آیه تبلیغ و شأن نزول آن

09:23 - 1398/03/06

آیه تبلیغ در روز غدیر و در مورد جانشینی امیرالمومنین(علیه‌السلام) نازل شده است.

برای امامت مولای متقیان امیرالمومنین(علیه‌السلام) شواهد زیادی در قرآن و روایات وجود دارد، آیه «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِين [مائده/67] ای پیامبر، آن‌چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان، و اگر این کار را نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای، خداوند تو را از(خطرات احتمالی) مردم، نگاه می‌دارد و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند.» که معروف به آیه تبلیغ است، یکی از مهم‌ترین آیاتی است که امامت امیرالمومنین(علیه‌السلام) را اثبات می‌کند.

برای امامت مولای متقیان امیرالمومنین(علیه‌السلام) شواهد زیادی در قرآن و روایات وجود دارد، که به تبیین یکی از این آیات می‌پردازیم:

آیه «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِين [مائده/67] ای پیامبر، آن‌چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان، و اگر این کار را نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای، خداوند تو را از(خطرات احتمالی) مردم، نگاه می‌دارد و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند.» که معروف به آیه تبلیغ است یکی از مهم‌ترین آیاتی است که امامت امیرالمومنین(علیه‌السلام) را اثبات می‌کند.
در این آیه دستوری از جانب خدا بر پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نازل شده بود و حضرت از ابلاغ آن بیمناک بود، ولی خداوند با تأکید خاصی او را به ابلاغ آن فرمان داد و مطمئن ساخت که در این راه خطری متوجه او نخواهد بود، و یادآور شد که این دستور به قدری اهمیت دارد که تبلیغ نکردن آن به منزله‌ی تبلیغ نکردن اصل رسالت است: «وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ».
بدون شک پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هیچ‌گاه به خاطر ترسِ از جان خود در تبلیغ رسالت الهی کوتاهی نکرده است، بنابراین، ترس او از این جهت نبوده است، بلکه این دستور باید در برگیرنده‌ی حکمی باشد که ممکن بود به شأن و موقعیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در اذهان عده‌ای از مسلمانان صدمه وارد کند و در نتیجه، حقانیت او را مورد تردید قرار دهد. یعنی مشتمل بر حکمی بوده که در ظاهر امر در برگیرنده‌ی نفع شخصی یا قومی برای آن حضرت بوده است.

این حکم به قرینه‌ی روایات بسیاری که در شأن نزول آیه وارد شده و علمای متعددی از اهل سنت به آن اذعان کرده‌اند ــ اندیشمندانی مانند: ابن ابی حاتم[1]، فخر رازی[2]، بدر الدين ابن عينى حنفى در كتاب «عمدة القارى»[3]، حاکم حسکانی[4]، آلوسی[5] و ... ــ همان ولایت و رهبری امیرالمومنین(علیه‌السلام) است؛ زیرا در روایات شأن نزول آمده که این آیه در جریان غدیر خم نازل شده است، از این‌رو، ابلاغ این حکم می‌توانست این ذهنیت را برای برخی از مسلمانان ایجاد کند که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز مانند فرمان‌رویان دیگر است که بستگان خود را به عنوان جانشین خویش تعیین می‌کند، به ویژه آن‌که در میان مسلمانان عده‌ی زیادی منافق وجود داشت که از چنین فرصت‌هایی بهترین بهره‌برداری را به نفع مقاصد خود می‌کردند.
از سوی دیگر، وجود یک رهبر لایق و با کفایت برای حفظ اسلام، بسیار مهم و تعیین کننده و عدم آن برای اسلام خطر ساز بود، به همین سبب است که عدم ابلاغ آن، مساوی انجام ندادن بود.[6]

در این میان برخی تلاش کرده‌اند به گونه‌ای شأن نزول این آیه را انکار کنند، از این‌رو شأن نزول‌های دیگری برای آن بیان کرده‌اند که به بررسی آن‌ها می‌پردازیم:
1. برخی از عالمان اهل سنت معتقدند آیه تبلیغ در مکه در آغاز رسالت پیامبر نازل شد و سبب نزول آن، ابلاغ حقایق دین به کفار و مشرکان است. بنا بر برخی روایات، برای حفظ پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از گزند دشمنان، برای ایشان مراقبانی گماشته بودند؛ اما ایشان پس از نزول آیه تبلیغ، مراقبان خود را مرخص کرد و فرمود که خداوند مرا از گزند بدخواهان حفظ می‌کند و علاوه بر آن، موظف گردید که حقایق دین را بدون واهمه به کفار و مشرکان ابلاغ کند.[7]

نقد: در نقد این دیدگاه گفته شده، مفسران اتفاق نظر دارند که سوره مائده در مدینه نازل شده[8] و مطابق روایات، به نقل از «عبدالله بن عمر» سوره مائده آخرین سوره نازل‌ شده است.[9] بنابراین فرض نزول آیه تبلیغ در مکه و نیز این‌که آیه مزبور طی سالیان دراز بدون الحاق به سوره‌ای خاص به تنهایی خوانده می‌شده یا احیاناً در بایگانی بوده، فرض درستی نیست.[10] علاوه بر آن، برخی از صاحب‌نظران روایاتی را که در خصوص مراقبت از جان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مکه است، صحیح نمی‌دانند.[11]

2. برخی نوشته‌اند، آیه تبلیغ در مدینه نازل شده[12] و هدف از نزول آن، مکلف کردن رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ابلاغ بی‌واهمه حقایق وحی به اهل کتاب بوده است.[13] به گفته ابوحیان پیامی که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مامور به ابلاغ آن شد، ابلاغ حکم رجم(سنگسار) و قصاص بود که یهودیان و مسیحیان این احکام الهی را در تورات و انجیل دست‌خوش تحریف و تغییر کرده بودند.[14] استدلال وی آن است که سخن در قبل و بعد از این آیه نیز درباره اهل کتاب است و موضوع آیه نباید با موضوع آیات قبل و بعد از خود بیگانه باشد.

نقد: بنا بر منابع تاریخی، پس از جنگ‌های مسلمانان و یهودیان، از جمله غزوه بنی قریظه و غزوه خیبر، قدرت و شوکت یهودیان در هم شکست و با تصرف پایگاه‌های آنان و تبعید شماری از آنان به خارج از مدینه، نفوذ آنان از بین رفت، آن‌چنان که آیات 26 و 27 احزاب و همچنین آیات 2 و3 سوره حشر به آن دلالت دارد. مسیحیان هم در عربستان، به ویژه در مدینه، فاقد قدرت بوده و تنها مقابله مسلمانان با آنان در ماجرای مباهله بود[آل عمران/61] که آن هم به درخواست مسیحیان منتفی شد.

پس با توجه به قدرت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و مسلمانان در واپسین سال‌های عمر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، دلیلی برای نگرانی آن حضرت از یهود و نصارا وجود نداشت تا سبب واهمه در ابلاغ حقایق دین به آنان گردد. افزون بر این، آیه تبلیغ از جهت موضوع، با آیات قبل و بعد از خود بیگانه نیست، زیرا آیات قبل و بعد، در نکوهشِ یهود و نصاراست و چه بسا آنان تصور می‌کردند که با رحلت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، دوران قدرت مسلمانان سپری می‌شود و بار دیگر زمینه نفوذ و سلطه آنان فراهم می‌گردد، اما آیه تبلیغ که درباره تعیین رهبری امت اسلام پس از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است، بطلان این تصور را آشکار ساخت و این مطلب با «‌آیه اکمال‌» که پس از اعلام ولایت امیرالمومنین(علیه‌السلام) نازل شد، تناسب دارد.[15]

بنابراین معقول‌ترین توجیه این است که بگوییم این آیه در مورد جانشینی رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نازل شد و آن امر مهم هم جانشینی امیرالمومنین(علیه‌السلام) بود که حقیقتا دشمنان اسلام را ناامید می‌کرد.

____________________________________
پی‌نوشت
[1]. تفسير القرآن العظيم، ابن ‏ابى‏ حاتم، عبدالرحمن بن محمد، المملكة العربية السعودية، الطبعة الثالثة، 1419 ق، ج4، ص1172.
[2]. التفسير الكبير، فخر رازى، محمد بن عمر، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة الثالثة، 1420 ق، ج12، ص401.
[3]. عمدة القاري شرح صحيح البخاري، بدر الدين ابن عينى، دار إحياء التراث العربي، بيروت، ج18، ص206.
[4]. شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، حسكانى، عبيدالله بن عبدالله‏، وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامي‏، تهران، 1411 ق، ج‏1، ص251.
[5]. روح المعاني، آلوسى محمود بن عبدالله‏، دار الكتب العلمية، بيروت، الطبعة الأولى، 1415ق، ج3، ص359.
[6]. المیزان فی تفسیرالقرآن، طباطبایی، سید محمدحسین، موسسه الاعلمی، بیروت، 1393ق، ج6، ص45-52.
[7]. الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ثعالبی، عبدالرحمان بن احمد، مصحح ابومحمد غماری ادریسی حسنی، بیروت، بی نا، ۱۴۱۶ق، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۴۴۲.
[8]. الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، محمدبن احمد، بیروت، ۱۹۶۵م، چاپ افست تهران، ۱۳۶۴ش، ج۳، ص۳۰.
[9]. ترمذی، الجامع الصحیح، ۱۴۰۸ق، ج۵، ص۲۶۱.
[10]. تفسیر التحریر و التنویر، ابن عاشور، محمد طاهر، تونس، بی نا، ۱۹۸۴م، ج۶، ص۲۵۶.
[11]. تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، بیروت، دارالقلم، بی‌تا، ج۲، ص۱۳۲.
[12]. تفسیر البحر المحیط، ابوحیان، محمد بن یوسف، بیروت، بی نا، ۱۹۸۳م، ج۳، ص۵۲۹.
[13]. الجامع البیان عن تأویل آی القرآن، طبری، محمد بن جریر، [بی‌جا]، دار هجر للطباعة و النشر، چاپ اول، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۱م، ج۴، جزء ۶، ص۱۹۸.
[14]. بوحیان، محمد بن یوسف، تفسیر البحر المحیط، بیروت، بی نا، ۱۹۸۳م، ج۳، ص۵۲۹.
[15]. طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۴۶.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.