده که نتوانسته است اعتماد نزدیک‌ترین افراد خانواده خود را نیز جلب کند. این چه شیعیانی بودند که به حرف امام خود اعتماد نداشتند.

پاسخ: این داستان هم به خاطر ضعف شدید سندی و هم به خاطر مخالف با فقه و اصول اولیه شیعه، قابل پذیرش نیست و از اخبار کذب و جعلی محسوب شده که وارد دین شده است.  

شبهه: معاندین با توجه به روایتی در کتاب کافی، می‌گویند: امام جواد رنگین پوست بوده و حتی نزدیک‌ترین افراد امام رضا(علیه‌السلام) یعنی برادران، خواهران و عموهای ایشان نیز به او شک داشتند و ایشان را متهم کردند که این بچه، فرزند تو نیست، این چه امامی بوده که نتوانسته است اعتماد نزدیک‌ترین افراد خانواده خود را نیز جلب کند. این چه شیعیانی بودند که به حرف امام خود اعتماد نداشتند. حتی امام رضا(علیه‌السلام) گفته است: «این فرزند من است» اما آن‌ها قبول نکردند، این چه امامی است که شیعیانش سخن او را نمی‌پذیرند؟

بررسی:
این روش معاندین است که با استناد به اخباری ضعیف و مجهول -که به نحوی وارد کتب روایی شیعه شده- شیعه را متهم کرده و آن را به عنوان عقیده شیعه مطرح می‌کنند. این موضوع نیز یکی از آن مواردی است که اگر کسی آشنایی با کتب روایی نداشته باشد، فکر می‌کند آنان درست می‌گویند و واقعا چنین اتفاقی افتاده و شیعیان به امام خود بدبین بوده و سخن او را قبول نکرده‌اند.

مرحوم کلینی در کتاب کافی حدیثی را بدین شرح نقل می‌کند: «زكريا بن يحيى می‌گويد: شنيدم على بن جعفر، به حسن بن حسين بن على می‌گفت: به خدا سوگند كه خدا ابو الحسن الرضا(ع) را يارى كرد، حسن گفت: آرى به خدا قربانت گردم، همانا برادرانش نسبت به او ستم كردند، على بن جعفر گفت: آرى به خدا ما عموهايش هم به او ستم كرديم، حسن گفت: قربانت گردم، مگر شما چه كرديد؟ زيرا من نزد شما نبودم، گفت: ما و برادرانش به او گفتيم: هرگز در ميان ما خاندان، امامى كه رنگش دگرگون باشد نبوده؛ حضرت رضا(ع) فرمود: او پسر من است، آن‌ها گفتند: همانا رسول خدا(ص) به حكم قيافه‌شناس داورى کرده است، ميان تو و ما هم قيافه‌شناس داور باشد، حضرت فرمود: من دنبال آن‌ها نمی‌فرستم، شما بفرستيد، و به آن‌ها اطلاع ندهيد كه براى چه دعوت‌شان می‌كنيد و شما در خانه خود باشيد. چون آنان آمدند، ما را در باغی نشستیم و عموها و برادران و خواهران امام رضا(ع) صف كشيدند و آن حضرت را گرفته خرقه و كلاه پشمين پوشاندند و بيلى بر دوشش گذاشتند و گفتند به صورت باغبانى وارد باغ شود، سپس امام جواد(ع) را آوردند و به قيافه‌شناسان گفتند: پدر این پسر را بیابید، آن‌ها گفتند: پدرش این‌جا نيست؛ ولى اين و اين عموى پدر او هستند و اين عموى خود اوست و اين عمه اوست، اگر او در اين‌جا پدرى داشته باشد، همين صاحب باغ است كه قدم‌هاى او با قدم‌هاى اين پسر يكسان است و چون حضرت رضا(ع) برگشت، گفتند: همين شخص پدر اوست. على بن جعفر گويد: من برخاستم و لب امام جواد(ع) را چنان بوسيدم كه آب دهانش را مكيدم و به او عرض كردم: گواهى می‌دهم كه تو نزد خدا امام منى... ».[1]

بررسی سندی:
اولا: این روایت تنها با یک سند در کتب روایی ما نقل شده، دیگر کتب نیز از کافی نقل کرده‌اند، لذا خبر واحد است و اعتبار چندانی ندارد.
ثاینا: سند این روایت بدین شرح است: «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ جَمِيعاً عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ يَحْيَى بْنِ النُّعْمَانِ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ جَعْفَرٍ يُحَدِّثُ الْحَسَنَ بْنَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فَقَال‏».
در این سند «عَلِی بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِی» ضعیف است[2] و «زَكَرِيَّا بْنِ يَحْيَى بْنِ النُّعْمَانِ الصَّيْرَفِی» نیز مجهول است[3]؛ لذا از حدیث سندی، به شدت ضعیف است و چون خبر واحد است، نمی‌توان مضمون آن را پذیرفت. لذا علامه مجلسی[4] و آیت الله خویی[5] نیز به ضعف سندی این روایت اشاره کرده و آن را رد کرده‌اند.

بررسی دلالی:
مرحوم آیت الله خویی(ره) چند اشکال عمده بر این روایت وارد کرده و آن را نمی‌پذیرد:
1. این روایت بیان می‌کند امام رضا(علیه‌السلام) خواهران و عمه‌های خود را بدون پوشش در معرض قیافه‌شناس قرار داد، تا او بتواند اندام آن‌ها را مشاهده کرده و تشخیص دهد، آن‌ها عمه آن طفل هستند یا نه -و چون لازم بوده برخی از اعضای بدن آنان را ببیند تا تشخیص دهد- این کار حرام بوده و از امام معصوم چنین عملی صادر نمی‌شود.
2. مضمون این روایت مخالف فقه ماست، در فقه، سخن قیافه‌شناس ملاک نیست و نمی‌توان بر مبنای آن گفت این فرزند کسی هست یا نیست.
3. مضمون روایت این است که یاران نزدیک حضرت، همچون عموی بزرگوار حضرت  یعنی «علی بن جعفر» نیز در سخن امام شک داشته‌اند و سخن حضرت که فرمود: «این فرزند من است» را نپذیرفتند که از مقام شامخ آنان به دور است؛ شیعیان راستین، به خصوص خانواده خود امام، بدون چون و چرا سخنان امام را می‌پذیرفتند و کوچک‌ترین اعتراضی نمی‌کردن، تا چه رسد به این‌که امام را دروغ‌گو بدانند.[6]

این اشکالات بسیار بجاست و باعث می‌شود که ما این داستان را نپذیریم.
بنابراین این داستان هم به خاطر ضعف سندی و هم به خاطر مخالفت با فقه و اصول اولیه شیعه - اینکه شیعیان سخنان امام خویش را همیشه نصب العین قرار داده‌اند- قابل پذیرش نیست و از اخبار کذب و جعلی محسوب شده که وارد کتب روایی شده است.  

____________________________________________________________
پی‌نوشت
[1]. «وَ اللَّهِ لَقَدْ نَصَرَ اللَّهُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ إِي وَ اللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَقَدْ بَغَى عَلَيْهِ إِخْوَتُهُ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ إِي وَ اللَّهِ وَ نَحْنُ عُمُومَتُهُ بَغَيْنَا عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ صَنَعْتُمْ فَإِنِّي لَمْ أَحْضُرْكُمْ قَالَ قَالَ لَهُ إِخْوَتُهُ وَ نحن أَيْضاً مَا كَانَ فِينَا إِمَامٌ قَطُّ حَائِلَ اللَّوْنِ فَقَالَ لَهُمُ الرِّضَا ع هُوَ ابْنِي قَالُوا فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ قَضَى بِالْقَافَةِ فَبَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ الْقَافَةُ قَالَ ابْعَثُوا أَنْتُمْ إِلَيْهِمْ فَأَمَّا أَنَا فَلَا وَ لَا تُعْلِمُوهُمْ لِمَا دَعَوْتُمُوهُمْ وَ لْتَكُونُوا فِي بُيُوتِكُمْ فَلَمَّا جَاءُوا أَقْعَدُونَا فِي الْبُسْتَانِ وَ اصْطَفَّ عُمُومَتُهُ وَ إِخْوَتُهُ وَ أَخَوَاتُهُ وَ أَخَذُوا....» كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافی، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق، ج‏1، ص 322.
[2]. طوسى، محمد بن حسن، رجال الطوسی، مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجامعة المدرسين، قم، چاپ سوم، 1373 ش، ص 388.
[3]. مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الكافی، المكتبة الإسلامية، تهران، چاپ اول، 1382 ق، ج‏6، ص 194.
[4]. مجلسى، محمد باقر، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ دوم، 1404 ق، ج‏3، ص 378.
[5]. آیت الله خوبی، مصباح الفقاهة (المكاسب)، ج1، ص 384. متن کتاب
[6]. همان.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.