اخبارات غیبی امام حسن مجتبی(ع)

11:15 - 1398/02/29

امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) نیز قبل از شهادت خود زمان شهادت، قاتل و نحوه به شهادت رسیدن خود را بیان کردند.

علم غیب

شبهه: برخی از روشن‌فکران کنونی، با این‌که خود را شیعه می‌نامند، اما مهم‌ترین اعتقادات شیعه در مورد امام معصوم را انکار کرده و می‌گویند: امام، علم غیب ندارد و هر کس هم بگوید که امام غیب می‌داند، غلو کرده است و غالی است، روایات علم غیب نیز همگی از غالیان هستند.

پاسخ: اخبار غیبی از تمام ائمه اطهار(علیهم‌السلام) به ما رسیده است که نمی‌توان گفت همه آنها دروغ و از غالیان است. در این مطلب برخی از اخبارات غیبی امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) را بیان می‌کنیم.

شبهه: برخی از روشن‌فکران کنونی، با این‌که خود را شیعه می‌نامند، اما مهم‌ترین اعتقادات شیعه در مورد امام معصوم را انکار کرده و می‌گویند: امام، علم غیب ندارد و هر کس هم بگوید که امام غیب می‌داند، غلو کرده است و غالی است، روایات علم غیب نیز همگی از غالیان هستند.

پاسخ: اگر کسی به منابع روایی شیعه نگاه مختصری داشته باشد، نادرستی و مغرضانه بودن این نظررا به خوبی تصدیق خواهد کرد؛ چرا که در اکثر کتب روایی شیعه اخبار غیبی ائمه اطهار(علیهم‌السلام) نقل شده است و از کتب معتبر بوده و در بین راویان آن‌ها، راوی غالی وجود ندارد و به صرف این‌که این روایت با پیش‌فرض‌های من مخالف است، نمی‌توان آن روایت را از غلات دانست و کنار زد. این اخبار غیبی از تمام ائمه اطهار(علیهم‌السلام) نقل شده است، در مطلب قبلی برخی از اخبارات امیرالمومنین(علیه‌السلام) را بیان کردیم، در این مطلب برخی از اخبارات غیبی امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) را بیان می‌کنیم:

1. خبر دادن از زمان شهادت، قاتل و نحوه به شهادت رسیدن خود. امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «امام حسن(علیه‌السلام) قبل از شهادت خود، به اهل بیت و نزدیکان خود فرمود: من به وسیله سم کشته خواهم شد، همانند رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)؛ این کار توسط همسرم جعده انجام می‌شود، چرا که معاویه او را فریب داده است و...».[1] حتی نقل شده ایشان قضیه تیرباران شدن جنازه خود توسط عایشه را نیز به امام حسین(علیه‌السلام) خبر داد و وصیت کرد که برادرش امام حسین(علیه‌السلام) باید صبر کند.[2]
2. خبر دادن به شهادت امام حسین(علیه‌السلام) و قضایای کربلا. امام صادق(علیه‌السلام)  نقل می‌کند: «روزی امام حسن(علیه‌السلام) نگاهش بر امام حسین(علیه‌السلام) افتاد و به شدت گریه کرد و فرمود: «لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏» 30 هزار نفر که ادعا می‌کنند از امت جد تو هستند به دور تو حلقه خواهند زد، خون تو را می‌ریزند، حرمت تو را هتک می‌کنند، زنان  فرزندان تو را به اسارت می‌برند، در آن روز از آسمان خون می‌بارد، و تمام اشیا حتی وحوش بر تو گریه خواهند کرد».[3]
3. مژده ولادت پسر: امام صادق(علیه‌السلام) از پدران بزرگوارش(علیهم‌السلام) روایت می‌کند: «امام حسن(علیه‌السلام) با پای پیاده از مدینه به طرف مکه در حرکت بود که در بین راه پاهای حضرت ورم کرد. به حضرت گفتند اگر سوار شوی، ورم پایت خوب می‌شود. حضرت فرمود: هرگز سوار نخواهم شد، ولی اگر به منزلی رسیدیم، مرد سیاهی نزد ما می‌آید که روغنی همراه دارد و آن روغن، برای این ورم خوب است. آن را از او بخرید و در قیمت آن چانه نزنید. یکی از دوستان حضرت گفت: در مسیر ما منزلی نیست که کسی در آن این دوا را بفروشد. حضرت پاسخ داد: چرا هست و به راه ادامه داد که آن مرد سیاه پیدا شد. سپس حضرت به غلامش فرمود: نزد او برو و روغن را به قیمتش بخر. مرد سیاه به غلام حضرت گفت: روغن را برای چه کسی می‌خواهی؟ غلام گفت: برای امام حسن(علیه‌السلام) آن مرد سیاه گفت: مرا نزد او ببر. خدمت حضرت رسید و گفت: ای فرزند رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) من از دوست‌داران شما هستم، برای این دارو پولی نمی‌گیرم. ولی از شما تقاضا دارم برایم دعا بفرمایید تا خداوند پسری سالم به من عطا کند که شما اهل‌بیت پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را دوست داشته باشد؛ چون وقتی که از خانه خارج شدم، هنگام زایمان همسرم نزدیک بود. حضرت فرمود: به سوی خانه‌ات برگرد که خداوند متعال به تو پسری سالم عطا کرده است که از شیعیان ما می‌باشد. آن مرد به سرعت به خانه‌اش برگشت و دید که زنش پسری زاییده است. سپس نزد امام حسن(علیه‌السلام) برگشت و از ایشان به جهت این امر، تشکر کرد. و حضرت آن روغن را به پاهای خود مالید و ورم پایش، خوب شد.[4]

______________________________________________________
پی‌نوشت
[1]. راوندی، قطب الدين، سعيد بن هبة الله، الخرائج و الجرائح، مؤسسه امام مهدى، قم، چاپ: اول، 1409 ق، ج‏1، ص 241؛  ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، علامه، قم، چاپ: اول، 1379 ق، ج‏4، ص 8؛ عاملى، محمد بن حسن، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، اعلمى - بيروت، چاپ: اول، 1425 ق، ج‏4، ص21.
[2]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافی، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق، ج‏1، ص: 300؛ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، مؤسسة آل البيت، قم، چاپ: اول، 1409 ق، ج‏3، ص 163.
[3]. ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش، ص 116؛ ابن طاووس، على بن موسى، اللهوف على قتلى الطفوف، ترجمه فهرى، جهان - تهران، چاپ: اول، 1348ش، ص 25؛ عاملی، إثبات الهداة، ج‏4، ص 20.
[4]. الكافی، ج‏1، ص 463؛ وسائل الشيعة، ج‏11، ص 80.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.