رابطه امام صادق(ع) با جد مادری‌اش ابوبکر

01:00 - 1398/03/02

اینکه گفته شود چون امام صادق(علیه‌السلام) از نسل ابوبکر است پس از وی بیزاری و تبری نمی‌جوید، سخنی بسیار سطحی و دور از نگاه قرآنی است.

لعن

شبهه: امام صادق(علیه‌السلام) که از جانب مادرش از نسل ابوبکر است آیا می‌شود که جدش ابوبکر را لعن و نفرین کند؟

پاسخ: اهل بیت(علیهم‌السلام) معصومند و نگاهشان در مساله حق و باطل و تولی و تبری، نگاه قرآنی است و پیوندهای خویشاوندی را در این مساله دخالت نمی‌دهند. با هر آن کس که حق باشد پیوند دینی دارند و او را از خود می‌دانند و با هرکسی که اهل باطل باشد او را از خود نمی‌دانند، اگرچه قرابت خویشی و پیوند جسمانی با او داشته باشند. امام صادق(علیه‌السلام) نیز ابوبکر را غاصب خلافت و اهل باطل می‌داند و اگرچه از نسل اوست، ولی قطعا او را از خود نمی‌داند و از او تبری می‌جوید.

شبهه: برخی از روشن‌فکران معاصر، می‌گویند برخی از اندیشه‌های تشیع به مرور وارد شیعه شده‌اند مانند اندیشه شیعه در مورد خلفای اهل سنت که خلفا را غاصب خلافت دانسته‌اند. او در رد این اندیشه شیعه، با تمسک به شبهه‌ای قدیمی از اهل سنت، می‌گوید: آیا مگر می‌شود امام صادق(علیه‌السلام) که خود از نسل ابوبکر است، او را غاصب بداند و جدش را لعن کند؟!

پاسخ: نام مادر امام صادق(علیه‌السلام) «قریبه» و کنیه‌اش «ام فروه» است. پدر ام فروه، قاسم بن محمد بن ابی‌بکر است و مادر ام فروه، اسماء بنت عبدالرحمن بن ابی‌بکر؛ یعنی ام فروه هم از جهت پدرش قاسم و هم از جهت مادرش اسماء به ابوبکر می‌رسد. پس امام صادق(علیه‌السلام) از دو طریق به جد مادری‌اش ابوبکر می‌رسد: یکی از طریق مادربزرگ مادری‌اش اسماء و دیگری از طریق پدربزرگ مادری‌اش قاسم. لذا این درست که جد مادری حضرت، خلیفه اول اهل سنت ابوبکر است، اما هرگز این نسبت فامیلی سبب محبت نشده است.

چرا که از لوازم عصمت آن‌ است که معصوم، واقعیت‌نگر و حقیقت‌مدار و ضد باطل و تابع حق باشد. برای معصوم، پیوندها و نسبت‌های فامیلی و نژادی، معیار و میزان حق نیستند؛ بلکه در تبعیت از حق و مقابله با باطل، از نسبت‌ها فارغند و اگر عزیزترین و نزدیک‌ترین منسوبان‌شان اهل باطل باشند، از آن‌ها تبری و بیزاری خواهند جست. قرآن کریم نیز این مساله را به‌خوبی تبیین کرده و معصوم نیز که قرآن ناطق است عملش و نگاهش قرآنی است. قرآن در مورد حضرت نوح و لوط(علیهما‌السلام) بیان می‌کند که نوح از همسرش و فرزندش کنعان و لوط نیز از همسرش[1] که اهل باطل بودند تبری جسته و آنان را طرد و رها کرده‌ تا دچار عذاب شوند، چون نزد آن‌ها خواست خدا، مقدم بر هر نسبت فامیلی است.

حضرت یعقوب فرزندان ناصالحش را طرد کرد و حضرت ابراهیم نیز از عمویش آذر و رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از عمویش ابولهب، و امام حسن عسکری(علیه‌السلام) از برادرش جعفر کذاب دوری و اجتناب می‌کردند[2] و حتی امام هادی(علیه‌السللام) به خاطر علمی که نسبت به آینده‌ی فرزندش جعفر کذاب داشت، هنگام تولد وی هرگز خشنود و شادمان نشد و فرمودند: او افراد زیادی‌ را به‌ گمراهی‌ خواهد کشاند.[3] آیا عمل این چند معصوم، بهترین شاهد برای درنظر نگرفتن پیوندها در بیزاری‌شان از اهل باطل و عدم میل به آن‌ها نیست؟!

امام صادق(علیه‌السلام) نیز از این قاعده مستثنا نیست و نزدیک‌ترین کسانش را که به باطل بگروند طرد کرده و از آن‌ها تبری خواهد جست و چه باطلی بزرگ‌تر از غصب خلافت ختم انبیا که توسط جد مادری‌اش ابوبکر صورت گرفته و حق جد پدری‌اش امیرالمومنین(علیه‌السلام) را غصب کرد و با ایجاد فتنه عظیم پس از وفات حضرت رسول(صلی‌الله‎علیه‌وآله) موجبات جسارت به جده‌ی پدری‌اش حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) را فراهم آورد و از بزرگ‌ترین بسترسازان شهادت ایشان بود.
مگر او نبود که خلافت را از خاندان وحی دور ساخت و موجب انزوای امامان معصوم گشت و فتنه‌ی او بود که آتشی عظیم پدید آورد که امامان معصوم توسط همان پیروان او شهید شدند؟!
حال، آیا می‌شود گفت به صرف اینکه مادر امام صادق(علیه‌السلام) از نسل ابوبکر است، حضرت تمام فتنه‌ها و ظلم‌های ابوبکر و باطل‌های او را نادیده گرفته و از او تبری نمی‌جوید؟!
اگر کسی باطل باشد و امام از او تبری نجوید عصمتش خدشه‌دار می‌گردد و اگر بین حق و باطل به هر دو متمایل و هر دو نزد او محبوب باشند عصمتش مخدوش می‌شود.

معصومین در زمینه مواجهه با حق و باطل، آیه «لا انساب بینهم» را نصب العین خود قرار می‌دهند و در قضاوت و میل باطنی، هرگز پیوند خویشاوندی را در نظر نمی‌گیرند چنانکه وقتی طاووس یمانی به امام سجاد(علیه‌السلام) خطاب می‌کند که چرا شما اینگونه با سوز و اشک مناجات می‌کنید، درحالیکه جدتان رسول خداست و شفاعت در دست اوست؟! حضرت بلافاصله او را از این سخن بازمی‌دارد و او را به قرآن حواله می‌دهد که خداوند فرموده است: «فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ[مومنون/101] وقتی نفخه صور قیامت دمید شود، دیگر نسب و خویشی میان انسان‌ها نماند و کسی از حال کسی نپرسد».[4] این یعنی همان نگاه حقیقت‌بینِ فارغ از اعتباریات دنیوی است.

بنابراین، اینکه بگوییم چون امام صادق(علیه‌السلام) از نسل ابوبکر است، پس از وی بیزاری و تبری نمی‌جوید و او را مورد نفرین قرار نمی‌دهد، سخنی بسیار سطحی و دور از نگاه قرآنی است که از عدم شناخت عصمت و لوازم آن سرچشمه می‌گیرد.

_________________________________
پی‌نوشت: 
[1]. «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ»(تحریم/10). خـداى تعالى براى کسانى که کافر شدند مثلى زده و آن همسر نوح و همسر لوط است که در تـحـت تدبیر دو نـفر از بندگان صالح ما بودند، و این دو زن به آن دو بنده صالح خـیـانـت کـردند و همسریشان با پیامبران هیچ سودى برایشان نکرد و از عذاب خدا جلوگیر نـشـد و بـه ایـشـان گـفـتـه شـد داخـل آتـش شـویـد هـمـانـطـور کـه بـیـگـانـگـان بـا انبیا داخل مى شوند.
«قَالُوا يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَلَا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ»﴿هود/۸۱﴾ (فرشتگان عذاب) گفتند: «اى لوط! ما رسولان پروردگار توایم; آنها هرگز دسترسى به تو پیدا نخواهند کرد! در دل شب، خانواده ات را حرکت ده! و هیچ یک از شما پشت سرش را نگاه نکند; مگر همسرت، که او هم به همان بلائى که آنها گرفتار مى شوند، گرفتار خواهد شد!
«قَالَ إِنَّ فِیهَا لُوطاً قَالُواْ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِیهَا لَنُنَجِّیَنَّهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ کَانَتْ مِنَ الْغَابِرِینَ»(عنکبوت/32) (ابراهیم) گفت: در این منطقه لوط است، فرشتگان گفتند: (نترس) ما به کسانى که در این جا هستند آگاه ‏تریم؛ قطعاً او (لوط) و خاندانش را نجات مى‏ دهیم، جز همسرش که از باقى ماندگان (در قهر ما) است.
[2]. الهدایة الکبری‌، حسین‌بن‌ حمدان‌ خصیبی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶ق-۱۹۸۶م، ص۳۸۱؛ المجدی‌ فی‌ انساب‌الطالبیین، علی‌بن‌ محمد العلوی‌، محقق: احمد مهدوی‌ دامغانی‌، قم‌، ۱۴۰۹ق، ص۱۳۲.
[3]. فاطمه، دختر محمد بن هیثم معروف به ابن سیابه گوید: هنگام ولادت جعفر، من در خانۀ امام هادی (علیه‌السلام) بودم و اهل خانه به این ولادت شادمان شدند. نزد امام هادی (علیه‌السلام) رفتم و او را شاد نیافتم. گفتم: «ای سرورم! چرا شما را به واسطۀ این مولود شادان نمی‌بینم؟» فرمود: «یهون علیک أمره فإنّه سیضلّ خلقا کبیرا»، «این امر بر تو آسان خواهد شد؛ زیرا به زودی او گروه پرشماری را گمراه می‌سازد». کمال الدین و تمام النعمة، ابی‌جعفر محمد بن علی (شیخ صدوق)، محقق: علی‌اکبر غفاری‌، قم‌، ۱۳۶۳ش‌، ج۱، ص۳۲۱، ح‌۲؛/ و کتاب الغیبة، ابی‌جعفر محمد بن حسن طوسی(شیخ طوسی)، محقق: عباداللّه‌ طهرانی‌ و علی‌ احمد ناصح‌، قم‌، ۱۴۱۱ش، ص‌۲۲۶-۲۲۷.  
[4]. «.... أَبُوكَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ أُمُّكَ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ وَ جَدُّكَ رَسُولُ اللَّهِ قَالَ فَالْتَفَتَ إِلَيَّ وَ قَالَ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ يَا طَاوُسُ دَعْ عَنِّي حَدِيثَ أَبِي وَ أُمِّي وَ جَدِّي خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ لِمَنْ أَطَاعَهُ وَ أَحْسَنَ وَ لَوْ كَانَ عَبْداً حَبَشِيّاً وَ خَلَقَ النَّارَ لِمَنْ عَصَاهُ وَ لَوْ كَانَ قُرَشِيّاً أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَهُ تَعَالَى:‌ "فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ‌" وَ اللَّهِ لَا يَنْفَعُكَ غَداً إِلَّا تَقْدِمَةٌ تُقَدِّمُهَا مِنْ عَمَلٍ صَالِحٍ‌». مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهر آشوب مشيرالدين أبى عبدالله محمد بن على بن شهر اشوب السروى المازندرانى(م588ق)، مصحح: هاشم رسولی و محمد حسین آشتیانی، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، ج4، ص151، متن کتاب.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.