امیرالمومنین(ع) و بیان مسائل خصوصی

08:47 - 1398/02/26

این روایت و مشابه آن -بر فرض صحت- هیچ نکته منفی خاصی ندارد که بتوان با آن بر امیرالمومنین(علیه‌السلام) اشکال وارد کرد.

امیرالمومنین

شبهه: امیر المومنین(علیه السلام) کارهای خصوصی خود با همسرش را برای دیگران بازگو کرده است.

پاسخ: اولا: خود این روایات اختلاف دارند و معلوم نیست که امیرالمومنین(علیه‌السلام) چنین سخنی گفته باشد. دوما: در روایت است که امیرالمومنین(علیه‌السلام) می‌فرماید «من حیا می کنم».
سوما: رابطه زناشویی بین زن و مردی که با هم ازدواج کردن، یک امر کاملا طبیعی و عادی است و اصلا ازدواج به همین معناست، و اگر مردی بین دوستان خود بگوید من مثلا دیشب غسل جنابت انجام دادم، کسی این عمل را قبیح نمی‌داند.

شبهه: اخیرا درباره امیر المومنین(علیه السلام) شبهه‌ای مطرح شده که آن حضرت کارهای خصوصی خود با همسرش را برای دیگران بازگو کرده است، در حالی‌که هیچ مردی این کار را انجام نمی دهد و به روایت از مالک بن انس استناد کرده اند.

پاسخ:
«انس بن مالک» در روایتی می گوید: «یک شب بسیار تاریک من و دو نفر دیگر نزد رسول خدا(ص) بودیم، ایشان فرمود: به در منزل علی(ع) بروید، ما نیز به آنجا رفتیم، یکی از ما به آرامی در زد و علی(ع) با شمسیر رسول خدا(ص) بیرون آمد و فرمود آیا اتفاقی افتاده؟ گفتیم خیر، رسول خدا(ص) ما را به اینجا فرستاده است؛ در این حین پیامبر اکرم(ص) رسید و فرمود: یا علی، .. اتفاقی که دیشب برای تو اتفاق افتاد را برای ما بیان کن. علی(ع) گفت: من حیا می کنم. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: خداوند از حق حیا نمی کند، حضرت فرمود: دیشب من با همسرم رابطه ای داشتم و برای طهارت نیاز به آب پیدا کردم و... اما آبی نیافتم... در این هنگام هاتفی صدا زد: یا علی، سطل را بگیر و غسل کن. آن سطل پر از آب بود و روی آن پارچه ای از ابریشم قرار داشت؛ من غسل کردم و با با آن پارچه به بدنم کشیدم، سپس پارچه را روی سطل گذاشتم و ..... رسول خدا(ص) فرمود: بر تو مبارک باد، تو در حالی صبح کردی که جبرئیل خادم تو بوده است، آن آب نیز از نهر کوثر و سطل و دستمال نیز از بهشت آمده بود و سه بار فرمود: این را جبرئیل به من خبر داد».[1] در روایات دیگر نام آن دو صحابی خلیفه اول و دوم ذکرشده است.[2] درروایت دیگری آمده علی(ع)  در جواب رسول خدا(ص) فرمود: دیشب نیاز به طهارت داشتم .. ولی آبی نیافتم تا اینکه هاتفی من را صدا زد ...[3]
در روایات دیگری که این قضیه آمده، مخصوصا در کتب اهل سنت، اصلا بحثی از جنابت نیست و گفته شده که امیرالمومینن(علیه‌السلام) برای نماز عصر تاخیر کرد و پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) علت تاخیر را پرسید و ایشان پاسخ داد که برای وضو آب نداشتم و ادامه جریان.[4] 

حال با این بیان در پاسخ به آنان می‌گوییم:
اولا: خود این روایات اختلاف دارند و معلوم نیست که امیرالمومنین(علیه‌السلام) چنین سخنی گفته باشد.
دوما: از لحن روایات معلوم می شود که امیرالمومنین(علیه‌السلام) اصلا به دنبال افشای روابط خصوصی خود نبودند و این از نوع بیان حضرت که می‌فرماید «من حیا می کنم»  کاملا روشن است.
سوما: رابطه زناشویی بین زن و مردی که با هم ازدواج کرده اند، یک امر کاملا طبیعی و عادی است و اصلا ازدواج به همین معناست، و اگر مردی بین دوستان خود بگوید من مثلا دیشب غسل جنابت انجام دادم، کسی این عمل را قبیح نمی‌داند، بلکه کاملا عادی با آن برخورد می‌شود، بله اگر به جزئیات رابطه بپردازد و از نحوه معاشقه خود با همسرش بگوید، بسیار زشت و قبیح است و مردان چنین چیزی را برنمی‌تابند، اما در این حد که من دیشب غسل کرده ام چیز بدی نیست.
چهارما: این روایات دال بر فضیلت امیرالمومنین(علیه‌السلام) است، زیرا جبرئیل فرشته مقرب الهی توفیق خدمت به حضرت را پیدا می کند و هیچ یک کسی از اصحاب، حضرت را ملامت نکرده است.

در نتیجه: این روایت و مشابه آن -بر فرض صحت- هیچ نکته منفی خاصی ندارد که بتوان با آن، بر امیرالمومنین(علیه‌السلام) اشکال وارد کرد و عمل حضرت را قبیح دانست.

______________________________________________________________
پی‌نوشت

[1] . حَدَّثَنَا صَالِحُ بْنُ عِيسَى الْعِجْلِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَنْدَةَ الْأَصْبَهَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ حُمَيْدٍ قَالَ حَدَّثَنَا جَرِيرٌ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ أَبِي سُفْيَانَ عَن أَنَسٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ رَجُلَانِ مِنْ أَصْحَابِهِ فِي لَيْلَةٍ ظَلْمَاءَ مُكْفَهِرَّةٍ إِذْ قَالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص ائْتُوا بَابَ عَلِيٍّ فَأَتَيْنَا بَابَ عَلِيٍّ ع فَنَقَرَ أَحَدُنَا الْبَابَ نَقْراً خَفِيّاً إِذْ خَرَجَ عَلَيْنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع مُتَّزِراً بِإِزَارٍ مِنْ صُوفٍ مُرْتَدِياً بِمِثْلِهِ فِي كَفِّهِ سَيْفُ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ لَنَا أَ حَدَثَ حَدَثٌ فَقُلْنَا خَيْرٌ أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ أَنْ نَأْتِيَ بَابَكَ وَ هُوَ بِالْأَثَرِ إِذْ أَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَ يَا عَلِيُّ قَالَ لَبَّيْكَ قَالَ أَخْبِرْ أَصْحَابِي بِمَا أَصَابَكَ الْبَارِحَةَ قَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي لَأَسْتَحْيِي فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ‏ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِ‏ قَالَ عَلِيٌّ ع يَا رَسُولَ‏ اللَّهِ‏ أَصَابَتْنِي‏ جَنَابَةٌ الْبَارِحَةَ مِنْ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ فَطَلَبْتُ فِي الْبَيْتِ مَاءً فَلَمْ أَجِدِ الْمَاءَ فَبَعَثْتُ الْحَسَنَ كَذَا وَ الْحُسَيْنَ كَذَا فَأَبْطَئَا عَلَيَّ فَاسْتَلْقَيْتُ عَلَى قَفَايَ فَإِذَا أَنَا بِهَاتِفٍ مِنْ سَوَادِ الْبَيْتِ قُمْ يَا عَلِيُّ وَ خُذِ السَّطْلَ وَ اغْتَسِلْ فَإِذَا أَنَا بِسَطْلٍ مِنْ مَاءٍ مَمْلُوءٍ عَلَيْهِ مِنْدِيلٌ مِنْ سُنْدُسٍ فَأَخَذْتُ السَّطْلَ وَ اغْتَسَلْتُ وَ مَسَحْتُ بَدَنِي بِالْمِنْدِيلِ وَ رَدَدْتُ الْمِنْدِيلَ عَلَى رَأْسِ السَّطْلِ فَقَامَ السَّطْلُ فِي الْهَوَاءِ فَسَقَطَ مِنَ السَّطْلِ جُرْعَةٌ فَأَصَابَتْ هَامَتِي فَوَجَدْتُ بَرْدَهَا عَلَى فُؤَادِي فَقَالَ النَّبِيُّ ص بَخْ بَخْ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَ خَادِمُكَ جَبْرَئِيلُ أَمَّا الْمَاءُ فَمِنْ نَهَرِ الْكَوْثَرِ وَ أَمَّا السَّطْلُ وَ الْمِنْدِيلُ فَمِنَ الْجَنَّةِ كَذَا أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ كَذَا أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ كَذَا أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ  .ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي( للصدوق) ص227، نشر کتابچی، چاچ ششم، تهران، 1376ش؛ مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، ج‏39 ، ص114، دار احیاء التراث العربی، بيروت، چاپ دوم، 1403 ق؛ العروسى الحويزى، عبد على بن جمعة، تفسير نور الثقلين، ج‏5، ص682، نشر اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، 1415 ق؛ بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، حلية الأبرار في أحوال محمّد و آله الأطهار عليهم السلام، ج‏2، ص224، مؤسسة المعارف الإسلامية، قم، چاپ اول، 1411 ق.
[2]. «كنت عند رسول اللّه (ص) أنا و أبو بكر و عمر في ليلة ظلماء مكفهرة» ابن حمزه طوسى، محمد بن على، الثاقب في المناقب، ص 272، نشر انصاریان ، چاپ سوم، قم، 1419 ق.

[3]. بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر، ج‏1، ص162، نشر مؤسسة المعارف الإسلامية، چاپ اول، قم ، 1413 ق.

[4]. مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر، ج‏1، ص164.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.