حضرت آدم به بهشت نرفت تا اخراج شود

02:00 - 1398/03/02

خداوند متعال هنگامیکه حضرت آدم را در بهشت اسکان داد، با ترک اولی که حضرت مرتکب شد، او را به جایی دیگر منتقل کرد.

بهشت

شیهه: خدا ابتدا آدم و حوا را از بهشت بیرون کرد، سپس 124 هزار پیامبر فرستاد که به زور همه را به بهشت بر گرداند؛ این دیگر چه بازی است.

پاسخ: با توجه به این روایت و آیات قرآن روشن می شود که آدم(علیه السلام) اصلا در بهشت واقعی نبوده تا اخراج شود، بلکه این بهشت، یکى از باغ‌هاى دنیا و روى زمین بوده و جمله «اهْبِطُوا» نیز به معنى انتقال آن‌ها از یک نقطه به نقطه دیگر زمین است.

شیهه: خدا ابتدا آدم و حوا را از بهشت بیرون کرد، سپس 124 هزار پیامبر فرستاد که به زور همه را به بهشت بر گرداند؛ این دیگر چه بازی است.

پاسخ: این شبهه با ظاهری ساده، اما خیلی زیرکانه سه مساله اعتقادی مهم یعنی حکمت الهی، نبوت و اختیارآدمی را نشانه رفته است. و طوری بیان می کند که خداوند(نعوذبالله) کاری را انجام داده، سپس از آن پشیمان شده و مجبور شده پیامبرانی بفرستد تا آن کار را جبران کنند. ما در این جا به صورت مختصر به پاسخ آن می پردازیم:

یکی از صفات خداوند متعال حکیم بودن است. یعنی هیچ عملی را از روی جهل انجام نمی دهد، هر کاری انجام می‌دهد، با علم و درایت  است و اهداف و مصالحی را دنبال می‌کند.[1] و هرگز کار لغو و بیهوده انجام نمی دهد؛ چون انجام کار لغو علتش یا جهل است و یا عجز یا نیاز، در حالی‌که این‌ها همگی از خداوند متعال  بدور است.[2] چون خداوند متعال هم قادر مطلق است و هم عالم به جمیع امور، پس نه جهلی در او راه دارد و نه عجز و نیازی.

داستان هبوط آدم(علیه السلام) از بهشت در قرآن به این صورت آمده است: «خداوند متعال به فرشتگان فرمود: من می خواهم برای خود در زمین خلیفه ای قرار دهم. فرشتگان گفتند: آیا می خواهی کسی را در زمین قرار دهی که فساد و خون‌ریزی می کند و ما تو را حمد و ستایش می کنیم. خداوند فرمود: من چیزی را می دانم که شما نمی دانید.[3]  با توجه به فقره ابتدائی این آیه، روشن می شود که اولا: خداوند متعال انسان را برای زندگی در روی زمین خلق کرده است، نه برای زندگی در بهشت؛ بنابراین از اوّل مقرّر بود که او به زمین بیاید و آمدن او نیز حتمی بود. دوما: جریان هبوط آدم از بهشت به خاطر عمل‌کرد خود حضرت آدم(علیه السلام) بوده که آن ترک اولی را مرتکب شد. سوما: آن بهشت، بهشت اصلی نبوده است.

چرا که در روایت آمده: از امام جعفر صادق(علیه‌السّلام) راجع به بهشت حضرت آدم جویا شدند: آیا از بهشت‏‌هاى دنیا بوده یا از بهشت‏‌هاى آخرت، حضرت فرمود: از بهشت‏‌هاى دنیا بود که خورشید و ماه در آن طلوع می‌کرد، اگر از بهشت‏‌هاى آخرت ‏بود، هیچ گاه حضرت آدم از آن خارج نمی شد».[4] هچنین قرآن کریم در اوصاف بهشت موعود می فرماید: «در بهشت ممنوعیت وجود ندارد[5]، تکلیف وجود ندارد، عذاب و عقاب ندارد، ابلیس اجازه ورود ندارد و با ورود به بهشت کسی از آن خارج نمی شود».[6] 

لذا با توجه به این روایت و آیات قرآن روشن می شود که آدم(علیه السلام) اصلا در بهشت واقعی نبوده تا اخراج شود، بلکه این بهشت، یکى از باغ‌هاى دنیا و روى زمین بوده و جمله «اهْبِطُوا» نیز به معنى انتقال آن‌ها از یک نقطه به نقطه دیگر زمین است. علامه طباطبائی در این زمینه می نویسید: «هبوط همان خروج است، و تفاوتش با خروج تنها در این است که هبوط خروج از مقامى و نزول به درجه پایین‏‌تر است، و خروج یعنی اخراج از یک مکان؛ همین معنا خود دلیل بر این است که مقصود از هبوط، فرود آمدن از مکان بلند نیست، بلکه مراد فرود آمدن از مقام بلند است».[7]

از سوی دیگر بعثت پیامبران برای هدایت مردم به سوی یکتاپرستی و ایمان به توحید و دعوت به انجام کارهای نیک بوده است، تا به سبب آن به بهشت بروند. پیامبران الهی هیچ‌گاه مردم را با زور وادار به پذیرش ایمان نکرده اند. به عبارت دیگر: نخواسته اند مردم را به زور به بهشت ببرند. انبیا آمده اند تا انسان را در سایه اختیار خود تربیت کرده و به رشد و تعالی برسانند، اصلا هدف خلقت خداوند متعال نیز همین بوده است، خداوند متعال خواسته است انسان با اختیار و انتخاب خود، مسیر درست را انتخاب کند و راه رشد و تعالی را طی نموده و به مقام قرب الهی و بهشت برین دست پیدا کند، لذا از همان اول هم برنامه الهی همین بوده است.

بنابراین نمی توان گفت خداوند در کار خود مرتکب اشتباه شده و حالا برای جبران اشتباه خود، مجبور شده تا پیامبران را برای بهشتی کردن مردم بفرستد؛ بلکه پیامبران آمده اند تا راه و چاه را به ما نشان دهند و انسان را برای رسیدن به هدف خلقت و جایگاه رفیع خود کمک کنند؛ چرا که عقل انسان به تنهایی و بدون کمک انبیا و اوصیای الهی قادر به پیمودن این مسیر سخت و طافت فرسا نیست و اصلا نمیداند چه عملی برای رسیدن به این مقصود مفید است، لذا انبیا به او می‌آموزند که چه کاری ما را به خدا می‌رساند و چه کاری ما را از او دور می‌کند.

_____________________________________________________________________

پی نوشت

[1] . طباطبائی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۹، ص ۵۳۱، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‌ مدرسین حوزه علمیه، ۱۴۱۷.

[2] . ربانی گلپایگانی،علی، محاظرات فی الالهیات، ص157، نشر امام صادق علیه السلام، چاپ دهم، 1427ق.

[3] . «وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَهً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ» بقره/30.

[4] . «جنه من جنات الدنیا تطلع علیه فیها الشمس و القمر، و لو کانت من جنات الخلد ما خرج منها ابدا» تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، محمدرضا، ج 1 ، ص 365 . http://lib.eshia.ir/10590/1/365. ترجمه تفسیر المیزان، ج‏1، ص 212، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1374 ش.

[5] . زخرف، 71.

[6] . حجر، 48.

[7] . ترجمه ی المیزان، ج8، ص35 .

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.