مکان ضربت خوردن امیرالمومنین(ع)

02:10 - 1398/03/05

قول به ضربت خوردن امیرالمومنین(علیه‌السلام) در بیرون مسجد از قوت لازم برخوردار نیست.

شهادت حضرت علی در حال نماز

مشهور عالمان اهل سنت معتقدند که حضرت علی(علیه‌السلام) در بیرون از مسجد کوفه مورد اصابت شمشیر ابن مجلم واقع شده است، نه در درون مسجد. گویا مستند آن‌ها روایتی است که طبری در تاریخ خودش ذکر کرده است که چند اشکال است: 1. خبر واحد است؛ 2. خبر او مرسل و منقطع است؛ 3. راوی طبقه اول اسماعیل بن راشد مجهول است؛ 4. راویی طبقه دوم، عثمان بن عبدالرحمن طرائفی توسط برخی رجالیون اهل سنت تضعیف شده است.

ما در مقاله گذشته بیان کردیم که اعتقاد شیعه در مورد مکان شهادت امیرالمومنین(علیه‌السلام) پشتوانه تاریخی و روایی دارد و چند روایت را آوردیم و مورد بررسی قرار دادیم و در تایید روایات شیعه، چند روایت از منابع متقدم اهل سنت نیز آوردیم.
اما در مقابل اعتقاد شیعه، بیشتر علمای اهل سنت در کتاب‌هایشان قائل‌ند که امیرالمومنین(علیه‌السلام) بیرون مسجد کوفه و یا نزدیک درب کوچک ورودی مسجد، مورد اصابت شمشیر ابن ملجم قرار گرفت.[1] لیکن با بررسی تاریخ اهل سنت می‌توان فهمید که متاخران در ارائه این نظر، تابع متقدمانی همچون طبری(م310ق) و طبرانی(م360ق) بوده‌اند.

محمد بن جریر طبری(م310ق) می‌نویسد: «ابن ملجم و هم‌دستانش [شبیب و وردان] شمشيرهایشان را در دست گرفته و در مقابل دری که علی(ع) از آن‌جا وارد مسجد می‌‌شد نشستند. آن‌گاه که علی(ع) وارد شد ... ابن ملجم با شمشير ضربتی به فرق او وارد آورد».[2] طبرانی(م360ق) نیز دقیقا همین مطلب را در المعجم الکبیر گزارش می‌کند.[3]

تحلیل و بررسی:
اولا: ابن ابی‌الدنیا قرشی(م281ق) از متقدم‌ترین تاریخ‌نویسان روایی است که در باب شهادت امیرالمومنین(علیه‌السلام) یک کتاب مستقل نگاشته و در آن حدود 119 روایت گردآوری کرده است. او 30 سال زودتر از طبری(م310ق) وفات یافته؛ بنابراین گزارشات او نسبت به گزارشات طبری و طبرانی، مقدم‎تر و پذیرشش دارای اولویت است. او در کتابش چند روایت را آورده که حضرت در مسجد ضربت خورد، نه در راه مسجد.[4]
پیش از او احمد بن حنبل(م241ق) نیز در فضائل الصحابه یک روایت را از لیث بن سعید آورده است که امام در حال نماز ضربت خورد.[5] ابن حنبل متوفای 241ق است، یعنی 69 سال پیشتر از طبری می‌زیسته است بنابراین گزارش او و ابن ابی‌الدنیا هم به لحاظ تاریخی مقدم است و هم به لحاظ اعتماد و پذیرش؛ چراکه برخی احادیث آن‌ها به لحاظ اعتبار، معتبرترند و مجموع احادیث آن‌ها به لحاظ تعداد نیز حدیث مستفیض محسوب می‌شوند. اما روایت طبری، خبر واحد است.

ثانیا: روایت طبری از سه جهت ضعیف است. او در سند حدیثش سه راوی را ذکر کرده است: موسى بن عبد الرحمن بن سعيد بن مسروقی(م285ق) از ابو عبدالرحمن عثمان بن عبدالرحمن حرانی طرائفی(م203ق) و او از اسماعیل بن راشد سلمی.
اما سه ضعف در سند:
1. حدیث او مرسل و منقطع است، چون راوی طبقه اول او: اسماعیل بن راشد(ابی اسماعیل) سلمی است که ناصر الدین البانی وهابی در مورد حدیث او می‌گوید: او هرگز امیرالمومنین(علیه‌السلام) را درک نکرده تا بخواهد از کیفیت شهادتش خبر دهد.[6] او و سه برادر دیگرش چهارقلو بودند[7] برادرش محمد بن راشد سال 142 هجری وفات کرد.[8] ابن منده گوید: هر کدام از این چهار برادر، اندکی بیش از 80 سال عمر کردند.[9] پس می‌توان گفت تولد آنها در حدود سال 60 هجری بود در حالی‌که امیرالمومنین(علیه‌السلام) در سال 40 هجری به شهادت رسیدند، بنابراین بین عصر اسماعیل تا عصر شهادت حضرت، حداقل یک نفر باید وجود داشته باشد که در سلسله روایت نیامده است. در علم حدیث، روایات مرسل، از درجه اعتبار ساقطند و نمی‌توان به آن‌ها استناد کرد.

2. اسماعیل بن راشد در طبقه روات از اتباع التابعین شمرده می‌شود؛ با این حال، او راوی مجهول الحال است که هیچ جرح و تعدیلی در مورد وی وارد نشده است.[10] و راوی‌ای که تعدیل و توثیقی از او نشود روایتش مورد پذیرش نیست، چون ممکن است در واقع او ثقه نباشد. از همین‌رو البانی وهابی روایت او را ضعیف شمرده است.[11]

3. راوی طبقه دوم، عثمان بن عبدالرحمن حرانی طرائفی است. گرچه برخی مانند یحیی بن معین وی را توثیق کرده‌اند، اما رجالیون اهل سنت اعتراف دارند که وی احادیث ضعیف و مجهول بسیاری را نقل کرده و به همین خاطر برخی رجالیون اهل سنت وی را تضعیف کرده‌اند.[12] چنانکه ابن نمیر و بغوی[13] بخاری[14] و ابن حبان[15] وی را ضعیف شمرده‌اند.

در معجم طبرانی نیز این سه راوی، در سند روایت وجود دارند[16] پس همین دو ضعف، دقیقا متوجه روایت طبرانی نیز خواهد بود. بنابراین روایت طبرانی نیز از درجه اعتبار ساقط است.
شاید به خاطر وجود همین ایرادات و اشکالات بود که برخی از بزرگان اهل سنت مانند ابن طاهر مقدسی[17]، ابوالحسن ماوردی[18] ابن عبری[19]، ابن اعثم کوفی[20] سبط ابن جوزی[21] به حدیث طبری توجه نکرده و قائل شدند که علی(علیه‌السلام) در حال نماز و در درون مسجد کوفه ضربت خوردند.

ابن عبد البر اندلسی نیز می‌نویسد: «اختلاف شده که آیا ضربت در هنگام نماز بوده یا قبل از داخل شدن به نماز؟ [و اگر ضربت  در نماز بوده] آیا حضرت، کسی را پس از ضربت، جای خود گماشته که نماز جماعت را برای مردم تمام کند یا آنکه خود در همان حالت جراحت نماز جماعت را به پایان رساند؟» او در ادامه می‌گوید: «احتمال بیشتر آن است که امیرالمومنین(علیه‌السلام) جعده بن هبیره را پس از خود به نماز گماشت تا نماز جماعت را تمام کند».[22]

طبیعی است که تا وقتی پاسخ به سوال اول [ضربت در نماز یا غیر نماز؟] ضربت در نماز نباشد نوبت به سوال دوم نمی‌رسد. پس این سخن ابن عبدالبر به این معناست که او نیز قائل است که حضرت در حین نماز ضربت خورد و سپس در پاسخ سوال دوم می‌گوید: اقوی و اکثر آن است که جعده بن هبیره را جای خود گماشته است.[23] دقیقا عین همان چیزی که سبط ابن جوزی و یکی از روایات ابی‌الدنیا گفته است.

بنابراین، قول به ضربت خوردن امیرالمومنین(علیه‌السلام) در بیرون مسجد از قوت لازم برخوردار نیست و در مقابلش قول به ضربت در درون مسجد و در حال نماز از قوت لازم برخوردار است.

___________________________________
پی‌نوشت:
[1]. تجارب الأمم وتعاقب الهمم، أبو علي أحمد بن محمد بن يعقوب مسكويه(م421ق)، المحقق: أبو القاسم إمامی، تهران، سروش، چاپ دوم، 2000م، ج1، ص566، متن کتاب؛/ و إحياء علوم الدين، أبو حامد محمد بن محمد الغزالي الطوسی، بیروت، دار المعرفة، ج4، ص349، متن کتاب؛/ و الكامل في التاريخ، ابن الأثير عز الدين أبوالحسن علي بن أبي الكرم الشيباني الجزري(م630ق)، تحقيق: عمر عبد السلام تدمری، بیروت، دار الكتاب العربي، چاپ اول، 1417ق-1997م، ج2، ص739، متن کتاب؛/ و أسد الغابة في معرفة الصحابة، عز الدين ابن الأثير، المحقق: علي محمد معوض - عادل أحمد عبد الموجود، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1415ق-1994م، ج4، ص102، متن کتاب؛/ و الجوهرة في نسب النبي وأصحابه العشرة، محمد بن أبي بكر بن عبد الله بن موسى الأنصاري التِّلمساني المعروف بالبُرِّی(م645ق)، تحقیق: د محمد التونجی، ریاض، دار الرفاعی، چاپ اول، 1403ق-1983م، ج2، ص268، متن کتاب.
[2]. «وأخذوا أسيافهم وجلسوا مقابل السدة التی يخرج منها على فلما خرج ... ضربه ابن ملجم فی قرنه بالسيف». تاريخ الرسل والملوك(تاريخ الطبری)، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملی الطبری(م310ق)، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق، ج5، ص145، متن کتاب.
[3] «وَأَخَذُوا أَسْيَافَهُمْ وَجَلَسُوا مُقَابِلَ السُّدَةِ الَّتِي يَخْرُجُ مِنْهَا عَلِيٌّ، فَخَرَجَ عَلِيٌّ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ لِصَلَاةِ الْغَدَاةِ، فَجَعَلَ يُنَادِي: الصَّلَاةَ الصَّلَاةَ، فَشَدَّ عَلَيْهِ شَبِيبٌ فَضَرَبَهُ بِالسَّيْفِ، فَوَقَعَ السَّيْفُ بِعِضَادَةِ الْبَابِ - أَوْ بِالطَّاقِ - فَشَدَّ عَلَيْهِ ابْنُ مُلْجَمٍ فَضَرَبَهُ بِالسَّيْفِ فِي قَرْنِهِ،». المعجم الكبير، أبو القاسم سليمان بن أحمد بن أيوب بن مطير اللخمي الشامي الطبرانی، المحقق: حمدي بن عبد المجيد السلفی، قاهره، مكتبة ابن تيمية، چاپ دوم، ج1، ص97، متن کتاب.
[4]. «حدثنا الحسين نا عبد الله قال حدثني أبي رحمه الله عن هشام بن محمد قال حدثني رجل من النخع عن صالح بن ميثم عن عمران بن ميثم عن أبيه أن عليا خرج فكبر في الصلاة ثم قرأ من سورة الأنبياء إحدى عشرة آية ثم ضربه ابن ملجم من الصف على قرنه...». مقتل أمير المؤمنين علی بن أبی طالب(عليه‌السلام)، أبوبكر عبدالله بن محمد بن عبيد بن سفيان بن قيس البغدادی الأموي القرشی المعروف بابن أبی الدنيا، المحقق: إبراهيم صالح، دمشق، دار البشائر، چاپ اول، 1422ق-2001م، ص30، متن کتاب؛/ و «حدثا الحسين نا عبد الله قال حدثني أبي عن هشام بن محمد قال حدثني عمر بن عبد الرحمن بن نفيع بن جعدة بن هبيرة أنه لما ضرب ابن ملجم عليا عليه السلام وهو في الصلاة تأخر فدفع في ظهر جعدة بن هبيرة فصلى بالناس...». همان، ص31، متن کتاب.
[5]. «حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مَنْصُورٍ قثنا يَحْيَى بْنُ بُكَيْرٍ الْمِصْرِيُّ قَالَ: أَخْبَرَنِي اللَّيْثُ بْنُ سَعْدٍ، أَنَّ عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ مُلْجَمٍ ضَرَبَ عَلِيًّا فِي صَلَاةِ الصُّبْحِ عَلَى دَهْسٍ بِسَيْفٍ كَانَ سَمَّهُ بِالسُّمِّ، وَمَاتَ مِنْ يَوْمِهِ وَدُفِنَ بِالْكُوفَةِ». فضائل الصحابة، أبوعبدالله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيبانی، المحقق: د. وصی الله محمد عباس، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1403ق-1983م، ج2، ص35، ح940، متن کتاب.
[6]. «وهذا إسناد ضعيف منقطع؛ فإن إسماعيل بن راشد - على جهالته - لم يدرك علياً رضي الله عنه». سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة وأثرها السيئ في الأمة، أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين الألبانی(م1420ق)، ریاض، دار المعارف، چاپ اول، 1412ق-1992م، ج11، ص320، متن کتاب.
[7]. «هؤلاء أربعة ولدوا فى بطن واحد عامتهم محدثون: محمَّد بن راشد وهو يعرف بمحمد بن أبي إسماعيل بن راشد، والثاني عمر بن راشد، والثالث إسماعيل بن راشد، ثلاثة منهم محدِّثون، والرابع لا يحضرني وأظنه كان محدثا». التاريخ الكبير، أبو عبد الله محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة البخاری(م256ق)، حیدرآباد دکن، دائرة المعارف العثمانية، طبع تحت مراقبة: محمد عبد المعيد خان، ج1، ص80، متن کتاب.
[8]. «مَاتَ مُحَمَّدٌ سَنَةَ اثْنَتَيْنِ وَأَرْبَعِينَ وَمِائَةٍ فِي خِلَافَةِ أَبِي جَعْفَرٍ». الطبقات الكبرى، أبو عبد الله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد(م230ق)، المحقق: إحسان عباس، بیروت، دار صادر، چاپ اول، 1968م، ج6، ص346، متن کتاب؛/ و الثقات، أبو حاتم محمد بن حبان بن أحمد بن حبان بن معاذ بن مَعْبدَ، التميمی الدارمی(م354ق)، طبع بإعانة: وزارة المعارف للحكومة العالية الهندية، تحت مراقبة: الدكتور محمد عبد المعيد خان مدير دائرة المعارف العثمانية، دائرة المعارف العثمانية بحيدر آباد الدكن الهند، چاپ اول، 1393ق-1973م، ج7، ص412، ح10660، متن کتاب.
[9]. «قِيلَ: مُحَمَّدُ بنُ رَاشِدٍ، الذِي يُقَالُ لَهُ مُحَمَّدُ بنُ أبي إسْمَاعِيلَ، كَانُوا إخْوَةً أَرْبَعةً وُلِدُوا في بَطْنٍ وَاحِدٍ، وقدْ نَيَّفَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُم عَلَى ثَمَانِينَ سَنَةً». المستَخرجُ من كُتب النَّاس للتَّذكرة والمستطرف من أحوال الرِّجال للمعرفة، ابن مندة ابوالقاسم عبد الرحمن بن محمد بن إسحاق، العبدي الأصبهانی(م470ق)، المحقق: أ. د. عامر حسن صبري التَّميميُّ، وزارة العدل والشئون الإسلامية البحرين، ج3، ص335، متن کتاب.
[10]. وهذا إسناد ضعيف معضل , فإن إسماعيل بن راشد هذا وهو السلمى الكوفى من أتباع التابعين , مجهول الحال , أورده ابن أبى حاتم (1/1/169) وقال: " وهو إسماعيل بن أبى إسماعيل أخو محمد بن أبى إسماعيل روى عن سعيد بن جبير روى عنه حصين بن عبد الرحمن السلمى , يعد فى الكوفيين ". ولم يذكر فيه جرحا ولا تعديلا». إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل، محمد ناصر الدين الألبانی، إشراف: زهير الشاويش، بیروت، المكتب الإسلامی، چاپ دوم، 1405ق-1985م، ج6، ص76، متن کتاب.
[11]. همان، ج6، ص76.
[12]. «عثمان بن عبد الرحمن الطرائفی؛ قال الحافظ [ابن حجر العسقلانی]  :صدوق، أكثر الرواية عن الضعفاء والمجاهيل؛ فضعف بسبب ذلك، حتى نسبه ابن نمير إلى الكذب، وقد وثّقه ابن معين». سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة وأثرها السيئ في الأمة، أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين الألبانی(م1420ق)، ریاض، دار المعارف، چاپ اول، 1412ق-1992م، ج11، ص320، متن کتاب.
[13]. «عثمان بن عبد الرحمن وهو ضعيف الحديث». معجم الصحابة، أبوالقاسم عبدالله بن محمد بن عبد العزيز بن المَرْزُبان البغوی(م317ق)، المحقق: محمد الأمين بن محمد الجكنی، کویت، مكتبة دار البيان، چاپ اول، 1421ق-2000م، ج2، ص319، متن کتاب.
[14]. «قال ابن أبي حاتم: أنكر أبي على البخاري إدخاله عثمان في كتاب الضعفاء». ميزان الاعتدال فی نقد الرجال، شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد الذهبی(م748ق)، تحقيق: علي محمد البجاوی، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، 1382ق-1963م، ج3، ص45، متن کتاب.
[15]. «يروي عن قوم ضعاف أشياء يدلسها عن الثقات، حتى إذا سمعها المستمع لم يشك في وضعها، فلما كثر ذلك في أخباره ألزقت به تلك الموضوعات، وحمل الناس عليه في الجرح، فلا يجوز عندي الاحتجاج بروايته كلها بحال». میزان الاعتدال، پیشین، ج3، ص45، متن کتاب.
[16]. المعجم الکبیر، پیشین، ج1، ص97، متن کتاب.
[17]. «روي عن الحسن بن علي عليهما السلام أنه قال لما أصبح اليوم الذي ضربه الرجل فيه فقال لقد سنخ  الى الليلة النبي صلى الله عليه وسلم فقلت يا رسول الله ماذا لقيت من أمتك قال ادع الله أن يريحك منهم قالوا ودخل علي المسجد ونبه النيام فركل ابن ملجم برجله وهو ملتف بعباءة وقال له قم فما أراك إلا الذي أظنه وافتتح ركعتي الفجر فأتاه ابن ملجم عليه لعائن الله فضربه على صلعته حيث وضع النبي صلى الله عليه وسلم [F؟ 199 r؟] يده وقال أشقى الناس أحيمر ثمود والذي يخضب هذه من هذه وروي أنه كان ضربه عليه عمرو بن عبد ودٍ يوم الخندق ولم يبلغ الضربة مبلغ القتل ولكن عمل فيه السم». البدء والتاريخ، المطهر بن طاهر المقدسی(م نحو 355ق)، بور سعيد، مكتبة الثقافة الدينية، ج5، ص232، متن کتاب.
[18]. وَأَحْرَمَ بِرَكْعَتِي الْفَجْرِ، فَأَمْسَكَ ابْنُ مُلْجِمٍ عَنْهُ فِي الركعة الأول حَتَّى قَدَّرَ رُكُوعَهُ وَسُجُودَهُ، وَرَأَى سُجُودَهُ أَطْوَلَ مِنْ رُكُوعِهِ، وَكَذَا السُّنَّةُ. فَلَمَّا قَامَ إِلَى الثَّانِيَةِ ضَرْبَهُ فِي سُجُودِهِ ضَرْبَةً فَلَقَ بِهَا هَامَتَهُ. فَقَالَ عَلِيٌّ: فُزْتُ وَرَبِّ الْكَعْبَةِ». الحاوی الكبير في فقه مذهب الإمام الشافعی وهو شرح مختصر المزنی، أبو الحسن علي بن محمد بن محمد بن حبيب البصري البغدادی الشهير بالماوردی،المحقق: الشيخ علي محمد معوض و الشيخ عادل أحمد عبد الموجود، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1419ق-1999م، ج13، ص113، متن کتاب.
[19]. «فدخل عليّ المسجد ونبّه النيام فركل ابن ملجم برجله وهو ملتفّ بعباءة وفتح ركعتي الفجر. فأتاه ابن ملجم. فضربه على ضلعه ولم تبلغ الضربة مبلغ القتل ولكن عمل فيه السمّ». تاريخ مختصر الدول، المؤلف: أبو الفرج غريغوريوس (واسمه في الولادة يوحنا) ابن أهرون (أو هارون) بن توما الملطی المعروف بابن العبری(م685ق)، المحقق: أنطون صالحاني اليسوعی، بیروت، دار الشرق، چاپ سوم، 1992م، ص108، متن کتاب؛/ وهمان، چاپ دار الرائد اللبنانی ، ص185
[20]. تناول سيفه وجاء حتى دخل المسجد ورمى بنفسه بين النيام وأذن علي رضي الله عنه ودخل المسجد فجعل ينبه من في المسجد من النيام ثم صار إلى حرابه فوقف فيه فافتتح الصلاة فلما ركع وسجد سجدة واستوى قاعدا وأراد أن يسجد الثانية ضربه ابن ملجم ضربه على رأسه». كتاب الفتوح، أبي محمد أحمد بن أعثم کوفی(م314ق)، تحقيق: علي شيری، بیروت، دار الأضواء چاپ اول، 1411ق، ج4، ص278، متن کتاب.
[21]. «فلما حصل علي في المحراب هجموا عليه فضربه ابن ملجم ... وتأخر علي عن المحراب ، وقدم جعدة فصلى بالناس». تذكرة الخواص، سبط بن الجوزی، تهران، مكتبة نينوی الحديثة، ص177.
[22]. «واختلفوا أيضا هل ضربه فِي الصلاة أو قبل الدخول فيها؟ وهل استخلف من أتم بهم الصلاة أو هُوَ أتمها؟ والأكثر أَنَّهُ استخلف جعدة بْن هبيرة، فصلى بهم تلك الصلاة، والله أعلم». الاستيعاب في معرفة الأصحاب، أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر بن عاصم النمری القرطبی(م463ق)، المحقق: علي محمد البجاوی، بیروت، دار الجيل، چاپ اول، 1412ق-1992م، ج3، ص1125، متن کتاب.
[23]. از احکام فقهی نماز جماعت آنست که امام جماعت اگر به هر نحوی نماز جماعتش باطل شد نماز مامومین باطل نمی‌شود و یک نفر از همان مامومین صف اول، در حین نماز می‌تواند با اندکی جلو آمدن، امام جماعت شود و مامومین نماز را به جماعت به پایان برسانند. 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.